یادداشت/

رسانه در میدان جنگ؛ از مدیریت ادراک تا تولید امید

رسانه مسئول، کارخانه تولید امید است؛ نه امیدی موهوم و تبلیغاتی، بلکه امیدی برآمده از واقعیت، توان ملی و اعتماد اجتماعی. هنر رسانه آن است که از خاکستر حادثه، خشت آرامش بسازد و در بمباران تحریف، سنگر حقیقت را حفظ کند.
کد خبر: ۸۵۳۴۴۵
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۱۱ - 08August 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «غلامرضا بنی‌اسدی» پیشکسوت دفاع مقدس؛ کار رسانه هیچ‌گاه آسان نبوده است، اما تاریخ، لحظه‌هایی دارد که حرفه روزنامه‌نگاری را از یک شغل به یک رسالت تبدیل می‌کند. جنگ، یکی از همان لحظه‌هاست. لحظه‌ای که نه فقط جغرافیا، بلکه زمان را نیز منفجر می‌کند و ورق‌های تقویم را هزارپاره می‌سازد. در چنین بزنگاهی، خبرنگار دیگر صرفاً راوی رویداد نیست او یکی از بازیگران میدان ادراک است؛ میدانی که امروز اهمیتش از بسیاری از میدان‌های نظامی کمتر نیست که گاه بیشتر هم هست. 

خبرنگار

در اندیشه‌های راهبردی، سال‌هاست که مفهوم «نبرد شناختی» جایگزین تصویر کلاسیک جنگ شده است. اگر روزگاری هدف، تصرف خاک بود، امروز تصرف ذهن مقدم است اگر زمانی پیروزی با اشغال سرزمین تعریف می‌شد، اکنون با اشغال ادراک مخاطب سنجیده می‌شود. از همین روست که دشمن پیش از آنکه به انفجار موشک‌هایش امید ببندد، به اینترنت انفجار اعتماد عمومی دل بسته است. او می‌داند هر جامعه‌ای که ذهنش دچار آشوب شود، پیش از آنکه در میدان نبرد شکست بخورد، در درون خود فرو خواهد پاشید. در چنین شرایطی، رسانه به بزرگ‌ترین امانتدار سرمایه‌ای تبدیل می‌شود که نامش «ذهن مردم» است. 

رسانه نه حق دارد حقیقت را قربانی هیجان کند و نه مجاز است آرامش جامعه را فدای مسابقه سرعت در انتشار اخبار سازد. اطلاع‌رسانی مسئولانه، هنر جمع کردن دو امر دشوار است. روایت واقعیت، بدون تولید هراس. همان «کج‌دار و مریز» که در ادبیات عامه آمده، در روزگار جنگ به ظریف‌ترین مهارت حرفه‌ای رسانه تبدیل می‌شود. منطق قرآن نیز در میانه سختی، افق دیگری را پیش روی انسان می‌گشاید؛ «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا». این آیه تنها وعده‌ای معنوی نیست، راهبردی برای حکمرانی اجتماعی در بحران نیز هست. 

رسانه مسئول، کارخانه تولید امید است؛ نه امیدی موهوم و تبلیغاتی، بلکه امیدی برآمده از واقعیت، توان ملی و اعتماد اجتماعی. هنر رسانه آن است که از خاکستر حادثه، خشت آرامش بسازد و در بمباران تحریف، سنگر حقیقت را حفظ کند. امروز عملیات روانی، دیگر با چند شایعه ساده انجام نمی‌شود. هوش مصنوعی، فناوری‌های تولید تصویر، روایت‌های سینمایی و شبکه‌های اجتماعی، کارخانه‌های عظیم بازتولید ادراک ساخته‌اند. کارخانه‌هایی که حتی شکست را در قاب پیروزی عرضه می‌کنند و خسارت را به موفقیت تبدیل می‌سازند. در چنین فضایی، رسانه ملی و حرفه‌ای تنها با تکذیب موفق نخواهد شد باید روایت معتبر، مستند، سریع و قابل اعتماد تولید کند. 

حقیقت، اگر دیر روایت شود، میدان را به روایت‌های جعلی واگذار خواهد کرد. اما مسئولیت رسانه تنها به میدان نبرد محدود نیست. جنگ، زندگی را تعطیل نمی‌کند. جامعه همچنان به نان، دارو، سوخت، آموزش، اقتصاد، خدمات عمومی و امنیت روانی نیاز دارد. یکی از مهم‌ترین وظایف رسانه، جلوگیری از تک‌بعدی شدن حکمرانی است. رسانه باید همچون یک سامانه هوشمند، ذهن مدیران و افکار عمومی را اولویت‌بندی کند. به‌گونه‌ای که پرداختن به دفاع، موجب غفلت از معیشت نشود و توجه به اقتصاد، امنیت را به حاشیه نبرد. اقتدار ملی، محصول جمع جبری همه این مؤلفه‌هاست. همان اندازه که آماده بودن لانچرها، فعال بودن سامانه‌های پدافندی و پر بودن خشاب رزمندگان اهمیت دارد، پر بودن قفسه فروشگاه‌ها، جریان پایدار سوخت، دسترسی مردم به دارو و استمرار خدمات عمومی نیز بخشی از قدرت ملی است. رسانه باید این پیوند را دائماً به یاد مسئولان و جامعه بیاورد، چون امنیت تنها در خطوط مقدم ساخته نمی‌شود، بلکه در آرامش خانه‌ها، اعتماد بازار‌ها و اطمینان مردم نیز شکل می‌گیرد. 

دشمن بذر اضطراب می‌کارد تا محصول آشوب برداشت کند. رسالت رسانه آن است که این زمین را دوباره شخم بزند؛ بذر امید، آگاهی و اعتماد در آن بکارد و از آن سرمایه‌ای به نام «قدرت ملی» برداشت کند. این، همان جهاد رسانه‌ای است. جهادی که سلاحش حقیقت، سنگرش اعتماد مردم و پیروزی‌اش حفظ انسجام ملی است. روز‌های سخت، روز‌های آزمون رسانه‌اند. اگر رزمنده در خط مقدم از مرز‌های جغرافیا دفاع می‌کند، رسانه‌نگار از مرز‌های ذهن و روان جامعه پاسداری می‌کند. هر دو در یک جبهه‌اند و هر دو برای یک هدف می‌جنگند؛ حفظ ایران، تقویت سرمایه اجتماعی و تبدیل آگاهی عمومی به بزرگ‌ترین پشتوانه امنیت و اقتدار ملی...

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار