رسانه ملی؛ «استراتژیست میدان» و «گواه حقیقت»
گروه فرهنگ دفاعپرس- اکبر صفرزاده؛ در روزهای پرفشار پس از ۹ اسفند ۱۴۰۴، هنگامی که حملات هوایی رژیم صهیونیستی و ایالات متحده، ابعاد جدیدی از تهدید را نمایان کرد و خبر شهادت رهبر معظم انقلاب و فرماندهان ارشد، جامعه را در شوکی سنگین فرو برد، رسانه ملی بیش از هر زمان دیگری به یک «سنگر دفاعی» و «مرکز هدایت افکار عمومی» بدل شد. در این دوران، با آغاز آنچه «جنگ رمضان» یا «جنگ تحمیلی سوم» نامیده شد، رسانه ملی نقشی فراتر از اطلاعرسانی ایفا کرد. همافزایی میان مدیریت استراتژیکِ معاونت سیاسی صداوسیما —در قالب برنامههای گفتوگومحور و تحلیلهای ژئوپلیتیک و درخششِ بیوقفهی خبرنگاران در دل تجمعات شبانه و جبهههای مقاومت، یک «اتحاد رسانهای» را رقم زد؛ اتحادی که هدفش، تحمیلِ روایتِ ایستادگیِ ملت بر جهان و مقابله با توطئههای دشمن بود.

در شرایطی که دشمن با هدف قرار دادن اماکن غیرنظامی، از جمله مدرسه میناب، در پی ایجاد آشوب روانی و فروپاشی اعتماد عمومی بود، معاونت سیاسی صداوسیما با درک ضرورت حفظ انسجام ملی، وارد میدانِ مدیریت روایت شد. این مدیریت، بهجای اتخاذ رویکردِ صرفاً واکنشی، مسیر اطلاعرسانی را به سمت «کنترلِ جهتِ روایت» سوق داد تا از تسلطِ ترس و شایعه بر فضای عمومی جلوگیری کند.
بهرهگیری از «برنامههای گفتوگومحور» در شبکه خبر و سایر شبکههای سراسری، بستری فراهم کرد تا حقایق از مسیر مستقیم به مخاطب برسد و روایتهای جعلی، با استدلال و تحلیلهای علمی به چالش کشیده شوند. در این میان، برنامههای تحلیلی به «مرکز فرماندهی روایتها» تبدیل شدند؛ جایی که با حضور کارشناسان و سیاستمداران، ابعاد حملات دشمن، خسارات وارده به زیرساختها و پیامِ پایداری نظام، با دقت و هدفمندی برای مخاطب داخلی و بینالمللی تبیین شد. در این مرحله، رسانه ملی از وضعیت «واکنش» به وضعیت «پیشدستی روایی» رسید؛ یعنی حقیقت، پیش از آنکه دروغِ دشمن در ذهن مخاطب رسوخ کند، از طریق تحلیلهای دقیق و تصاویر واقعی، جای خود را تثبیت کرد. بازتابِ مقتدرانه پاسخهای موشکی و پهپادی ایران به اهداف استراتژیک در اسرائیل و پایگاههای آمریکا در همین چارچوب تعریف شد. در واقع، یکی از بزرگترین دستاوردهای این دوره، حفظِ «مرجعیت رسانه ملی» در برابر عملیات روانی دشمن برای القای ناامیدی بود.
در کنار مدیریت استراتژیک در استودیوها، در سطح شهرها و در دلِ خیابانها، خبرنگاران در حالِ ثبتِ تاریخ بودند. تمرکز اصلی، روایتِ باشکوهِ «تجمعاتِ شبانهٔ مردم» بود. زمانی که دشمن گمان میکرد با حملاتِ هوایی و تهدیدِ تنگه هرمز، میتواند خشمِ ملت را به ترس بدل کند، خبرنگاران با دوربینهای خود، شکوهِ حضور مردم را برای جهانیان روایت کردند.
پوششِ لحظهایِ این تجمعات نشان داد که ملتِ ایران، حتی در تاریکترین ساعاتِ شب و در میانِ غبارِ حملات، برای دفاع از حاکمیت ملی در صفوفِ اول ایستادهاند. خبرنگاران با حضور در میان جمعیت، توانستند حسِ همبستگیِ عمیق را به خانهها منتقل کنند و ثابت کنند که ارادهٔ ملت، بسیار فراتر از توانِ حملات هوایی و تهدیدات اقتصادی دشمن است. گزارشهای مستقیم از جبهههای داخلی، از امدادرسانیهای سریع تا ایستادگی در برابر تهدیدات، تصویری از یک «مقاومت مردمیِ تمامعیار» ارائه داد.
رسانه ملی با نگاهی وسیع و فرامرزی، حضورِ پررنگِ جبهه مقاومت را نیز در کانون توجه قرار داد. خبرنگاران، همزمان با پوشش حماسی وقایع داخلی، گزارشهای مستندی از جبهههای مقاومت در یمن (انصارالله)، لبنان، سوریه و عراق ارائه میدادند.
این پوششِ جامع، پیوندِ ناگسستنیِ میانِ ایران و محورِ مقاومت را در ذهن مخاطب تثبیت کرد. روایتِ همزمان از خشمِ مردم در خیابانهای ایران و ایستادگیِ نیروهای مقاومت در جبهههای دیگر، نشان داد که دشمن با یک «ملتِ واحد» و یک «جبههی منسجم» روبهروست. این همگامیِ خبری، مانع از آن شد که دشمن بتواند با ایجادِ حسِ انزوا، شکافی در ارادهی جبهه ایجاد کند. همچنین، پوششِ دقیقِ نقضهای مکرر آتشبس توسط رژیم صهیونیستی، نقش کلیدی در آگاهسازی افکار عمومی نسبت به ماهیتِ واقعی این دشمن ایفا کرد.
آنچه در این ایامِ دشوار گذشت، ثابت کرد که قدرت یک ملت تنها در سلاحهای نظامی نیست، بلکه در «قدرتِ روایت» و «یکپارچگیِ جبههها» نهفته است. مدیریتِ هوشمندانه در برنامههای گفتوگومحور و درخششِ بیوقفهٔ خبرنگاران، نشان داد که رسانه ملی میتواند همزمان هم «استراتژیستِ میدان» باشد و هم «گواهِ حقیقت». این پوششِ خبری، میراثی خواهد بود که ثابت میکند در برابر توطئههای دشمن، حقیقتِ ایستادگی، همواره راه خود را به سوی پیروزی باز میکند. معاونت سیاسی صداوسیما در «جنگ رمضان» ثابت کرد که رسانه ملی، ستون فقراتِ مقاومت در برابر تهاجمِ همهجانبه است.
انتهای پیام/ 121
