انسجام ملی؛ سلاح کارآمد ایران در جنگ تحمیلی سوم
گروه سیاسی دفاعپرس: جنگ جاری علیه ایران را نمیتوان تنها در قالب یک درگیری نظامی تحلیل کرد. واقعیت آن است که این تقابل به یک نبرد همهجانبه میان دو جبهه متضاد تبدیل شده است؛ از یک سو جبههای که خود را مدافع نظم سلطهگر جهانی میداند و از سوی دیگر جبههای که بر پایه گفتمان انقلاب اسلامی و مقاومت شکل گرفته است. به همین دلیل ابعاد این نبرد فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران تعریف میشود و آثار و پیامدهای آن کل منطقه را دربر گرفته است.

در این میان جبهه ایران در سه سنگر اصلی به صورت همافزا در حال فعالیت و مقابله با دشمن است. نخستین سنگر، میدان رزم و نبرد نظامی است؛ جایی که نیروهای مقاومت و مدافعان کشور در خط مقدم مقابله با متجاوزان قرار دارند. ویژگی مهم این میدان آن است که محدود به مرزهای سرزمینی ایران نیست و اضلاع مختلف مقاومت در منطقه با نوعی هماهنگی و اتاق فرماندهی مشترک در آن ایفای نقش میکنند. به همین علت معادله نبرد نیز صرفاً به یک تقابل دو جانبه محدود نمانده و ابعاد منطقهای پیدا کرده است.
اما دومین سنگر که شاید مهمترین پشتوانه این نبرد به شمار میآید حضور مردم در خیابان و صحنه اجتماعی است. آنچه در هفتهها و شبهای گذشته رخ داده نشاندهنده ظهور نوعی انسجام اجتماعی و اراده ملی برای دفاع از کشور بوده است. حضور گسترده مردم با گرایشها و سلایق مختلف در صحنه تصویری متفاوت از جامعه ایران را به نمایش گذاشت؛ تصویری که نشان داد در بزنگاههای حساس، دفاع از کشور و موجودیت ملی به نقطه مشترک همه جریانها و اقشار تبدیل میشود.
این حضور اجتماعی تنها یک نمایش احساسی یا مقطعی نیست بلکه عنصر تولیدکننده قدرت ملی محسوب میشود. خیابان در شرایط فعلی پشتوانه اصلی میدان نبرد است و به رزمندگان و مدافعان کشور مشروعیت، روحیه و قدرت استمرار میبخشد. در واقع اگر میدان نظامی خط مقدم نبرد است، خیابان و اراده مردم، عقبه راهبردی آن به شمار میرود. تجربه بسیاری از جنگها نیز نشان داده است که بدون حمایت افکار عمومی و انسجام اجتماعی، حتی قدرتمندترین توان نظامی نیز در نهایت فرسوده خواهد شد.
در کنار این دو سنگر، دیپلماسی و مذاکره نیز ضلع سوم این نبرد را تشکیل میدهد. در ادبیات روابط بینالملل همواره از جنگ و دیپلماسی به عنوان دو ابزار مکمل برای تأمین منافع ملی یاد میشود. جنگ زمانی آغاز میشود که دیپلماسی به بنبست برسد و مذاکره نیز زمانی معنا پیدا میکند که میدان موقعیت قدرت را ایجاد کرده باشد. از همین رو دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت میدانی و اجتماعی، عملاً فاقد کارایی خواهد بود.
در شرایط کنونی نیز موقعیت دیپلماتیک ایران بیش از هر چیز متأثر از قدرتی است که در میدان و خیابان شکل گرفته است. زمانی که ملت در صحنه حضور دارد و میدان نیز دست برتر را حفظ میکند، امکان مذاکره از موضع عزت و اقتدار فراهم میشود. به بیان دیگر خیابان برای میدان قدرت تولید میکند و میدان و خیابان نیز برای دیپلماسی موقعیت میسازند. این پیوند سهگانه، مهمترین ویژگی راهبردی جبهه ایران در جنگ تحمیلی سوم به شمار میرود.
در چنین فضایی طبیعی است که دشمن نیز تمرکز خود را بر شکستن همین انسجام قرار دهد. هنگامی که در میدان نظامی به اهداف مورد نظر خود دست پیدا نمیکند، تلاش میکند از مسیر جنگ روانی، عملیات رسانهای و اختلافافکنی، وحدت داخلی را هدف قرار دهد. بخشی از روایتسازیها و ادعاهای مقامات آمریکایی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ ادعاهایی که علاوه بر مصرف داخلی با هدف تضعیف روحیه عمومی و ایجاد بیاعتمادی در داخل ایران مطرح میشود.
بر همین اساس مهمترین ضرورت امروز مراقبت از انسجام داخلی و پرهیز از دامن زدن به اختلافات حاشیهای است. هرگونه شکاف در میان نیروهای اجتماعی، سیاسی و رسانهای، میتواند به ابزاری در اختیار دشمن تبدیل شود. تجربه جنگهای بزرگ نشان داده است که بسیاری از شکستها نه در میدان نبرد بلکه در نتیجه فرسایش وحدت داخلی رخ دادهاند.
اکنون بیش از هر زمان دیگری حفظ «وحدت کلمه» شرط اصلی عبور موفق از این مرحله تاریخی است. اگر سه سنگر میدان، خیابان و دیپلماسی بتوانند در امتداد یکدیگر و با هدف مشترک حفظ ایران و تأمین منافع ملی حرکت کنند، امکان دستیابی به پیروزی و عبور از فشارهای دشمن بیش از هر زمان دیگری فراهم خواهد شد.
انتهای پیام/381
