کوچ اجباری دشمن آمریکایی به دکترین همزیستی راهبردی با ایران

رئیس سابق مرکز ضدتروریسم آمریکا به کاخ سفید هشدار داد که برای پیشگیری از یک فاجعه تمام‌عیار، باید هرچه سریع‌تر قدرت جمهوری اسلامی ایران در غرب آسیا را به رسمیت بشناسد.
کد خبر: ۸۴۹۳۵۶
تاریخ انتشار: ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۰ - 21July 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: «جوزف کنت»، رئیس سابق مرکز ملی ضدتروریسم آمریکا (NCTC) با انتشار تحلیلی، به واشنگتن هشدار داد که درگیری‌های نظامی با جمهوری اسلامی ایران بی‌فایده بوده و کاخ سفید باید هرچه سریع‌تر واقعیت ژئوپلیتیک جدید مبنی بر ظهور ایران به عنوان قدرت برتر و مسلط منطقه‌ای در غرب آسیا را به رسمیت بشناسد. این مقام پیشین امنیتی تاکید کرد که استراتژی تقابل نظامی و تحریم نه‌تنها اهداف واشنگتن را محقق نکرده، بلکه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را به «تعهد‌های هزینه‌زا و آسیب‌پذیر» تبدیل کرده است؛ امری که هرگونه ماجراجویی یا عملیات زمینی احتمالی علیه ایران را به یک «فاجعه استراتژیک تمام‌عیار» مبدل خواهد ساخت.

جوزف کنت

این مقام پیشین امنیتی، در مواضعی صریح که بازتاب گسترده‌ای در محافل رسانه‌ای و اندیشکده‌های غربی داشته، خواستار بازنگری بنیادین در دکترین نظامی و دیپلماتیک واشنگتن در قبال تهران شد. وی استدلال می‌کند که ماه‌ها رویارویی نظامی مستقیم و غیرمستقیم میان ارتش آمریکا، محور مقاومت و ایران، موازنه قدرت را در منطقه غرب آسیا به طور برگشت‌ناپذیری تغییر داده است.

به باور این تئوریسین امنیتی، ساختار دفاعی و تاب‌آوری راهبردی ایران نشان داد که تلاش‌ها برای منزوی‌سازی یا تسلیم این کشور از طریق ابزار‌های جنگ سخت به بن‌بست رسیده و تهران جایگاه تثبیت‌شده خود را به عنوان قطب اصلی قدرت منطقه تحکیم کرده است. این تحلیل در زمانی ارائه می‌شود که توافق‌نامه‌ها و یادداشت‌های تفاهم آتش‌بس موقت اسلام‌آباد (MoU) که پیش‌تر میان دو کشور به امضا رسیده بود، به دلیل اختلافات عمیق بر سر نحوه مدیریت تنگه هرمز، معافیت‌های نفتی و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران، با چالش‌های جدی مواجه شد. 

ارزیابی کنت حاکی از آن است که فشار‌های نظامی فزاینده آمریکا نه‌تنها بازدارندگی ایجاد نکرده، بلکه اراده تهران را برای تثبیت حاکمیت خود بر شریان‌های حیاتی انرژی جهان مصمم‌تر ساخته است. وی خاطرنشان کرد که تقابل‌های اخیر، کل منطقه را دستخوش تغییر قرار داده و ایران اکنون به عنوان یک قدرت منطقه‌ای بزرگ و مسلط پای به عرصه گذاشته است؛ به طوری که اگر واشنگتن هر چه زودتر این واقعیت ملموس را درک کند و آرایش نظامی و دیپلماتیک خود را بر اساس آن تنظیم نماید، موقعیت استراتژیک آمریکا در جهان قوی‌تر و پایدارتر خواهد بود.

یکی دیگر از کلیدی‌ترین بخش‌های این ارزیابی راهبردی، بازتعریف نقش حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا است. در دکترین سنتی پنتاگون، ده‌ها پایگاه نظامی مستقر در کشور‌های حاشیه خلیج فارس و غرب آسیا به عنوان بازوان قدرتمند بازدارندگی و نمایش قدرت واشنگتن نگریسته می‌شدند. با این حال، رئیس سابق مرکز ملی ضدتروریسم آمریکا با به چالش کشیدن این فرض سنتی، تصریح کرد که این پایگاه‌ها اکنون به اهدافی در دسترس و آسیب‌پذیر تبدیل شده‌اند که بیش از آنکه امنیت‌آور باشند، هزینه‌های استراتژیک سنگینی را به سیاست خارجی آمریکا تحمیل می‌کنند.

کنت معتقد است که حضور گسترده و تهاجمی نیرو‌های آمریکایی، اصلی‌ترین توجیه پیرامونی را به ایران و محور مقاومت می‌دهد تا تاسیسات نظامی آمریکا و کشتی‌های تجاری خاطی یا وابسته به کشور‌های متخاصم را هدف قرار دهند. به گفته وی، عقب‌نشینی تدریجی یا بازآرایی این نیرو‌ها و فاصله گرفتن از مرز‌های عملیاتی ایران، می‌تواند انگیزه اصلی تهران برای هدف قرار دادن منافع واشنگتن را از بین ببرد و به طور خودکار به تنش‌زدایی در تنگه هرمز و بهبود امنیت دریانوردی بین‌المللی کمک کند.

این مقام امنیتی سابق با نگاهی واقع‌گرایانه به توانمندی‌های موشکی، پهپادی و پدافندی ایران، گمانه‌زنی‌های برخی تندرو‌ها در واشنگتن مبنی بر امکان پیشبرد سناریو‌های نظامی تهاجمی‌تر یا مداخله زمینی را به شدت رد کرد. وی هشدار داد که وقوع هرگونه جنگ زمینی با ایران، به هیچ وجه با نبرد‌های گذشته آمریکا در منطقه قابل مقایسه نخواهد بود و فرجام آن چیزی جز یک «فاجعه استراتژیک قطعی» همراه با تلفات انسانی بی‌سابقه برای نیرو‌های آمریکایی و بی‌ثباتی مطلق و غیرقابل کنترل در بازار‌های جهانی نخواهد بود.

اهمیت این رویداد در لزوم تغییر رویکرد فوری واشنگتن نهفته است؛ چراکه در شرایط فعلی، نخبگان اطلاعاتی و امنیتی آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که تحریم‌های اقتصادی چنددهه‌ای و عملیات‌های موضعی نتوانسته‌اند به هدف غایی خود یعنی فروپاشی نفوذ منطقه‌ای ایران دست یابند. برعکس، ایران توانسته است با تکیه بر استراتژی بازدارندگی فعال، کنترل موثر خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده و سهم خود را از بازار‌های جهانی انرژی مطالبه کند. 

در نهایت، این تحلیل نشان‌دهنده یک شکاف عمیق در بدنه تصمیم‌سازی آمریکا است. از یک سو، تمایل واشنگتن برای تمرکز بر رقبای بزرگ جهانی مانند چین و روسیه، ایجاب می‌کند که پرونده غرب آسیا و تنش با ایران به شکلی پایدار مدیریت شود؛ از سوی دیگر، اصرار بر حفظ هژمونی سنتی مانع از پذیرش واقعیت‌های میدانی می‌گردد. توصیه صریح کارشناسان ارشد امنیتی نظیر جوزف کنت به دولت آمریکا، گذار از دکترین «دیپلماسی اجبار» به سمت دکترین «پذیرش واقعیت ژئوپلیتیک و همزیستی استراتژیک» با ایران به عنوان قدرت برتر منطقه است تا از فرسایش بیشتر قدرت جهانی آمریکا در غرب آسیا جلوگیری شود.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین