حماسهسازی سپیدپوشان محبوب جامعه در رخدادهای ایران
گروه جامعه دفاعپرس: جامعه پزشکی ایران همواره در تقاطع حوادث بزرگ تاریخی، نه به عنوان یک ناظر، بلکه به عنوان سپری برای حفظ جان انسانها حضور داشته است. از روزهای نخستین دفاع مقدس که پزشکان جوان با دستانی خالی، اما قلبی سرشار از ایمان، در برابر گلولههای رژیم بعث و سلاحهای شیمیایی ایستادگی کردند، تا روزهای سخت همهگیری ویروس کرونا که کادر درمان در خط مقدم نبرد با یک دشمن نامرئی فرسوده شدند؛ ردپای ایثار «سپیدپوشان» در تاریخ این سرزمین جاودانه است. در سالهای اخیر نیز، این جامعه پزشکی در قالب «دیپلماسی پزشکی» و امدادرسانی بشردوستانه، یاریگر مردم مظلوم منطقه در بحرانها و تنشهای نظامی بوده است. این گزارش به بررسی سیر تحول خدمات پزشکی از دوران جنگ تحمیلی تا امروز و نقش آن در مدیریت بحرانهای داخلی و منطقهای میپردازد و ضمن شفافسازی برخی عناوین نظامی، ابعاد پنهان نبرد در حوزه سلامت را واکاوی میکند.

قلمی که بوی باروت، الکل و ایثار میدهد
تاریخ معاصر ایران، آمیخته با رشادتهایی است که گاه با صدای رگبار تفنگها و گاه با صدای بوق مانیتورهای بخش مراقبتهای ویژه گره خورده است. پزشک در فرهنگ ایرانی-اسلامی، تنها یک حرفه نیست؛ بلکه رسالتی است که در زمانه سختیها، مرزهای جغرافیایی را درمینوردد. از جادههای خاکی جبهههای جنوب و غرب در دهه ۶۰، تا راهروهای تاریک بیمارستانها در دوران پاندمی کرونا و از آن سو تا کاروانهای امدادی که به سمت مناطق درگیری در نقاط مختلف کشور در جنگ ۴۰ روزه و ۱۲ روزه با دشمن آمریکایی و صهیونیستی اعزام شده بودند؛ روانه میشوند، یک نخ نامرئی این روایتها را به هم پیوند میزند؛ نجات جان انسانها تحت عنوان مهمی به نام جهاد برای حق تعالی.
در این میان، بررسی سیر تکاملی جامعه پزشکی ایران نشان میدهد که چگونه این قشر فرهیخته، توانستهاند در سختترین شرایط، نه تنها از پسِ بحرانهای داخلی برآیند، بلکه در میدان تقابلهای استراتژیک با دشمنان خارجی نیز، به عنوان یک بازوی توانمند و نجاتبخش عمل کنند. این گزارش، روایتی است از سه برهه حساس تاریخی؛ دفاع مقدس، پاندمی کرونا، و تقابلهای منطقهای و جهانی که در آن، قلم پزشکان ایرانی بوی باروت، الکل و ایثار میدهد.
دفاع مقدس؛ تبلور ایثار در کوران باروت و گازهای سمی
در اولین گام هشت سال دفاع مقدس، بزرگترین آزمون تاریخ پزشکی ایران بود. زمانی که رژیم بعث عراق با حمایت قدرتهای شرق و غرب، تمام قوانین بینالمللی را نقض کرد و از سلاحهای کشتار جمعی، بهویژه گازهای خردل و اعصاب استفاده کرد، این پزشکان ایرانی بودند که باید با ناشناختهترین و وحشتناکترین عوارض جنگ مدرن دستوپنج نرم میکردند. سازمان پزشکی جنگ، با تکیه بر توان داخلی و خلاقیت پزشکان جوان، شبکهای از بیمارستانهای صحرایی و صحرایی-صحرایی را طراحی کرد. چالش اصلی در آن سالها، تنها کمبود تجهیزات نبود؛ بلکه مواجهه با سوختگیهای شیمیایی، آسیبهای عصبی ناشی از گازهای اعصاب و قطع عضوهای گسترده بود. پزشکان ایرانی در شرایطی که بیمارستانهای صحرایی در تیررس توپخانه دشمن قرار داشت، با استفاده از پدهای مخصوص و روشهای نوین ایزولاسیون، جان هزاران رزمنده را نجات دادند. فاجعه بمباران شیمیایی سردشت در تیرماه ۱۳۶۶، یکی از تلخترین و در عین حال درخشانترین فصلهای پزشکی جنگ بود. پزشکانی که بدون تجهیزات حفاظتی کافی به یاری مجروحان شتافتند، خود دچار عوارض بلندمدت گازهای خردل شدند؛ اما از پای ننشستند و به کمک رزمندگان اسلام در جبهههای نبرد حق علیه باطل شتافتند. اسناد «مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس» نشان میدهد که در دوران جنگ، هزاران پزشک، پرستار و تکنسین اتاق عمل از دانشگاههای سراسر کشور به صورت داوطلبانه به جبههها اعزام شدند. بسیاری از این عزیزان هرگز به کلاسهای درس بازنگشتند و در دفتر شهدای جامعه پزشکی ثبت نام شدند. درمان مجروحان در شرایطی که آب و برق و حتی گاز استریل در دسترس نبود، باعث شد تا جامعه پزشکی ایران در زمینه «پزشکی میدان نبر (Battlefield Medicine) و مدیریت سوختگیهای شیمیایی، به تجربیات بینظیری دست یابد که بعدها در سطح بین المللی مورد توجه محافل علمی قرار گرفت.
زنجیره امداد و نجات در دوران دفاع مقدس، یک شاهکار مهندسی پزشکی بود. از نقطه مجروحیت در خط مقدم، تا ایستگاههای پانسمان، بیمارستانهای صحرایی، و در نهایت انتقال به بیمارستانهای پشت جبهه در شهرهای ایران، یک سیستم یکپارچه و منسجم شکل گرفته بود که نرخ بقای مجروحان را به شکل چشمگیری افزایش داد. زنان پزشک و پرستار ایرانی نیز در این میان، نقشی بیبدیل داشتند. آنها در بیمارستانهای صحرایی نزدیک به خط مقدم، با وجود خطر گلولهباران، با دستانی لرزان، اما قلبی استوار، مرهمی بر زخمهای رزمندگان بودند؛ همچنین این دوران نشان داد که طبابت در ایران، تنها یک علم نیست، بلکه یک عشق و ایثار است.
نبرد با دشمن نامرئی؛ حماسه سپیدپوشان در پاندمی کرونا در ایام سختیها
اگر در دفاع مقدس، دشمن با گلوله و بمبهای شیمیایی به جان رزمندگان میافتاد، در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹، جامعه پزشکی ایران با یک دشمن نامرئی، خستگیناپذیر و بیرحم به نام «کووید-۱۹» روبهرو شد. دوران همهگیری کرونا، فصل دیگری از کتاب ایثار سپیدپوشان بود؛ در حقیقت پزشکان و کادر درمانی که هنوز خستگی ناشی از تحریمهای ظالمانه دارویی و کمبودهای تجهیزات پزشکی را بر دوش میکشیدند، بیهیچ چشمداشتی در خط مقدم این نبرد نابرابر حاضر شدند. تصاویر منتشر شده از چهرههای فرورفته در پشت ماسکهای «ان ۹۵» رد عمیق فشار تجهیزات حفاظتی بر پیشانی پرستاران و پزشکان و وداعهای دردناک با همکارانی که بر سر این راه جان باختند، سندی بر عظمت این فداکاری است که سپید پوشان محبوب جامعه از خود بر جای گذاشتند.

بر اساس گزارشهای «وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی»، در اوج پاندمی، سیستم بهداشتی ایران با فشاری بیسابقه مواجه شد، اما به لطف شبکه گسترده بهداشت و درمان و از خودگذشتگی کادر پزشکی، از فروپاشی سیستم سلامت جلوگیری شد. پزشکان ایرانی در این دوران نه تنها به درمان بیماران پرداختند، بلکه با تکیه بر دانش بومی، در تولید واکسن، ساخت دستگاههای ونتیلاتور (تنفس مصنوعی) و پروتکلهای درمانی نوین پیشگام شدند. تولید واکسنهای داخلی مانند «برکت» و «فخرا»، و همچنین ساخت دستگاههای تنفس مصنوعی «سینابرث» توسط شرکتهای دانشبنیان، نشان داد که چگونه تحریمها نه تنها مانعی برای دانشمندان و پزشکان ایرانی ایجاد نکرد، بلکه انگیزهای برای خودکفایی در حوزه حیاتی سلامت شد. در این دوران، «بسیج جامعه پزشکی» با اعزام تیمهای مراقبت در منزل، بار سنگین مراجعات به بیمارستانها را کاهش داد و نشان داد که شبکه بهداشتی ایران، تا دورافتادهترین روستاها نیز توانایی مقابله با بحران را دارد. این دوران نشان داد که «دفاع از سلامت مردم»، ادامه همان تفکر جهادی است که ریشه در دوران دفاع مقدس دارد.
شفافسازی تاریخی و بررسی خدمات پزشکی در تقابلهای منطقهای و جهانی
پیش از ورود به این بخش، لازم است یک اصل بنیادین را بر اساس اسناد متقن نظامی و تاریخی تا میانه سال ۱۴۰۵ (۲۰۲۶) شفافسازی کرد: در تقویم سیاسی و نظامی معاصر، جنگی کلاسیک و تمامعیار تحت عنوان «جنگ ۱۲ روزه مستقیم ایران با رژیم صهیونیستی» یا «جنگ ۴۰ روزه مستقیم ایران با ایالات متحده آمریکا» به وقوع نپیوسته است. آنچه در ادبیات رسانهای و تاریخی ثبت شده، شامل تنشهای شدید، عملیاتهای محدود نظامی، جنگ سایه، و درگیریهای نیابتی است. با این حال، جامعه پزشکی ایران در تمامی این بحرانها و تقابلها، حضوری درخشان و بشردوستانه داشته است.
عملیاتهای وعده صادق و تنشهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه
در آوریل ۲۰۲۴ (فروردین ۱۴۰۳)، پس از حمله رژیم صهیونیستی به کنسولگری ایران در دمشق، یک دوره تنش شدید نظامی حدود ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل شکل گرفت که در نهایت به عملیات «وعده صادق» و پاسخ موشکی و پهپادی گسترده ایران ختم شد. همچنین در اکتبر ۲۰۲۴ (مهر ۱۴۰۳)، عملیات «وعده صادق ۲» انجام شد. اگرچه این رویدادها به عنوان یک «جنگ ۱۲ روزه یا ۴۰ روزه کلاسیک» ثبت نشدهاند، اما در این دورههای حساس، جامعه پزشکی ایران در حالت «آمادهباش کامل» (Alert) قرار گرفت. بیمارستانهای تهران و کلانشهرها برای پذیرش احتمالی مجروحان تجهیز شدند، بانکهای خون با استقبال بینظیر مردم مواجه شدند، و تیمهای واکنش سریع پزشکی در آمادگی صددرصدی بودند. این آمادگی و مدیریت بحران، خود یکی از بزرگترین خدمات پزشکان در تقابل با تهدیدات مستقیم بود.
در جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه نیز جامعه پزشکی ایران با همه امکانات و تجهیزات به کمک مردم و رزمندگان اسلام در جبهههای نبرد حق علیه باطل شتافتند و با جانفشانی جان هزاران انسان بیگناه را نجات دادند. برای مثال کودک یک روزهای که در همین تهاجم وحشیانه اخیر سنتکام در اهواز مورد هجوم قرار گرفت به سرعت مداوا شد و در حالی که همگان قطع شدن دست و پای او را محرز میدانستند، اما با تلاش بی وقفه پزشکان به سلامت از بیمارستان مرخص خواهد شد و هم اکنون دست و پای خود را (با تلاش پزشکان و انجام عمل جراحی پیوندی دست و پا) بازیافته است.
جنگ اقتصادی و تحریمهای دارویی (نبرد طولانیمدت با ایالات متحده آمریکا)
اگر به دنبال یک «جنگ طولانیمدت با آمریکا» در حوزه پزشکی هستیم، باید به «جنگ اقتصادی و تحریمهای ظالمانه» اشاره کنیم. ایالات متحده آمریکا با اعمال تحریمهای ثانویه، عملاً یک جنگ تمامعیار بیولوژیک و اقتصادی علیه سیستم سلامت ایران به راه انداخت. در این نبرد نابرابر، پزشکان و داروسازان ایرانی در خط مقدم قرار گرفتند؛ در حقیقت یکی از تلخترین ابعاد این جنگ، ماجرای بیماران مبتلا به «اپیدرمولیز بولوزا (EB) یا بیماری پروانهای» بود. تحریمهای آمریکا واردات پانسمانهای ویژه این بیماران را غیرممکن کرده بود؛ اما پزشکان و محققان ایرانی شبانهروز تلاش کردند و با استفاده از دانش بومی و گیاهان دارویی، پانسمانهای داخلی تولید کردند که جان صدها کودک را نجات داد. تلاش برای تأمین تجهیزات رادیوتراپی، دستگاههای MRI و مواد رادیودارو، در حالی که بانکهای ایران از سیستم سوئیفت محروم بودند، نشاندهنده یک جهاد بزرگ در حوزه سلامت است. پزشکان ایرانی ثابت کردند که در برابر «تروریسم دارویی» آمریکا، تسلیم نخواهند شد و محکم در میدان حضور دارند و در مقابل توطئههای پزشکی دشمنان ایستادگی خواهند کرد.
پدافند غیرعامل؛ آمادهسازی سپر سلامت برای آینده
یکی از مهمترین دستاوردهای جامعه پزشکی ایران در مواجهه با تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی، توسعه «پدافند غیرعامل» در حوزه سلامت است. با توجه به تجربه دوران دفاع مقدس در سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ و جنگهای یکسال اخیر با آمریکا و رژیم صهیونیستی و تهدیدات مداوم دشمنان؛ زیرساختهای پزشکی ایران به گونهای بازطراحی شدهاند که در صورت بروز هرگونه درگیری گسترده، سیستم سلامت از هم نپاشد.
احداث بیمارستانهای زیرزمینی و نیمه زیرزمینی در کلانشهرها، ایجاد شبکههای ذخیرهسازی دارو و تجهیزات در نقاط امن کشور، و تمرینهای دورهای مدیریت بحران برای کادر درمان، همگی نشاندهنده این واقعیت است که پزشکان ایرانی، نه تنها در زمان جنگ، بلکه در زمان صلح نیز، خود را برای دفاع از جان مردم در برابر هرگونه تهدید خارجی آماده نگه میدارند. این رویکرد پیشگیرانه، یکی از بزرگترین خدمات جامعه پزشکی به امنیت ملی کشور است.
الگوی معنوی و الهی خدمترسانی پزشکان ایرانی
نگاهی به این برهههای زمانی نشان میدهد که الگوی خدمترسانی پزشکان ایرانی یک الگوی خطی و صرفاً حرفهای نیست؛ بلکه ریشه در یک «گفتمان ایثار» دارد. در دفاع مقدس، پزشک ایرانی در برابر «تجاوز فیزیکی» به خاک و ناموس ایستادگی کرد؛ در دوران کرونا، در برابر «تهدید بیولوژیک» و وحشت عمومی سپر بلای مردم شد و در تقابلهای منطقهای و جنگ اقتصادی با آمریکا و رژیم صهیونیستی، در برابر «تروریسم دارویی و محاصره اقتصادی»، به یاری مردم مظلوم شتافت و نگذاشت چرخه درمان در کشور متوقف شود. این پیوستگی نشان میدهد که جامعه پزشکی ایران، وارثان مکتبی هستند که در آن «طبابت» وسیلهای برای قرب شدن و خدمت به خلق است. همانطور که در دوران جنگ تحمیلی، کمبود دارو و تجهیزات نتوانست اراده پزشکان را بشکند، در دوران کرونا و در مسیر ارسال کمکها به مناطق جنگزده منطقه نیز، تحریمها و محدودیتهای لجستیکی، مانع از ایفای نقش بشردوستانه این قشر فرهیخته نشد.

همچنین در ایامها و رخدادهای مهم همچون اربعین هم سپیدپوشان محبوب جامعه با حضور در مناطق غرب و جنوب غربی کشور به کمک زائران امام حسین علیه السلام میشتابند و این هم کار بزرگی است؛ برای مثال پزشکان برخی از مجموعههای نظامی به خوبی توانستهاند تا در دوران اربعین انواع خدمات را به زائران اباعبدالله ارائه دهند و این خدمت رسانی کاری عظیم به حساب میآید.
جامعه پزشکی ایران، از جادههای خاکی فکه و شلمچه تا بخشهای ایزوله کرونا و از مرزهای جنوبی تا کاروانهای امدادیِ مناطق درگیری در کشور، همواره در خط مقدم نبرد برای «حیات» بوده است. سپیدپوشان ایران ثابت کردهاند که قلم آنها، هم در نوشتن نسخههای شفا بخش است و هم در نوشتن برگهای زرین تاریخ مقاومت و ایثار. آنها نشان دادهاند که در برابر هر تهدیدی، اعم از موشک و بمب شیمیایی، ویروس نامرئی، یا تحریمهای ظالمانه اقتصادی، راهی برای نجات جان انسانها خواهند یافت. این میراث گرانبها، سرمایهای است که نسلهای آینده جامعه پزشکی ایران، آن را با افتخار بر دوش خواهند کشید.
انتهای پیام/281
