دیپلماسی همسایگی؛ خط دوم دفاع از امنیت ملی ایران

سخنان اخیر رئیس جمهور درباره نقش کشور‌های همسایه در جلوگیری از نفوذ عناصر ناامن‌کننده به داخل ایران، تنها روایت یک همکاری مرزی نیست؛ بلکه بیانگر واقعیتی است که در بحران اخیر بیش از گذشته خود را نشان داد.
کد خبر: ۸۵۳۶۳۹
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۲ - 09August 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس: در جریان گفت‌وگوی اخیر رئیس‌جمهور با مردم، پزشکیان با اشاره به اینکه برخی بازیگران خارجی درصدد بودند با استفاده از مرز‌های شمال‌غرب و جنوب‌شرق کشور، زمینه ایجاد ناآرامی را فراهم کنند، تأکید کرد که کشور‌های همسایه نه‌تنها اجازه چنین اقدامی را ندادند، بلکه در جلوگیری از این سناریو با ایران همکاری کردند. این اظهارات، اگرچه کوتاه بود، اما حامل پیامی مهم درباره جایگاه سیاست همسایگی در تأمین امنیت کشور است.

54

سال‌ها تصور می‌شد مهم‌ترین تهدیدات علیه ایران صرفاً از مسیر رویارویی مستقیم نظامی یا تحریم‌های اقتصادی دنبال می‌شود، اما تحولات سال‌های اخیر نشان داده است که پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی بیش از هر زمان دیگری بر استفاده از شکاف‌های مرزی، تحریک گروه‌های مسلح، نفوذ عناصر خرابکار و ایجاد آشوب در مناطق پیرامونی تکیه دارند. به همین دلیل، هرگونه همکاری امنیتی میان ایران و همسایگان، عملاً یکی از مهم‌ترین موانع در برابر اجرای چنین طرح‌هایی محسوب می‌شود.

همکاری کشور‌های همسایه در کنترل مرز‌ها را نباید صرفاً یک اقدام تاکتیکی یا مقطعی تلقی کرد. این همکاری نتیجه سال‌ها گفت‌و‌گو، تعامل و ایجاد سازوکار‌های مشترک امنیتی است. هنگامی که کشور‌های منطقه به این جمع‌بندی برسند که بی‌ثباتی در ایران، بی‌ثباتی کل منطقه را به دنبال خواهد داشت، طبیعی است که از تبدیل مرز‌های خود به سکوی عملیات علیه تهران جلوگیری کنند. این همان نقطه‌ای است که منافع مشترک، جایگزین رقابت‌های فرسایشی می‌شود.

واقعیت آن است که امنیت در منطقه غرب آسیا ماهیتی به‌شدت به‌هم‌پیوسته دارد. هیچ کشوری نمی‌تواند تصور کند که ناامنی در کشور همسایه، تأثیری بر امنیت داخلی خود نخواهد گذاشت. گسترش قاچاق، تروریسم، افراط‌گرایی، مهاجرت‌های ناخواسته و اختلال در مسیر‌های تجاری، تنها بخشی از پیامد‌های بی‌ثباتی است. از همین رو، همکاری امنیتی میان کشور‌های منطقه بیش از آنکه لطفی به یکدیگر باشد، پاسداری از منافع مشترک محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، تجربه بحران اخیر نشان داد که سیاست همسایگی صرفاً یک شعار دیپلماتیک نیست. در سال‌های گذشته، توسعه روابط با کشور‌های پیرامونی، افزایش دیدار‌های سیاسی، گسترش همکاری‌های اقتصادی و امنیتی و فعال شدن سازوکار‌های منطقه‌ای، زمینه‌ای را فراهم کرد که در زمان بحران، کانال‌های ارتباطی و اعتماد متقابل از قبل وجود داشته باشد. اگر این بستر‌ها شکل نگرفته بود، مدیریت تهدیدات مرزی نیز با دشواری بیشتری همراه می‌شد.

البته این موفقیت نباید به معنای پایان تهدید‌ها تلقی شود. بازیگران مداخله‌گر همچنان تلاش خواهند کرد از شکاف‌های قومی، مرزی و اجتماعی برای اعمال فشار بر ایران استفاده کنند. از این رو، حفظ و تقویت روابط با همسایگان، استمرار گفت‌و‌گو‌های امنیتی، توسعه همکاری‌های اقتصادی و افزایش وابستگی متقابل منطقه‌ای، ضرورتی راهبردی برای آینده کشور است.

در کنار این موضوع، انسجام داخلی نیز مکمل دیپلماسی منطقه‌ای است. همان‌گونه که همکاری همسایگان مانع اجرای بخشی از سناریو‌های بی‌ثبات‌سازی شد، همدلی و همراهی مردم نیز نقش مهمی در ناکام ماندن این طرح‌ها ایفا کرد. امنیت پایدار زمانی شکل می‌گیرد که دیپلماسی فعال در خارج از مرز‌ها با سرمایه اجتماعی و وفاق ملی در داخل همراه باشد.

در نهایت، پیام اصلی تحولات اخیر آن است که معادلات امنیتی منطقه در حال تغییر است. امروز امنیت ایران تنها با تجهیزات نظامی یا استحکامات مرزی تعریف نمی‌شود؛ بلکه کیفیت روابط با همسایگان، میزان اعتماد متقابل و همکاری‌های امنیتی و اقتصادی نیز به بخشی از قدرت بازدارندگی کشور تبدیل شده است. اگر این مسیر با تدبیر و تداوم دنبال شود، دیپلماسی همسایگی می‌تواند نه‌تنها به ابزاری برای توسعه اقتصادی، بلکه به یکی از مهم‌ترین ستون‌های امنیت ملی ایران در سال‌های آینده تبدیل شود.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار