روایت خواهر دو شهیده بمباران خرم‌آباد / تنها یک کف دست از رقیه باقی ماند تا امانتش را برگرداند

خواهر شهیده بازگیر گفت: چند روز قبل از شهادت، رقیه یک انگشتر نقره از من امانت گرفت و در عوض انگشتر طلای خودش را داد. پس از شهادت رقیه و تخریب خانه، تنها یک کف دست از پیکر او باقی ماند. عمویم انگشتر نقره‌ای را در دست رقیه پیدا کرد و به من داد.
کد خبر: ۸۴۳۰۲۷
تاریخ انتشار: ۰۴ تير ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۵ - 25June 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در پی بمباران انتحاری و غافلگیرانه نیرو‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی در بامداد ۲۰ اسفند ۱۴۰۴ که منجر به شهادت خانواده بازگیر در خرم‌آباد شد، خواهر این شهدا، «سعیده بازگیر»، جزئیات زندگی، ایثار و لحظات آخر آنها را بازگو کرد. 

شهیده رقیه بازگیر و شهیده فاطمه میرنصیری

کارشناس بهداشت حرفه‌ای که حجاب را انتخاب کرد
شهیده رقیه بازگیر، متولد ۱۳۶۹ در روستای انگز خرم‌آباد، کارشناس بهداشت حرفه‌ای در شبکه بهداشت کشور بود. خواهر او خاطره سختی‌های تحصیل رقیه را یادآوری می‌کند: «در خانه هفت‌نفره و شلوغ، رقیه برای درس خواندن به حمام حیاط می‌رفت که سقف محکمی نداشت، اما سکوت برای مطالعه لازم بود.» او با وجود شرایط سخت مالی، موفق شد بدون کنکور و با معدل بالا در دانشگاه علوم پزشکی خرم‌آباد و سپس اصفهان تحصیل کند.

تعهد شغلی و اخلاقی
رقیه شش سال در مرکز بهداشت شوشتر خدمت کرد. سعیده بازگیر می‌گوید: با وجود گرمای خوزستان و دوری از خانواده، رقیه اصرار داشت چادر سر کند و می‌گفت حجاب را با عقل انتخاب کرده‌ام. او در بازدید‌های ایمنی از کارخانه‌های دورافتاده شرکت می‌کرد و حاضر نبود به خاطر راحتی، وظیفه خود را نادیده بگیرد؛ «وجدانم اجازه نمی‌داد با اهمال‌کاری، خطری برای مردم پیش بیاید.»

دغدغه جنگ
رقیه در جنگ تحمیلی رمضان بسیار فعال بود و برای کمک به جبهه‌ها از همکارانش خواستار کمک‌های اولیه و مادی شد. آخرین تماس رقیه با خواهرش، چند ساعت قبل از شهادت بود. رقیه نگران سرنوشت کشور بود و پرسید: «نهایت این جنگ چه می‌شود؟» سعیده او را دلداری داد و این مکالمه، آخرین دیدار آنها بود.

شهیده فاطمه میرنصیری
فاطمه میرنصیری، همسر برادر بزرگ سعیده، در زمان شهادت ۲۴ سال داشت (متولد ۱۳۸۰). او از سن کم وارد خانواده بازگیر شد و مانند یک خواهر با اعضای خانواده رابطه نزدیک داشت. فاطمه با وجود داشتن دو فرزند کوچک (علیرضا ۶ ساله و محمدجواد ۴ ساله) و باردار بودن فرزند سوم، در فعالیت‌های فرهنگی و بسیج فعال بود. او ۱۰ جزء قرآن حفظ بود و پیش از شهادت، سوره فتح را از حفظ برای سعیده خواند.

شهادت در خانواده
در بمباران ۲۰ اسفند ۱۴۰۴، هم رقیه بازگیر و هم فاطمه میرنصیری به همراه فرزند چهارساله‌اش، محمدجواد، به شهادت رسیدند. فرزند بزرگ فاطمه، علیرضا، که پیش از شروع جنگ به خانه مادربزرگش در پلدختر رفته بود، از این حادثه در امان ماند. فاطمه که در بطن فرزند دیگری نیز داشت، در حالی که محمدجواد در کنارش بود، شهید شد.

امانت‌داری تا لحظه شهادت
سعیده بازگیر خاطره‌ای دردناک، اما شگفت‌انگیز از امانت‌داری خواهرش روایت می‌کند. چند روز قبل از شهادت، رقیه یک انگشتر نقره از سعیده امانت گرفت و در عوض انگشتر طلای خودش را به او داد. پس از شهادت رقیه و تخریب خانه، تنها یک کف دست از پیکر او باقی ماند. عمویش انگشتر نقره‌ای را در دست رقیه پیدا کرد و به سعیده داد. «انگار تنها یک کف دست از رقیه باقی مانده بود تا امانتش را برگرداند.»

فعالیت‌های جهادی و ایثارگری
رقیه در کمک به هیئت‌ها، اهدای عضو پس از مرگ، و کمک به مستمندان بسیار دست‌ودلباز بود. او معتقد بود «احیای یک نفر، احیای کل جامعه است.» فاطمه نیز با مهارت‌هایی مثل خیاطی و کیک‌پزی در کار‌های فرهنگی و مذهبی خانواده و بیرون از آن مشارکت می‌کرد.

یادمان دو شهیده در گلزار شهدا
این دو زن جوان، نمادی از مقاومت، تعهد علمی و معنوی، و ایثار در نسل جدید بودند. رقیه به عنوان یک کارشناس متعهد و فاطمه به عنوان یک مادر و حافظ قرآن، الگویی کامل از زن مسلمان انقلابی بودند که در شرایط سخت جنگ، نه تنها از خانواده‌شان دور نشدند، بلکه با حضور فعال در عرصه‌های اجتماعی و فرهنگی، نام نیک خود را ثبت کردند. پیکر مطهر آنها اکنون در آرامگاه شهدای خرم‌آباد و قم آرام گرفته است.

انتهای پیام/ 119

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین