خیابان علیه کودتا
گروه سیاسی دفاعپرس _ شایان مرزایی؛ جنگ ۴۰ روزه ایران با آمریکا و اسرائیل فقط یک تقابل نظامی کلاسیک نبود. اگرچه موشکها، پهپادها و حملات سایبری بخش مهمی از این نبرد را تشکیل میدادند، اما لایه عمیقتر جنگ در حوزه ادراک، روان جامعه و کنترل خیابانها جریان داشت. در چنین شرایطی، حضور مردم در صحنه اجتماعی و ماندن آنان در خیابانها، به یک مؤلفه امنیتساز و حتی بازدارنده تبدیل شد؛ مسئلهای که اخیراً سپاه پاسداران نیز در بیانیه خود به آن اشاره و از مردم بابت «در صحنه ماندن» تقدیر کرد.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که مواضع مقامات آمریکایی، بهویژه دونالد ترامپ، مورد توجه قرار گیرد. ترامپ در بحبوحه جنگ بارها با ادبیاتی خاص خطاب به مردم ایران سخن گفت؛ از یک سو ادعا میکرد حملات آمریکا برای «حمایت از مردم ایران» انجام میشود و از سوی دیگر به مردم توصیه میکرد در خانه بمانند تا بعداً اعلام شود چه زمانی میتوانند به خیابانها بازگردند. این ادبیات، صرفاً یک توصیه امنیتی ساده نبود، بلکه بخشی از یک عملیات روانی و سیاسی گستردهتر محسوب میشد؛ عملیاتی که هدف آن، خالی کردن خیابانها، ایجاد حس فروپاشی، القای بیثباتی و در نهایت شکلدهی به یک شکاف عمیق میان مردم و حاکمیت بود.
در بسیاری از جنگهای جدید، تسلط بر خیابان به اندازه تسلط بر میدان نبرد اهمیت دارد. تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که قدرتهای خارجی معمولاً تلاش میکنند همزمان با فشار نظامی، فضای داخلی کشور هدف را نیز دچار آشوب و بیثباتی کنند. به همین دلیل، جنگ مدرن صرفاً با بمباران و حمله مستقیم تعریف نمیشود؛ بلکه ترکیبی از جنگ رسانهای، عملیات روانی، فشار اقتصادی و تحریک اجتماعی است. در چنین شرایطی، خیابان به میدان اصلی جنگ روایتها تبدیل میشود.
از همین منظر است که میتوان سخنان رهبر شهید انقلاب درباره وقایع ۱۸ و ۱۹ دی را بهتر فهم کرد؛ جایی که ایشان از تعبیر «کودتا» استفاده کردند. منظور از کودتا در اینجا صرفاً یک حرکت نظامی کلاسیک نبود، بلکه تلاشی برای تغییر موازنه قدرت از طریق آشوب اجتماعی، ایجاد بیثباتی روانی و فروپاشی انسجام داخلی بود. در واقع، دشمن تلاش داشت از فشار خارجی و التهاب داخلی بهصورت همزمان استفاده کند تا جامعه را وارد مرحلهای از بیاعتمادی و فروپاشی تدریجی کند.
اما آنچه این معادله را بر هم زد، حضور مردم در صحنه بود. برخلاف انتظارات آمریکا و اسرائیل، خیابانهای ایران خالی نشد. مردم در مراسمها، تجمعها، فعالیتهای روزمره و حتی در حمایتهای اجتماعی و امدادی حضور داشتند. این حضور، تنها یک واکنش احساسی یا نمادین نبود؛ بلکه پیامی سیاسی و امنیتی داشت. پیام آن روشن بود: جامعه ایران، علیرغم فشار جنگ، تحریم و تهدید، وارد فاز فروپاشی مورد انتظار دشمن نشده است.
در واقع، اگر خیابانها خالی میشد و فضای عمومی کشور به سمت ترس و تعطیلی کامل حرکت میکرد، دشمن میتوانست این وضعیت را بهعنوان نشانهای از شکست انسجام داخلی ایران تفسیر کند. حتی این احتمال وجود داشت که فشارهای خارجی با هدف «حمایت از مردم» تشدید شود و زمینه برای اقدامات گستردهتر سیاسی و امنیتی فراهم شود. اما حضور مردم، این سناریو را ناکام گذاشت و اجازه نداد پروژه «فروپاشی سریع» به نتیجه برسد.
بیانیه اخیر سپاه نیز دقیقاً از همین زاویه قابل تحلیل است. وقتی از مردم بابت حضور در خیابانها و حفظ فضای اجتماعی کشور تقدیر میشود، در واقع به این نکته اشاره دارد که امنیت ملی صرفاً محصول قدرت نظامی نیست، بلکه به میزان تابآوری اجتماعی و انسجام عمومی نیز وابسته است. در جنگهای جدید، جامعهای که بتواند زندگی عادی خود را حفظ کند و دچار فروپاشی روانی نشود، بخش مهمی از جنگ را با موفقیت پشت سر گذاشته است.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده که جنگ مدرن، جنگ ارادههاست. دشمن ممکن است بتواند زیرساختها را هدف قرار دهد یا فشار اقتصادی ایجاد کند، اما زمانی که جامعه یک کشور در میدان باقی بماند، پروژه بیثباتسازی به نتیجه نخواهد رسید. به همین دلیل، حضور مردم در خیابانها در جریان جنگ اخیر، فقط یک اتفاق اجتماعی نبود؛ بلکه بخشی از معادله بازدارندگی ایران محسوب میشد.
شاید به همین دلیل است که در روایت رسمی از جنگ اخیر، بیش از گذشته بر نقش مردم تأکید میشود. زیرا این بار، نه فقط موشکها و سامانههای دفاعی، بلکه حضور مردم در صحنه بود که اجازه نداد سناریوی آشوب و کودتا تکمیل شود.
انتهای پیام/381
