رسوایی پاتایا؛ آزمون تابآوری ارتش آمریکا پس از ۲۸۶ روز
به گزارش گروه بینالملل دفاعپرس، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از یک مأموریت کمسابقه ۲۸۶ روزه، سرانجام در تایلند پهلو گرفت؛ مأموریتی که حدود ۵ هزار ملوان و تفنگدار دریایی آمریکایی را ماهها از زندگی عادی و حتی دسترسی معمول به ساحل دور نگه داشت. گزارشهای منتشرشده درباره این مأموریت از فرسودگی، فشار روانی، کمبود برخی اقلام و شرایط دشوار زندگی روی ناو حکایت دارد؛ بهگونهای که طولانیشدن مأموریت حتی به نگرانیهایی درباره سلامت روان نیروها منجر شده است.

حالا همین نیروها پس از ماهها حضور در دریا، برای چند روز استراحت به شهر پاتایا در تایلند منتقل شدند تا فشارهای روانی نظامیهای روان پریش آمریکایی شاید در سایه عیش و عشرت در این شهر تخلیه شود. در شهری که سابقهای طولانی در میزبانی از نیروهای آمریکایی دارد و بخش مهمی از هویت گردشگری شبانه آن در دوران جنگ ویتنام شکل گرفت. ورود حدود ۵ هزار نظامی غیر متعادل آمریکایی به همین دلیل از ابتدا برای مقامات تایلندی صرفاً یک رویداد گردشگری نبود؛ پلیس پاتایا تدابیر امنیتی را افزایش داد و دولت تایلند از تشدید نظارت بر جرایم، استثمار جنسی و فعالیتهای غیرقانونی خبر داد.
اما نکته قابل توجه این است که تنها یک روز پس از ورود نیروها، نخستین حادثه نیز ثبت شد. پلیس تایلند اعلام کرد چند ملوان آمریکایی بامداد پنجشنبه در نزدیکی Walking Street، در حالی که مست بودند، وارد درگیری شدند. پلیس در محل حاضر شد و در نهایت نیروی دریایی آمریکا این ملوانان را به ناو بازگرداند.
علاوه بر این منابع محلی ارقامی بسیار بزرگتر را مطرح کردهاند؛ از جمله ثبت دستکم ۷۶ مورد مراجعه یا گزارش به پلیس درباره رفتارهای نامتعارف و خشونتآمیز، ۱۱ مورد تعرض جنسی به کارکنان هتلها، ۳۸ مورد سرقت از فروشگاهها، ۸۹ مورد بدمستی در اماکن عمومی و ۹ مورد درگیری خشونتآمیز با رهگذران.
این گزارشها نشان میدهد که موضوع رفتارهای روان پریشانه نظامیان آمریکایی در تایلند دیگر یک یا دو حادثه پراکنده نیست؛ بلکه نشانهای از یک مسئله جدیتر درباره مدیریت روانی هزاران نیروی نظامی پس از یک مأموریت فرسایشی و طولانی است که تابع هیچ یک از استانداردهای پذیرفته شده نظامی نبوده است.
نکته مهم همینجاست: مسئله را نباید صرفاً به «بدرفتاری چند سرباز مست یا نامتعادل» تقلیل داد. ۲۸۶ روز مأموریت، حضور طولانی در منطقه جنگی، فشار عملیاتی، دوری از خانواده و محدودیت شدید مرخصی ساحلی، ترکیبی است که میتواند آسیبهای روانی و رفتاری نیروهای نظامی را تشدید کرده و آنها را تا سرحد جنون فرسوده کتد. گزارشهای مستقل درباره شرایط خدمه لینکلن نیز نشان میدهد که مسئله فشار روانی در این مأموریت بسیار جدی بوده است.
از سوی دیگر، واکنش پیشگیرانه تایلند خود معنادار است. افزایش گشتهای پلیس، نظارت بر مناطق تفریحی و تأکید رسمی بر مقابله با استثمار و جرایم علیه افراد زیر ۱۸ سال، نشان میدهد مقامات محلی از ابتدا احتمال بروز تبعات اجتماعی حضور گسترده نظامیان آمریکایی را جدی گرفتهاند.
اما اهمیت ماجرای لینکلن فراتر از جرائم مرتکب شده از سوی سربازان آمریکایی در پاتایا است. این ناو را میتوان بهعنوان یک شاخص از کاهش تابآوری عملیاتی ارتش آمریکا در جنگ فرسایشی با ایران دید. ناو و حدود ۵ هزار نیروی آن ۲۸۶ روز در مأموریت بودهاند و ۲۶۴ روز پیاپی در دریا ماندهاند؛ آن هم در حالی که بخش قابلتوجهی از این مدت به عملیات جنگی و محاصره دریایی ایران اختصاص داشته است. گزارشهای رسانههای آمریکایی از خستگی شدید، مشکلات تأمین غذا، اختلالات زیرساختی، فشار روانی و محدودیت ارتباط با خانوادهها حکایت دارد. این یعنی مسئله فقط خستگی یک ناو نیست؛ مسئله ظرفیت تحمل یک ارتش برای ادامه جنگی طولانی، پرهزینه و چندلایه است. اگر یک ناو هواپیمابر که یکی از نمادهای اصلی قدرت نظامی آمریکا است برای حفظ آمادگی خود به چنین دوره طولانی و فرسایندهای نیازمند فشار حداکثری بر خدمه شده و سرانجام برای نخستین توقف کامل خود پس از ماهها به تایلند میرود و نیروهایش چنین افتضاحی را به بار میآورند، میتوان پرسید در صورت تداوم جنگ با ایران، فشار تجمعی بر ناوگان، خدمه، لجستیک و زنجیره تأمین آمریکا تا کجا قابل تحمل خواهد بود.
در این چارچوب، وضعیت لینکلن هشداری جدی درباره سقف تابآوری ارتش آمریکا در یک جنگ طولانیمدت است؛ بهویژه جنگی که فاصله جغرافیایی، نیاز به حضور مداوم در منطقه و آسیبپذیری پایگاههای پشتیبانی، هزینه حفظ این سطح از عملیات را افزایش میدهد؛ بنابراین سؤال اصلی این نیست که جرائم سربازان ناو لینکلن در پاتایا به چه میزان بوده است بلکه؛ سؤال بزرگتر این است که ارتشی که نزدیک به ۳۰۰ روز نیروهایش را در دریا نگه داشته، با چه هزینهای میخواهد آنها را به میدان بازگرداند و در جنگی فرسایشی که پایانی برای آن متصور نیست، حفظ کند؟
انتهای پیام/955
