حزبالله سپر ذلتناپذیر لبنان
گروه بینالملل دفاعپرس- محمد زرچینی؛ لبنان، این قطعه از پیکر جغرافیایی جهان اسلام، بار دیگر در گذرگاهی تاریخی ایستاده است؛ جایی که مرزهای جغرافیایی با مرزهای عقیدتی گره خورده و «معادلات بازدارندگی» نه در اتاقهای فکر واشنگتن و تلآویو، بلکه در عمق استراتژیک جبهه مقاومت تعریف میشود. از اسفند ۱۴۰۴، زمانی که دشمنان قسمخورده اسلام تصور میکردند با تکیه بر جنگ ترکیبی، فشارهای اقتصادی و توطئههای امنیتی میتوانند بنیه مقاومت را هدف قرار دهند، تا امروز که در تابستان ۱۴۰۵ ایستادهایم، حزبالله لبنان نه تنها دچار لغزش نشده، بلکه با مهندسی میدانی بینظیر، معادلات «ترس و امید» را در جنوب رودخانه راهبردی لیتانی و شمال فلسطین اشغالی را تغییر داده است. این گزارش به واکاوی رشادتهای بیبدیل مجاهدان حزبالله در ماههای اخیر و تبیین این اصل بنیادین میپردازد که چرا در شرایط ملتهب کنونی منطقه، «مقاومت» برای لبنان یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه یک ضرورت وجودی برای بقای این کشور است.

لبنان؛ میدان نبرد ارادهها در تابستان ۱۴۰۵
برای درک عمق فاجعهای که استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی برای لبنان تدارک دیدهاند، کافی است نگاهی به وضعیت کنونی این کشور بیندازیم. لبنانِ امروز، کشوری است که از یک سو با بحرانهای پیچیده اقتصادی و سیاسی دستوپنج نرم میکند و از سوی دیگر، زیر باران تهدیدات نظامی و روانی رژیم غاصب صهیونیستی قرار دارد. اما در این میان، آنچه لبنان را از سرنوشت شوم غزه و سایر نقاط تحت محاصره متمایز میکند، وجود «سپر بلورین مقاومت» است.
از اسفند ۱۴۰۴، دشمن با طراحی یک سناریوی چندلایه تلاش کرد تا با ایجاد شکاف میان اقوام و مذاهب لبنانی و همزمان تشدید تهدیدات در مرزهای شمالی فلس اشغالی، مقاومت را در یک بنبست استراتژیک قرار دهد. هدف نهایی تلآویو و حامیان غربیاش واضح بود؛ خلع سلاح حزبالله و تبدیل لبنان به حیاط خلوت رژیم صهیونیستی؛ اما آنچه در میدان رخ داد، نقش بر آب شدن تمام این محاسبات بود. حزبالله لبنان نشان داد که نه تنها از نظر کمی و کیفی دچار افت نشده، بلکه با تکیه بر نسل جدید فرماندهان میدانی و بهرهگیری از دکترین «بازدارندگی فعال»، هرگونه خطای محاسباتی دشمن را با پاسخی کوبنده و پشیمانکننده مواجه خواهد کرد.
اسفند ۱۴۰۴؛ نقطه عطفی که محاسبات دشمن را برهم ریخت
اگر بخواهیم تقویم مقاومت را در ماههای اخیر مرور کنیم، اسفند ۱۴۰۴ یک نقطه عطف بیبدیل است. در آن برهه، رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی و محافل غربی با راه انداختن یک جنگ روانی بیسابقه، القا میکردند که دوران نفوذ حزبالله به پایان رسیده و این گروه دیگر توانایی مدیریت میدان را ندارد. آنها تصور میکردند با ترورهای کور، خرابکاریهای زیرساختی و فشار بر مهرههای سیاسی داخلی، میتوانند حزبالله را به میز مذاکرهای بکشانند که خروجی آن، تسلیم محض باشد؛ اما پاسخ حزبالله به این توطئه خبیثانه، ترکیبی از «صبر استراتژیک» و «اقتدار میدانی» بود.
مجاهدان حزبالله در آن ایام و در ادامه آن تا به امروز، با عملیاتهای دقیق پهپادی و موشکی (و حتی کواد کوپتری) و همچنین مانورهای غافلگیرکننده نیروهای ویژه «رضوان»، به دشمن ثابت کردند که «قواعد درگیری» همچنان در بیروت نوشته میشود، نه در تلآویو. رشادتهایی که از اسفند پارسال تا امروز از رزمندگان گمنام جبهه مقاومت سر زد، نشان داد که خون شهدا، نه تنها نهال مقاومت را خشک نکرده، بلکه ریشههای آن را در خاک لبنان و فلس اشغالی عمیقتر ساخته است. هر فرماندهای که به شهادت رسید، دهها جوان برومند با بصیرتی افزونتر و ارادهای پولادینتر جایگزین او شدند تا معادله «ترس» را برای سربازان و فرماندهان ارتش رژیم صهیونیستی به یک کابوس همیشگی تبدیل کنند.
رویای باطلی که خونبهای آن کشتار بیدفاعان است
برخی جریانهای سیاسی داخلی لبنان و کارگزاران استکبار، با فرافکنی و عوامفریبی، ریشه تمام مشکلات اقتصادی و سیاسی کشور را به بهانه «حفظ روابط با غرب» و «جلوگیری از جنگ»، به سلاح حزبالله گره میزنند. این در حالی است که تاریخ معاصر لبنان، گواه روشنی بر این واقعیت است که هرگاه لبنان فاقد یک بازوی بازدارنده قوی بوده، طعمه گرگهای منطقهای و بینالمللی شده است.
آیا میتوان فراموش کرد که در سال ۱۹۸۲، زمانی که ارتش لبنان و گروههای سیاسی در برابر تانکهای اسرائیلی در «بیروت» و اردوگاههای «صبرا» و «شتیلا» تسلیم شدند، چه جنایاتی علیه انسانیت رخ داد؟ آیا درسهای جنگ ۳۳ روزه در سال ۲۰۰۶ فراموش شده است؟ رژیم صهیونیستی تنها زمانی زبان منطق را میفهمد که با آهنِ گداختهی مقاومت مواجه شود. خلع سلاح حزبالله به معنای ایجاد یک خلأ استراتژیک نیست، بلکه به معنای گشودن دروازههای بیروت و جنوب لبنان به روی تانکهای پیشرفته مرکاوا و جنایات نیروهای اشغالگر قدس است.
آنچه از اسفند ۱۴۰۴ تا امروز در میدان نبرد اثبات شده، این است که سلاح حزبالله، سلاح یک فرقه یا یک گروه خاص نیست؛ بلکه «سپر ملی» تمام لبنانیهاست. مسیحیان، دروزیها، اهل سنت و شیعیان لبنان به خوبی میدانند که در دنیایی که سازمان ملل و شورای امنیت تنها مجری اوامر واشنگتن هستند، تنها این موشکهای نقطهزن و پهپادهای انتحاری حزبالله است که میتواند امنیت هواپیماهای مسافربری بیروت و جان شهروندان لبنانی را در برابر تجاوزات روزمره رژیم صهیونیستی تضمین کند.
چرا مقاومت برای لبنان یک «ضرورت وجودی» است؟
برای تبیین ضرورت مقاومت در شرایط کنونی، باید به تغییرات بنیادین ژئوپلیتیک منطقه نگاه کرد. منطقه غرب آسیا در حال پوستاندازی است و هژمونی آمریکایی-صهیونیستی که دههها بر پایه ترس و ارعاب استوار بود، در حال فروپاشی است. در این معادله، لبنان در خط مقدم «جنگ ارادهها» قرار دارد.
نخست؛ بازدارندگی نامتقارن؛ رژیم صهیونیستی با وجود برخورداری از پیشرفتهترین سامانههای پدافندی و حمایتهای بیچون و چرای آمریکا، در برابر دکترین جنگ نامتقارن حزبالله آسیبپذیرتر از هر زمان دیگری است. از اسفند پارسال تاکنون، حزبالله با نمایش توانمندیهای نوین الکترونیک، سایبری و پهپادی خود، این پیام را به تلآویو مخابره کرده است که ماجراجوییهای رژیم کودک کش صهیونیستی بیپاسخ نخواهد ماند و مقاومت در میدان حضور خواهد داشت.
دوم؛ حفظ انسجام داخلی؛ مقاومت در لبنان، تنها یک پروژه نظامی نیست، بلکه یک «پروژه هویتبخش و وحدتآفرین» است. فشارها برای خلع سلاح مقاومت، در واقع تلاشی برای تجزیه لبنان از درون و ایجاد جنگ داخلی است. حزبالله با ایستادگی در برابر این فشارها، در واقع در حال حفظ بافت چندفرهنگی و چندمذهبی لبنان است و اجازه نمیدهد این کشور به بالکانی خاورمیانه تبدیل شود.
سوم؛ همافزایی با محور مقاومت؛ لبنانِ مقاوم، حلقه اتصال حیاتی در زنجیره طلایی محور مقاومت است. ایستادگی حزبالله در جنوب رودخانه راهبردی لیطانی، نه تنها از لبنان محافظت میکند، بلکه به عنوان یک لنگرگاه استراتژیک، دست رژیم صهیونیستی را برای تمرکز بر سایر جبههها (از غزه تا کرانه باختری و بلندیهای جولان) میبندد. تضعیف حزبالله به معنای تقویت مستقیم دشمن در تمام جبهههای دیگر است.
مهندسی میدان توسط نسل جدید
آنچه در ماههای اخیر و به ویژه از اسفند ۱۴۰۴ بر میدان نبرد حاکم بوده، ظهور نسل جدیدی از فرماندهان و رزمندگان حزبالله است. نسلی که با الهام از مکتب سردار سلیمانی و سید حسن نصرالله (رضوانالله علیهما) تربیت یافتهاند و به خوبی میدانند که «ما میتوانیم و دشمن نمیتواند»؛ در حقیقت این نسل جدید، با تلفیق تجربیات نبرد ۳۳ روزه، جنگهای سایبری و نبردهای پهپادی اخیر، یک «معماری نوین بازدارندگی» را خلق کرده است. آنها ثابت کردهاند که مرزهای جغرافیایی فلسطین اشغالی دیگر امن نیستند و هر نقطهای از سرزمینهای اشغالی، از «حیفا» تا «تلآویو» و «عسقلان»، در تیررس دقیقترین سامانههای هدایتپذیر مقاومت قرار دارد. این اقتدار میدانی، باعث شده است تا حتی صداهای مخالف در داخل رژیم صهیونیستی نیز بلند شود و از دولت این رژیم بخواهند که از هرگونه محاسبات غلط در مرزهای شمالی پرهیز کند؛ چرا که آنها به خوبی میدانند که حزبالله دیگر آن حزباللهِ سال ۲۰۰۶ نیست؛ بلکه نیرویی است که معادلات جنگهای کلاسیک را دگرگون کرده است.
طلوع خورشید مقاومت از افقهای بیروت
لبنان امروز، در حالی وارد تابستان ۱۴۰۵ میشود که اگرچه زخمهای اقتصادی و سیاسی و حتی زیرساختی بر پیکره این کشور باقی است، اما روحیه ملی و غرور عربی-اسلامی در آن، بیش از هر زمان دیگری زنده و پویاست. رشادتهایی که از اسفند ۱۴۰۴ تا امروز توسط مجاهدان حزبالله به نمایش گذاشته شد، تنها یک مانور نظامی نبود، بلکه فریاد رسای ملتی بود که تصمیم گرفته است زیر بار ذلت نرود؛ همچنین پیام بیروت به تلآویو و واشنگتن در این روزهای سرنوشتساز، پیامی روشن و قاطع است؛ «معادلات تغییر نکرده، بلکه عمیقتر شده است.» هرگونه توهم برای خلع سلاح مقاومت، هرگونه تهدید نظامی و هرگونه فشار اقتصادی، تنها باعث خواهد شد تا حلقه محاصره بر گردن رژیم غاصب صهیونیستی تنگتر شود.
تاریخ گواهی میدهد که هرگاه استکبار گمان کرده است که میتواند با زور و تهدید، اراده ملتها را بشکند، با پاسخی کوبندهتر از سوی جبهه مقاومت مواجه شده است. حزبالله لبنان، به عنوان پرچمدار این ایستادگی، نه تنها حافظ خاک و ناموس مردم لبنان است، بلکه نگهبان آبروی جهان اسلام در برابر زیادهخواهیهای رژیم نامشروع صهیونیستی میباشد. تا زمانی که حتی یک وجب از خاک فلسطین اشغالی در چنگال غاصبان است، صدای غرش مقاومت از جنوب لیطانی تا شمال جولان، خاموش نخواهد شد و این ایستادگی، تا طلوع خورشید پیروزی نهایی و آزادی کامل قدس شریف ادامه خواهد یافت. بیشک، آینده از آنِ مقاومت است و بساط استکبار و صهیونیسم، به زودی از طومار تاریخ برچیده خواهد شد؛ البته ناگفته نماند که این مسیر مقاومت و ایستادگی پر فراز و نشیب و مملو از سختی خواهد بود اما باید در این مسیر استوارانه گام برداشت تا رژیم صهیونی را تا نابودی نهایی مرتب تضعیف کنیم.
انتهای پیام/281
