مخالفت ۷۰ درصد مردم لبنان با عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی
گروه بینالملل دفاعپرس: امضای توافقنامه سهجانبه میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و لبنان در ۵ تیر، سرآغاز تلاشی موهوم برای پایان دادن به دههها درگیری و چالشهای امنیتی در مرزهای شمالی سرزمینهای اشغالی است. با این حال، این چارچوب سیاسی و امنیتی با واکنشهای بسیار متفاوتی در داخل لبنان روبهرو شده است؛ در حالی که دولت لبنان تلاش میکند راهی برای بازگرداندن حاکمیت خود و آغاز روند بازسازی پیدا کند، مخالفت صریح حزبالله و جنبش امل با خلع سلاح و هشدارهای آنها نسبت به تبعات داخلی این توافق، سایه سنگینی بر آینده آن انداخته است. اندیشکده «دفاع از دموکراسیها» در گزارشی جامع، ابعاد پیدا و پنهان این توافق چهارده بندی و پیوستهای امنیتی آن را زیر ذرهبین قرار داده است. این تحلیل بررسی میکند که آیا مکانیزمهای پیشبینیشده برای خلع سلاح گروههای مقاومت، استقرار ارتش لبنان و تضمینهای امنیتی متقابل میتوانند به صلح پایدار منجر شوند یا اینکه این توافق نیز به سرنوشت قطعنامهها و توافقهای پیشین دچار خواهد شد.

متن کامل تحلیل اندیشکده دفاع از دموکراسیها بدین شرح است:
در ۵ تیر، اسرائیل و لبنان چارچوب سهجانبه میان آمریکا، اسرائیل و لبنان را امضا کردند که هدف آن پایان دادن به درگیری میان اسرائیل و لبنان، تضمین حاکمیت و امنیت هر دو کشور و ایجاد روابط صلحآمیز است.
حزبالله این توافق را به طور کامل رد کرد، سوگند یاد کرد که به «مقاومت» ادامه دهد و هشدار داد که اجرای این توافق میتواند لبنان را به سمت جنگ داخلی سوق دهد. جنبش امل، یک حزب سیاسی بزرگ لبنان و متحد شیعه حزبالله، آن را نامتعادل خواند و قول داد که مانع از اجرای این توافق «به شکل فعلی» شود. واکنشهای کلی لبنانیها میان مخالفت با توافق به علت حمایت از حزبالله، حمایت مشروط از توافق به علت خستگی از سالها تنش، حمایت یا مخالفت با توافق با انگیزههای مذهبی و فرقهای و حمایت از خلع سلاح حزبالله مشروط بر عدم وقوع جنگ داخلی تقسیم شده است. دولت اسرائیل از این توافق به عنوان مسیری مشروط برای صلح پس از خلع سلاح حزبالله حمایت کرد، در حالی که مخالفان و ساکنان شمال اسرائیل هشدار دادند که این چارچوب، خطر حزبالله را حلنشده باقی میگذارد.
در ادامه، خلاصهای از ۱۴ بند چارچوب سهجانبه میان آمریکا، اسرائیل و لبنان و پیوست امنیتی آن، که در پنج موضوع سازماندهی شده است، آمده است:
موضوع ۱: چارچوب: پایان دادن به درگیری به جای مدیریت آن
نکته ۱: اسرائیل و لبنان حق یکدیگر را برای زیست در صلح و امنیت تأیید کرده، قصد خود را برای پایان دادن به درگیری و وضعیت جنگی اعلام کرده و متعهد به حل اختلافات آینده از طریق دیپلماسی با میانجیگری آمریکا میشوند.
نکته اول به دنبال پایان دادن کامل به تمامی درگیریهاست. این بند مستلزم آن است که اسرائیل حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان را به رسمیت شناخته و مهمتر از آن، لبنان نیز موجودیت و مشروعیت حاکمیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد. سبک مرحله به مرحله و قدم به قدم این چارچوب، از برانگیختن مخالفت لبنانیها با «عادیسازی» روابط با اسرائیل جلوگیری میکند. این بند در تلاش برای القای این نکته است که زرادخانه حزبالله علت اصلی درگیری است و لزوم خلع سلاح این گروه و جلوگیری از تحریک مستقیم جامعه شیعه لبنان را که طرفدار حزبالله هستند، مطرح میکند. بند ۱ همچنین به دنبال بیرون کشیدن پرونده لبنان از دست ایران است؛ پس از آنکه تهران برای آتشبس لبنان به موازات پایان خصومتهای آمریکا و ایران فشار وارد کرد، حزبالله و جنبش امل نیز بر تکیه بر اهرم ایران تأکید کردند؛ این در حالی بود که جوزف عون رئیس جمهور لبنان و نواف سلام نخست وزیر، میان اتخاذ موضعی هماهنگ با گروههای مقاومت یا اتخاذ موضعی مستقل از آنان مردد بودهاند.
موضوع ۲: توافق امنیتی اصلی
نکته ۲: اسرائیل و لبنان به عقبنشینی مرحلهای و متقابل و مبتنی بر شرایط متعهد میشوند.
نکته ۳: ارتش لبنان مسئولیت کامل حفظ امنیت را در مناطق آزمایشی مورد توافق طرفین بر عهده خواهد گرفت و امکان استقرار مجدد مرحله به مرحله ارتش اسرائیل را فراهم میکند. پس از تأیید خلع سلاح گروههای مقاومت، بازسازی جنوب لبنان آغاز میشود و غیرنظامیان تحت نظارت دولت لبنان به منازل خود بازمیگردند.
پیوست امنیتی این چارچوب اضافه میکند:
الف. منطقه آزمایشی اول: منطقه آزمایشی اولیه جنوب لیتانی از چهار مرحله برنامهریزی نظامی پیروی میکند.
۱. پاکسازی: دولت لبنان سلاحها و زیرساختهای گروههای مقاومت را نابود کرده و اقدامات قانونی علیه پرسنل آن که «در فعالیتهای غیرمجاز» مشارکت داشتند، انجام دهد.
۲. تأیید: یک مرجع ثالث مورد توافق طرفین، پاکسازی را تأیید میکند.
۳. نگهداری: یک «مرجع واجد شرایط» کنترل عملیاتی انحصاری را برای جلوگیری از ظهور مجدد ناامنی بر عهده میگیرد.
ب. اجرا و تأیید: ارتش لبنان مسئولیت اجرای امنیت را بر عهده خواهد داشت که با خلع سلاح و برچیدن قابل تأیید استحکامات گروههای مقاومت سنجیده میشود. اسرائیل و لبنان یک مکانیسم هماهنگی نظامی ۲۴ ساعته را برای مدیریت رفع اختلاف، تأیید و اجرا از طریق کانالهای نظامی غیرمستقیم، همزمان با پاکسازی، ایجاد خواهند کرد.
ج. تعهدات امنیتی: ارتش لبنان متعهد به خلع سلاح حزبالله و سایر گروههای مسلح غیردولتی و پایان دادن به هرگونه نقش یا توانایی نظامی این گروههاست.
د. عقبنشینی اسرائیل: اسرائیل متعهد به کاهش مرحلهای نظامیان خود از لبنان و در نهایت خروج کامل آنها از لبنان، همزمان با استقرار و تأیید خلع سلاح ارتش لبنان است.
ه. نتیجه مطلوب: برچیدن و خلع سلاح همه گروههای مسلح غیردولتی، بازگرداندن اقتدار کامل دولت لبنان در سراسر لبنان و تضمین امنیت بلندمدت اسرائیل نتیجه نهایی این توافق اعلام شده است.
و. نظارت و اختلافات: با تسهیل آمریکا، طرفین به صورت دورهای اجرای صحیح توافق را بررسی میکنند، ممکن است به صورت متقابل ضمیمههای توافق را اصلاح کنند و اختلافات را به صورت سه جانبه حل و فصل کنند. نکات ۲ و ۳، نکات اصلی این چارچوب هستند: اسرائیل به تدریج عقبنشینی خواهد کرد و ارتش لبنان کنترل اراضی را به دست میگیرد و حزبالله و سایر گروههای مسلح غیردولتی به طور قابل تأییدی در مناطق آزمایشی خلع سلاح و برچیده میشوند. این رویکرد در پی اصلاح شکست توافقهای قبلی، به ویژه قطعنامه ۱۷۰۱ سازمان ملل و آتشبس نوامبر ۲۰۲۴، با مشروط کردن استقرار مجدد نیروهای دفاعی اسرائیل به عملکرد واقعی لبنان است.
اعلام ممنوعیت فعالیتهای نظامی حزبالله توسط بیروت در ۱۱ اسفند، به ارتش لبنان پوشش سیاسی لازم برای اجرای شرایط این توافق را میدهد. با این حال، ارتش لبنان میگوید که فاقد ظرفیت لازم، مشروعیت اجتماعی و اراده برای خلع سلاح حزبالله است. ارتش لبنان بارها با استناد به ثبات و وحدت داخلی، رویارویی با حزبالله لبنان را رد کرده است. حزبالله نیز خلع سلاح را رد کرده و خواستار عقبنشینی بیقید و شرط اسرائیل و سپس مذاکرات داخلی در لبنان شده است. جنبش امل نیز موضعی مشابه با حزبالله لبنان اتخاذ کرده است.
یک نگرانی عمده در مورد مفاد امنیتی این چارچوب این است که ارتش لبنان که توان یا تمایلی به درگیری با حزبالله را ندارد، مسئول اصلی حفظ امنیت شناخته شده است؛ مشخص نیست که در صورت مقاومت حزبالله، ارتش لبنان میتواند با استفاده از زور پروژه خلع سلاح را پیش ببرد؟
سابقه ارتش لبنان در این زمینه جای تردید دارد، پس از ادعای «کنترل مؤثر» ارتش لبنان در جنوب رودخانه لیتانی در ۱۸ دی، حزبالله همچنان در آنجا مستقر بود. ارتش اسرائیل بعدها از کشف تأسیسات قابل توجه حزبالله، از جمله یک سایت زیرزمینی ۲۰۰ متری در مجدل زون، خبر داد در حالی که پیش از این ارتش لبنان مدعی خروج حزبالله از این منطقه شده بود.
موضوع ۳: کنترل حاکمیتی و امنیت
نکته ۵: اسرائیل هیچ ادعای ارضیای نسبت به لبنان نخواهد داشت. عملیات یا حضور اسرائیل در خاک لبنان محدود به مقابله با حزبالله و گروههای غیردولتی است و با خلع سلاح تایید شده آنها پایان خواهد یافت.
نکته ۶: دولت لبنان بر اقتدار انحصاری خود بر دفاع ملی، جنگ و صلح تاکید میکند و تصمیمات یکجانبه هر گروه یا کشور خارجی را رد میکند
نکته ۷: دولتهای اسرائیل و لبنان حق ذاتی انحصاری خود را برای دفاع از خود حفظ میکنند.
نکته ۸: بیروت و تلآویو بر وجود لبنانی امن، بازسازیشده و عاری از تهدیدهای غیردولتی تاکید میکنند.
نکات ۴ تا ۸ به دنبال تبدیل روابط لبنان و اسرائیل از رویارویی میان ارتش اسرائیل و حزبالله به یک ارتباط میان دولتی است. در این سناریو، دولت و ارتش لبنان اسلحه را به انحصار خود درآورده، حزبالله به صورت کامل خلع سلاح شده و اسرائیل نیز از خاک لبنان خارج میشود. نکات ۴ تا ۶ گروههای مقاومت در لبنان را تضعیف میکند، نکته ۷ حق دفاع را منحصرا در اختیار ارتشهای لبنان و اسرائیل قرار میدهد.
نکته ۸ نتیجه توافق را اعلام میکند که عبارت است از لبنانی امن و بازسازی شده تحت حاکمیت انحصاری دولت، عاری از تهدیدهای مسلحانه غیردولتی، به همراه بازگشت غیرنظامیان لبنانی به جنوب کشورشان و بازگرداندن امنیت به شمال اسرائیل.
نظرسنجیها نشان میدهد که لبنانیها حمایت قابل توجهی از انحصار دولتی بر تسلیحات میکنند، اما نه به عنوان یک هدف نهایی؛ لبنانیها صرفا به این دلیل از انحصار سلاح در دستان دولت لبنان استقبال میکنند که این امر، بهانه لازم برای مداخله و حضور نظامی در خاک لبنان را از اسرائیل سلب میکند. در اصل لبنانیها تمایل دارند به هدفی برسند که توافقنامههای مختلف منعقد شده زیر نظر شورای امنیت سازمان ملل قادر به تامین آن نبودند.
موضوع ۴: مشوقها و پادمانهای پیادهسازی توافق
لبنان متعهد به یک برنامه مبتنی بر عملکرد است که امکان خلع سلاح در سراسر کشور را فراهم میکند. کمک آمریکا مستلزم نقاط عطف قابل تأیید، قابل بررسی و قابل نظارت است.
نکته ۱۰: آمریکا پشتیبانی بینالمللی را برای بازسازی و بازیابی جنوب لبنان بسیج خواهد کرد.
نکته ۱۱: لبنان با همراهی آمریکا، متعهد میشود که بودجههای گوناگون دولتی و غیردولتی را از گروههای غیردولتی سلب کرده و راه دسترسی گروههای غیردولتی را به بودجه مسدود کند.
نکات ۹ تا ۱۱ به نیازهای دولت لبنان و اولویتهای عمومی این کشور پاسخ میدهد، اما تامین نیازهای دولت لبنان را به عملکرد مستمر و موفق بیروت در عمل به مفاد توافقنامه مشروط میکند؛ این امر به بیروت محرک و مشوق قویتری برای عمل به توافق میدهد؛ زیرا لبنان نمیتواند به تنهایی و بدون کمک آمریکا یا سازمانهای بینالمللی، بودجه لازم برای بازسازی جنوب لبنان را تامین کند. بانک جهانی تخمین میزند که بازسازی لبنان حدود ۱۱ میلیارد دلار، شامل ۶.۸ میلیارد دلار برای خسارت فیزیکی و ۷.۲ میلیارد دلار ضرر اقتصادی، هزینه داشته باشد.
موضوع ۵: صلح و عادی سازی روابط زیر نظر آمریکا
نقطه ۱۲: اسرائیل و لبنان پیشنویسی از یک یک توافقنامه صلح و امنیت را امضا خواهند کرد.
نکته ۱۳: اسرائیل و لبنان متعهد به پایان دادن به اقدامات خصمانه و نامطلوب در مجامع سیاسی و حقوقی بینالمللی و تعهد برای تلاش برای بازگرداندن بقایای جسد و آزادی بازداشتشدگان هستند.
نکته ۱۴: اسرائیل و لبنان نقش آمریکا و ترامپ را در پایان دادن به درگیری تصدیق کردند.
نکات ۱۲ تا ۱۴ هدف نهایی دیپلماتیک چارچوب توافق را بیان میکند. این نکات به دنبال تبدیل موضوعات ابتدایی توافق به یک روند صلح مستمر هستند.
بدون خلع سلاح حزبالله، اسرائیل عقب نشینی نخواهد کرد و بدون عقب نشینی اسرائیل، هر روند صلح در لبنان ناتمام خواهد بود. اگر «صلح» به معنای عادی سازی توافق میان بیروت و تلآویو باشد، با مخالفت گستردهای در لبنان مواجه خواهد شد. نظرسنجیها نشان میدهد که عادیسازی روابط میان اسرائیل و لبنان مورد پذیرش ۳۰ درصد از مردم لبنان است و این ایده در لبنان در اقلیت قرار دارد. به نظر میرسد آمریکا کار سختی برای پیشبردن توافق میان لبنان و اسرائیل در پیش دارد.
انتهای پیام/ 999
