«محمدمهدی» ۲۰ روز بعد از ازدواج به شهادت رسید
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، سکینه حاجرضایی، مادر شهید محمدمهدی صفره، دانشجوی نخبه رشته مترجمی زبان عربی دانشگاه تهران، جزئیات زندگی پربار و لحظات آخر شهادت پسرش را روایت کرد و اظهار داشت: محمدمهدی که ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ و فقط ۲۰ روز پس از ازدواج، در اثر حمله موشکی دشمن به محل کارش در محله جردن به شهادت رسید، الگویی از دانش، اخلاق و ایثار بود.

تربیت در آستانه حرم امام رضا (ع)
خانم حاجرضایی با اشاره به تولد فرزندش در ۷ تیر ۱۳۸۳، از کودکی مذهبی و هوشمند او گفت: محمدمهدی از همان ابتدا با قلم، کاغذ و بازیهای فکری آشنا بود. ما محمدمهدی را از نذر و نیاز به امام رضا (ع) گرفته بودیم، بنابراین جشن تولدش را در حرم امام رضا (ع) برگزار میکردیم و شیرینی بین زوار پخش میکردیم.
وی افزود: من و پدرش هر دو فرهنگی و معلم دبیرستان هستیم. محمدمهدی از سن پایین به مسجد میرفت و نماز میخواند. در شبهای قدر، با ذکر دعای جوشنکبیر در دامان من به خواب میرفت. او در ۸ یا ۹ سالگی روزه میگرفت و کمکم این عادت در او نهادینه شد تا اینکه در ۱۰ سالگی روزههای کامل رمضان را میگرفت و میگفت: مامان من بزرگ شدم و دوست دارم مانند شماها افطار کنم.

مسیر علمی جهشی و ازدواج موفق
شهید صفره به دلیل هوش بالا، کلاسهای سوم دبستان و هشتم را جهشی خواند و در ۱۶ سالگی با معدل ۱۹ وارد دانشگاه تهران شد. تسلط او بر زبان عربی که از کودکی با قرآن آشنا بود، باعث شد رشته مترجمی زبان عربی را انتخاب کند. او دانشجوی ممتازی بود و ارشد را بدون کنکور و مستقیم قبول شد.
حاجرضایی درباره ازدواج فرزندش میگوید: محمدمهدی در ترم ششم دانشگاه با همکلاسیاش آشنا شد و با اجازه ما وارد رابطه شد. من قول دادم اگر ارشدش را قبول کند و بتواند درس و زندگی را با هم پیش ببرد، برایش خواستگاری بروم. وقتی او نفر اول رشته شد، قولم را عملی کردم. مراسم عقد در ۱۳ شهریور ۱۴۰۴ در حرم امام رضا (ع) و مراسم عروسی در ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ برگزار شد. تنها ۲۰ روز از زندگی مشترکشان میگذشت که محمدمهدی شهید شد.
دانشجویی با مهارتهای چندگانه
شهید صفره تنها یک دانشجوی نخبه نبود؛ او مهارتهای دیگری نیز داشت. «محمدمهدی در کنار تحصیل، مدرک بینالمللی آشپزی گرفت و به عنوان آشپز ماهر در شرکتی که از طریق دانشگاه تهران جذبش کرده بودند، مشغول به کار شد. او جوانی فعال، خوشخنده و باهوش بود که در دانشگاه تهران عضو جامعه اسلامی و بسیج مساجد بود.»
شهادت در بامداد ۱۱ اسفند
مادر شهید صفره، لحظات تلخ پس از شهادت را بازگو کرده و افزود: همسرش به من خبر داد که محمدمهدی برای افطار به خانه پدرش نرفته و تماسها را جواب نمیدهد. ساعت ۸:۳۰ شب به محل کارش در جردن رفتیم. ساختمان سهطبقه با خاک یکسان شده بود و کوچه پر از نیروهای امنیتی و سگهای زندهیاب بود. من پابرهنه به سمت آوارها رفتم و فریاد میزدم: محمدمهدی من کجاست؟
وی با اشک افزود: به ما گفتند تا فردا آواربرداری میکنند. اما شش روز طول کشید تا پیکر پاک پسرم پیدا شود. وقتی بالای سر تابوت رفتیم، دیدم تنها دو دست، دو پا و تکهای از بالاتنه (قلب) پسرم باقی مانده است. پیکر شهیدان در آن حمله، مانند اربابشان امام حسین (ع) تشنه و اربا اربا به شهادت رسیده بودند. پیکر محمدمهدی در قطعه ۴۲ بهشت زهرا (س) دفن شد.
خاطرهای معنوی از زیارت کربلا
حاجرضایی پس از شهادت فرزندش، توفیق زیارت عتبات عالیات را پیدا کرد. در روز عرفه در صف زیارت امام حسین (ع)، به دلیل ازدحام جمعیت از عروسم و مادر عروسم جدا شد. «ناگهان به فکرم افتاد عکس محمدمهدی را بالا ببرم. بلافاصله عروسم را دیدم و با هم پیوند خوردیم. آن لحظه به یاد پیادهروی اربعین افتادم که محمدمهدی با چفیه روی سر، مثل علمدار کربلا جلوی ما راه میرفت تا گم نشویم. گفتم: محمدمهدی، اینجا هم علمدار کربلای ما شدی.»
وی خاطرهای شگفتانگیز از خواب خود تعریف میکند: فردای آن روز در اتوبوس خوابم برد. دیدم محمدمهدی به من گفت: مامان جان، من با فائزه (همسرش) در حرم بودم. از او بپرس نشانهای از حضورم به تو بدهد... وقتی بیدار شدم، از عروسم پرسیدم. عروسم گفت: مامان جان، محمدمهدی معلومه که با ما بود! عطری که محمدمهدی همیشه به خودش میزد، فضای اتاقم را پر کرده بود... این همان نشانهای بود که او خواسته بود.
واکنش اساتید و همدانشگاهیها
یکی از اساتید دانشگاه تهران درباره شهید صفره میگوید: محمدمهدی دانشجویی جدی و تیزبین بود. در درس ترجمه شفاهی بینظیر عمل میکرد. وقتی برای پایاننامه موضوع میخواست، گفت: نمیخواهم موضوع سطحی باشد. دوست دارم عمیق، سخت و دشوار باشد تا بیفایده ننویسم. او به کم راضی نبود و در شیوه رخت بستن از این دنیا نیز همینطور بود.
حاجرضایی در پایان گفت: شهدا زندهاند و این ما هستیم که درکی از حقایق زندگی آنها نداریم. روح شهید محمدمهدی و یارانش شاد و راهشان پر رهرو باد.
انتهای پیام/ 122
