«حاج احمد متوسلیان» ابرنقش سینمای ایران است
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، ماهنامه پایداری یکی از مجلات گروه همشهری بود که مخاطبان خاص خود را پیدا کرده بود و به موفقیتهای زیادی دست پیدا کرد.

شماره ۱۷۶ این مجله در تاریخ خردادماه ۱۳۹۶ منتشر شد و در آن گفتگویی با هادی حجازیفر، بازیگر نقش سردار شهید حاج احمد متوسلیان انجام شده است.
برای خاطرهبازی با فیلم «ایستاده در غبار» ساخته محمدحسین مهدویان بخشی از این گفتوگو را با هم مرور میکنیم.
فیلم سینمایی «ایستاده در غبار» دومین همکاری مشترک محمد حسین مهدویان و حبیبالله والینژاد بعد از سریال «آخرین روزهای زمستان» و محصولی از سازمان هنری و رسانهای اوج است.
فیلم «ماجرای نیمروز» همچنان در اکران برخی سینماهاست و استقبال خوبی هم از این فیلم ارزشی شده است. شما مواجههی مخاطبان با بهترین فیلم سیوپنجمین جشنوارهی فیلم فجر را چگونه ارزیابی میکنید؟
فیلم «ماجرای نیمروز» بسیار حسابشده و در عین حال دلی ساخته شد. با گروهی که رفاقت خیلی خوبی با هم داشتند. فیلمی که دربارهی بخش مهمی از تاریخ کشورمان و دربارهی ماهیت گروهک منافقین است و مردم هم این فیلم را دوست دارند و از همان جشنوارهی فجر اتفاقات خوبی برایش افتاد. از اکران راضی هستم، اما دوست داشتم برای این فیلم ارزشمند یک اتفاق خاص بیفتد.

شما سالها پیش و با بازی در نقش شهید زریباف در فیلم «مزرعهی پدری» مرحوم رسول ملاقلیپور تجربهی بازیگری در سینما را آغاز کردید، اما مدتها طول کشید تا دوباره با نقش «حاج احمد متوسلیان» در فیلم «ایستاده در غبار» خودی نشان دهید. این فاصلهی رخداده ناشی از تصمیم شخصی بود یا الزامات ناگواری در سینمای ایران وجود دارد که موجب دور شدن بازیگرانی همچون شما میشود که به دنبال ارتباطات ویژهای نیستید؟
ببینید هر دو موردی که اشاره کردید درست است. حقیقتش من بیشتر دوست داشتم کارگردانی و فعالیت در تئاتر را دنبال کنم و مواردی هم که شما به عنوان الزامات در سینما گفتید هم به نوعی وجود دارد که مانع از فعالیت راحت و بیدردسر بازیگر میشود. من دنبال برنامهریزی برای فعالیت بازیگری نبودم، اما میدانستم که روزی اتفاقی میافتد و من چند نقش مهم بازی میکنم. از طرفی هنوز فکر میکنم که اگر بازیگری برایم زودتر از زمان فیلم «ایستاده در غبار» اتفاق میافتاده، اینقدر تأثیر امروز را دیگر نداشت.
یعنی پختگی بازی و استایل بازی و باورپذیری نقش «حاج احمد متوسلیان» در فیلم بهیادماندنی «ایستاده در غبار» را برآیند سالها صبر و تجربهاندوزی و مهارت خود در بازیگری میدانید؟
بله دقیقاً همینطور است. اتفاق مهم در این فیلم توجه به ظرایف نقش بوده است که نیاز به تجربهی بالایی داشت. الان دیگر قدر نقشها را بیشتر میدانم و امیدوارم در سایهی لطف خدا بتوانیم در آینده نیز در این مسیر سربلند باشیم و نقشهایی را انتخاب کنیم که بتواند با مخاطبان ارتباط خوبی برقرار کنند.
چقدر توجه امروز مخاطب به خود را مدیون ایفای نقش «حاج احمد متوسلیان» میدانید؟ یک قهرمان ملی با همهی مختصات انسانی که به دل هر ایرانی میهندوست مینشیند و شخصیتی قابلپرداخت در قاب سینما دارد…
خیلی زیاد نقش حاج احمد و فیلم «ایستاده در غبار» را دوست دارم و هنوز آن را بهترین تجربهام میدانم. حاج احمد متوسلیان مرد بزرگی است و صادقانه بگویم مدیون ابراهیم امینی، همکار آقای متوسلیان هستم که بر خلاف تصورم مرا برای ایفای نقش حاج احمد انتخاب کرد.

ایفای نقش حاج احمد در فیلم «ایستاده در غبار» میتواند از جمله ماندگارترین کارهایتان در عالم هنر باشد.
«حاج احمد متوسلیان» یک ابرنقش در سینمای ایران است که خیلی از بازیگران بعد از تماشای فیلم شاید دوست داشتند نقش آن را در فیلم «ایستاده در غبار» بازی کنند. مدیون بازی در این نقش هستم که شرایط کاریام را تغییر داد و خیلی خوشحالم که این نقش ماندگار از بین قهرمان ملی و دوستداشتنی را در سینمای ایران بازی کردم و امیدوارم موفق بوده باشم. من سعی کردم مواجههای منطقی با کاراکتر داشته باشم و طوری رفتار کنم که همهنوع مخاطبی با آن ارتباط برقرار کند.
شخصیتهایی، چون متوسلیان جذابیت بالایی برای کار سینمایی دارند و میتوانند مخاطبان زیادی داشته باشند. مخاطبان بسیاری بودند که شاید در ظاهر ارتباطی هم به قشر مؤمن و انقلابی آنگونه که میشناسیم، نداشتند، اما بعد از تماشای فیلم «ایستاده در غبار» بهشدت پیامهای همراه با ارادت و علاقه دربارهی حاج احمد برایم فرستادند. مردم ارزش کار امثال حاج احمد و افرادی را که برای حفظ میهن از جان خود گذشتند، میدانند و باز هم به من ثابت شد که هر طیفی از مردم قهرمانان ملی و مردان ایثارگر را دوست دارند. این ما اهلهای هنر و فرهنگ هستیم که نتوانستیم بهدرستی این مردان بزرگ را به مردم معرفی کنیم و گرنه به خدا قسم مردم آنقدر به قهرمانان دفاع مقدس ارزش و احترام قائلاند که نمیتوان تصور کرد. این قهرمانان هستهی ارزش و اعتبار مملکت هستند و ما مدیون رزمندگان و شهیدانی هستیم که با تمام وجود مردانه در مقابل دشمن بعثی و صدام لعنتی ایستادند و از حیثیت ایران اسلامی دفاع کردند. به خدا همهی مردم ایران عاشقانه مردان دفاع مقدس را دوست دارند و ارادت مردم به حاج احمد این مسئله را تأیید میکند که حاج احمد متوسلیان راه نفوذ به قلوب را میدانسته، حاج احمدها به مسیرهای رسولالله (ص) عمل کرده و نگاهی کاملاً انسانی دارند. حاج احمد نماد شجاعت، دلیری و بزرگواری است.

یادم میآید که قبلاً به من گفته بودید هنگام فیلمبرداری «ایستاده در غبار» هموطنان منطقهی کردستان ایران که از نزدیک حاج احمد را دیده بودند به دلیل بزرگیاش ارادت بسیاری به او نشان میدادند.
بله همینطور است. همچنان بعد از گذشت سالها از ایامی که حاج احمد به آنها خدمت میکرده، از صمیم قلب دوستش داشتند و هنگامی که ما را دیدند استقبال خیلی خوبی کردند. البته به دلیل این که مشغول کار بودیم متأسفانه کمتر با عزیزان منطقه توانستیم ارتباط برقرار کنیم، اما در همان چند دیدار فهمیدیم که حاج احمد چه محبتی در دل مردم کاشته است و چقدر مردمان کرد و اهل تسنن دوستش دارند. آنها هنوز عکس حاج احمد را به دیوار نصبشده داشتند.
اولین باری که تصویر خودت را در قامت قهرمانی ملی روی پردهی نقرهای سینما دیدید چه حسی داشتید؟
حقیقتش ابتدا میترسیدم که بازی خودم را ببینم و خوشبختانه از صدای حاج احمد به جای صدایم استفاده شد. بهتدریج که جلو رفتم، احساس کردم که توانستهام نقش را نشان دهم. شاید جاهایی بود که تصور کردم میتوانستم بهتر بازی کنم. همیشه هنگامی که ملاقاتی با خانواده و مادر حاج احمد داشتم و لطف ایشان را دیدم خیالم راحت شد. امیدوارم وضعیت حاج احمد و یارانش بعد از سالها مشخص شود و باز هم بتوانیم از وجود آن عزیزان استفاده کنیم. شما نمیدانید من چقدر در ارتباط با سرنوشت حاج احمد و عزیزان دیگر مراجعهکنندهی مردمی داشتم و امیدوارم بهدور از هرگونه چارچوب سیاسی پاسخی روشن از سوی مقامات دربارهی واقعیت سرنوشت این عزیزان به مردم داده شود.

بازیگر سینما باید جنس نگاه و ارزشهای فرهنگی و بافت معرفتی مردمان سرزمین خود را بداند که متأسفانه برخیها در این خصوص دچار فاصله شدهاند. هادی حجازیفر چقدر مردمانش را میشناسد؟
در پاسخ به سؤال شما باید اطلاعاتی از زندگی خصوصی خود را بگویم. سالها پیش عمویم در خوی نمایندهی مجلس بود و به همین دلیل خانهی ما محل مراجعات مردمی شده بود. پدرم هم اهل معاشرت و ارتباط گرم با مردم بود. یادم میآید پدرم بهشدت مریض بود و سرش بسته بود و هنگامی که یکی از اهالی به خانهی ما میآمد بلند میشد و به استقبالش میرفت. از این جهت این مردمیبودن به نوعی در ژن ما وجود دارد و بهنظرم بالاتر از هر جایگاهی، مسئلهی مهم جایگرفتن در قلب مردم است.
از میان دو نقش برجستهای که در فیلمهای «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» به عهده داشتید، خودتان را بیشتر شبیه «حاج احمد» میدانید یا «کمال»؟
واقعاً شبیه هیچکدام نیستم، چون هر دو این شخصیتها و مردمان ایثارگر دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس آنقدر در وجودشان شهامت و بزرگواری است که من خود را در حد آنها نمیبینم. من به هیچوجه شجاعت رزمندگانی را ندارم که پاهایشان روی زمین، اما چشمهایشان رو به آسمان بود.
خودتان هم نسبتی با مردان گرانقدر ایثارگر دارید؟ تمایل دارید در این باره صحبت کنید؟
همچون بسیاری از خانوادههای ایرانی پیوندی با دوران گرانقدر دفاع مقدس داریم و دو عمویم که بسیجی بودند در این مسیر به شهادت رسیدند. شهادت این عزیزان زندگی اقوام ما را دگرگون کرد، چون آن دو عزیزان قدر مهربان بودند که همه به آنها وابسته بودیم.
شخصیت «کمال» در «ماجرای نیمروز» وجوه رفتاری پیچیدهای دارد که با وجود واکنشهای آنی و برخی عکسالعملهای خاصش بهشدت دوستداشتنی و باورپذیر است. در واقع «کمال» در عین خشونت ظاهری بهشدت جذاب است.
آدمها محصول شرایط و فضای دوران خود هستند. «کمال» هم به دلیل شرایط خاصی که با آن مواجه بود گاهی به سراغ خشونت میرفت و در واقع منافقان آنقدر جنایت کردند و نیروهای ارزشی ما را هدف قرار دادند که چارهای جز مقابله وجود نداشت. بهنظرم شخصی مانند «کمال» با آن احساس زیبایی که در سکانس پایانی فیلم «ماجرای نیمروز» دیدیم، اگر شرایط آن دوران خاص جنگیدن را مقابلش نمیدید، به سراغ کارهایی، چون فعالیت در مهدکودک میرفت. شرایط گاهی آدمها را به سمتی دیگر هدایت میکنند.
در کنار انواع قدرتطلبانی که با دست جنایتکاری، چون صدام به ایران هجوم آوردند، مزدورانی، چون گروهک منافقین هم بودند که به عنوان ستون پنجم دشمن به مقابله با مردم پرداختند. شما دسیسهی این منافقان را چگونه ارزیابی میکنید؟
آنها میخواستند از قدرت برای خونخواهی بردارند. در واقع قدرتطلبی باعث گمراهی و دشمنی و دسیسههای منافقین شده. بهنظرم هر تفکری که معطوف به نفر اول گروه باشد دچار اشکالاتی است و مسعود رجوی هم با انواع رفتارهای غیرانسانی باعث وقوع انواع جنایتها شد که در تاریخ ثبت شده است. منافقین اقداماتی کردند که واقعاً غیرقابلباور است؛ چگونه میشود یک فردی که متولد این کشور است در مقابل مردم خود قرار بگیرد؟ در فیلم «ماجرای نیمروز» هم میبینیم اعضایی که نام خود را مجاهدین خلق گذاشتهاند به راحتی مقابل مردم بیگناه کوچه و خیابان اسلحه میکشند. واقعاً جای تعجب دارد که چگونه فردی نفوذی در نهایت نفاق عزیزان بزرگواری، چون شهیدان بهشتی و باهنر را به جایی را به شهادت میرساند. مطالعهی زندگی کشمیری برای آدمی واقعاً وحشتناک است که چگونه فردی میتواند آنقدر منافق باشد.
واکنش گروهک منافقین بعد از تولید و نمایش فیلم «ماجرای نیمروز» هم با عصبانیت توام با حس کینهورزی همراه بود و تنها چارهی ممکن را ساخت آثاری تصویری برای تمسخر این فیلم ارزشمند قرار دادند.
گلش تنها برنامههای اینشکلی میساختند و دست از این حماقت و جنگافروزی برمیداشتند. من اطلاعی از فعالیتهای تبلیغاتی آنها علیه «ماجرای نیمروز» ندارم و حتماً از فیلم «ماجرای نیمروز» که بخشی از جنایات آنها را نشان داده است، ناراحت هستند.
قرار است در فیلم جدید ابراهیم حاتمیکیا که دربارهی شرایط خاص منطقه است هم ایفای نقش کنید. مهمترین دلیلی که باعث پذیرش این همکاری شد چه بود؟
با وجودی که آن زمان هنوز فیلمنامه آماده نشده بود و در واقع آقای حاتمیکیا خلاصهای از داستان را برایم تعریف کردند، علاقهمند به این شدم که در بروز مباحثی که داستان متفاوت فیلم تجریهی تازهای برایم خواهد بود. از طرفی همیشه آقای حاتمیکیا را دوست داشتم و از مدتها پیش این علاقه در من وجود داشت. فیلمهای آقای حاتمیکیا مثل «دیدمان»، «مهاجر» و «آژانس شیشهای» را دوست دارم. با وجود این دلیل نهایی امرای پذیرش نقش متفاوتی بود که در فیلم جدید ایشان به عهده دارم.
انتهای پیام/ 119
