۳۰ تیر ۱۳۳۱؛ جلوهای از سرمایه اجتماعی نیروهای مذهبی
به گزارش گروه فرهنگ دفاعپرس، نشست تخصصی «بازخوانی حضور و نقش نیروهای مذهبی در قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱« با حضور دکتر محمدیسیرت، عضو هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)، برگزار شد. در این نشست، نقش جریان مذهبی و شبکه اجتماعی روحانیت در نهضت ملی نفت، جایگاه آیتالله کاشانی و فدائیان اسلام، زمینههای شکلگیری اختلاف میان نیروهای مذهبی و ملی، عوامل تضعیف نهضت و درسهای کودتای ۲۸ مرداد مورد بررسی قرار گرفت.

جریان مذهبی؛ برخوردار از شبکه اجتماعی گسترده
محمدیسیرت در ابتدای این نشست با اشاره به جایگاه اجتماعی جریان مذهبی در جامعه ایران، گفت: جریان مذهبی در آن دوره از شبکهای گسترده و پایدار برخوردار بود؛ شبکهای که مساجد، هیئتهای مذهبی، بازار و صندوقهای قرضالحسنه را دربرمیگرفت. این شبکه اجتماعی، ظرفیت مهمی برای ارتباط با مردم و بسیج اجتماعی ایجاد کرده بود و همین ظرفیت در مقاطع مهمی همچون قیام ۳۰ تیر، نقش تعیینکنندهای در به میدان آوردن مردم داشت.
نفت؛ نقطه اشتراک جریانهای متفاوت
عضو هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه امام صادق(ع) در ادامه، شکلگیری همراهی میان جریانهای مذهبی، ملی و چپ در نهضت ملی نفت را ناشی از وجود یک مسئله مشترک دانست و گفت: این جریانها با انگیزهها و اهداف متفاوتی در نهضت حضور داشتند، اما مخالفت با نفوذ و سلطه انگلیس و اعتراض به وضعیت نفت، نقطه اشتراک آنها بود و زمینه شکلگیری ائتلاف میان این جریانها را فراهم کرد.
محمدیسیرت با اشاره به وضعیت قراردادهای نفتی و سهم ایران از درآمد نفت، اظهار کرد: جامعه ایرانی در طیفهای مختلف نسبت به محرومیت از منافع منابع نفتی و نفوذ انگلیس احساس نارضایتی داشت و همین مسئله به یکی از محورهای اصلی شکلگیری نهضت تبدیل شد.
وی همچنین با اشاره به ساختار شرکت نفت انگلیس و ایران گفت: این شرکت در آن دوره یکی از بزرگترین کارفرمایان کشور بود، اما بخش قابل توجهی از نیروهای تخصصی و مدیریتی آن را اتباع غیرایرانی تشکیل میدادند و ایرانیان عمدتاً در سطوح پایینتر به کار گرفته میشدند؛ مسئلهای که احساس تبعیض و نارضایتی را در جامعه تقویت میکرد.
نقش آیتالله کاشانی در بسیج اجتماعی مردم
محمدیسیرت با تأکید بر نقش آیتالله کاشانی در تبدیل مسئله نفت به یک مطالبه عمومی، گفت: جریانهای سیاسی و ملیگرا به تنهایی از ظرفیت لازم برای به میدان آوردن تودههای مردم برخوردار نبودند و اینجا نقش روحانیت و بهویژه آیتالله کاشانی اهمیت پیدا میکند. آیتالله کاشانی از سرمایه اجتماعی قابل توجهی برخوردار بود و توانست مردم را حول مسئله ملی شدن صنعت نفت بسیج کند. فدائیان اسلام نیز در این جریان نقش داشتند و نواب صفوی به دلیل ارتباط با جامعه کارگری صنعت نفت، از نزدیک با مسائل این حوزه آشنا بود.
۳۰ تیر؛ جلوهای از سرمایه اجتماعی نیروهای مذهبی
وی در ادامه، قیام ۳۰ تیر را یکی از مهمترین جلوههای حضور اجتماعی نیروهای مذهبی دانست و گفت: پس از استعفای مصدق، آیتالله کاشانی و نیروهای مذهبی توانستند مردم را به صحنه بیاورند و این حضور اجتماعی زمینه بازگشت مصدق به نخستوزیری را فراهم کرد.
به گفته محمدیسیرت، اهمیت ۳۰ تیر در این است که نشان میدهد سرمایه اجتماعی نیروهای مذهبی چگونه میتوانست در یک مقطع حساس، به یک نیروی تعیینکننده سیاسی تبدیل شود.
اختلافات پس از پیروزی؛ از اتحاد تا شکاف
محمدیسیرت با اشاره به مفهوم «دال میانتهی« توضیح داد: جریانهای مختلف ممکن است با انگیزههای متفاوت، حول یک مسئله مشترک متحد شوند؛ اما زمانی که آن مسئله مشترک کنار میرود، تفاوت اهداف و دیدگاههای آنان آشکار میشود. در نهضت ملی نفت نیز پس از پیروزیهای اولیه، اختلاف میان نیروهای مذهبی و جریان ملی و روشنفکری افزایش یافت و این اختلافات بهتدریج سرمایه اجتماعی نهضت را تضعیف کرد.
هشدار آیتالله کاشانی درباره کودتا
محمدیسیرت با اشاره به نامه آیتالله کاشانی به مصدق درباره احتمال وقوع کودتا گفت: آیتالله کاشانی نسبت به وقوع کودتا هشدار داده بود، اما مصدق در پاسخ بر حمایت مردم تکیه کرد. یکی از خطاهای مصدق این بود که تصور کرد سرمایه اجتماعی موجود، مستقلاً در اختیار اوست؛ در حالی که بخش مهمی از این سرمایه از طریق شبکه روحانیت و نیروهای مذهبی شکل گرفته بود.
عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) همچنین به تلاشهای فدائیان اسلام برای ارتباط با دولت مصدق اشاره کرد و گفت: نواب صفوی نیز نسبت به شرایط موجود هشدارهایی داشت، اما در نهایت فدائیان اسلام به این نتیجه رسیدند که دولت مصدق به خواستههای آنان پایبند نخواهد بود.
استبداد رأی و انحلال مجلس
محمدیسیرت در بخش دیگری از سخنان خود، استبداد رأی جریان روشنفکری را از عوامل ایجاد فاصله میان جریان ملی و نیروهای مذهبی دانست و به انحلال مجلس در دوره مصدق اشاره کرد.
وی اظهار داشت: انحلال پارلمان که نماد مشارکت مردم است، تصمیمی مهم و قابل نقد بود. این روند موجب شد مصدق بهتدریج بخشی از متحدان خود، از جمله مکی و مظفر بقایی و تعدادی از اعضای جبهه ملی را نیز از دست بدهد.
به گفته وی، افزایش فاصله میان مصدق و آیتالله کاشانی نیز در همین چارچوب قابل بررسی است و در نهایت بخش مهمی از جریان مذهبی از دولت فاصله گرفت.
نقش شبکههای اجتماعی و رسانهای در آستانه کودتا
وی در ادامه با اشاره به فعالیت آمریکا و انگلیس در آستانه کودتای ۲۸ مرداد گفت: این دو کشور در کنار اقدامات سیاسی، از شبکههای اجتماعی و رسانهای نیز برای ایجاد اختلاف میان نیروهای سیاسی و مذهبی استفاده کردند.
محمدیسیرت با اشاره به فعالیت برادران رشیدیان و برخی جریانهای رسانهای افزود: انتشار مطالبی علیه مصدق و اطرافیان او و همچنین شایعاتی با هدف ایجاد بدبینی میان علما و جریانهای سیاسی، بخشی از این عملیات بود.
وی با اشاره به خاطرات آیتالله طالقانی از فضای آن دوره گفت: حجم قابل توجهی از نامهها و پیامهای اختلافافکنانه علیه مصدق و نهضت ملی نفت در میان علما منتشر میشد که نشاندهنده تلاش برای ایجاد شکاف در میان نیروهای مؤثر در نهضت بود.
اعتماد به آمریکا و تضعیف سرمایه اجتماعی
محمدیسیرت یکی دیگر از عوامل مهم تضعیف نهضت را اعتماد مصدق به آمریکا دانست و گفت: مصدق تصور میکرد میتواند از ظرفیت آمریکا برای پیشبرد اهداف خود استفاده کند، اما در این میان از مهمترین سرمایه نهضت، یعنی مردم، غفلت شد.
وی با اشاره به دیدار هندرسون، سفیر آمریکا در تهران، با مصدق پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد اظهار کرد: آمریکا تلاش کرد با تحت فشار قرار دادن دولت مصدق و مشروط کردن حمایت خود به برقراری نظم در خیابانها، حضور اجتماعی مردم را از صحنه خارج کند.
به گفته محمدیسیرت، مصدق در نهایت دستور بازگرداندن نظم به خیابانها را صادر کرد و با خالی شدن خیابانها، بخش مهمی از پشتوانه اجتماعی نهضت از صحنه کنار رفت.
چرا کودتای ۲۵ مرداد شکست خورد و ۲۸ مرداد موفق شد؟
محمدیسیرت با اشاره به تفاوت شرایط ۲۵ و ۲۸ مرداد گفت: کودتای ۲۵ مرداد در شرایطی با شکست مواجه شد که مردم در صحنه حضور داشتند؛ اما در ۲۸ مرداد، زمانی که این سرمایه اجتماعی تضعیف شده و بخش مهمی از نیروهای مذهبی از دولت فاصله گرفته بودند، کودتا توانست موفق شود. بنابراین موفقیت کودتای ۲۸ مرداد را نمیتوان تنها با قدرت آمریکا و انگلیس توضیح داد؛ بلکه باید فرآیند تضعیف سرمایه اجتماعی نهضت و ایجاد شکاف میان نیروهای مختلف را نیز در نظر گرفت.
مردم؛ محور تحلیل تاریخ معاصر
محمدیسیرت در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحلیل رهبر انقلاب از تاریخ معاصر، بر نقش مردم در تحولات سیاسی تأکید کرد و گفت: در این نگاه، مردم عامل اصلی پیروزی حرکتهای اجتماعی هستند و جریانهایی که از مردم فاصله میگیرند، در نهایت با شکست مواجه میشوند.
وی با اشاره به تجربه مشروطه افزود: در مشروطه نیز جریانهایی بر موج حرکت مردم سوار شدند، اما پس از کنار گذاشتن مردم و رهبران مردمی، نهضت با شکست مواجه شد. در نهضت ملی نفت نیز همین الگو تکرار شد.
سه عامل تضعیف نهضت ملی نفت
محمدیسیرت در جمعبندی بحث خود، سه عامل را در تضعیف نهضت ملی نفت برجسته دانست: فاصله گرفتن از روحانیت و جریان دینی، اعتماد به آمریکا و استبداد رأی جریان روشنفکری.
وی افزود: مصدق در فاصله میان قیام ۳۰ تیر تا کودتای ۲۸ مرداد، بهتدریج فاصله خود را با آیتالله کاشانی افزایش داد و هشدارهای او درباره احتمال وقوع کودتا نیز جدی گرفته نشد.
به گفته وی، این روند در کنار اعتماد به آمریکا و افزایش تمرکز قدرت، موجب شد سرمایه اجتماعی نهضت بهتدریج تحلیل برود و زمینه برای کودتای ۲۸ مرداد فراهم شود.
آیا آیتالله کاشانی نیز مرتکب خطا شد؟
در بخش پایانی نشست، محمدیسیرت در پاسخ به پرسشی درباره پذیرش ریاست مجلس شورای ملی از سوی آیتالله کاشانی، این تصمیم را نیز قابل نقد دانست.
وی با اشاره به تفاوت دیدگاه آیتالله کاشانی و امام خمینی(ره) گفت: آیتالله کاشانی تصور میکرد با پذیرش ریاست مجلس میتواند از جایگاه رسمی خود بر روند انتخاب نخستوزیر و تحولات سیاسی اثر بگذارد؛ اما این تصمیم، او را وارد ساختار رسمی سیاسی کرد و بخشی از سرمایه اجتماعی جریان مذهبی را تحت تأثیر قرار داد.
محمدیسیرت افزود: با پذیرش ریاست مجلس، آیتالله کاشانی در موقعیتی قرار گرفت که از یک سو در رأس یک نهاد رسمی قرار داشت و از سوی دیگر باید در برابر عملکرد همان ساختار سیاسی موضع میگرفت. همین مسئله به پیچیدهتر شدن اختلافات میان او و مصدق کمک کرد.
درسهای ۳۰ تیر و ۲۸ مرداد برای امروز
محمدیسیرت در پایان با تأکید بر اینکه تاریخ صرفاً روایت گذشته نیست، گفت: حوادث تاریخی زمانی ارزشمندند که بتوان از آنها درس گرفت. تجربه نهضت ملی نفت نشان میدهد که حفظ اتحاد و سرمایه اجتماعی، توجه به مردم و پرهیز از اعتماد سادهانگارانه به قدرتهای خارجی، از مهمترین الزامات موفقیت یک حرکت اجتماعی است. تجربه ۳۰ تیر و ۲۸ مرداد نشان میدهد که اگر جریانهای مختلف یک حرکت اجتماعی نتوانند پس از شکلگیری اتحاد اولیه، اختلافات خود را مدیریت کنند، سرمایه اجتماعی از بین خواهد رفت و زمینه برای ورود و اثرگذاری بازیگران خارجی فراهم میشود.
انتهای پیام/ 121
