دفاع پرس گزارش می‌دهد؛

طغیان سناتور‌ها علیه پنتاگون در پرونده جنگ با ایران

در حالی که نبرد میدانی به زیان ارتش تروریستی آمریکا پیش می‌رود، کاخ سفید تلاش می‌کند از طریق خدعه‌های دیپلماتیک از این باتلاق بگریزد.
کد خبر: ۸۴۹۸۸۵
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۸ - 22July 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس- محمد زرچینی؛ در حالی که یازدهمین شب تبادل آتش و ضربات متقابل میان نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران و نیرو‌های اشغالگر آمریکایی در منطقه سپری شد، اعترافات تازه مقامات کاخ سفید و پنتاگون پرده از بن‌بست استراتژیک واشنگتن در برابر تهران برداشت.

سنا

هزینه‌های جنگ فرسایشی با ایران 

«پیت هگست» وزیر جنگ ایالات متحده آمریکا، در جدیدترین گزارش خود به کنگره اذعان کرد که هزینه‌های مستقیم جنگ فرسایشی با ایران تاکنون به ۳۷.۵ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی که شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارشی اختصاصی آن را «سیاه‌چاله‌ای بی‌فایده و بدون هیچ‌گونه دستاورد استراتژیک» توصیف کرده است. همزمان، «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا با لحنی مستأصل مدعی شده که تهران «اراده‌ای جدی برای مذاکره» ندارد؛ ادعایی که تحلیلگران آن را فرافکنی واشنگتن برای پوشش شکست‌های میدانی و دیپلماتیک خود می‌دانند. در داخل آمریکا نیز طوفانی از انتقادات در کنگره برپا شده و سناتور‌های آمریکایی از هر دو جناح، با انتشار بیانیه‌هایی تند، هزینه‌های نجومی و بی‌نتیجه این جنگ را محکوم کرده و خواستار توقف فوری ماجراجویی‌های پنتاگون شده‌اند.

«برنی سندرز» سناتور مستقل و چهره برجسته چپ‌گرای سنا آمریکا در واکنش به گزارش سی‌ان‌ان و اعترافات پیت هگست، در صفحه اجتماعی خود نوشت: این یک جنایت علیه طبقه کارگر آمریکاست. پنتاگون دوباره در حال تکرار اشتباهات فاجعه‌بار عراق و افغانستان است. در حقیقت شما نمی‌توانید همزمان که خانواده‌های آمریکایی زیر بار تورم و هزینه‌های دارو و درمان له شده‌اند، ۳۷.۵ میلیارد دلار از مالیات آنها را در خلیج فارس بسوزانید تا پایگاه‌هایی را حفظ کنید که حتی توان دفاع از خود را در برابر پهپاد‌های ایرانی ندارند. این جنگ هیچ ارتباطی به امنیت ملی آمریکا ندارد؛ این جنگ تنها برای منافع شرکت‌های تسلیحاتی و لابی‌های اسرائیل است. کنگره باید فوراً شیر فلکی بودجه این جنگ غیرقانونی را ببندد.

«رند پال» سناتور جمهوری‌خواه و منتقد سرسخت مداخلات خارجی نیز در نطق پیش از دستور سنا، کاخ سفید را به نقض قانون اساسی متهم کرد و گفت: ما در حال تبدیل خاورمیانه به یک قبرستان برای سربازان آمریکایی و یک سیاه‌چاله برای دلار‌های مالیات‌دهندگان هستیم.

وی می‌افزاید: «پیت هگست» و «مارکو روبیو» بدون هیچ‌گونه مجوز از کنگره، آمریکا را به یک جنگ تمام‌عیار با یک قدرت منطقه‌ای کشانده‌اند. ایران کشوری نیست که بتوان آن را با بمب‌های چند میلیون دلاری مختل کرد. هر شبی که این جنگ ادامه یابد، نه تنها ۳۷.۵ میلیارد دلار، بلکه حیثیت و اعتبار جهانی آمریکا نیز بیشتر نابود می‌شود. من قطعنامه‌ای را برای قطع فوری هرگونه بودجه تهاجمی علیه ایران و استیضاح مقاماتی که کنگره را دور زده‌اند، تدوین کرده‌ام.

الیزابت وارن، سناتور دموکرات ماساچوست، نیز با تمرکز بر فساد و عدم شفافیت پنتاگون، در مصاحبه با شبکه ام‌اس‌ان‌بی‌سی می‌گوید: گزارش‌های سی‌ان‌ان تنها بخشی از حقیقت تلخ را نشان می‌دهد. در حقیقت پنتاگون در این جنگ دچار فساد سیستماتیک شده است. میلیارد‌ها دلار به پیمانکاران نظامی پرداخت شده تا سامانه‌هایی تولید کنند که در برابر دکترین جنگ نامتقارن ایران کاملاً ناکارآمد است. ما در حال پرداخت هزینه‌های گزاف برای محافظت از منافع اسرائیل در منطقه هستیم؛ در حالی که زیرساخت‌های خودمان در «تگزاس» و «کالیفرنیا» در حال فروپاشی است. این یک خیانت آشکار به وعده‌های انتخاباتی کاخ سفید است.

«کریس مورفی»، سناتور دموکرات و عضو کمیته روابط خارجی سنا، نیز با ابراز نگرانی از جان سربازان آمریکایی، هشدار داد: فرماندهان نظامی ما در پنتاگون در حال پنهان کردن تلفات و خسارات واقعی هستند. سربازان ما در پایگاه‌های منطقه در خط مقدم یک نبرد نابرابر قرار دارند. ایران ثابت کرده که اراده و توانایی ضربه زدن به هر نقطه‌ای از منافع آمریکا را دارد. ادامه این وضعیت، تنها به معنای قربانی کردن جوانان آمریکایی برای یک هدف استراتژیک توهمی است. دولت باید همین امروز عقب‌نشینی کند و به دنبال یک راه‌حل دیپلماتیک واقعی باشد، نه اینکه با دروغ‌هایی مانند «عدم جدیت تهران»، افکار عمومی را گمراه کند. 

شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارشی تحلیلی با استناد به اسناد طبقه‌بندی‌شده‌ای که به تازگی از پنتاگون نشت کرده است، می‌گوید: جنگ آمریکا علیه ایران، به کابوسی برای اقتصاد این کشور تبدیل شده است؛ رقم ۳۷.۵ میلیارد دلاری که «پیت هگست» به عنوان هزینه‌های عملیاتی اعلام کرده، تنها نوک کوه یخ است. 

این گزارش می‌افزاید: بخش عمده‌ای از این بودجه صرف خرید سامانه‌های پدافندی گران‌قیمت مانند «پاتریوت» و «تاد» شده است که در برابر موج‌های اشباع‌کننده پهپادی و موشکی ایران، کارایی چندانی از خود نشان نداده‌اند. نسبت هزینه-اثربخشی در این نبرد به نفع ایران تغییر کرده است؛ جایی که تهران با استفاده از پهپاد‌های چند ده هزار دلاری، ارتش آمریکا را مجبور به شلیک رهگیر‌های چند میلیون دلاری می‌کند؛ این یعنی ورشکستگی تاکتیکی و استراتژیک ارتش آمریکا.

در حقیقت دولت آمریکا به جای آنکه سلامت و رفاه مردم خویش را در نظر بگیرد در حال نابود کردن مالیات مردم این کشور در جنگ‌های بی حاصل است. این ۳۷.۵ میلیارد دلار نه تنها هیچ دستاورد میدانی برای واشنگتن نداشته، بلکه زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در پایگاه‌های منطقه‌ای را نیز نابود کرده است. شبکه‌های لجستیک، بانکر‌های سوخت و رادار‌های پیشرفته آمریکایی در خلیج فارس و شرق مدیترانه، در روز‌های نخست درگیری توسط موشک‌های بالستیک و کروز ایرانی منهدم شدند و اکنون پنتاگون مجبور است میلیارد‌ها دلار دیگر صرف بازسازی و جابجایی نیرو‌ها کند؛ چرخه‌ای باطل که ارتش آمریکا را از درون می‌پوساند.

حمله موشکی و پهپادی

استیصال دیپلماتیک

در حالی که میدان نبرد به زیان ارتش تروریستی آمریکا در حال تغییر است، کاخ سفید تلاش می‌کند از طریق کانال‌های دیپلماتیک از این باتلاق بگریزد. «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا، در کنفرانس خبری دیشب خود با چهره‌ای برافروخته اعلام کرد که تهران در حال حاضر جدیت لازم برای نشستن پای میز مذاکره و آتش‌بس را نشان نمی‌دهد؛ اما رسانه‌های مستقل و تحلیلگران مسائل منطقه غرب آسیا، سخنان «روبیو» را ترجمه‌ای از «استیصال دیپلماتیک» واشنگتن می‌دانند. همچنین جمهوری اسلامی ایران بار‌ها از طریق کانال‌های غیرمستقیم اعلام کرده که «مذاکره زیر سایه آتش و تهدید» معنا ندارد. تهران تا زمانی که تضمین‌های عینی و قابل راستی‌آزمایی برای توقف کامل تجاوزات دریافت نکند و تا زمانی که هزینه تجاوز به ملت ایران پرداخت نشده است، هیچ‌گونه امتیاز دیپلماتیکی به رژیم متجاوز نخواهد داد.
 
اظهارات روبیو در واقع اعتراف غیرمستقیم به این واقعیت است که اهرم‌های فشار آمریکا (از تحریم تا تهدید نظامی) کاملاً خنثی شده‌ و این ایران است که اکنون شرایط و معادلات را در منطقه دیکته می‌کند. واشنگتن که تاب‌آوری اقتصادی و اجتماعی‌اش در برابر جنگ‌های طولانی‌مدت به شدت کاهش یافته، به دنبال راه‌ خروج آبرومندانه است، اما محور مقاومت اجازه فرار به متجاوزان را نخواهد داد.

معادلات میدان

تحلیلگران نظامی تاکید می‌کنند که ناکارآمدی ارتش آمریکا در این نبرد، ریشه در تغییر پارادایم‌های جنگی دارد. دکترین «بازدارندگی فعال» و «جنگ نامتقارن» جمهوری اسلامی ایران، تمام محاسبات پنتاگون را برهم زده است. این دکترین سه محور اصلی دارد: 

اشباع پدافندی: استفاده از زنبور‌های پهپادی و موشک‌های کروز ارزان‌قیمت، اما دقیق، سامانه‌های پدافندی گران‌قیمت آمریکایی را فلج کرده است. پنتاگون دریافته که انبار‌های تسلیحاتی آنها توان پشتیبانی از یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت با ایران را ندارد.

دقت استراتژیک: موشک‌های بالستیک ایرانی با قابلیت مانور در فاز پایانی (مانند فتاح) هرگونه توهم برتری تکنولوژیک آمریکایی‌ها را نابود کرده و توانسته‌ حساس‌ترین مراکز فرماندهی و لجستیک آمریکا را هدف قرار دهد.

عمق استراتژیک و محور مقاومت: آمریکا در این جنگ تنها با ایران رو‌به‌رو نیست؛ بلکه با یک شبکه به‌هم‌پیوسته از نیرو‌های مقاومت در منطقه مواجه است که خطوط تأمین و منافع آمریکا را از مدیترانه تا تنگه هرمز و فراتر از آن هدف قرار داده‌اند. به همین دلیل است که گزارش سی‌ان‌ان به درستی نتیجه می‌گیرد که این هزینه‌ها «بیهوده» هستند. پولی که صرف جنگ با ایران می‌شود، در واقع در حال ریختن در چاهی است که انتها ندارد.

افول هژمونی و پایان توهم ابرقدرتی

جنگ یازده‌شبه (و ادامه‌دار) آمریکا علیه ایران، بیش از آنکه یک نبرد نظامی باشد، یک نبرد برای اثبات بقای هژمونی رو به زوال آمریکاست. واشنگتن که پس از تحقیرآمیزترین عقب‌نشینی تاریخ خود در افغانستان، به دنبال بازگرداندن اعتبار از دست رفته‌اش در منطقه غرب آسیا بود، اکنون با چالش بسیار بزرگتری مواجه شده است. ایران ثابت کرده است که دوران «بمباران و فرار» به پایان رسیده است. در حقیقت معادله «هزینه-فایده» که همواره برگ برنده پنتاگون در جنگ‌های علیه ملت‌های مستقل بود، اکنون علیه خود آمریکا عمل می‌کند. ۳۷.۵ میلیارد دلار هزینه، نه تنها امنیت اسرائیل و پایگاه‌های آمریکایی را تأمین نکرده، بلکه اقتصاد آمریکا را تهدید کرده و شکاف‌های عمیق داخلی در این کشور را بیش از پیش نمایان ساخته است.

در نهایت، آنچه از این نبرد در تاریخ ثبت خواهد شد، نه قدرت بی‌پایان ارتش آمریکا، بلکه اقتدار ملت ایران و محور مقاومت در به زانو درآوردن غول نظامی جهان است. کاخ سفید دیر یا زود درخواهد یافت که نه ۳۷.۵ میلیارد دلار و نه تهدیدات لفظی «مارکو روبیو» نمی‌تواند اراده پولادین ایرانیان را بشکند؛ مسیر پیش روی پنتاگون، تنها یک مسیر است؛ عقب‌نشینی بی‌قیدوشرط و پذیرش شکست استراتژیک در جنگی که دولتمردان ایالات متحده بی دلیل آن را آغاز کرده‌اند.

در نهایت، آنچه از دلِ گزارش‌های افشاگرانه سی‌ان‌ان و اعترافات مقامات پنتاگون بیرون می‌آید، تصویرِ واضحی از «فروپاشی معادلات هژمونیک» آمریکاست. سوزاندن ۳۷.۵ میلیارد دلار در آتش جنگی فرسایشی، تنها یک زیان مالی نیست؛ بلکه نمادی از بن‌بست استراتژیک کاخ سفید در مواجهه با دکترین بازدارندگی فعال جمهوری اسلامی ایران است. واشنگتن که تصور می‌کرد با تکیه بر زورِ بازو و انبار‌های تسلیحاتی‌اش می‌تواند اراده یک ملت را بشکند، اکنون درمی‌یابد که دوران «خریدنِ پیروزی با دلار» به پایان رسیده است. هر موشک و پهپاد ایرانی، نه تنها یک سازه نظامی آمریکایی را هدف قرار می‌دهد، بلکه یکی از ستون‌های توهمین ابرقدرتی ایالات متحده را در هم می‌شکند و ثابت می‌کند که هیچ بودجه نجومی‌ای نمی‌تواند خلأ استراتژیک و ضعف فرماندهی پنتاگون را در برابرِ مهندسیِ دقیقِ میدانِ نبرد توسط تهران جبران کند.

از سوی دیگر، طغیانِ بی‌سابقه در کنگره و تقابلِ نادرِ سناتور‌های جمهوری‌خواه و دموکرات، پرده از یک «بحران وجودی» در ساختار سیاسی آمریکا برداشته است. اجماعِ چپ‌گرایانی، چون «برنی سندرز» و لیبرترین‌هایی مانند «رند پال» در محکومیت این جنگ، نشان می‌دهد که بدنه اجتماعی و نخبگان سیاسی آمریکا دیگر حاضر نیستند؛ هزینه ماجراجویی‌های ویرانگر کاخ سفید و تأمین امنیت نامشروع رژیم صهیونیستی را بپردازند. در شرایطی که تورم و بحران معیشتی، کامِ شهروندان آمریکایی را تلخ کرده است، ریختن میلیارد‌ها دلار در سیاه‌چاله خلیج فارس، به مثابه خودزنیِ سیاسی برای واشنگتن است. این شکافِ عمیقِ داخلی، مسیرِ خروجِ ذلت‌بار نیرو‌های آمریکایی از منطقه را هموارتر از پیش خواهد کرد، چرا که فرماندهان جنگ دیگر حتی حمایتِ افکار عمومیِ کشور خود را نیز در اختیار ندارند و کنگره به مثابه ترمزی قدرتمند در برابرِ زیاده‌خواهی‌های کاخ سفید عمل می‌کند.

در چشم‌اندازِ نهایی، یازدهمین شبِ این نبرد نابرابر، طلوعِ «دورانِ جدیدِ امنیتی» در غرب آسیا را نوید می‌دهد؛ دورانی که در آن، ایران و محور مقاومت، معمارانِ اصلیِ معادلات منطقه‌ای هستند. پیامِ تهران به واشنگتن روشن و قاطع است؛ حضورِ نیرو‌های بیگانه در خلیج فارس، نه تضمین‌کننده امنیت، بلکه عاملِ بی‌ثباتی و هزینه‌های گزاف است. آمریکا چاره‌ای جز پذیرشِ این واقعیتِ انکارناپذیر ندارد که عصرِ دیکته‌سازیِ از بیرون، باطل شده است. باتلاقِ ۳۷.۵ میلیارد دلاری، تنها پیش‌درآمدی بر یک عقب‌نشینیِ استراتژیک و تاریخی است؛ چرا که اراده پولادینِ ملت ایران و بیداریِ اسلامی، هرگز در برابرِ طمعِ امپراتوری‌های رو به زوال، سرِ تعظیم فرود نخواهد آورد و منطقه، دیگر جایگاهی برای یاغیانِ فرامنطقه‌ای نخواهد داشت.

انتهای پیام/281

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین