طراحی دستگاه اطلاعاتی رژیم پهلوی طبق الگوی انگلیس

وقتی با سازمان اطلاعاتی انگلستان آشنا شدم مقرر شد که مطابق همان سیستم دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایران را سازماندهی کنم. در بازگشت به ایران طبق الگوی انگلستان به سازماندهی پرداختم به افسران منتخب خود آموزش کامل دادم وسایل کار آماده شد و چون فشرده کار شد، پس از سه ماه دفتر ویژه اطلاعات آغاز به فعالیت کرد.
کد خبر: ۸۳۸۴۸۷
تاریخ انتشار: ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۰ - 04June 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست‌نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه‌جانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند؛ چرا که این انقلاب نجات‌بخش نه‌فقط با یک رژیم دست‌نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

پهلوی

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

تاریخچه شورای عالی هماهنگی

وجود یک ضد اطلاعات مقتدر در ارتش و یک سازمان امنیت متنفذ و قوی هر چند نیاز آمریکایی‌ها را برآورده می‌کرد، ولی به اطلاعات و امنیت کشور سیستم و نظام نمی‌داد و کار در اساس با دوران رضاخان تفاوتی نداشت. حفظ رژیم محمدرضا و به تبع آن پایگاه غرب در منطقه منوط به ایجاد نظام اطلاعاتی و امنیتی در ایران بود. به‌علاوه انگلیسی‌ها نیز‌ نمی‌توانستند از همه امکانات خود در ایران صرف نظر کنند و آن را در بست در اختیار آمریکایی‌ها قرار دهند و در سازمان جدید اطلاعاتی و امنیتی ایران سهم و نقش می‌خواستند؛ لذا به دنبال تمهیداتی موافقت محمدرضا را در سفر اردیبهشت ۱۳۳۸ او به لندن جلب کردند و به دنبال آن من با مأموریت تأسیس دفتر ویژه اطلاعات به انگلستان رفتم.

در انگلستان من با سازمان اطلاعاتی کشور فوق آشنا شدم و مقرر شد که مطابق همان سیستم دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایران را سازماندهی کنم. بنابر این مفهوم نظام اطلاعاتی و امنیتی کشور تنها در اواخر سال ۱۳۳۸ و با تأسیس شورای عالی هماهنگی و دفتر ویژه اطلاعات مطرح شد، هیچگاه به طور واقعی تحقق نیافت. در بازگشت به ایران طبق الگوی انگلستان به سازماندهی پرداختم به افسران منتخب خود آموزش کامل دادم وسایل کار آماده شد و چون فشرده کار شد، پس از سه ماه دفتر ویژه اطلاعات آغاز به فعالیت کرد.

طبق الگوی انگلیس، ظاهراً ارگان مشابه کمیته مشترک اطلاعاتی (I.I.C) را نیز با نام شورای امنیت کشور تشکیل دادم و با تصویب محمدرضا مقرر شد که جلسات آن به طور هفتگی در ساختمانی درون محوطه کاخ مرمر که آن را محل کار اداره دوم ارتش کرده بود. تشکیل شود. محمدرضا شرکت وزراء را در ارگان فوق منع کرد و اولین جلسات با ترکیب زیر تشکیل شد. رئیس اداره دوم ارتش سپهبد حاجی علی کیا. رئیس ساواک سپهبد تیمور بختیار، رئیس شهربانی کل کشور سپهبد مهدی قلى علوى مقدم. فرمانده ژاندارمری کل کشور، یک سرلشکر احتمالاً مقبلی یا مالک بود.

به علت وجود بختیار و کیا کار شورا از همان آغاز به مشکل برخورد کرد. تیمور در اکثر جلسات حاضر نمی‌شد و اگر هم حضور می‌یافت سخنانش جنبه دستور داشت، به مخالفین نظرات خود ناسزا می‌گفت و اکثرا جلسه را به حالت قهر ترک می‌کرد. خلاصه جلسات شورای امنیت کشور جلسات مشاجره و فحاشی بود. بالاخره به ستوه آمدم و جریان را به محمدرضا گفتم. فردای آن روز بختیار و کیا را بازنشسته کرد. ظاهراً کیا فدای بختیار شد و او را بازنشسته کرد. تا نگویند چرا تنها بختیار را بازنشسته کرده‌ای. البته برکناری بختیار فقط به خاطر جلسات شورا نبود. مدت‌ها بود که محمدرضا به دنبال بهانه می‌گشت و جلسات شورا این بهانه را به دست او داد.

به هر حال پس س از آن به جای کیا سپهبد کمال و به جای بختیار سرلشکر پاکروان عضو شورا شدند. پاکروان اکثراً در جلسات حضور نمی‌یافت و به جای خود علوی کیا را می‌فرستاد که بی‌اشکال بود. مدت کوتاهی بعد علوی کیا به علت سوءاستفاده برکنار و من به عنوان قائم مقام ساواک جایگزین او شدم. سپس پاکروان نیز کنار رفت و نصیری رئیس ساواک شد. ولی به هر حال جلسات شورای امنیت کشور با شرکت همان مقامات ادامه داشت. این جلسات به هیچ وجه آن چیزی که انگلیسی‌ها آموزش داده و انتظار داشتند نبود. مطلب مهمی در آن مطرح نمی‌شد و اکثرا به جوک و شوخی و صرف تنقلات می‌گذشت.

علت آن بود که اعضاء شورا همه با محمدرضا ملاقات داشتند و برای خودشیرینی ترجیح می‌دادند که مسائل خود را مستقیماً با محمدرضا مطرح کنند. نخست وزیر هفته‌ای دو بار به اضافه مواقع ضروری، وزراء هر موقع که تقاضا می‌کردند، رؤسای ساواک اداره دوم شهربانی و ژاندارمری هر یک هفته‌ای دو بار، وزیر دربار و رئیس دفتر مخصوص هر روز حق ملاقات با محمدرضا داشتند. در نتیجه، همه مسائل با محمدرضا مستقیماً حل و فصل می‌شد. دولت گزارشی به دفتر نمی‌فرستاد و ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی و انتظامی هم چیز جدیدی برای گفتن نداشتند این ماجرا تا سال ۱۳۴۹ ادامه داشت. بنابراین، تا سال ۱۳۴۹ در ایران عملا نظام اطلاعاتی و امنیتی هماهنگ تحقق نیافت و هر نظام و هماهنگی اگر بود توسط محمدرضا بود و نه ارگان مسئول و متخصصی.

در سال ۱۳۴۹، یک روز صبح محمدرضا وزیر جنگ ارتشبد عظیمی، رئیس ستاد ارتش، جم یا ازهاری، دقیقاً یادم نیست کدامیک بودند، احتمالاً جم بود، رئیس ساواک نصیری. رئیس اداره دوم ارتش پالیزبان، رئیس شهربانی مبصر، و فرمانده ژاندارمری اویسی را به کاخ مرمر احضار کرد. در این جلسه من به دلایلی حضور نداشتم مقامات پس از حضور نزد شاه مشاهده کردند که شاپور جی نیز آنجاست. ابتدا شاپور جی به عنوان نماینده دولت انگلستان شروع به صحبت کرد و مقامات از سخنان او یادداشت برداشتند. شابور جی چنین گفت: همانطور که مستحضرید شورای امنیت کشور اهمیت فوق‌العاده و حیاتی در حفظ امنیت کشور و پیش بینی وقایع در سطوح عالی مملکتی دارد؛ لذا از انگلستان به من دستور داده شده که اهمیت این شورا را به اعلیحضرت یاد آوری کنم.

شابور جی نمی‌گوید کدام مقام انگلستان قاعدتاً باید نخست وزیر باشد؛ لذا اعلیحضرت ترجیح دادند که این مطالب با حضور خودشان بازگو شود اول اینکه جلسات شورا باید منظم تشکیل شود. دوم اینکه همه هم موضوعات مهم مملکتی و امنیتی و خارجی باید در آن مطرح شود. سوم اینکه هرگاه یکی از اعضاء شورا مطلبی را قبل از تشکیل شورا مستقیماً به اعلیحضرت گفته باشد دلیل بر این نیست که در شورا مطرح نشود. صورتجلسات شورا منظماً باید به اطلاع اعلیحضرت برسد و دستوران صادره دقیقا باید اجرا گردد و چنین نباشد که چون فلان عضو شورا فلان مطلب را به اطلاع اعلیحضرت رسانده دیگر آن را در شورا مطرح نکند. اطلاع مستقیم و فوری اعلیحضرت یک جنبه کار است و اطلاع شورا جنبه دیگر کار که با بررسی جوانب مختلف موضوع مسئله پخته خواهد شد.

چهارم اینکه مقامات انگلستان سفارش نمودند که علاوه بر شورای موجود یک شورای دیگر نیز مرکب از معاونین ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی و انتظامی و با شرکت مسئول شورای عالی تشکیل شود و صورتجلسات این شورای جدید به اطلاع اعلیحضرت و اعضاء شورای رده یک برسد. پس از سخنان شاپور جی که تماما یادداشت می‌شد، محمدرضا مقداری راجع به اهمیت شورای رده یک و شورای رده دو که باید تشکیل شود صحبت کرد و بشدت همکاری و صمیمیت اعضاء را خواست و تهدید نمود که در غیر این صورت مشاغلشان در معرض تعویض قرار خواهد گرفت. او گفت: «ما نمی‌توانیم از برخی عدم همکاری‌ها صرف نظر کنیم و عدم همکاری فرد را در مقابل جامعه نادیده بگیریم تردیدی نیست که فرد عضو شورا، چه رده یک و چه رده دو اگر عدم همکاری بروز دهد از کار برکنار و مؤاخذه شدید خواهد شد.» محمدرضا هم چنین اطلاع داد که هر دو شورا در دفتر ویژه اطلاعات و با مسئولیت این دفتر تشکیل می‌شود و اجرای سریع آن از طرف دفتر گزارش می‌گردد.

بدین ترتیب تغییرات زیر ایجاد شد و به ترکیب شورای قبلی رئیس ستاد ارتش نیز اضافه شد و عملا نام آن از شورای امنیت کشور به شورای هماهنگی تغییر کرد و به شورای هماهنگی رده یک شهرت یافت. شورای جدیدی با نام شورای هماهنگی رده دو با شرکت مقامات رده دو ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی و انتظامی تشکیل شد. محل تشکیل جلسات هر دو شورا و مسئولیت آن مانند سابق با دفتر ویژه اطلاعات بود. مقرر شد که شورای امنیت کشور تنها در موارد خاص و استثنائی به دستور و به ریاست محمدرضا در کاخ تشکیل شود.

نصیری همان روز یا روز بعد مطالب فوق را به من اطلاع داد و گزارش او در اولین جلسه شورای قدیمی مطرح شد. من در صورتجلسه اظهارات او را ثبت کردم و ضمن آن از محمدرضا صحت اظهارات را خواستار شدم و راجع به تشکیل شورای رده دو کسب تکلیف کردم. محمدرضا درباره اظهارات شورا نوشت: کاملا صحیح است. با دقت رعایت کنید و درباره شورای رده دو نوشت: خودتان ترتیب تشکیل و انتخاب اعضاء را بدهید. جلسات منظم باشد و مانند شورای رده یک صورتجلسات به اطلاع ما برسد.

بدین ترتیب شورای هماهنگی رده دو را تشکیل دادم. در جلسه افتتاحیه شورای هماهنگی رده دو شخصاً حضور یافتم، دستورات محمدرضا را ابلاغ کردم توجیهات لازم را نمودم به اشکالات اعضاء تماما پاسخ دادم و افزودم که هر مقام نظامی از هر درجه و مقام اعم از فرمانده لشکر و ... را می‌توانید به جلسه احضار کنید و او موظف به حضور در جلسه و پاسخگویی به شماست. هر مقام غیر نظامی، ولو وزیر و هر استاندار را می‌توانید احضار کنید و اگر نیامدند به من اطلاع دهید. این رویه در شورای رده یک نیز بود و مقامات نظامی و غیر نظامی از هر رده را می‌توانست احضار کند.

در جلسات بعد شرکت نکردم و مسئولیت شورای رده دو را به افسر دفتر سپردم. بدین ترتیب هر هفته شنبه ها، جلسات هماهنگی تشکیل می‌شد؛ شنبه هفته اول جلسه رده یک و شنبه هفته دوم جلسه رده و صورتجلسات برای محمدرضا ارسال می‌گردید و دو نسخه نیز به طور غیر رسمی توسط سفارت‌های آمریکا و انگلیس اخذ می‌شد. صورتجلسات شورای رده دو بسیار پر مطلب و حاوی اطلاعات درجه اول بود. شورای رده یک نیز تا چند ماه پس از ملاقات محمدرضا و شاپور جی با مقامات مربوطه بسیار منظم بود و هر دو هفته یکبار در دفتر تشکیل می‌شد ولی باز اعضاء مطالب مهم را اول به محمدرضا می‌گفتند، زیرا می‌خواستند فعالیت خود را هر چند غلط و هر چند بی معنی نزد او مهم جلوه دهند و و سپس در شورا مطرح می‌کردند که دیگر فاقد اهمیت شده بود.

معهذا، این اظهارات در صورتجلسات نوشته می‌شد و به اطلاع محمدرضا می‌رسید، هر چند برخی مطالب برای او تکراری بود. جلسات شورای هماهنگی رده رد دو با نظم خاص و با شرکت تمام اعضاء در دفتر تشکیل می‌شد و بسیار نافع بود و به حدی در ریز مسائل وارد می‌شد که تصور می‌کنم همه مسائل امنیتی کشور را در بر می‌گرفت. تصمیمی که در هر جلسه اتخاذ‌ می‌شد باید توسط مقام مسئول عضو شورای رده دو اجراء می‌گردید و نتیجه اجرا در جلسه بعد مطرح می‌شد، وگرنه مقام فوق برای بار اول توسط شورا مؤاخذه می‌شد و برای بار دوم به اطلاع من می‌رسید. من دستور را به او ابلاغ می‌کردم یا اطاعت می‌کرد و یا تعویض می‌شد. ولی در تمام سال‌های موجودیت شورای رده دو جز چند مورد عدم همکاری مشاهده نشد و وقتی که مقام مسئول را احضار می‌کردم و تعویض او را مزده می‌دادم آنا اطاعت می‌کرد و پاسخ لازم را به شورای رده دو می‌داد.

این نظم و فعال بودن شورای رده دو عملا توام با بی تحرکی شورای رده یک بود. صورتجلسات شش ماهه شورای رده یک و شورای رده دو در دفتر ویژه اطلاعات نگهداری می‌شد و این یک رویه بود که نجاتی (افسر دفتر رعایت می‌کرد. در زمان انقلاب از نخست وزیری دولت بختیار مراجعه شد و با ارائه رسید به سرهنگ معمار صادقی (افسر دفتر و مسئول امور اداری کلیه مدارک تحویل گرفته شد. تغییراتی را که پس از ۲۸ مرداد ۳۲ و در واقع از سال ۱۳۳۵ در دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور رخ داد و با هدایت و نقش سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و سپس با مساعدت سازمان اطلاعاتی اسرائیل به سمت ایجاد یک سیستم اطلاعاتی و امنیتی پیش رفت‌ می‌توانم به شرح زیر خلاصه کنم:

عملکرد‌های ضد براندازی و ضد جاسوسی از شهربانی گرفته و به ساواک داده شد. در نتیجه اداره کل سوم ساواک مسئول ضد براندازی و اداره کل هشتم ساواک مسئول ضد جاسوسی گردید. در این دوران شهربانی فقط مسئول ضد براندازی و ضد جاسوسی در درون سازمان خود بود. بعد‌ها اداره اطلاعات شهربانی مسئول جمع آوری اخبار شد و اداره ضد اطلاعات شهربانی مسئول فعالیت‌های ضد براندازی و ضد جاسوسی در درون شهربانی گردید.

گردآوری اطلاعات غیر نظامی از کشور‌های هدف از رکن ۲ ستاد ارتش گرفته شد و به اداره کل دوم ساواک محول گردید ولی رکن ۲ کماکان مسئول گردآوری اطلاعات نظامی از کشور‌های هدف از طریق وابستگان نظامی بود. در ساواک اداره کل هفتم مسئول بررسی اطلاعات جمع آوری شده توسط اداره کل دوم، بود. رکن ۲ ژاندارمری نیز از ارتش تفکیک شد و مسئول فعالیت‌های ضد براندازی و ضد جاسوسی در درون سازمان خود گردید. بعد‌ها نیز مانند شهربانی رکن ۲ ژاندارمری مسئول جمع آوری خبر از حوزه فعالیت خود شد و ضد اطلاعات ژاندارمری مسئول فعالیت‌های ضد براندازی و ضد جاسوسی در درون ژاندار مری گردید.

اداره دوم یا رکن (۲) ارتش مسئول فعالیت‌های ضد براندازی و ضد جاسوسی در درون ارتش و مسئول فعالیت‌های اطلاعاتی در کشور‌های هدف شد و به ۲ اداره اطلاعات و ضد اطلاعات تفکیک گردید. بعدا تصمیم گرفته شد که در فعالیت‌های جاسوسی چنانچه حتی اگر یک فرد ارتشی نیز در شبکه مکشوفه باشد پرونده به ضد اطلاعات ارتش محول گردد. با تشکیل شورای هماهنگی تلاش شد که به مجموعه ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی نظام و سیستم داده شود و هماهنگی و برنامه ریزی در کار آنها راه یابد.

دفتر ویژه اطلاعات باید هم به عنوان مسئول و مدیر شورا‌های هماهنگی و هم به عنوان مرکز و مغز اطلاعاتی و امنیتی کشور عمل می‌نمود. طبق این وظیفه ادارات کل سوم ضد براندازی هشتم ضد جاسوسی غیر نظامی و هفتم بررسی اطلاعات غیر نظامی از کشور‌های هدف اطلاعات ارتش اطلاعات شهربانی و رکن ۲ ژاندارمری کلیه اطلاعات غیر عملیاتی خود را به دفتر ویژه اطلاعات تحویل می‌دادند. در عین حال، دفتر در صورت لزوم میان ارگان‌های فوق نیز تبادل اطلاعات می‌نمود وزارت اطلاعات سابق نیز اخبار رادیویی جهان و مقالات مطبوعات جهان درباره ایران را به دفتر ویژه اطلاعات ارسال‌ می‌داشت.
هر چند این اقدامات تا حدودی در ایجاد یک نظام اطلاعاتی مؤثر بود، ولی به اعتقاد من هیچگاه شورا‌های هماهنگی و دفتر ویژه اطلاعات در عمل نتوانست واقعا قلب و مغز اطلاعاتی و امنیتی کشور گردد و در واقع امر آنچه پیاده شد تنها یک کاریکاتور نظام اطلاعاتی و امنیتی بود و نه بیشتر دلایل این عدم موفقیت را شرح می‌دهم را دریافت می‌کردند. بنابر این اگر بخواهیم سیستم واقعی اطلاعاتی و امنیتی کشور در دوران محمدرضا را بیان کنم باید صراحتاً بگویم که این سیستم در عمل و نه در چارت هیچ شباهتی به سیستم واقعی نداشت. همه ارگان‌ها مستقیماً به شخص محمدرضا وصل می‌شد و او اطلاعات جدا از هم و بدون تطبیق با یکدیگر را دریافت می‌داشت و مقداری نیز اطلاعات از مقامات خارجی و در رأس آن آمریکا و انگلیس به همراه سیاست‌های معین به به او دیکته می‌شد.

عمل تلفیق و انطباق این اطلاعات پراکنده باید در مغز او انجام می‌شد که غیر ممکن بود و اصولا او وقتی برای فکر کردن نداشت. من در حد توانایی خود می‌کوشیدم تا وظیفه خود را با دقت انجام دهم ولی برای من غیر ممکن بود و در چنین رده‌ای نبودم اعضاء شورای هماهنگی رده یک هیچ گاه با پرونده و با تفکر و تعمق در جلسه حاضر نمی‌شدند و نیت طرح مسائل را نداشتند. همه دلشان‌ می‌خواست مستقیماً مسائل را با محمدرضا حل و فصل کنند و من مجبور بودم از قبل مطالبی تهیه کنم و در جلسه آنها را مورد سؤال قرار دهم. بنابر این تا همین حد هم که دفتر ویژه اطلاعات فعال بود به دلیل فعالیت و ابتکار شخص من بود و لا غیر. 

بنابر این محمدرضا به قولی که به کورش داد عمل نکرد و حرف مفت زد. بار‌ها خواستار شرکت وزیر خارجه در جلسه شورای هماهنگی شدم و هر بار جواب محمدرضا مطلقاً منفی بود، در حالی که وزیر خارجه از معدود مقاماتی بود که هفته‌ای ۲ بار با او ملاقات داشت محمدرضا وجود هر سیستم و نظمی را مزاحم خود تلقی می‌کرد و لذا بعد‌ها که رئیس بازرسی شدم بازرسی از وزارت دربار و وزارت خارجه و دفتر مخصوص خودش را از بازرسی سلب و به بازرسی ویژه نظامی سپهبد فیروزمند محول کرد و تا انقلاب نیز این رویه ادامه داشت. علت فقط و فقط چاخان بودن فیروزمند بود که کلیه حقایق را گزارش نمی‌داد و این ۳ سازمان حساس کشور ترجیح دادند که فیروزمند بازرسی نماید و نه تشکیلات تحت امر من بنابر این عملا دفتر ویژه اطلاعات نتوانست مغز اطلاعاتی کشور باشد و آن سیستم و نظام در عمل هیچگاه تحقق نیافت.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین