گوشواره زیویه کردستان میراثی غارت شده که باید به خانه بازگردد

نمایش گوشواره‌ای سه‌هزار ساله منسوب به گنجینه زیویه سقز کردستان، در یکی از پرحاشیه‌ترین آثار سینمای جهان، بار دیگر پرونده فراموش‌شده غارت میراث باستانی کردستان را به صدر افکار عمومی آورد؛ فرصتی که می‌تواند آغاز یک مطالبه ملی برای استرداد گنجینه زیویه باشد.
کد خبر: ۸۵۱۳۹۶
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۹:۱۲ - 28July 2026
به گزارش دفاع‌پرس از کردستان، این روز‌ها پیش از آنکه نام فیلم پرهزینه و پرحاشیه «اودیسه» ساخته «کریستوفر نولان» در صدر اخبار فرهنگی جهان قرار گیرد، گوشواره‌هایی که بر گوش زندایا، بازیگر نقش آتنا، دیده می‌شود نگاه پژوهشگران، باستان‌شناسان و علاقه‌مندان میراث فرهنگی را به خود جلب کرده است؛ آثاری که بسیاری از متخصصان آنها را برگرفته از گنجینه مشهور زیویه در کردستان ایران می‌دانند؛ شاهکاری از هنر فلزکاری ایران باستان که نزدیک به سه هزار سال پیش زینت‌بخش دربار فرمانروایان این سرزمین بوده و امروز در آن سوی مرز‌ها روایت دیگری از تاریخ را بازگو می‌کند.
 
گوشواره زیویه؛ میراثی که باید به خانه بازگردد
 
قلعه تاریخی زیویه در جنوب شرقی سقز و در مسیر دیواندره، تنها یک محوطه باستانی نیست؛ این دژ یکی از مهم‌ترین مراکز قدرت در شمال‌غرب ایران طی سده‌های هشتم و هفتم پیش از میلاد به شمار می‌رود. جایگاهی که اقوام مانا، ماد، سکا و دیگر حکومت‌های محلی در آن استقرار داشتند و از موقعیت راهبردی آن برای اداره بخش مهمی از فلات ایران بهره می‌بردند.
 
نام این دژ در منابع آشوری، بابلی و حتی روایت‌های مورخان یونانی با اشکال مختلف ثبت شده است و برخی پژوهش‌ها نیز آن را با نخستین حکومت فراگیر ماد‌ها مرتبط می‌دانند؛ موضوعی که اهمیت زیویه را از یک محوطه محلی فراتر برده و آن را به بخشی از هویت تاریخی ایران تبدیل کرده است.
 
آنچه امروز از زیویه در ذهن جهانیان باقی مانده، بیش از آنکه حاصل کاوش‌های علمی باشد، نتیجه یکی از تلخ‌ترین غارت‌های میراث فرهنگی ایران است.
 
سال ۱۳۲۵ و پس از رانش بخشی از تپه تاریخی، آثار ارزشمند زیویه به صورت اتفاقی نمایان شد، اما نبود ساختار مناسب حفاظت از میراث فرهنگی و ضعف دستگاه‌های مسئول آن دوران، مسیر دیگری را رقم زد؛ مسیری که به خروج صد‌ها قطعه بی‌نظیر از طلا، نقره، عاج، سفال و دیگر آثار کم‌نظیر تاریخی انجامید.
 
بخش قابل توجهی از این آثار طی سال‌های بعد سر از مجموعه‌های شخصی، حراجی‌های بین‌المللی و موزه‌های بزرگ جهان درآورد؛ گنجینه‌ای که می‌توانست امروز بزرگ‌ترین سرمایه فرهنگی و گردشگری غرب ایران باشد.
 
ثبت ملی زیویه زمانی انجام شد که بخش مهمی از میراث آن دیگر از کشور خارج شده بود. اگرچه طی دهه‌های بعد کاوش‌های علمی ادامه یافت، اما آنچه از این دژ باشکوه باقی مانده، تنها بخشی از عظمت واقعی آن را روایت می‌کند. راه‌پله‌های سنگی، تالار‌های ستون‌دار، حیاط‌های سنگ‌فرش و بقایای معماری خشتی هنوز هم شکوه تمدنی را نشان می‌دهد که روزگاری یکی از مراکز مهم قدرت در منطقه بوده است، اما جای خالی صد‌ها اثر تاریخی، روایت این محوطه را ناتمام گذاشته است.
 
حاشیه‌های ایجادشده پیرامون گوشواره‌های منسوب به زیویه، صرفاً یک خبر هنری نیست؛ این اتفاق فرصتی کم‌نظیر برای احیای مطالبه‌ای تاریخی است.
 
وقتی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان با دیدن یک اثر سینمایی درباره منشأ این زیورآلات جست‌و‌جو می‌کنند، نگاه‌ها ناخواسته به سمت زیویه و سرنوشت گنجینه پراکنده آن معطوف می‌شود.
 
چنین فرصتی شاید سال‌ها تکرار نشود و می‌تواند نقطه آغاز یک حرکت حقوقی، رسانه‌ای و دیپلماتیک برای بازگرداندن آثار غارت‌شده باشد.
 
تجربه‌های موفق ایران در بازگرداندن الواح هخامنشی، مجموعه خوروین و همچنین نمونه‌های بین‌المللی کشور‌های مصر، یونان و ایتالیا نشان داده است که استرداد آثار تاریخی، اگرچه فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است، اما امری دست‌نیافتنی نیست.
 
این مسیر نیازمند مستندسازی دقیق، تشکیل پرونده حقوقی مستحکم، بهره‌گیری از ظرفیت حقوق بین‌الملل، دیپلماسی فرهنگی، همراهی رسانه‌ها و مطالبه‌گری افکار عمومی است؛ مجموعه‌ای از اقداماتی که تنها با شکل‌گیری یک کارگروه تخصصی در سطح ملی امکان تحقق خواهد داشت.
 
بازگرداندن آثار زیویه صرفاً احیای یک حق تاریخی نیست؛ این اقدام می‌تواند موتور محرک توسعه گردشگری فرهنگی در کردستان باشد.
 
حضور این آثار در موزه سنندج یا ایجاد موزه‌ای تخصصی در کنار محوطه تاریخی زیویه، نه تنها هویت تاریخی منطقه را بازآفرینی می‌کند، بلکه زمینه افزایش ورود گردشگران داخلی و خارجی، رونق اقتصاد محلی، ایجاد اشتغال و جذب سرمایه‌گذاری در حوزه میراث فرهنگی را نیز فراهم خواهد کرد.
 
استانی که گنجینه‌ای کم‌نظیر از تمدن ایران باستان را در خود جای داده، شایسته آن است که سهم واقعی خود را از اقتصاد گردشگری نیز به دست آورد.
 
پرونده زیویه نباید تنها در کتاب‌های باستان‌شناسی یا گزارش‌های موزه‌های خارجی باقی بماند. اکنون که نام این گنجینه بار دیگر در فضای جهانی مطرح شده، مسئولیت دستگاه‌های متولی بیش از هر زمان دیگری سنگین است.
 
وزارت میراث فرهنگی، وزارت امور خارجه، حقوقدانان، پژوهشگران، رسانه‌ها و مسئولان استان کردستان می‌توانند با هم‌افزایی، نخستین گام را برای تشکیل پرونده استرداد گنجینه زیویه بردارند؛ اقدامی که شاید سال‌ها زمان ببرد، اما آغاز نکردن آن، به معنای پذیرش تداوم یکی از بزرگ‌ترین غارت‌های میراث فرهنگی ایران خواهد بود.
 
زیویه تنها متعلق به کردستان نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی ایران و میراث مشترک بشریت است. اگر گوشواره‌ای سه‌هزار ساله توانسته دوباره نام این دژ را بر سر زبان‌ها بیندازد، اکنون زمان آن رسیده است که این توجه جهانی به یک مطالبه ملی تبدیل شود؛ مطالبه‌ای برای بازگرداندن گنجینه‌ای که خانه واقعی آن، نه ویترین موزه‌های غرب، بلکه سرزمین مادری‌اش در قلب کردستان ایران است.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار