رسانههای غرب عاملی مهم در جبهه جنگ روانی
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دستنشاندهای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همهجانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسلههای پیش از خود تفاوتهای اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک میکند؛ چرا که این انقلاب نجاتبخش نهفقط با یک رژیم دستنشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راههای شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتابهایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمدهاند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمیدارد که میتواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.
آموزش در اینتلیجنس سرویس
در اینجا میکوشم تا رئوس آموزشهایی که طی ۳ سفر به انگلستان در اینتلیجنس سرویس فرا گرفتم را بنویسم آموزش سازماندهی دفتر ویژه این آموزش توسط خود رئیس دفتر ویژه اطلاعات انگلیس و دبیر JIC داده شد. او نخست سازمان و پرسنل خود را روی چارت نشان داد و اجازه یادداشت داد و و س سپس گفت که این فرم در کشور شما ممکن است انطباق کامل پیدا نکند.
توضیحاتی خواستم و پاسخ داد. تصور میکنم بجز شعبه کشورهای مشترک المنافع که در انگلیس وجود داشت بقیه چارت او با ایران انطباق داشت شعبه اخبار و اصله از سازمانهای کشوری شعبه اخبار و اصله از ارتش و نیروهای انتظامی شعبه تحقیق، شعبه اداری و مالی شعبه امنیتی که در انگلیس ۵ - MI و اداره ویژه شهربانی بود و در ایران با ساواک انطباق داشت شعبه اطلاعات که در انگلیس ۶ - MI بود و در ایران با ساواک انطباق داشت.
او سپس درباره جلسات هفتگی I.IC صحبت کرد که اعضاء آن در ایران با رئیس ستاد ارتش رئیس اداره دوم ارتش رئیس ساواک، رئیس شهربانی و فرمانده ژاندارمری انطباق داشت. در انگلیس علاوه بر این وزیر خارجه و رئیس سازمان کشورهای مشترک المنافع هم شرکت میکردند که در ایران محمدرضا گفت: صحیح نیست وزیر خارجه را دعوت کنید. او همه مطالب را شخصاً گزارش میدهد.» رئیس دفتر ویژه انگلیس همچنین درباره نحوه اداره جلسه شورا توسط دبیر شورا رئیس دفتر ویژه و نحوه تهیه صورتجلسه شورا آموزشهایی داد.
آموزش تلخیص و ارزیابی خبر این آموزش مبنای کار دفتر ویژه» را تشکیل میداد که بر اساس آن باید صدها برگ گزارش روزانه ارگانها ارزیابی و تلخیص و فشرده میشد و سپس به اطلاع محمدرضا در انگلیس به اطلاع نخست وزیر و ملکه میرسید. اصل اول این بود که گزارش دفتر بتواند چکیده و خلاصه کلیه گزارشات و اصله باشد. به نحوی که هیچ مسئله اساسی حذف نگردد. در خلاصه نویسی منظور این نیست که تعدادی جملات حذف شود، بلکه منظور این است که متن تلخیص شده دقیقا دارای مفهوم متن اصلی باشد.
اگر این اصل رعایت نشود نام این کار خلاصه نویسی نیست. چندین نمونه توسط استاد مربوطه به من داده شد و فرصت کافی داده میشد تا تلخیص کنم. گاهی استاد میرفت و مجدداً میآمد. چون انگلیسی خوب نمیدانستم قبلا لغاتی را که نمیدانستم از او میپرسیدم. پس از تلخیص استاد متن مرا با جوابی که از قبل داشت مطابقت میداد.
چند بار تصحیح میکردم تا بالاخره مورد قبول واقع میشد. در بازگشت به ایران و تأسیس دفتر ویژه»، بتدریج افسران دفتر در تلخیص گزارشها تسلط عالی پیدا کردند به نحوی که بدون تغییر در مفهوم نسخه اولیه خلاصه آن یک و اضافه نداشت. با وجود این تا تصویب نمیکردم حق درج آن را در گزارش روزانه نداشتند. من دو کار میکردم گاه خلاصه را خلاصهتر میکردم و گاهی خلاصه را حذف میکردم تا اخبار مهمتر در بولتن درج شود.
هر افسر دفتر به طور متوسط ۱۰ سال در دفتر میماند و هر روز حدود ۱۵ خبر را خلاصه میکرد. ساواک گاه بولتنهایی به دفتر ارسال میداشت که به ۵۰۴۰ صفحه میرسید و افسر مسئول آن را به ۱ تا ۱/۵ صفحه تبدیل میکرد و من نیز خلاصه را خلاصهتر میکردم.
اصل دوم ارزیابی خبر بود. استاد انگلیسی تأکید داشت که خبر بدون ارزیابی بی ارزش است. سیستم انگلیسی دو نوع ارزیابی را قبول دارد (صحیح است، صحیح نیست در حالیکه در سیستم آمریکایی ۴) نوع ارزیابی کاملا صحیح است، صحیح است، تا حدی صحیح است، صحیح نیست وجود دارد. بعدها من در ایران یک سیستم بینا بینی را انتخاب کردم و سیستم انگلیسی منطبق با وضع ایران به نظرم نرسید.
چه بسا که رئیس یک سازمان در ملاقات با محمدرضا اشاره به خبر ارسالی خود میکرد و اگر دفتر نفرستاده بود تولید اشکال مینمود. مواردی پیش آمد که به چنین مشکلاتی برخورد کردم، زیرا هر کسی هر چه میفرستاد انتظار داشت به اطلاع محمدرضا برسد. به هر حال استاد انگلیسی جزئیات ارزیابی را آموزش داد.
سازمانی که خبری را با ارزیابی صحیح است» میفرستد باید بداند که این خبر را که داده، آیا خود او دیده یا شنیده و یا مدرکی را مطالعه کرده؟ اگر خود او منبع اولیه خبر است چگونه خبر را کسب کرده و آیا شرایط کسب خبر صحیح بوده؟ مثلا اگر شیء ریزی را دیده دقیقاً دیده یا گذرا؟ از فاصله یک متری دیده یا ۱۰ متری و اگر خبر را از رفیقش شنیده خصوصیات این رفیق چیست؟ مورد اعتماد است یا نه؟ دقیق است یا نه؟
استاد انگلیسی سپس اخباری را در اختیار من میگذارد و من باید با پرسش از او خبر را ارزیابی کنم. یک روز به وی گفتم که سیستم آمریکایی که در دانشگاه جنگ ایران تدریس میشود، چنین نیست. گفت: میدانم ولی غلط است. برای مثال وقتی فرمانده یک لشکر میخواهد به فلان نقطه حمله کند و از سازمان اطلاعاتی خود و یا رده بالاتر میپرسد که استعداد نیروهای دشمن در فلان نقطه چیست؟
اگر جواب این باشد که حدود یک دسته برآورده میشود با ارزیابی امکان صحت دارد در چنین شرایطی تکلیف فرمانده لشکر چیست؟ اگر او بپذیرد که یک دسته است و یک گروهان تقویت شده برای حمله بفرستد و پس از پیشروی از آتش سلاح دشمن معلوم شود که یک دسته نیست بلکه یک گروهان است، حمله بدون موفقیت و با تلفات سنگین ناکام میماند. این اشتباهی بود که آمریکاییها در جنگ دوم به کرات مرتکب شدند و علت آن فقط ارزیابی نادقیق بود. پس برای تصمیم گیرنده باید به صراحت گفت که خبر صحیح است یا صحیح نیست.
آموزش حفاظت این آموزش حفاظت پرسنل و حفاظت اماکن و حفاظت اسناد را در بر میگرفت. حفاظت پرسنل بدان معنی است که آیا فرد در هر رده، ولو اتاقدار، سوابق مضره سیاسی دارد یا نه؟ خصال و صفات بد او کدامند؟ آیا میتوان به او اعتماد کرد یا نه؟ همه این اطلاعات در فرم تحقیق چاپ میشود و مسئول تحقیق مربوطه باید پر کند. حفاظت اماکن بدان معنی است که سازمان چگونه باید خود را حفظ کند.
مسلماً یکی از انواع حفاظت اماکن حفاظت فیزیکی است مانند نصب میلههای آهنی پشت پنجرهها و نظایر آن دیگری حفاظت انسانی است، یعنی گماردن نگهبان سوم حفاظت الکترونیکی یعنی استفاده از دستگاههای مخصوص و تلویزیون مدار بسته و ... در زمینه حفاظت اسناد استاد انگلیسی آموزش میداد که اسناد طبقه بندی شده باید در کجا نگهداری شود.
صندوق آهنی با قفل رمز بهترین وسیله است و این صندوق نیز باید در اتاق محفوظ با درب و حفاظ آهنی پنجره نگهداری شود و در مواقعی که مسئول مربوطه نیست باید در اتاق قفل باشد و هر هفته نیز رمز صندوق عوض شود و غیره.
آموزش تحقیق چنین آموزش داده شد که وقتی میخواهید موضوعی را تحقیق کنید نخست موضوع را دقیقاً کلمه به کلمه بخوانید و بر روی یک برگ موارد و منابع تحقیق را بنویسید. بدین ترتیب، طرح اولیه تحقیق بدست میآید. بر اساس این طرح اولیه تحقیق را شروع میکنید اسناد را میبینید با اشخاص ملاقات و مصاحبه میکنید، اماکن را بازرسی میکنید و ... در این مرحله از تحقیق سؤالات جدیدی پیش میآید.
این سوالات و ابهامات را یادداشت میکنید و به همین ترتیب آنقدر به تحقیق ادامه میدهید تا هیچ نکته مبهمی باقی نماند. بدین ترتیب طرح نهایی تحقیق به دست میآید. ممکن است این راه بسیار طولانی شود، ولی با ارزش است، زیرا هر سؤالی شود پاسخ آن در طرح نهایی مندرج است. طرح اولیه و گزارش تحقیق باید ضمیمه طرح نهایی نگهداری شود ولو از آن رفع نیاز شده باشد.
ه گزارش نویسی در این زمینه چنین آموزش داده شد استاد انگلیسی مطالبی راجع به یک موضوع میداد و میگفت که بر اساس این مطالب یک گزارش مفصل و جامع تهیه کنید. سپس بسته به مقامی که گزارش برای او تهیه میشود، آن را تلخیص نمایید. توضیح داده شد که مثلا برای ارجاع به مقامات قضائی باید جزئیات در گزارش باشد و کلیه اسنادی که میتواند مورد استفاده مقام قضائی قرار گیرد نیز ضمیمه شود.
آموزش شبکههای پنهانی در این زمینه رئیس دفتر ویژه انگلیس آموزش و توضیح داد که دفتر ویژه در واقع مغز اطلاعاتی کشور است و باید به طور مستقل از جامعه و از همه ارگان ها، حتی ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی کشور و حتی ضد اطلاعات ارتش شناخت و ارزیابی داشته باشد تا بتواند مرکز سیاسی کشور را در برابر خطرات احتمالی از سوی این ارگانها و نیز فساد و یا انحرافات و ... مطلع و مصون نگه دارد.
بنابر این، دفتر ویژه تنها یک مرکز پاسیف (منفعل گردآوری خبر نیست، بلکه در در عین حال یک مرکز «أکتیف» (فعال) است. بر این اساس انواع شبکههای ضرور و نوع سازماندهی آن آموزش داده شد. در مراجعت به ایران مراتب به اطلاع محمدرضا رسید و بدین ترتیب در اطراف دفتر ویژه اطلاعات شبکههای مستقل اطلاعاتی مانند شبکه صفاپور ایجاد شد.
قاعدتاً همین سیستم در انگلیس نیز موجود است و بر دستگاههای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی و امنیتی این کشور شبکههای پنهان نظارت دارند، زیرا طبق اصل اطلاعاتی انگلیسیها که آموزش داده شد. جمع آوری اطلاعات از یک هدف از یک راه کامل نیست و اگر از ۲ یا ۳ راه انجام شود کاملتر خواهد بود.»
آموزشهای فوق مربوط به سفر اول بود که دوره دفتر ویژه را دیدم. در سفرهای دوم و سوم نیز آموزشهایی داده شد که ذیلا مینویسم: آموزش استخدام و عضویابی این آموزش توسط یک مقام کارگزینی ۶ - MI در دو جلسه داده شد. اجازه یادداشت برداری خواستم و با وجودی که برخی موارد از اسرار دستگاه بود اجازه داد.
در زمینه استخدام چنین آموزش داده شد: در موقع استخدام سن نباید کمتر از ۲۲ سال باشد. برای استخدام فرد باید ۲ معرف از سرویس داشته باشد و معرفها نباید مقامشان کمتر از رئیس اداره (Section) باشد. افراد پایینتر از رئیس اداره میتوانند پیشنهاد استخدام فردی را ارائه دهند ولی باید او را به رئیس اداره معرفی کنند و اوست که فرد را به سرویس پیشنهاد میدهد.
پس از اینکه فرد معرفی شده جایز شرایط کلی ارزیابی شد کارگزینی دستور تحقیقات کامل سیاسی و غیر سیاسی میدهد. در ۶ - MI اداره کلی مانند اداره کل چهارم ساواک مسئول این تحقیقات است. تحقیقات طبق فرم چاپی انجام میشود.
استاد انگلیسی یک نمونه از فرم تحقیق را به من داد که موجب شگفتیام شد، زیرا معمولاً انگلیسیها چنین کاری نمیکنند و معلوم بود که مجاز به تحویل بوده است. این فرم فوق العاده کامل بود و معلوم بود طی دهها سال بتدریج کامل شده در بازگشت به ایران آن را به سروان خداداد، مسئول کارگزینی ساواک دادم و خواستم که طبق آن فرم استخدام شود. به خاطر دارم که تعدادی از مواد مقدور نبود و استخدام را خیلی مشکل میکرد و لذا در فرم ساواک حذف شد. اصل فرم در کارگزینی ساواک موجود بود.
فرم مذکور پس از تحقیقات به کارگزینی عودت داده میشد و صراحتاً اظهار نظر میگردید که قابل استخدام هست یا نیست. اگر قابل استخدام بود، فرد به کارگزینی احضار و مدارک لازم اخذ و استخدام آزمایشی میگردید. مقام تصویب کننده استخدام مانند مدیر کل یکم ساواک بود.
دوره استخدام آزمایشی ۲ سال است که طی آن یک سال آموزش میبیند و یک سال نیز کارهای متفرقه به او ارجاع میشود و مقامات مربوطه درباره نحوه کار او نظر میدهند بد، متوسط خوب خیلی خوب فرد در طول ۲ سال آزمایشی موظف است مانند یک کارمند رسمی در در اداره حاضر شود و ۸ ساعت کار در روز انجام دهد و حقوق کامل رتبه مربوطه را نیز اخذ خواهد کرد.
پس از پایان دوره ۲ ساله پرونده فرد در شورایی مطرح میشود و استخدام او تصویب یا رد میگردد. اگر رد شد با محاسبه این ۲ سال فرد به سازمان دیگری معرفی میگردد که موظف به استخدام دائم فرد هستند. در ساواک این دوره آزمایشی عملی نبود و لذا با تصویب شورایعالی ساواک اجرا نشد.
در مورد بازنشستگی چنین توضیح داده شد: در ۶ - MI سن بازنشستگی ۶۰ سال است، زیرا بازنشستگی پرسنل در این سن شانس بیشتری برای استخدام جوانان فراهم میآورد. حقوق بازنشستگی کی حقوق زمان خدمت است و از این حقوق ۱۰ بابت مالیات کسر میشود. بنابر این اگر مثلا حقوق
فردی در زمان خدمت ۹۰ پوند بود. در زمان بازنشستگی با کسر مالیات ۵۴ پوند به وی پرداخت میشد. ولی پرسنل پس از بازنشستگی عاطل نمیمانند و با کمک سرویس جذب مشاغل عالی میشوند. بعلاوه خود سرویس نیز در صورت تمایل فرد برخی خدمات به او محول میکند.
مانند سر مأمور در یک کشور با پوشش رئیس شرکت تجاری و ... در مورد میهما ندارم در سفر انگلیس توضیح دادم که همه مأمورین بازنشسته ۶ - MI بودند و در مقابل این میهمانداری پاداش دریافت میکردند. فرد فوق ۵۵ پوند حقوق بازنشستگی دریافت میکرد که پس از کسر مالیات ۴۹/۵ پوند برایش میماند؛ لذا همسر او مجبور بود تعدادی کودک را در خانه اش آموزش دهد و خود مرد هم از طریق میهمانداری برای ۶ - MI درآمدی کسب کند.
احتمالاً برای هر میهمانداری مبلغی حدود ۲۰ پوند به او پرداخت میشد و در مجموع از زندگی خود راضی بود. البته باید توضیح دهم که در کشورهایی مانند انگلیس بیمههای مختلف (بخصوص بیمه پزشکی) کمک فوق العادهای است و به همین دلیل مردم میتوانند با حقوق کم زندگی کنند.
میهماندار من مأمور رده پایین ۶- MI بود، ولی رئیس خاورمیانه که مقام عالیر تبه محسوب میشد و در آستانه بازنشستگی بود با خوشحالی میگفت که قرار است رئیس یک شرکت بازرگانی در سنگاپور شود. افرادی که ضمن خدمت در ۶ - MI معلومات گستردهای پیدا میکنند جذب دانشگاهها میشوند و بخصوص آکسفورد از آنها استقبال میکند. خانم لمبتون نمونه معروفی است که بزرگترین ایران شناس انگلیسی محسوب میشود.
در ۶ - MI مهرههای مهم و پنهانی سازمان eminence grise» خوانده میشوند. اصل موروثی بودن یک اصل مهم در جذب این مهره هاست و کمتر به دنبال افراد آزمایش نشده میروند. آنها فردی مانند قوام شیرازی را پیدا میکنند که لابد فرد مناسبی برای سیاست روز انگلیسیها بوده اگر مال و مقام داشته که فبها و اگر نداشته به او میدهند و آنگاه این نقش در این خانواده موروثی میشود. فرمانفرما را در نظر بگیریم که حدود ۳۰ فرزند داشت.
اگر هر فرزند او به طور متوسط ۲ فرزند داشت در دوران محمدرضا حداقل ۹۰ (۶۰ + ۳۰) مأمور مسن و جوان انگلیس فقط از نسل او بود که همه متنفذ بودند و یا خود شاپور جی را در نظر بگیریم که پدر او جاسوس رده اول انگلیس و کسی بود که روی نظراتش حساب میشد؛ و یا خان اکبرها را در نظر بگیریم که پدران آنها مأمورین طراز اول انگلیس در اواخر قاجاریه بودند. البته انگلیسیها مأمور جدید نیز با معرفی افراد مورد اعتماد جلب میکنند و به لیست اشرافیت اطلاعاتی خود اضافه میکنند. مثلا عباس آرام از وابستگان انگلیس مدتها وزیر خارجه بود.
موقعی که او سفیر در ژاپن شد هوشنگ انصاری کارمند محلی سفارت ایران بود. آرام تشخیص داد که انصاری فرد مناسبی است و او را به انگلیسیها معرفی کرد. بدین ترتیب انصاری ناگهان وزیر اطلاعات سفیر ایران در آمریکا وزیر دارایی مدیر عامل شرکت نفت شد و جزء کاندیداهای نخست وزیری بود که انقلاب رخ داد. شاپور جی از سال ۱۳۳۳ استاد زبان انگلیسی در دانشگاه جنگ بود. چرا او به این کار اشتغال داشت؟
مسلماً برای شناسایی زیدگان ارتش و بنابر این او یک نشانگر درجه اول بود. او با افسران مستعد و آینده دار طرح دوستی میریخت بدرد بخورها را انتخاب میکرد تماس میگرفت آماده میکرد تحقیق میکرد و پس از تصویب مرکز ۶ - MI آن افسر مأمور انگلیسیها میشد و بتدریج به مقامات عالی میرسید. بنابر این نشان کردن نیز از اصول اساسی فعالیت انگلیسیها است، ولی برای اطمینان صددرصد رویه خانوادگی و مهره گیری از درون اشرافیت اطلاعاتی خود را ترجیح میدهند.
آنچه گفتم به این صراحت در آموزش ۶ - MI نبود بلکه حاصل صحبتهای طولانی با شاپور جی و رئیس ۶ - MI سفارت و سایرین و ثمره تجربه چندین ده ساله من است. آموزش اطلاعات و ضداطلاعات این آموزش توسط یک استاد انگلیسی داده شد. او میگفت که قبلا مدتی در ایران کار میکرده و فقط با اداره کل هشتم ساواک تماس داشته و میگفت که از آغاز در همین رشته تخصص داشته است.
مفاد این آموزش به شرح این بود: هر جا که به کلمه اطلاعات برخورد شد منظور همیشه اطلاعات خارجی است و هرگاه این اطلاعات فقط در زمینه نظامی باشد اصطلاح اطلاعات نظامی» به کار میرود. کسب اطلاعات خارجی از دو طریق انجام میشود از طریق برون مرزی و از طریق پایگاه در کشور هدف درباره برون مرزی در بحث پیرامون پایگاههای برون مرزی اسرائیل در ایران توضیح خواهم داد.
پایگاه در کشور هدف تقریباً مانند پایگاه برون مرزی است و باید دارای پوشش باشد، مثلا یک مغازه در شمال ایران - MI چنین پایگاههایی را به وسعت در ایران ایجاد کرده بود که در آینده توضیح خواهم داد. ایجاد پایگاه در کشور هدف میتواند از طریق سفارت هم باشد، مثلا یک وابسته نظامی کشور دوست انگلیس در ایران مثلا ترکیه یا پاکستان ممکن است به ستاد ارتش ایران دعوت شود، پس او محل ساختمان را میبیند. ممکن است با مقاماتی در ستاد ملاقات کند، پس نام و مقام و درجه و تا حدودی روحیات آنها را میشناسد.
ممکن است در رژه نظامی شرکت کند، پس تعداد واحدها، تعداد تقریبی نفرات انواع سلاح ها، وضع افسران سربازان و ... را میبیند. او به یک میهمانی شام دعوت میشود، پس طی میهمانی در جریان بسیاری گفتوگوها و بحثها قرار میگیرد. همه اینها برای وابسته نظامی اطلاعات محسوب میشود، ولی اطلاعاتی که از طریق علنی کسب میکند. بعلاوه مطبوعات و رسانهها و مردم کوچه و بازار هم مطالب زیادی دارند که همه و همه اطلاعات» است، ولی اطلاعات علنی استاد انگلیسی براهمیت این اطلاعات علنی تأکید کرد و گفت که حتی طبق گفته متخصصین طراز بالای سیا» ۹۵ اطلاعات مورد نیاز سیا» از همین اطلاعات علنی تأمین میشود و تنها ۵ اطلاعات طبقه بندی شده است.
ولی همین وابسته مفروض نظامی اگر بخواهد به یک سند طبقه بندی شده ارتش کشور هدف دست پیدا کند و مثلا یک افسر بومی را با پول تطمیع کند، این عمل او از دید کشور هدف جاسوسی است و لو رفتن آن بسیار خطرناک و شاید ارزش سند طبقه بندی شده بسیار کمتر از ارزش اطلاعاتی باشد که او از مجاری علنی کسب میکند. بنابر این ربودن مدارک و کسب اطلاعات غیر علنی فقط باید در مسائل خیلی مهم صورت گیرد.
بنابر این مأمورین ۶ - MI که در پوشش وابستگان سفارت انگلیس یا سفارتخانههای دوست اعزام میشوند باید دوره اطلاعات و ضد اطلاعات را در ارتش ببینند. دوره اطلاعات به فرم توجیه است نحوه برخورد و دوست یابی شرکت در رژههای نظامی یا میهمانیها به راه انداختن میهمانی و دعوت از مقامات یا دوستان بررسی دقیق روزنامهها و مجلات و رادیو و تلویزیون اطلاع از مسائل مردم کوچه و بازار و بحثها و ... و ... خلاصه، یک مأمور باید بسیار فعال و زیرک و دارای شم قوی و قدرت ارتباط گیری بالا باشد. البته همین نوع کسب اطلاعات در برخی کشورها مانند اروپای شرقی و شوروی نیز بسیار مشکل است ولی همیشه چیزی عاید میشود.
در دوره ضد اطلاعات که اگر فشرده و خصوصی باشد ۳ ماه کافی است ولی اگر از طریق کلاس باشد ۹ ماه است حفاظت پرسنل و اسناد و ساختمان جاسوسی برای بدست آوردن مدارک سری شامل جستوجو نشان کردن انتخاب استخدام توجیه مأمور و تمرین عملی و ضد جاسوسی آموزش داده میشود.
تفاوت ضد اطلاعات و ضد جاسوسی در چیست؟ انگلیسیها اطلاعات را Intelligence و ضد اطلاعات را Counter - Intelligence جاسوسی را Espionage و ضد جاسوسی را - Counter مینامند. همه اطلاعاتی که به طریق علنی کسب میشود مانند شرکت در Espionage میهمانیها و رژهها و کسب خبر از افواه عمومی و رسانه ها) اطلاعات است. کسب اطلاعات جنبه تهاجمی دارد، یعنی برای کسب آن باید به محلهایی رفت و مشاهداتی نمود. ولی ضد اطلاعات جنبه تدافعی دارد یعنی مجموعه اقداماتی است که برای جلوگیری از درز اطلاعات به دشمن صورت میگیرد.
دستگاهی است که میخواهد اطلاعات کس کند هجوم و دستگاهی است که میخواهد مانع درز اطلاعات شود دفاع حال چه تفاوتی میان اطلاعات و جاسوسی ضد اطلاعات و ضد جاسوسی است؟ در عمل هیچ تفاوت در نامگذاری است و در اینکه چه عملی جاسوسی تلقی شود. چه بسا کسب اطلاعات علنی نیز از دید یک کشور جاسوسی باشد، مثلا اظهارات رئیس یک کشور که در مطبوعات چاپ شده، اگر توسط مأمور سفارت نوشته شد و به دست مأمورین کشور هدف افتاد عمل او ممکن است جاسوسی تلقی شود.
آموزش دیگری که توسط استاد انگلیسی داده شد آموزش ضد براندازی بود. او میگفت که بدوا باید نارضایتی عمومی را در پایینترین سطح ممکن نگه داشت تا تعداد افرادی که به علت نارضایتی وارد شبکههای سازمانهای منحرف شدهاند به حداقل برسند. سپس دستگاه اطلاعاتی باید مأمورین نفوذی را در سازمانهای منحرف نفوذ دهد، بهترین مأمورین نفوذی کسانی هستند که در سازمان هدف سابقه فعالیت دارند و با روحیات و فرهنگ اعضاء سازمان آشنا هستند. روشهای دیگر مانند تعقیب و مراقبت استفاده از ادوات فنی و استراق سمع و ... نیز توضیح داده شد.
استاد انگلیسی همچنین توضیح داد که برای کشورهایی مثل ایران که اطلاعات خارجی آنها را سیا» یا ۶ - MI تأمین میکند سازمان مستقل اطلاعات خارجی ضرورتی ندارد؛ لذا در ساواک تنها ۲ اداره کل برای این کار در نظر گرفته شد اداره کل دوم برای کسب اطلاعات خارجی و اداره کل هفتم برای بررسی اطلاعات خارجی).
یکی دیگر از مفاد آموزش جنگ روانی (Psychological War) بود. آموزش جنگ روانی از تجربیات جنگ جهانی دوم اقتباس شده و به صورت آیین نامههایی در آمریکا و انگلیس تدریس میشود. منظور از جنگ روانی تضعیف دشمن از طریق رادیو، مطبوعات شبکههای شایعه پراکنی پخش اعلامیه بر روی مناطق آسیب پذیر دشمن و ... است. هدف این است که روحیه دشمن به حداکثر ممکن تضعیف شود. گفته شد که در جنگ دوم چه بسا جنگ روانی اهمیت بیشتری از عملیات نظامی ایفاء میکرد و لذا در ارتشهای آمریکا و انگلیس از طریق تعلیم متخصصین جنگ روانی تیمهای ویژه ایجاد شد و معمولا در رده ارتش و سپاه یک یا چند تیم جنگ روانی نیز وارد عمل میشدند.
۶ - MI و سیا» این تجربیات را وارد فعالیتهای اطلاعاتی و سیاسی کردند و با آموزش متخصصین جنگ روانی» در ارتش از آن در عملیات خود بهره میگیرند. بخصوص در جنگ سرد با شوروی جنگ روانی» اهمیت فوق العاده پیدا کرد و جایگاه خاصی در سرویسها کسب نمود. حال که بحث در مسئله جنگ روانی است مفید است که درباره بنگاه BBC انگلستان هم توضیح دهم.
بر خلاف تصور رایج رادیوی.. توسط ۶- MI اداره نمیشود و اصولاً ۶ - MI در چنین ردهای نیست که BBC را اداره کند... یک سازمان محدود و تخصصی است که توسط یک کمیسیون عالی اداره میشود. در این کمیسیون برجستهترین کارشناسان سیاست خارجی انگلیس اکثراً در رده نمایندگان مجلس عضویت دارند.
ولی طبعاً این به معنای استقلال ارگان فوق نیست، بلکه دقیقاً BBC خود یک ارگان مهم سیاست گزار در مجموعه نهادهای سیاسی انگلیس است و مسلماً در هماهنگی با ۶-MI عمل میکند و در کمیسیون عالی آن یک یا دو نماینده ۶ - MI حضور دارند. در رابطه با هر کشوری که برنامه پخش میشود نیز دارای کمیسیون تخصصی است. بنابر این اگر گاه تعارض یا ناهماهنگی میان سیاست BBC رسمی دولت فعالیتهای ۶ - MI و مواضع.. مشاهده شود.
این به معنای تفاوت نظرهای کارشناسی است. اصولاً سیستم انگلیسی غیر متمرکز بودن و درحد اعلا تخصصی بودن، به همین معناست که با سیستم کاملا متمرکز روسها مطابقت ندارد. رادیوی صدای آمریکا نیز همین وضع را دارد و یک ارگان تخصصی سطح بالاست. نکته قابل توجه دیگر، که در چارچوب آیین نامه جنگ روانی قرار دارد این است که مسلماً در شرایط خاص و در موارد مهم کمیسیون عالی BBC اجازه بخش اخبار ساختگی را میدهد، چون در سطح جهانی این طرز تفکر را ایجاد کردهاند که مطبوعات و رسانهها کاملا آزادند و مسئول مدیر روزنامه یا نویسنده مقاله است و نه دولت مربوطه.
انتهای پیام/ 161
