ارتباطات؛ میدان تازه قدرت در سیاست جهانی
به گزارش گروه سیاسی دفاعپرس، امروز، همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی، رسانههای فراملی و فضای مجازی، سیاست بدون ارتباطات عملاً معنایی ندارد. اگر در گذشته قدرت کشورها با تعداد تانکها، موشکها و نیروهای نظامی سنجیده میشد، اکنون توانایی در مدیریت افکار عمومی، شکلدهی به روایتها و اثرگذاری بر ذهن مخاطبان به همان اندازه اهمیت یافته است. در واقع، جهان وارد مرحلهای شده که در آن «جنگ روایتها» گاه از جنگهای میدانی نیز تعیینکنندهتر است.

تحولات ماههای اخیر در منطقه غرب آسیا نمونه روشنی از این واقعیت است. در جریان تنشها و درگیریهای مرتبط با ایران، بخش مهمی از تحولات نه در میدان نبرد، بلکه در عرصه رسانه و ارتباطات شکل گرفت. هر طرف تلاش میکرد روایت خود را به افکار عمومی جهانی تحمیل کند؛ روایتی که بتواند مشروعیت سیاسی ایجاد کند، حمایت داخلی به دست آورد و افکار عمومی بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل، مقامات سیاسی، تحلیلگران، سناتورها و رسانهها به بازیگران اصلی این میدان تبدیل شدند.
در آمریکا نیز ارتباطات سیاسی بیش از هر زمان دیگری به ابزار قدرت بدل شده است. دونالد ترامپ نمونه بارز سیاستمداری است که بخش مهمی از قدرت خود را نه از طریق ساختارهای رسمی، بلکه با استفاده از ابزارها و وسایل ارتباطی همچون بهره گیری از شبکههای اجتماعی به دست آورد و نشان داد که یک پیام در فضای مجازی میتواند بر بازارها، افکار عمومی و حتی تصمیمات امنیتی اثر بگذارد.
در ماجرای تنشهای مرتبط با ایران نیز ترامپ بارها از فضای رسانهای برای ارسال پیامهای سیاسی و امنیتی استفاده کرد؛ پیامهایی که گاه بیش از آنکه برای تهران طراحی شده باشند، مخاطب داخلی آمریکا و فضای انتخاباتی این کشور را هدف قرار میدادند. حتی سیاست خارجی آمریکا نیز بیش از گذشته به عرصه رسانهای تبدیل شده زیرا در آن هر موضعگیری، توییت یا سخنرانی بخشی از یک نبرد ارتباطی بزرگتر محسوب میشود.
البته سناتورهای آمریکایی نیز در این چارچوب نقش مهمی ایفا میکنند؛ در سالهای اخیر بسیاری از مواضع ضدایرانی یا حمایتهای سیاسی از اقدامات منطقهای پیش از آنکه در قالب سیاست رسمی مطرح شوند، از طریق رسانهها، نشستهای خبری و شبکههای اجتماعی از سوی سناتورها بیان شده و آنان تلاش میکنند از طریق فضاسازی رسانهای، بر افکار عمومی و حتی تصمیمات کاخ سفید تأثیر بگذارند. این مسئله نشان میدهد که ارتباطات امروز صرفاً ابزار اطلاعرسانی نیست بلکه بخشی از فرآیند سیاستگذاری و اعمال قدرت است.
از سوی دیگر، جنگ ایران و محور آمریکایی ـ صهیونیستی نیز اهمیت ارتباطات را بیش از پیش آشکار کرد. در این بحران، هر تصویر، ویدئو یا خبر میتوانست بر فضای روانی جامعه و معادلات سیاسی اثر بگذارد. انتشار اخبار لحظهای، روایتهای متناقض و عملیات رسانهای گسترده باعث شد که افکار عمومی به یکی از میدانهای اصلی درگیری تبدیل شود. حتی بسیاری از تحلیلگران معتقدند که در جهان امروز، کشورها برای پیروزی در جنگها باید هم در میدان نظامی و هم در عرصه ارتباطات موفق باشند.
در چنین شرایطی، دیپلماسی نیز ماهیتی ارتباطی پیدا کرده است. بسیاری از مذاکرات، پیامهای سیاسی و حتی تهدیدها و هشدارها، پیش از آنکه در جلسات رسمی مطرح شوند، از طریق رسانهها منتقل میشوند. دولتها تلاش میکنند با مدیریت پیام و تصویر خود، بر روند تحولات اثر بگذارند. به همین دلیل، روابط عمومی، رسانه و دیپلماسی عمومی به بخش جداییناپذیر سیاست خارجی کشورها تبدیل شدهاند.
اهمیت ارتباطات تنها به سطح دولتها محدود نمیشود. امروز افکار عمومی، کاربران شبکههای اجتماعی و حتی اینفلوئنسرها نیز بخشی از معادلات سیاسی هستند. یک هشتگ، یک ویدئوی کوتاه یا یک روایت رسانهای میتواند فضای سیاسی را تغییر دهد و بر تصمیمات سیاستمداران اثر بگذارد. این تحول نشان میدهد که قدرت در جهان جدید، بیش از هر زمان دیگری به توانایی در اقناع، روایتسازی و مدیریت ارتباطات وابسته است.
روز ارتباطات یادآور این حقیقت مهم است که جهان امروز بیش از آنکه با سلاح اداره شود، با «روایت» مدیریت میشود. در عصر جدید، هر کشوری که بتواند پیام خود را بهتر منتقل کند، افکار عمومی را همراه سازد و روایت مسلط را شکل دهد، از قدرت بیشتری برخوردار خواهد بود. به همین دلیل، ارتباطات دیگر یک حوزه جانبی نیست؛ بلکه به قلب سیاست، امنیت و رقابتهای جهانی تبدیل شده است.
انتهای پیام/381
