ارتقای ساواک با کمک نیروهای اطلاعاتی رژیم صهیونی

حسین فردوست می‌گوید: پس از به‌رسمیت‌شناختن «دو فاکتو» اسرائیل و حضور سفارتخانه غیررسمی این رژیم در تهران، با تکیه بر قدرت اطلاعاتی اسرائیل و کمک برخی یهودیان فعال در امور اطلاعاتی، ساختار آموزشی ساواک را سامان دادم.
کد خبر: ۸۴۱۹۱۹
تاریخ انتشار: ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۳ - 30June 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست‌نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه‌جانبه آنها برخوردار بود؛ به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند؛ چراکه این انقلاب نجات‌بخش نه‌فقط با یک رژیم دست‌نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

ظهور و سقوط سلطنت پهلوی

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

اسرائیل و آموزش ساواک

زمانی که وارد این سازمان شدم، طبق دستور محمدرضا نظرم بر این بود که ساواک را به عالی‌ترین سطح ارتقاء دهم. اشکال اساسی که با آن مواجه شدم این بود که اجرای وظایف ساواک در ایران هیچ سابقه‌ای نداشت و این وظایف را قبلا شهربانی و مدتی فرمانداری نظامی (بعد از ۲۸ مرداد) به سبک خود و به وسیله افراد غیر مسلط انجام می‌داد. پس لازم بود که این آموزش توسط سازمان اطلاعاتی و امنيتی یک كشور مسلط و با تجربه داده شود طی ۵ سالی که از تأسیس ساواک می‌گذشت هیئت مستشاری آمریکا آموزش‌هایی داده بود که به هیچ‌وجه کفایت نمی‌کرد و معلوم شد که بیش از این حاضر به همکاری نیستند یعنی اجازه نداشتند و تعدادی‌شان نیز معلومات لازم را نداشتند.

آموزش خود من در دوره دفتر ویژه اطلاعات در انگلستان نیز هر چند بسیار عالی بود، ولی برای کار دیگری بود و نه برای ساواک. لذا تصمیم گرفتم که مجدداً از انگلیسی‌ها كمک بگیرم. در آغاز خودم و سپس با صمدیانپور و ماهوتیان به لندن رفتم. ولی این آموزش‌ها نیز نازل بود و معلوم بود که انگلیسی‌ها رغبتی به آموزش جدی ساواک ندارند و صراحتا گفتند که بیش از این برای‌مان میسر نیست. به هر حال تشکر کردم سپس ۲-۳ دوره و در هر دوره ۵ یا ۶ نفر را برای آموزش به آمریکا فرستادم در مراجعت مشخص شد که آمریکایی‌ها چیز به درد بخوری آموزش نداده‌اند.

در آن زمان ایران اسرائیل را به طور «دو فاکتو» به رسمیت شناخته بود و اسرائيل يک سفارتخانه غیر رسمی در تهران داشت و مسئول اطلاعات آن سرهنگ دوم یعقوب نیمرودی بود که با تأیید محمدرضا با ساواک رابطه فعال داشت. اطلاع داشتم که تشکیلات اطلاعاتی اسرائیل بسیار قوی است زیرا برخی افراد یهودی در کشورهای اروپا و آمریکای شمالی در مشاغل حساس اطلاعاتی شاغل بوده‌اند و این افراد پس از تشکیل کشور اسرائیل سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی آن را تشکیل داده‌اند. لذا به كمک نیمرودی آموزش ساواک را سازمان دادم که منجر به تأسیس اداره کل آموزش شد و سرتیپ کیوانی ریاست آن را به عهده گرفت.

در آغاز ۲ یا ۳ تیم و هر تیم مرکب از حدود ۱۰ نفر از ادارات کل عملیاتی برای آموزش به اسرائیل اعزام شدند. مدت آموزش هر تیم بین ۱ تا ۲ سال و نتیجه آموزش عالی بود. این نشان می‌داد که اسرائیلی‌ها برای دوستی با محمدرضا بهای زیادی قائلند و روی نقش ساواک در آینده منطقه حساب جدی باز کرده‌اند. سپس، ترجیح دادم که استادان اسرائیلی را به تهران بیاورم بتدریج موارد مورد نیاز را از شخص نیمرودی می‌خواستم و او نیز بسرعت استاد مربوطه را به تهران دعوت می‌کرد، در هر کلاس حدود ۳۵ نفر انتخاب شده و شرکت می‌کردند از استادان خواسته بودم که پس از خاتمه کلاس به ترتیب تقدم استعداد و قدرت فراگیری لیستی به شخص من بدهند. چنین می‌کردند و من نفرات اول تا سوم کلاس را به عنوان استاد انتخاب می‌کردم تا به بقیه آموزش دهند.

استادان اسرائیلی با خود كتب و مدارک آموزشی مربوطه را نیز می‌آوردند و این کاری بود که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها نکردند و ساواک قبلا از این حیث در مضیقه جدی بود. این کتب ترجمه می‌شد و از لحاظ نظم در تدريس كمک مؤثری بود اساتیدی که از اسرائیل آمدند و به خاطرم مانده همه اساتید برجسته‌ای بودند استاد امنیتی ضد براندازی ورزیده‌ترین فردی بود که تا آن زمان در رشته خود در اسرائیل دیده شده بود و بعدها از اداره کل هشتم شنیدم که وی به قائم مقامی ریاست سازمان امنیت اسرائیل رسیده و احتمالاً باید حالا رئیس شده باشد. شاید به كمک او بود که عطارپور و سایر مأمورین ساواک پس از انقلاب در اسرائیل شغلی پیدا کردند.

درس وی مسائل امنیتی و براندازی و ضدبراندازی بود که کتاب داشت و ترجمه شد و ضمناً از درس او نیز نت برداری شد. استاد بازجویی نیز در اسرائیل کم نظیر بود کتاب آموزشی او ترجمه شد و از درسش نت برداری شد. استاد خط شناسی برای آموزش اداره کل پنجم آمد. استاد تحقیق نیز در عالی‌ترین سطح از اسرائیل آمد و به پیشنهاد او اداره کل نهم (تحقیق) تأسیس شد. استاد اطلاعات خارجی ساواک نیز رئیس پایگاه برون مرزی اسرائیل در خوزستان بود. وی حتی از نیمرودی نیز ورزیده‌تر بود. در زمینه ضد جاسوسی کامل‌ترین آموزشی که ساواک دید پس از تشکیل اداره کل آموزش بود که از طریق سرتیپ تاج بخش رئیس ضد اطلاعات ارتش، مطلع شدم كه يک هيئت ۱۰ نفری از افسران متخصص ضد اطلاعات ارتش آمریکا به تهران آمده‌اند و در بین آنها ژنرال هم هست با دعوت تاج بخش ۸ نفر را از ساواک برای آموزش به ضد اطلاعات ارتش فرستادم.

آموزش بی‌نظیر بود و موجب تشکر فراوان من از تاج بخش شد. آنها يک دوره کتاب انگلیسی نیز به ساواک دادند که به سرتیپ کیوانی تحویل دادم همان موقع برایم مشخص شد که ارتش هدف اصلی آمریکایی‌ها در ایران است و به ساواک اهمیت درجه ۲ می‌دهند. هیئت مستشاری آمریکا در ساواک به حدی بی‌فایده شده بود که از سازمان اطلاعاتی رژیم پهلوی عذرشان را خواستم و آنها نیز با خوشحالی رفتند این در حالی بود که هر روز به تعداد مستشاران آمریکایی ارتش اضافه می‌شد.

مشخص بود که آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها تعمداً امکانات خود را از ساواک دریغ می‌کنند و بی‌تفاوتی نشان می‌دهند تا ساواک هر چه بیشتر به سمت اسرائیل سوق یابد. چنین نیز شد و این عمل آمریکا و انگلیس ثمرات خوبی برای اسرائیل داشت. نیمرودی همیشه با علاقه از ایران به عنوان تنها دوست اسرائیل در منطقه یاد می‌کرد. به هر حال، بتدریج ساواک در زمینه آموزش به خودکفایی رسید و اساتید کافی تربیت شد، ولی رابطه با اسرائیل قطع نشد و گاهی از اساتید اسرائیلی دعوت به عمل می‌آمد و گاهی هیئت‌های ۵-۶ نفره در مواردی که استاد مربوطه نمی‌توانست به تهران بیاید به اسرائیل اعزام می‌شد.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین