تو را مرحبا مرحبا میبرند
به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاعپرس، «ماجده محمدی»، از دوستان شهیده «زهرا حدادعادل»، عروسِ رهبر شهید و همسر شهیده رهبر انقلاب اسلامی آیتالله سیدمجتبی خامنهای، نوشت:

طراحی جایگاه شهدا در مصلی، من را اسیر گفتوگو با زهرا خانمِ حدادعادل میکند...
چه کار کرده بودی زن؟ چه از خدا خواسته بودی؟ چه معاملهای کرده بودی با خدا که از یک شخصیت گمنام که حتی یک عکس از او در فضای مجازی نبود، شهیدی بیرون آمد که در بزرگترین تشییع تاریخ بدرقه بشود؟!
به آن لحظهای فکر میکنم که از سختیهای عروس آقا شدن داشت برایم میگفت. یک جملهاش خیلی پررنگ توی ذهنم مانده:
«من خیلی کم سن و سال بودم و آقا مجتبی زمان زیادی را در شبانه روز مشغول مطالعه و کار بود و من ساعتهای طولانی تنها میماندم.»
میگفت و چشمهای درشتش براقتر میشد. شاید از اشک...
شاید این رزق را از دعای خاص آقای شهید گرفته...
از همان دعاها که میگفت: «هر وقت کار مهمی دارم مینویسم روی کاغذ میگذارم توی سجاده آقا، نیمه شب که بیدار میشن حتماً میبینند.»
دلم هرگز اینطور بیقرار نبوده.

عکسهای آماده سازی مصلی را نگاه میکنم. تابوتها را میشمارم و مدام میگویم: ای جانم زهرا خانم جان...
رفتنی این چنین باعظمت، گوارای وجودت
انتهای پیام/ 119
