اشعار «رضا اسماعیلی» و «افشین علا» در گرامیداشت عاشورای حسینی
به گزارش گروه فرهنگ دفاعپرس، افشین علا و رضا اسماعیلی در گرامیداشت ماه مُحرم و عاشورای حسینی شعر سرودند. سروده علا با عنوان «حسین اینجاست!» و سروده اسماعیلی با عنوان «حماسه شگفت» را در ادامه میخوانید.

حماسه شگفت
رضا اسماعیلی
گریه میکنم تو را، با دو چشم داغدار/ گریه میکنم تو را، مثل ابرِ بیقرار
گریه میکنم تو را، مثل چشمه، مثل رود/ای شکفتن فصیح،ای نجابت بهار!
گریه میکنم تو را، گریهای خرافهسوز/ گریهای ستمستیز، همچو تیغ ذوالفقار
عرشیان و فرشیان، از غمت شکستهاند/ انس و جن، شهید حق! در غم تو سوگوار
پیش چشم روزگار، کربلای خون توست/ای حماسۀ شگفت،ای شکوه پایدار!
خطبههای خون تو، پشت فتنه را شکست/ شد ز یُمنِ خون تو، نهضت تو ماندگار
غیرت از قیام تو، در زمانه جان گرفت/ای حقیقت بلند،ای شکوه کوهسار!
کوفه کوفه کوفه تیغ، بر تو صف کشیدهاند/ میرسی دوباره با، زخمهای بیشمار
شمر و خولی و سنان... تیغهای ناگهان... / در هجوم کوفیان، ماندهای تو استوار
بر فراز نیزهها، رفتهای تو تا کجا؟ / تا خدا رسیدهای، سربلندِ سربهدار!
تا ابد قیام تو، سرخی پیام تو/ درس عِزّت و شرف، میدهد به روزگار
زندهای امام خون، وارث قیام خون/ از برای دیدنت، چشم من در انتظار
حسین اینجاست!
افشین علا
فغان از غصهها، دلشورهها، غمها/ فغان از ازدحام سوگ و ماتمها
چرا حس میکنم فرقی است بیپایان/ میان این محرم با محرمها؟
حسین اینجاست، اما بر جراحاتش/ پزشکان از نمک سازند مرهمها
علی با ماست، اما بین ما و او/ چه بسیارند حائل، ابنملجمها
در این ره، ساربانا من کم آوردم! / زیادند آشنایان، بگذر از کمها
سراشیبی مرا خم کرد، برگشتم/ بمانای جاده با این پیچ و این خمها
به حاجی عرض کن این سعی باطل را/ نمیشویند حتی آب زمزمها
خوشا آنان که در میدان همان اول/ به خون خفتند در خط مقدمها
ز پشت قابها در کنج تنهایی/ مرا کافیاست چشمانداز پرچمها
اگر باشد بهشتم دست شدادان/ همان بهتر بسوزم در جهنمها
تو کز شیطان گریزانی مباش ایمن/ از آدمها از آدمها از آدمها
تیر ۱۴۰۵
انتهای پیام/ 121
