چرا جمهوری اسلامی شکستناپذیر است/ انسجام ملی؛ کلید طلایی جهشهای تاریخی
به گزارش دفاعپرس از خراسان رضوی، «علی غلامی» عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) در همایش «تبیین مسائل روز، همبستگی اجتماعی و ارتباط مؤثر» که با حضور اعضای شوراهای امربهمعروف و نهیازمنکر ادارات و نیروهای مردمی طلایهداران معروف امروز در تالار شهر مشهد برگزار شد، اظهار داشت: در جریان بیداری اسلامی مصر، میدان التحریر به نماد اصلی انقلاب تبدیل شد. در آن برهه، حسنی مبارک با تفویض بخشی از اختیارات به عمر سلیمان، تلاش کرد ضمن حفظ قدرت در راس هرم، فضای کشور را به نفع خود آرام کند. در نقطه اوج اعتراضات، دیدار عمر سلیمان با سران اخوانالمسلمین منجر به فروکش کردن شور و شوق میدان التحریر شد؛ اتفاقی که نشان داد فقدان رهبری و ساختار واحد در انقلاب، یک فرصت طلایی را به تهدیدی با تبعات غیرقابل پیشبینی تبدیل میکند.

وی افزود: زمانی که طباطبایی، رئیس شورای سلطنت قصد دیدار با امام خمینی (ره) در پاریس را داشت، امام با هوشمندی دیدار را منوط به استعفای رسمی او کردند تا مهر تأییدی بر غیرقانونی بودن اصل سلطنت زده شود؛ رویکردی که باعث تداوم مسیر انقلاب و پیروزی آن شد؛ اما در مصر پس از پیروزی محمد مُرسی، او با وجود سابقه زندانی بودن در دوران مبارک، در مسیر متفاوتی گام نهاد. ارسال نامه به شیمونپرز، رئیس وقت رژیم صهیونیستی با خطاب «دوست وفادار»، تلاش برای برقراری روابط با رژیم صهیونیستی، حواشی اجلاس سران کشورهای اسلامی در تهران و بیتوجهی به توصیههای پنجگانهای که برای او ارسال شده بود، باعث شد تا مُرسی در نهایت از قدرت ساقط شود. فرجام او، دادگاهی شدن در قفس و مرگش و همچنین مرگ مبهم پسر حقوقدانش، پایانی بر بیداری اسلامی در مصر بود که اکنون به حکومتی تحت سیطره نظامیان (سیسی) منجر شده است. مصر به دلیل فقدان رهبری واحد در بزنگاه تاریخی، فرصت خود را از دست داد و به نظر میرسد تا مدتها رنگ بهار عربی را به خود نبیند.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) تصریح کرد: در نقطه مقابل، در بحران اوکراین شاهد الگوی متفاوتی از مدیریت تهدید هستیم. پس از فروپاشی شوروی، با وجود توافق برای عدم گسترش ناتو به سمت شرق، کشورهای غربی با نقض این تعهد ناتو را به مرزهای روسیه نزدیک کردند. تحریک یک کمدین (زلنسکی) برای به دست گرفتن قدرت در اوکراین، روسیه را ناگزیر به واکنش پیشدستانه کرد.
غلامی ادامه داد: اگرچه روسیه میدانست که با تحریمهای گسترده و حمایت غرب از اوکراین مواجه خواهد شد، اما توانست این تهدید بزرگ را به فرصتی برای تغییر نظم اقتصادی خود تبدیل کند. در چهار سال اخیر، حجم تجارت روسیه و چین از کمتر از ۲۰۰ میلیارد دلار به حدود ۳۸۰ میلیارد دلار افزایش یافته و جایگزینی یوان و روبل به جای دلار در معاملات، باعث شد روسیه از تحریمها آسیب جدی نبیند. در حالیکه غرب در انتظار فروپاشی اقتصادی روسیه بود، این کشور اکنون علاوه بر حفظ استحکام اقتصادی، حدود ۲۰ درصد از خاک اوکراین را نیز در کنترل خود دارد.
وی تصریح کرد: تجربه مصر و روسیه نشان میدهد که تفاوت میان «سقوط» و «اقتدار» در بزنگاههای تاریخی، در گرو دو مؤلفه اصلی وجود رهبری واحد و توانایی تبدیل تهدیدهای سخت به فرصتهای راهبردی است. همانطور که در مصر فقدان رهبر فرصت را به تهدید بدل کرد، در روسیه مدیریت تهدید جنگ، به فرصتی برای دور زدن سلطه اقتصادی غرب تبدیل شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) بیان داشت: در بیانات رهبر شهید و همچنین در فرمایشات رهبر حکیم انقلاب، یکی از مفاهیم محوری که بهعنوان عامل اصلی تبدیل تهدید به فرصت مورد تأکید قرار گرفته، انسجام ملی است؛ انسجامی که رهبری را انتخاب میکند، مسیر را تعیین میکند و هدف را محقق میسازد.
غلامی عنوان داشت: شهید مطهری درباره امام خمینی (ره) گفته بود من چهار ایمان در امام دیدم که در هیچکس ندیدم؛ ایمان به خدا، ایمان به هدف، ایمان به راه و ایمان به مردم. بر همین اساس در برخی مقاطع تاریخی، اطرافیان به امام میگفتند که فلان اتفاق یا تصمیم عملی نمیشود، چون مردم نمیآیند، مردم نمیتوانند یا مردم آمادگی ندارند؛ اما امام با آرامش پاسخ میدادند من مردم را میشناسم؛ و در نهایت نیز همانطور که ایشان پیشبینی کرده بودند، مردم وارد میدان میشدند و آنچه را امام گفته بود محقق میکردند.
وی خاطرنشان کرد: نمونهای از نقش و نبود انسجام، در ماجرای تبعید رضاخان دیده میشود. زمانی که انگلیسیها تصمیم داشتند رضاخان را از بندرعباس یا بندر شهید رجایی سوار کشتی کرده و تبعید کنند، حدود صد نفر از بومیها در محل ایستاده بودند و فقط نظاره میکردند؛ نگاهی که نه از سر حسرت بود و نه اندوه، بلکه بیشتر شبیه تماشای صحنهای بود که در آن، یک فرد را خفیف کرده و سوار کشتی میکنند تا به جزیره موریس تبعید شود. این صحنه، بهعنوان نمونهای از فقدان انسجام ملی مورد اشاره قرار گرفته است.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد بیان داشت: کریمیت روزولت، برادرزاده رئیسجمهور آمریکا با یک چمدان دلار وارد ایران شد. خود آمریکاییها گفتهاند که برآوردشان این بوده که باید چند میلیون دلار هزینه کنند، اما در ایران با کمتر از چند ده هزار دلار کودتا انجام شد. کریمیت روزولت نیز در کتابچهای کوچک با عنوان «چکمه سیاه» آورده بود چمدانی که با خودم آورده بودم خرج نشد، یک تکه از چمدان خرج شد. به این ترتیب، کودتای ۲۸ مرداد با بخشی از همان پول انجام شد و نتیجه آن ۲۵ سال عقبماندگی بود؛ ۲۵ سالی که رژیم پهلوی بهمراتب شدیدتر از قبل، کشور را به قهقرا برد.
غلامی عنوان داشت: در بازخوانی خاطرات ژنرال هایزر پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، آمده است که ژنرالهای ارتش در زمان حضور بختیار، به دنبال اجرای کودتایی شبیه به ۲۸ مرداد بودند. هایزر در پاسخ به طرح آنها برای دستگیری یا حذف رهبران انقلاب، دو پرسش کلیدی مطرح کرد که «آیا پس از کودتا، رانندهای دارید که اتوبوسها را به حرکت درآورد؟ آیا نیرویی دارید که پالایشگاهها را در فصل سرما فعال نگه دارد تا گاز مردم قطع نشود؟» پاسخ نظامیان به هر دو پرسش منفی بود و هایزر نتیجه گرفت که با این شرایط، صحبت از کودتا بیمعناست. این روایت تأکید میکند که اداره کشور بدون همراهی بدنه اجتماعی، غیرممکن است.
وی در ادامه با اشاره به جنگ رمضان تصریح کرد: ایران در جنگ استراتژیک با دشمن در همان هفته اول اسفندماه پیروز شد. این ادعا بر پایه ناکامی دشمن در رسیدن به اهداف میدانی و روانی استوار است. درحالیکه آمریکا تنها در سه روز، ۸۰۰ موشک «تاد» (بیشتر از کل موشکهای مصرفی در چهار سال جنگ اوکراین) علیه ایران استفاده کرد و شبکه اینترنشنال و رسانههای معاند با قطعیت از تغییر اوضاع در شب جمعه تبلیغ میکردند، اما سینه سپرکرده مردم مانع از تحقق این سناریو شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) گفت: آمریکا اگرچه همچنان از نظر نظامی توان تهاجم دارد و حتی میتواند از سلاح اتمی استفاده کند، اما نکته اینجاست که حتی در صورت وارد کردن خسارات سنگین، باز هم اراده مردم برای حفظ جمهوری اسلامی تغییر نمیکند. بنابراین، دشمن دیگر بانک اهداف راهبردی در ایران ندارد و به بنبست رسیده است.
غلامی خاطرنشان کرد: انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ نمونه بارز شکوفایی ناشی از انسجام ملی است. در حالیکه تنها ۴۷ درصد از مردم در آن سال سواد خواندن و نوشتن داشتند و تولید علمی کشور در سطح جهانی پایین بود، اما همین انسجام، جهشی همهجانبه در عرصههای سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و حتی علمی را رقم زد. امام خمینی (ره)، با وجود محدودیت فضا و رعایت نشدن احتمالی برخی ملاحظات حجاب در دیدارهای اولیه انقلاب، مانع از جلوگیری حضور بانوان نشدند و تأکید کردند که شاه را همین زنها بیرون کردند. این رویکرد نشاندهنده درک عمیق ایشان از نقش مردم، حتی با وجود تفاوتها، در پیشبرد اهداف انقلاب بود.
وی ابراز داشت: شهید سلیمانی نیز بر همین اصل تأکید کرده و گفته است اگر اجتماع یا گردهمایی صورت میگیرد، جلوی کسی را نگیرید، بگذارید همه بیایند. این دیدگاه، راه را برای تحول و دگرگونی در افرادی که شاید در ابتدا با آرمانهای انقلاب همسو نبودند، باز گذاشت. انقلاب ۵۷ نمونهای از پذیرش تنوع و همگرایی اقشار مختلف بود که در نهایت به پیروزی منجر شد.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) افزود: پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از آتشبس، حاکی از ذوب شدن یخها و گرایش اقشار مختلف جامعه به همگرایی است. این وضعیت، فرصتی مغتنم برای التیام شکافهایی است که بهویژه از سال ۱۴۰۱ و با عمق بیشتر در ۱۸ دی ماه، در جامعه ایجاد شده است. تأکید بر عدم تبدیل اختلافات موجه و غیر موجه به تنازع و اختلاف، راهکار کلیدی برای بهرهبرداری از این فرصت و حفظ انسجام ملی در مسیر پیشبرد اهداف کشور است.
این استاد دانشگاه گفت: در سالهای اخیر، بهویژه پس از وقایع سال ۱۴۰۱ و پیامدهای آن در دیماه گذشته، نسل جوان با پرسشهای بنیادینی درباره تفاوتهای ساختاری نظام جمهوری اسلامی با رژیم پیشین مواجه بوده است. در چنین وضعیتی، اتخاذ مواضع تند یا استفاده از ادبیات حذفی علیه اقشار مختلف (از جمله خطاب قرار دادن برخی شهروندان با ادبیات مبتنی بر بیزاری)، نهتنها خدمتی به جریان انقلاب نیست، بلکه مستقیماً با تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر عدم تقویت شکافهای اجتماعی در تضاد است.
غلامی ادامه داد: مفهوم امر به معروف و نهی از منکر، به شکلی بسیار گستردهتر از آنچه امروز عمدتاً در پوشش خلاصه میشود، تعریف شده بود. کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة اثر ابنالإخوة (آیین شهرداری)، گواهی است بر اینکه در دورانهای تاریخی گذشته، نیروهای مسئول در این حوزه (محتسبان)، وظایف متنوعی را بر عهده داشتند. طبق این مستندات تاریخی، آمران به معروف در موضوعاتی مانند تذکر به فروشندگان شیر برای پوشاندن ظروف جهت جلوگیری از آلودگی و بررسی کیفیت کالاها فعالیت میکردند. این الگو نشان میدهد که کارکرد «حسبه»، به جای تمرکز صرف بر مسائل عبادی و شخصی، بر ارتقای سلامت اجتماعی، انصاف در بازار و رفاه عمومی متمرکز بوده است.
وی با اشاره به وضعیت پوشش در کشور بیان داشت: دو دیدگاه در این باره مطرح است. دیدگاه اول معتقدند که عدم رعایت حجاب مطلوب، ناشی از عدم برخورد قاطع با متخلفان و مانعتراشی برخی افراد یا جریانات است که مانع از اجرای صحیح قوانین و امر به معروف شدهاند. آنها بر این باورند که اگر برخوردهای لازم صورت میگرفت، وضعیت به شکل کنونی نبود. دیدگاه دوم، وضعیت فعلی حجاب را نتیجه مستقیم افراطها و برخوردهای سلبی در طول دهههای گذشته میداند.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) تصریح کرد: در اوایل انقلاب تمرکز بر نوع و رنگ حجاب مانند الزام به پوشیدن چادر مشکی به جای اصل حجاب، باعث دلزدگی شد. در دهه ۶۰، وضع بخشنامههای محدودکننده برای ورود به ادارات و راهاندازی گشتهای انصار حزبالله با برخوردهای غلیظ؛ در دهه ۷۰ ادامه رویکردهای سلبی توسط گروههایی مانند انصار حزبالله و در دهه ۹۰ اوجگیری این روند با اجرای طرح گشت ارشاد بود که در سال ۱۴۰۱ به نقطه بحرانی رسید. رفتارهای افراطی و برخوردهای خشن، بهجای ترویج فرهنگ حجاب، به نتیجه عکس منجر شده و باعث فاصله گرفتن برخی اقشار، بهویژه افراد میانهرو، از این مفهوم شده است.
غلامی ادامه داد: صرفنظر از اینکه کدام دیدگاه درست است، هر دو دیدگاه میگویند که رویکردهای اتخاذ شده تاکنون، نتوانستهاند به نتایج مطلوب دست یابند. شورای عالی انقلاب فرهنگی ۲۶ نهاد را اعلام کرد تا در حوزه حجاب نقشآفرینی کنند. یکی از نکات مطرح شده در این قانون، فراهم کردن پوشاک عفیفانه با قیمت مناسب بود. زمانی که قیمت پوشش مورد نظر (مانند چادر) بالا میرود، خانوادهها (بهویژه با داشتن چند دختر) از خرید آن منصرف میشوند. این وضعیت، عملاً افراد میانهرو را که معمولاً در بازار به دنبال خرید متعارف هستند، از انتخاب این نوع پوشش باز میدارد. در این صورت بهجای ترویج، بهطور ناخواسته شاهد دلسردی از آن هستیم.
وی تأکید کرد: اگر هدف، ترویج حجاب مورد نظر جمهوری اسلامی است، باید برای آن زمینه فراهم شود. به این معنا که افرادی که تمایل به این نوع پوشش دارند باید از حمایتهای لازم، از جمله دسترسی به پوشاک مناسب با قیمت معقول، برخوردار شوند.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع) خاطرنشان کرد: عبارت چگونه مردم را جذب کنیم؟ پس از ۴۸ سال تکرار، همچنان در میان گفتمانهای اجتماعی و سیاسی شنیده میشود، اما این رویکرد، با چالشهای جدی مواجه است. جذب کردن به معنای کشاندن افراد به سمت خود، مستلزم رویکردهای متفاوت برای افراد مختلف است که این خود میتواند به نفاق و دورویی منجر شود. در مقابل، آیه ۹۶ سوره مریم «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا» (همانا کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، خداوند رحمان محبت آنها را در دلها قرار میدهد)، نشان میدهد که خداوند، محبت را به کسانی عطا میکند که ایمان و عمل صالح دارند. این بدان معناست که «جذب شدن» امری طبیعی و الهی است.
غلامی عنوان داشت: راه صحیح، تمرکز بر بندگی خدا و عمل به وظایف است. هنگامی که فردی به وظایف خود در قبال خداوند عمل میکند، خداوند رابطه او را با مردم اصلاح کرده و محبت او را در دلها قرار میدهد. پیامبر اسلام (ص) نیز الگوی این رویکرد بودند؛ ایشان نه با استدلالهای صرف، بلکه با التزام عملی به آنچه از سوی خداوند امر شده بود، دلها را مجذوب خود میکردند. رفتار صادقانه و متعهدانه ایشان، موجب جذب شدن مردم در برابر شخصیتشان میشد.
وی با اشاره به داستان معلمی که با شستن سرویس بهداشتی مدرسه، دانشآموزان را به خود جذب کرد، گفت: هنگامی که رفتار فرد با گفتارش همخوانی نداشته باشد، نتیجه آن، دوری مردم از آنچه او میگوید خواهد بود. در فضایی که تنشها و فاصلهها افزایش یافته است، جوشش خون رهبر شهید میتواند فرصتی برای ایجاد تحول باشد. اگر بتوان از رویکردهای متصلب و انعطافناپذیر فاصله گرفت، میتوان طرحی نو در انداخت. این تغییر رویکرد، از پذیرش اشتباهات گذشته و تلاش برای اصلاح آنها آغاز میشود، نه با اصرار بر روشهای ناکارآمد.
انتهای پیام/
