«اللهم انا لا نعلم منه الا خیراً» این بار برای او بود
گروه سیاسی دفاعپرس- شایان میرزایی؛ برخی لحظهها در تاریخ یک ملت فراتر از یک تصویر، یک جمله یا حتی یک مراسم هستند. آنها به نمادهای عاطفی و حافظه مشترک یک جامعه تبدیل میشوند؛ لحظههایی که سالها بعد نیز با یادآوریشان، بغضها تازه میشود و اشکها دوباره بر گونهها جاری میشود. برای بسیاری از ایرانیان، یکی از این لحظهها به دیماه ۱۳۹۸ بازمیگردد؛ زمانی که پیکر شهید سپهبد قاسم سلیمانی در میان دریایی از جمعیت تشییع میشد و رهبر انقلاب اسلامی در نماز بر پیکر او هنگام قرائت فراز مشهور «اللهم انا لا نعلم منهم الا خیراً» نتوانست اشکهای خود را پنهان کند.

آن روز میلیونها نفر نه فقط برای حاج قاسم که برای اشکهای رهبرشان گریستند. تصویری که از چهره اشکبار آیتالله سیدعلی خامنهای ثبت شد، خیلی زود به یکی از ماندگارترین تصاویر تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شد. مردم در آن لحظه، اندوه یک رهبر را میدیدند که یکی از نزدیکترین یاران و برجستهترین فرماندهان خود را از دست داده بود. همین صداقت عاطفی و همین غلبه احساس بر صلابت همیشگی، دلها را لرزاند و آن فراز کوتاه دعا را به بخشی از حافظه جمعی ملت ایران تبدیل کرد.
پس از آن نیز هرگاه این دعا در مراسم تشییع شهدا و شخصیتهای برجسته خوانده میشد، خاطره آن روز زنده میشد. در مراسم تشییع شهید آیتالله سیدابراهیم رئیسی، شهدای خدمت و دیگر شخصیتهای برجسته کشور نیز مردم با شنیدن این فراز، بار دیگر به یاد اشکهای رهبر انقلاب میافتادند. گویی «اللهم انا لا نعلم منهم الا خیراً» دیگر تنها یک دعای آیینی نبود؛ بلکه روایتگر رابطهای عمیق میان مردم، شهدا و رهبری شده بود.
اما چهاردهم تیر ۱۴۰۵ این دعا معنایی دیگر یافت؛ معنایی که شاید کمتر کسی تصور میکرد روزی با آن مواجه شود. در مراسم وداع و تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی، هنگامی که آیتالله سبحانی این فراز را بر زبان آورد، ناگهان همه چیز رنگ دیگری گرفت. همان کلمات و همان دعا و همان درخواست از خداوند برای گواهی دادن به نیکیهای یک انسان بود؛ اما این بار جایگاهها تغییر کرده بود. دیگر آن کسی که سالها این دعا را برای یاران شهیدش میخواند، در میان جمعیت حضور نداشت. این بار مردم باید این دعا را برای او میشنیدند.
شاید راز تأثیر عمیق این لحظه نیز در همین جابهجایی نهفته باشد. سالها مردم به شنیدن صدای آیتالله خامنهای در این مراسمها عادت کرده بودند. او برای فرماندهان، علما، مسئولان و شهدای بزرگ نماز میخواند و در حق آنان شهادت میداد که جز خیر و نیکی از آنان نمیداند. اما اکنون کسی دیگر در جایگاه امام نماز ایستاده بود و همان شهادت را درباره او میداد؛ درباره مردی که دههها خود گوینده این جملات بود.
در آن لحظه، گویی زمان برای بسیاری از حاضران متوقف شد. خاطره دیماه ۱۳۹۸، تشییع شهید رئیسی و دهها مراسم دیگر به یکباره در ذهنها زنده شد. بسیاری شاید ناخواسته همان تصاویر را مرور کردند؛ تصاویر مردی که با صدایی محکم دعا میخواند، اما گاه در میان واژهها بغض میکرد. اکنون، اما آن صدا خاموش شده بود و مردم باید فقدان صاحب آن صدا را باور میکردند.
به همین دلیل بود که با آغاز این فراز از دعا، موجی از گریه و اندوه در میان جمعیت برخاست. اشکها فقط برای فقدان یک رهبر سیاسی یا یک مرجع دینی نبود. مردم در حقیقت با بخشی از خاطرات چند دهه زندگی خود وداع میکردند. با صدایی وداع میکردند که در تلخترین و شیرینترین لحظات کشور شنیده بودند با شخصیتی وداع میکردند که برای نسلهای مختلف، حضوری دائمی در حوادث بزرگ ایران داشت.
«اللهم انا لا نعلم منه الا خیراً» در چهاردهم تیر ۱۴۰۵ صرفاً بخشی از یک آیین تشییع نبود؛ خلاصهای از یک عمر مجاهدت و رابطهای تاریخی میان رهبر و ملت بود. مردمی که سالها این جمله را از زبان او درباره دیگران شنیده بودند، این بار خود با تمام وجود آن را درباره او تکرار کردند؛ گویی میلیونها نفر به صورت جمعی شهادت میدادند که از این مرد، جز خیر، خدمت، مجاهدت و ایستادگی ندیدهاند.
شاید سالها بعد، هنگامی که تاریخنگاران بخواهند تأثیرگذارترین لحظات مراسم وداع با رهبر شهید انقلاب را روایت کنند، بیش از هر صحنه دیگری به همین لحظه اشاره کنند؛ لحظهای که یک دعا، یک خاطره و یک تاریخ به هم پیوند خوردند. لحظهای که مردم دریافتند مردی که سالها برای شهیدان دعا میخواند، اکنون خود به کاروان شهیدان پیوسته است و شاید همین حقیقت بود که بغض میلیونها نفر را شکست؛ اینکه این بار، «اللهم انا لا نعلم منهم الا خیراً» نه از زبان آیتالله خامنهای، بلکه برای آیتالله خامنهای خوانده میشد.
انتهای پیام/381
