مقتل پدر و «آقا» را که دیدم، دلم ریخت و نفسم سنگین شد
گروه حماسه و جهاد دفاعپرس- محمدرجاء صاحبدل، روایتنویس؛ تمام امروزم تحتالشعاع حضور در برنامه وداع با پیکر آقا، در زینبیه مجموعهٔ دفتر رهبری بود. قرار بود از صدقه سر، «شهید سعید صاحبدل» مهمان ویژهٔ مراسم باشیم.

کارت مادر را دیشب ندادند؛ حالش گرفته بود. حق داشت البته؛ پیگیر که شدیم، گفتند صادر شده ولی فراموش کردند تحویل بدهند. قرار شد امروز تحویل بگیریم.
دوبهشک بودم بچهها -بهخصوص عطای سه ساله- را برای برنامه ببریم یا نه. یاد خرداد ۶۸ افتادم؛ برادرم سهسالش بود و پدر هم مصلی برده بودش و هم بهشتزهرا. اینجا که تازه جمعوجورتر بود، پس عطا را همراه کردیم.
برای ساعت ۷ محدوده خیابان دانشگاه قرار داشتیم. ما دیرتر رسیدیم؛ خیابان آزادی-انقلاب ترافیکِ آمادهسازی برنامه تشییع را داشت. هنوز کارها تمام نشده بود.

وقتی رسیدیم، ازدحام جمعیت بیشتر از حد تصورم بود. آستانه صبرِ مردم پایین آمده بود. به محض ورود، برادرم مقتل پدر و آقا را نشانم داد. دلم ریخت، سرم گیج رفت، نفسم سنگین شد. پا تند کردم و دور شدم.
خدا را شکر توانستیم خانمها را بفرستیم داخل. خودمان روی آسفالت نماز مغرب و عشا را خواندیم، به این امید که دری که پشتش ایستاده بودیم باز شود. نماز عشا را سلام دادند ولی در باز نشد. با یک تصمیم عجیب، قسمت پیشبینی شده برای آقایان را به خانمها دادند. حالا ما بودیم و حسرت.
از آنجایی که مؤمن در هیچ چارچوبی نمیگنجد، راهمان را پیدا کردیم. سخنران مشغول صحبت بود. دکور زیبایی زده بودند. مهدی رسولی شروع کرد. خواند و اشک گرفت ولی پیکر نیامد.
تنهایی رفتم پشت صحنه، همانجا که در را باز کرده بودند. طاهریهای پدر و پسر هم آمده بودند. آمبولانس رسید؛ بعد از کلی وقت، تابوت را درآوردند. باید باور میکردیم آن مرد را دیگر نداریم. اَبدانِ مابقی اعضای خانواده را هم گویا آوردند. برنامه طولانی شده بود؛ نگران عطا بودم، سریع بیرون زدیم. خدا را شکر خانمها را راحت پیدا کردیم.
باید امشب را با مرور خاطره همهٔ آن چیزهایی که دیدیم و شنیدیم، به صبح برسانیم. فقط خود خدا، وداع و تشییع را ختمبهخیر کند.
*حاج سعید صاحبدل از روزهای نخستین دوران ریاستجمهوری حضرت آیتالله العظمی خامنهای همواره در سنگر ایمان و اخلاص استوار ماند و بعد از سالها خدمت خالصانه، در کنار رهبر معظم انقلاب به فیض عظیم شهادت نائل آمد. پیکر مطهر این شهید والامقام در قطعه ۴۲ بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد.
انتهای پیام/ 122
