افول شایسته‌سالاری در مدیریت محلی

یکی از نشانه‌های توسعه‌یافتگی جوامع، میزان پایبندی آنها به اصل شایسته‌سالاری است. در جوامع موفق، مسئولیت‌های بزرگ به افراد دارای دانش، تجربه و کارنامه روشن سپرده می‌شود.
کد خبر: ۸۴۲۰۷۵
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۳۹ - 18June 2026

گروه جامعه دفاع‌پرس - محسن حوریان استاد دانشگاه؛ یکی از نشانه‌های توسعه‌یافتگی جوامع، میزان پایبندی آنها به اصل شایسته‌سالاری است. در جوامع موفق، مسئولیت‌های بزرگ به افراد دارای دانش، تجربه و کارنامه روشن سپرده می‌شود. اما هرچه این اصل تضعیف شود، فرصت برای ظهور افراد فاقد صلاحیت افزایش می‌یابد.

میلاد

متأسفانه در برخی رقابت‌های محلی، معیار‌هایی همچون روابط شخصی، شهرت خانوادگی، قوم‌گرایی، محبوبیت مقطعی یا توانایی در شعار دادن، جایگزین معیار‌های حرفه‌ای می‌شوند. نتیجه چنین روندی آن است که افراد متخصص باید با کسانی رقابت کنند که سرمایه اصلی‌شان نه دانش و تجربه، بلکه دیده شدن و شناخته شدن است.

این وضعیت در بلندمدت اعتماد عمومی به نهاد‌های محلی را نیز تضعیف می‌کند، زیرا شهروندان به تدریج درمی‌یابند که تصمیمات مهم شهری نه بر اساس خرد تخصصی، بلکه تحت تأثیر ملاحظات غیرحرفه‌ای اتخاذ می‌شوند.

شاید بتوان خطرناک‌ترین پدیده در انتخابات شورا‌ها را «توهم کفایت» نامید؛ وضعیتی که در آن فرد توانایی‌های خود را بسیار بیشتر از واقعیت ارزیابی می‌کند.

چنین افرادی معمولاً تصور می‌کنند اداره شهر تفاوت چندانی با اداره یک کسب‌وکار کوچک، مدیریت یک جمع محدود یا فعالیت‌های اجتماعی روزمره ندارد. آنها پیچیدگی حکمرانی شهری را دست‌کم می‌گیرند و از همین رو، مسئولیت‌هایی را مطالبه می‌کنند که هیچ آمادگی واقعی برای آن ندارند.

نکته تأسف‌بار آن است که هزینه این توهم را نه خود آنان، بلکه مردم پرداخت می‌کنند. پروژه‌های نیمه‌تمام، تصمیمات غیرکارشناسی، هدررفت منابع عمومی، اولویت‌بندی‌های نادرست و فرصت‌های از دست رفته، همگی محصول مستقیم حضور افرادی هستند که میان خواستن و توانستن تفاوتی قائل نیستند.

افراد فاقد تخصص معمولاً در میدان رقابت برنامه‌های پیچیده ارائه نمی‌کنند؛ زیرا توانایی تدوین چنین برنامه‌هایی را ندارند. در عوض، به شعار‌های ساده، احساسی و جذاب پناه می‌برند. 

آنها مشکلات پیچیده را بسیار ساده جلوه می‌دهند و وعده‌هایی می‌دهند که یا امکان تحقق ندارند یا برای اجرای آنها هیچ نقشه عملی وجود ندارد. این همان نقطه‌ای است که عوام‌گرایی جای سیاست‌گذاری علمی را می‌گیرد.

شهرها، اما با شعار اداره نمی‌شوند. توسعه شهری حاصل دانش، برنامه‌ریزی، تحلیل، آینده‌نگری و تصمیمات کارشناسی است. هرگاه احساسات جایگزین تخصص شود، نخستین قربانی آن منافع عمومی خواهد بود.

مسئولیت رأی‌دهندگان در نهایت، بخشی از مسئولیت این وضعیت نیز متوجه رأی‌دهندگان است. جامعه‌ای که از نامزد‌ها برنامه، سابقه، تخصص و کارنامه مطالبه نکند، ناخواسته راه را برای گسترش بی‌تخصصی هموار می‌کند.

رأی‌دهندگان باید از خود بپرسند: اگر برای درمان بیماری به متخصص مراجعه می‌کنیم، اگر برای طراحی ساختمان به مهندس نیاز داریم و اگر برای دفاع حقوقی به وکیل مراجعه می‌کنیم، چرا برای مدیریت شهر به تخصص بی‌اعتنا باشیم؟

چرا باید سرنوشت شهر در اختیار کسانی قرار گیرد که مهم‌ترین ویژگی آنان، اعتمادبه‌نفس بالا و توانایی سخنرانی است؟

مدیریت شهری عرصه خودنمایی، کسب اعتبار اجتماعی یا آزمودن آرزو‌های سیاسی نیست. شورای شهر نهادی تخصصی است که تصمیمات آن بر کیفیت زندگی نسل حاضر و آینده تأثیر می‌گذارد.

جرأت ورود به انتخابات، اگر با دانش، تجربه، بینش مدیریتی و تعهد حرفه‌ای همراه نباشد، نه یک فضیلت بلکه یک خطر است. شهر‌ها بیش از آنکه به افراد پرمدعا نیاز داشته باشند، به مدیران آگاه، متخصص، مسئولیت‌پذیر و فروتن نیاز دارند؛ افرادی که پیش از ادعای توانایی، شایستگی خود را اثبات کرده باشند.

شایسته‌سالاری یک انتخاب لوکس نیست؛ شرط بقا و پیشرفت شهرهاست. هرگاه این اصل قربانی شعار، شهرت یا اعتمادبه‌نفس بی‌پشتوانه شود، نخستین بازنده آن شهروندانی خواهند بود که هزینه تصمیمات نادرست را سال‌ها پرداخت می‌کنند.

انتهای پیام/ 261

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین