صالحی: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است/ ملت دارای حافظه تاریخی در برابر تند باد حوادث از پای درنمی‌آید

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است و همانطور که روان فردیِ ما بخش ناخودآگاه دارد روح جمعی نیز از بخش ناخودآگاه برخودار است؛ اسطوره‌ها به طور ناخودآگاه روح جمعی را حرکت می‌دهند، اگر فردوسی نبود و شاهنامه را نمی‌داشتیم روح جمعی ما به گونه‌ای دیگر حرکت می‌کرد.
کد خبر: ۸۳۳۹۷۵
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۲۰ - 13May 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، مراسم «شاهنامه و هویت ایرانی» پاسداشت زبان پارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی با حضور سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سید حمید پورمحمدی رئیس سازمان برنامه و بودجه، اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امورخارجه، حجت‌الله ایوبی مشاور وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، معاونان وزارت فرهنگ و جمعی از اهالی ادب در تالار وحدت برگزار شد.

صالحی: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است/ ملت دارای حافظه تاریخی در برابر تند باد حوادث از پای درنمی‌آید

شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است

سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این مراسم با تأکید بر جایگاه بی‌بدیل حکیم ابوالقاسم فردوسی در پاسداری از هویت ایرانی اظهار داشت: فردوسی و شاهنامه، حافظه تاریخی ایران و ستون استوار هویت فرهنگی ملت ایران هستند و ایرانیان از جهات گوناگون خود را مدیون این حکیم بزرگ می‌دانند.

وی با اشاره به فرارسیدن روز بزرگداشت زبان فارسی افزود: در این مناسبت می‌توان تنها به بخشی از خدمات سترگ فردوسی اشاره کرد؛ خدماتی که هر یک نیازمند بحث و بررسی گسترده است. نخستین و مهم‌ترین نقش فردوسی، پاسداری از زبان فارسی و تثبیت آن به‌عنوان زبان ملی ایرانیان پس از اسلام بود. ایران همواره سرزمین زبان‌ها، گویش‌ها و لهجه‌های متنوع بوده، اما این زبان فارسی است که عامل وحدت ملی و ضامن انسجام فرهنگی و سرزمینی کشور به شمار می‌رود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: یکی از ویژگی‌های ممتاز تمدن ایرانی آن است که ایرانیان هنوز می‌توانند متون هزار سال پیش خود را بخوانند و بفهمند؛ امتیازی که بسیاری از ملت‌ها از آن محروم‌اند. این پیوستگی تاریخی و زبانی تا حد زیادی مرهون فردوسی و شاهنامه است؛ زیرا شاهنامه امکان ارتباط زنده با گذشته تاریخی و فرهنگی ایران را فراهم کرده است.

صالحی فردوسی را «فرهنگستان بزرگ زبان فارسی» توصیف کرد و گفت: فردوسی در کشف واژگان، خلق ترکیبات تازه و گسترش ظرفیت‌های زبان فارسی نقشی کم‌نظیر ایفا کرده است. زبان فارسی امروز همچنان بر خوان گسترده فردوسی نشسته و از میراث زبانی و ادبی او بهره می‌برد.

صالحی: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است/ ملت دارای حافظه تاریخی در برابر تند باد حوادث از پای درنمی‌آید

وی با اشاره به ظرفیت‌های ادبی شاهنامه تصریح کرد: شاهنامه سرشار از تصویرسازی‌های بدیع و خلاقانه است. فردوسی در توصیف صحنه‌های نبرد، شخصیت‌ها و روابط انسانی چنان قدرتی در آفرینش تصویر دارد که این اثر را به یکی از درخشان‌ترین نمونه‌های تخیل ادبی در تاریخ زبان فارسی تبدیل کرده است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین تأکید کرد: اهمیت شاهنامه تنها در حوزه زبان و ادب خلاصه نمی‌شود؛ بلکه فردوسی و شاهنامه حافظه تاریخی ایران‌اند. شجره‌نامه ملی و فرهنگی ایرانیان در شاهنامه ثبت شده و ملت ایران به برکت این اثر سترگ، گذشته تاریخی و هویتی خود را می‌شناسد و با آن زندگی می‌کند.

وی خاطرنشان کرد: ملت‌هایی که از حافظه تاریخی برخوردارند، در برابر تندبادها و بحران‌های زمانه مقاوم‌تر و پایدارتر باقی می‌مانند و شاهنامه یکی از مهم‌ترین عوامل استمرار تاریخی و هویتی ایران بوده است.

صالحی در پایان گفت: شاهنامه روایتگر حکمت ایرانی و حکمت خسروانی است؛ حکمتی که هم دارای بنیان نظری و مفهومی است و هم دستورالعمل‌هایی عملی برای زندگی و حکمرانی ارائه می‌دهد. فردوسی این میراث عظیم تمدنی را در قالب روایت‌های شاهنامه حفظ و به نسل‌های مختلف ایرانیان منتقل کرده است؛ از این‌رو ایرانیان نه‌تنها در گذشته، بلکه امروز و در آینده نیز خود را مدیون فردوسی و شاهنامه خواهند دانست.

صالحی در ادامه سخنان خود با اشاره به نگاه رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی به جایگاه فردوسی و شاهنامه اظهار داشت: شایسته است در این محفل فرهنگی، یادی نیز از رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی کنیم؛ شخصیتی که نگاه عمیق و هوشمندانه او به فردوسی و شاهنامه، بخشی مهم از فهم جایگاه این حکیم بزرگ در ایران معاصر به شمار می‌رود.

وی افزود: در سال‌های ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی، به تعبیر خود ایشان ـ و نه تعبیر بنده ـ عده‌ای «حاد»؛ یعنی داغ، هیجانی و کم‌اطلاع، تصمیم داشتند به آرامگاه فردوسی آسیب برسانند. هنگامی که این خبر به ایشان رسید، مرقومه‌ای نوشتند و ارسال کردند و همان اقدام موجب صیانت از آرامگاه فردوسی شد. این رفتار، برخاسته از درکی عمیق نسبت به جایگاه فردوسی در هویت تاریخی و فرهنگی ایران بود.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: رهبر شهید انقلاب اسلامی بارها از فردوسی به‌عنوان «قله شعر ایران» یاد کرده بودند؛ تعبیری که از سوی شخصیتی آشنا با تاریخ، فرهنگ و ادب ایران، معنایی ویژه و عمیق دارد.

وی با جمع‌بندی نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی به فردوسی گفت: نخستین محور در این نگاه، جایگاه زبانی فردوسی است. ایشان در تعابیر مختلف، فردوسی را «خدای سخن» می‌نامند و تأکید می‌کنند: «او زبان محکم و استواری دارد و حقیقتاً پدر زبان فارسی امروز است.» این تعبیر نشان‌دهنده نقش بی‌بدیل فردوسی در استحکام و ماندگاری زبان فارسی است.

صالحی خاطرنشان کرد: دومین ویژگی مورد توجه رهبر شهید انقلاب اسلامی، جایگاه حکمی فردوسی است. ایشان نکته‌ای بسیار دقیق را مطرح می‌کنند و می‌گویند: «ما به کمتر شاعری در تاریخ، حکیم می‌گوییم. ایران سرزمین شعر است و هزاران شاعر داشته، اما نام او حکیم فردوسی است.» این سخن نشان می‌دهد که فردوسی در این نگاه، صرفاً یک شاعر نیست، بلکه حامل حکمت تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران است.

وی ادامه داد: سومین محور، جایگاه اجتماعی شاهنامه در متن زندگی مردم ایران است. رهبر شهید انقلاب اسلامی می‌پرسند: «در کدام خانه، کدام ده و کدام محله، شاهنامه نبود یا خوانده نمی‌شد؟» شاهنامه برای ایرانیان تنها یک اثر ادبی نبوده، بلکه کتابی زنده و جاری در متن زندگی مردم و حافظه مشترک یک ملت بوده است.

صالحی: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است/ ملت دارای حافظه تاریخی در برابر تند باد حوادث از پای درنمی‌آید

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به قدرت هنری شاهنامه تصریح کرد: رهبر شهید انقلاب اسلامی همچنین به قدرت تصویرسازی و خلاقیت زبانی فردوسی توجه ویژه‌ای داشتند؛ همان ویژگی برجسته‌ای که شاهنامه را به اثری بی‌همتا در تاریخ ادبیات فارسی تبدیل کرده است. ایشان در دیدار با گروه نمایش صداوسیما در سال ۱۳۷۰، درباره داستان رستم و سهراب تعبیری بسیار تأثیرگذار دارند و می‌گویند: «خدا می‌داند تا به حال بارها این داستان را در شاهنامه نگاه کرده‌ام، ولی نتوانسته‌ام آن را تا آخر بخوانم؛ حتی نثر آن را هم نتوانسته‌ام تا پایان بخوانم.»

صالحی تأکید کرد: این سخن، عمق اثرگذاری شاهنامه و قدرت شگفت‌انگیز تصویرسازی فردوسی را نشان می‌دهد؛ اینکه چگونه یک شاعر می‌تواند با واژه‌ها، صحنه‌ای بیافریند که مخاطب تاب ادامه آن را نداشته باشد. این همان مینیاتورگری زبان و نقاشی با واژه‌هاست که فردوسی را به قله ادبیات فارسی رسانده است.

وی در پایان گفت: رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی با چنین نگاهی به فردوسی می‌نگریستند؛ نگاهی که فردوسی را نه صرفاً یک شاعر، بلکه روح تثبیت‌شده ایران می‌دانست. یاد فردوسی را گرامی می‌داریم و امیدواریم نفسی که او در جان ایران دمید، همچنان زنده، پایدار و ماندگار باقی بماند.

ایران ما جاویدان است این باور؛ پولادین من است

جلال‌الدین کزازی، استاد برجسته زبان و ادبیات فارسی، در مراسم بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی با بیانی ادیبانه و پرشور، شاهنامه را معیار هویت ایرانی دانست و اظهار کرد: با درودی گرم، از بن جان و دندان، به یکایک شما درود می‌گویم؛ درودی ویژه که سنگ آن را به هر کسی نمی‌زنم.

وی افزود: باور من این است که شما، تک‌به‌تک، ایرانیان ناب و نژاده‌اید؛ زیرا برترین و بی‌چون‌وچراترین سنجه برای شناخت ایرانی راستین، دوستی و دلبستگی به شاهنامه است. همه کسانی که در این آیین گرد آمده‌اند، به پاس باور و ارادتشان به این نامه نامی و گران‌سنگ، در شمار ایرانیان راستین قرار می‌گیرند.

صالحی: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است/ ملت دارای حافظه تاریخی در برابر تند باد حوادث از پای درنمی‌آید

کزازی با تأکید بر نقش بی‌بدیل فردوسی در پاسداری از هویت ملی ایران تصریح کرد: هیچ پروایی ندارم که آشکارا بگویم اگر آن فرزانه بزرگ، در یکی از دشوارترین و سرنوشت‌سازترین برهه‌های تاریخ پرفرازونشیب ایران سر برنیاورده بود و شاهنامه را نمی‌سرود، امروز نه خود را ایرانی می‌دانستیم و نه به این زبان شکرین، شورانگیز و شاهوار پارسی با یکدیگر سخن می‌گفتیم.

این استاد زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: این سخن از سر شیفتگی بی‌پایه به فردوسی، شاهنامه و زبان پارسی نیست، بلکه دیدگاهی استوار بر برهان و پشتوانه دانشورانه است. فردوسی با سرایش شاهنامه، نه‌تنها زبان فارسی را از گزند فراموشی و فرسایش تاریخی حفظ کرد، بلکه روح ایرانی و حافظه تاریخی این سرزمین را نیز زنده نگاه داشت.

کزازی در ادامه سخنان خود در مراسم پاسداشت زبان فارسی با تأکید بر پایداری تاریخی ملت ایران اظهار داشت: ایران ما جاودانه است و این، باور پولادین من است.

وی افزود: ملت ایران در طول تاریخ، بارها از بوته آزمون‌های دشوار، سرنوشت‌ساز و پیچیده عبور کرده و هر بار سربلندتر و شکوهمندتر از گذشته بیرون آمده است. تاریخ ایران گواه آن است که این سرزمین، در برابر تندباد حوادث و سختی‌های روزگار، همواره ایستادگی کرده و هویت و فرهنگ خود را حفظ کرده است.

این شاهنامه‌پژوه ادامه داد: ایرانیان در روزگار کنونی نیز همان روحیه استواری و پایداری تاریخی را با خود دارند و بی‌تردید از آزمون‌های امروز نیز همچون گذشته، سربلند و پرافتخار عبور خواهند کرد.

کزازی تأکید کرد: راز ماندگاری ایران، ریشه‌داشتن در فرهنگی سترگ، تاریخی ژرف و زبان و ادبیاتی است که شاهنامه فردوسی یکی از بلندترین قله‌های آن به شمار می‌رود؛ میراثی که روح امید، پایداری و هویت ایرانی را نسل به نسل زنده نگاه داشته است.

رهاوردِ فردوسی، در معنایی والاتر، بلندنامی ایران است
محمدجعفر یاحقی، استاد زبان و ادبیات فارسی، در آستانه روز پاسداشت زبان پارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و همزمان با برگزاری برنامه «شاهنامه و هویت ایرانی» اظهار داشت: رهاورد کار فردوسی، شاهنامه است؛ اما در معنایی والاتر، بزرگ‌ترین دستاورد او بلندنامی و ماندگاری ایران است.

وی افزود: امروز فردوسی در حقیقت مترادف ایران و ایران مترادف شاهنامه است. هنگامی که از شاهنامه سخن می‌گوییم، در واقع از تمام هویت تاریخی و فرهنگی خویش سخن می‌گوییم؛ هویتی که در لایه‌های این اثر سترگ نهفته است و همه ما، همه فارسی‌زبانان، ایرانیان و آریایی‌تباران، خود را در آن بازمی‌یابیم.

صالحی: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است/ ملت دارای حافظه تاریخی در برابر تند باد حوادث از پای درنمی‌آید

این استاد زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: زبان فارسی نیز یکی دیگر از دستاوردهای بزرگ فردوسی و شاهنامه است؛ زبانی که همچون ظرفی زرین و بلورین، ارزش‌ها، پیام‌ها و مفاهیم بلند شاهنامه را در خود جای داده و آن‌ها را به نسل‌های مختلف منتقل کرده است.

یاحقی با اشاره به فرارسیدن روز پاسداشت زبان فارسی تصریح کرد: کوشش‌های فراوانی صورت گرفت تا این مناسبت با روز بزرگداشت فردوسی پیوند بخورد؛ چرا که فردوسی و زبان فارسی از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند. این دو، پیوندی ناگسستنی با هم دارند و حتی می‌توان گفت در معنایی عمیق، یکی هستند و باید همواره در کنار یکدیگر دیده شوند.

وی خاطرنشان کرد: اگر امروز ما به فرهنگ ایرانی ـ اسلامی خود، که شکل‌دهنده هویت تاریخی و تمدنی ماست، می‌بالیم، بخش بزرگی از این هویت وامدار فردوسی است. او بود که توانست این فرهنگ و هویت را در قالب شاهنامه حفظ و به نسل‌های آینده منتقل کند.

این پژوهشگر ادبی با رد برخی برداشت‌های نادرست درباره فردوسی گفت: متأسفانه عده‌ای فردوسی را در تقابل با اسلام یا فرهنگ اسلامی معرفی می‌کنند، در حالی که این نگاه، خطایی آشکار است. حقیقت آن است که ما هویت ایرانی ـ اسلامی امروز خود را از رهگذر فردوسی و شاهنامه بازیافته‌ایم و این میراث، پیونددهنده ایرانیت و اسلامیت در بستر فرهنگ ایرانی است.

یاحقی در پایان تأکید کرد: زبان فارسی امروز گویای همه مؤلفه‌ها و شاخصه‌های فرهنگی ماست و این زبان از همین مسیر تاریخی به ما رسیده است. زبان فارسی، ظرف شاهنامه است و شاهنامه نیز آمیزه‌ای از فرهنگ ایران و جهان روزگار خویش؛ میراثی ماندگار که همچنان روح و هویت ایرانی را زنده نگاه داشته است.

فردوسی برای سازمان‌ها، کشورها و همه دوران‌ها الگو ارائه می‌دهد

سیدحمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور، در مراسم پاسداشت زبان فارسی با اشاره به جایگاه شاهنامه در هویت ایرانی اظهار داشت: دو ستون سترگ و زرین هویت ایرانی، یکی ایران و دیگری زبان پارسی است. در روزگاری که بسیاری از کشورهای نوپدید هنوز در جست‌وجوی هویت تاریخی، اسطوره‌ای و حماسی برای خود هستند، فردوسی در شاهنامه، تاریخ و حافظه ایرانی را چون فرشی عظیم از سپیده‌دم ازل تا شام ابد گسترانده است.

وی افزود: فردوسی بیش از هزار بار نام ایران را در شاهنامه به کار می‌برد؛ اما ایران در نگاه او صرفاً یک جغرافیا نیست، بلکه هویتی تاریخی، فرهنگی و تمدنی است. در جهان شاهنامه، انسان با کیومرث آغاز می‌شود؛ پادشاهی که در سرزمین ایران فرمان می‌راند و فریدون نیز جهان را میان سه فرزند خود ـ سلم، تور و ایرج ـ تقسیم می‌کند و ایران را به ایرج می‌سپارد؛ سرزمینی که در اندیشه فردوسی، جایگاه خرد، نجابت و دادگری است.

رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور ادامه داد: هنگامی که از ایران سخن می‌گوییم، مقصود تنها مرزهای جغرافیایی نیست، بلکه سخن از حوزه‌ای تمدنی و حافظه‌ای تاریخی است که در جای‌جای این سرزمین و فرهنگ حضور دارد. فرهنگ و حکمت ایرانی، فرهنگی است که حتی آزار رساندن به مورچه‌ای را نیز برنمی‌تابد و همین روح انسانی را می‌توان از فردوسی تا حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی دنبال کرد.

صالحی: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است/ ملت دارای حافظه تاریخی در برابر تند باد حوادث از پای درنمی‌آید

پورمحمدی خاطرنشان کرد: این پیوستگی فکری و فرهنگی نشان می‌دهد که شاهنامه تنها یک اثر حماسی نیست، بلکه ریشه‌ساز بخش مهمی از حکمت، اخلاق و تخیل ایرانی در طول تاریخ بوده است. فردوسی زبان فارسی را به اوج ظرفیت رساند و این زبان را چنان توانمند ساخت که بتواند حماسه، عشق، تراژدی، حکمت و اسطوره را در بالاترین سطح بیان کند.

وی با اشاره به ابعاد تمدنی شاهنامه تصریح کرد: فردوسی تنها از یک قهرمان یا یک نبرد سخن نمی‌گوید، بلکه مسئله اصلی او نظم جامعه، حکمرانی، سرنوشت ملت‌ها و سعادت انسان است. شاهنامه اگرچه سرشار از روایت‌های پهلوانی و اسطوره‌ای است، اما در پسِ این داستان‌ها، دغدغه عدالت، خرد، نظم اجتماعی و بقای تمدن دیده می‌شود و همین ویژگی، شاهنامه را به اثری فراتر از یک حماسه ادبی و به یک متن تمدنی تبدیل کرده است.

رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور با اشاره به جایگاه زن در شاهنامه گفت: در بسیاری از روایت‌های کلاسیک، زنان شخصیت‌هایی منفعل و خاموش‌اند، اما در شاهنامه فردوسی چنین نیست. زن در جهان فردوسی خردمند، فعال، جسور و تصمیم‌گیرنده است. رودابه، تهمینه، فرنگیس و کتایون تنها معشوقه نیستند، بلکه سازندگان پیوندهای بزرگ تاریخی و تمدنی‌اند. عشق در شاهنامه صرفاً احساسی تغزلی نیست، بلکه نیرویی برای زایش قهرمانان، تداوم تاریخ و آفرینش حماسه ایرانی است.

پورمحمدی در بخش دیگری از سخنان خود، شاهنامه را منبعی برای الگوهای مدیریتی و حکمرانی دانست و اظهار داشت: فردوسی برای همه حاکمان و مدیران، دو الگو ترسیم می‌کند؛ یکی کیکاووس، پادشاهی که قدرت دارد اما از خرد بهره چندانی ندارد و دیگری کیخسرو، پادشاهی که قدرت را با خرد، صبر، عدالت و معنویت درهم آمیخته است.

وی افزود: کیخسرو از کودکی در دشوارترین شرایط، صبر و بردباری را می‌آموزد، با خرد و مشورت حکومت می‌کند، تصمیم‌هایش از روی تأمل است و هنگامی که زمان خود را پایان‌یافته می‌بیند، قدرت را واگذار می‌کند. این همان الگویی است که فردوسی برای همه دوران‌ها و همه سازمان‌ها ارائه می‌دهد.

رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور ادامه داد: پیام فردوسی برای همه سرزمین‌ها و زمان‌ها روشن است؛ اگر می‌خواهید کشور، جامعه یا سازمان شما پابرجا بماند، سه نکته را فراموش نکنید: نخست آنکه از داد به سوی بیداد نروید، دوم آنکه انسان‌های بی‌مایه را بر جایگاه اهل فضیلت و هنر ننشانید و سوم آنکه به بهای رنج مردم، برای خود گنج نیندوزید.

وی سپس ابیاتی از شاهنامه را قرائت کرد:

«سر تخت شاهان بپیچد سه کار
نخستین ز بیدادگر شهریار
دگر آن‌که بی‌مایه را برکشد
ز مرد هنرمند برتر نهد
سوم آن‌که با گنج خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند»

صالحی: شاهنامه حافظ اسطوره‌های ایرانی است/ ملت دارای حافظه تاریخی در برابر تند باد حوادث از پای درنمی‌آید

پورمحمدی در پایان با اشاره به جهان‌بینی توحیدی فردوسی گفت: بسیاری از ملت‌ها در جهان اسطوره‌ها از خدایان گوناگون سخن گفته‌اند، اما هنر فردوسی آن بود که ایزدان پراکنده را به «یزدان» یگانه رساند؛ خدایی که نه‌تنها آفریننده جهان، بلکه همواره ناظر، حاضر و فعال در زندگی انسان است.

وی سخنان خود را با دعای پایانی فردوسی به پایان رساند و گفت:

«همی خواهم از کردگار جهان
شناسنده آشکار و نهان
که باشد ز هر بد نگهدارتان
همه نیک‌نامی بود یارتان»

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین