وقتی امام برای رفع محاصره پاوه ضرب‌الاجل تعیین کرد

در مرداد ۱۳۵۸، پاوه در آستانه سقوط و زیر فشار حملات مسلحانه قرار داشت که فرمان ۲۴ساعته امام خمینی برای اعزام نیرو، معادلات این شهر محاصره‌شده را تغییر داد.
کد خبر: ۸۵۵۸۲۳
تاریخ انتشار: ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۱ - 18August 2026

به گزارش گروه حماسه و جهاد دفاع‌پرس، در مرداد ۱۳۵۸، پاوه به یکی از بحرانی‌ترین نقاط کشور تبدیل شد؛ شهری در دل ارتفاعات کرمانشاه که در روز‌هایی کوتاه، صحنه محاصره، درگیری، سقوط مواضع، شهادت نیرو‌های نظامی و پاسداران و مقاومت گروهی اندک در برابر مهاجمان مسلح شد. حوادث پاوه تنها یک درگیری محلی نبود؛ بحرانی بود که با گسترش دامنه خود، امنیت بخش‌هایی از کردستان را تحت تأثیر قرار داد و سرانجام با فرمان مستقیم امام خمینی برای اعزام نیرو‌های ارتش، ژاندارمری و سپاه به نقطه عطفی در تحولات نخستین ماه‌های پس از پیروزی انقلاب تبدیل شد.

شهید ایرج رستمی

روایت پاوه از جایی آغاز می‌شود که گروه‌های مسلح مخالف نظام تازه‌تأسیس جمهوری اسلامی، در پی گسترش نفوذ خود در مناطق کردنشین بودند. در این میان، حزب دموکرات کردستان که پیش از آن نیز در حمله به برخی پادگان‌ها و مراکز نظامی و سپاه نقش داشت، پاوه را یکی از اهداف مهم خود قرار داد. همراهی نیرو‌هایی از کومله، سازمان چریک‌های فدایی خلق و برخی گروه‌های مسلح دیگر، بر پیچیدگی شرایط افزوده بود. مهاجمان با در اختیار داشتن سلاح‌های سبک و نیمه‌سنگین و تجهیزاتی که از برخی مراکز نظامی به دست آورده بودند، خود را برای عملیاتی آماده می‌کردند که هدف آن، تصرف پاوه و تثبیت موقعیت نیرو‌های مسلح مخالف در منطقه بود.

شهری در آستانه محاصره

در چهاردهم مرداد ۱۳۵۸، گروه‌هایی از روستا‌های اطراف پاوه برای حمله به شهر آماده شدند. بر اساس روایت‌های موجود، کمیته‌ای ۱۲ نفره در قوری‌قلعه فرماندهی عملیات را بر عهده داشت و نیرو‌هایی از گروه‌های مختلف مسلح در این حرکت حضور داشتند.

هدف مهاجمان فقط ورود به پاوه نبود. تصرف شهر می‌توانست موقعیت آنان را در منطقه تقویت کند و راه را برای گسترش دامنه نفوذشان هموار سازد. از همین رو، پاوه در محاسبات آنان یک نقطه عطف به شمار می‌رفت و حتی پیش‌بینی می‌شد که شهر در مدت کوتاهی سقوط کند.

در بیست‌وچهارم مرداد، حرکت نیرو‌های مهاجم به سوی پاوه آغاز شد. نخستین گام، ایجاد اختلال در ارتباط شهر با مرکز استان بود. منطقه قزانچی در مسیر کرمانشاه، کامیاران و پاوه ناامن شد و ارتباط زمینی شهر با کرمانشاه در معرض تهدید قرار گرفت. هم‌زمان، ارتباطات مخابراتی پاوه نیز قطع شد و شهر عملاً در شرایطی قرار گرفت که امکان دریافت کمک و انتقال سریع اخبار از آن دشوارتر شده بود.

اما محاصره فقط از مسیر جاده‌ها شکل نگرفت. مهاجمان به تدریج ارتفاعات مشرف بر پاوه را در اختیار گرفتند؛ ارتفاعاتی که تسلط بر آنها، امکان کنترل شهر و هدف قرار دادن مواضع نیرو‌های مدافع را فراهم می‌کرد.

در ادامه، تلمبه‌خانه آب شهر نیز به تصرف مهاجمان درآمد و با تخریب آن، آب آشامیدنی پاوه قطع شد. شهر در حالی وارد مرحله تازه‌ای از بحران می‌شد که ارتباطات آن مختل شده، مسیر‌های دسترسی ناامن و بخش‌هایی از ارتفاعات پیرامون آن به دست مهاجمان افتاده بود.

صبح بیست‌وپنجم مرداد، وضعیت پاوه به مراتب بحرانی‌تر شد. در نخستین دقایق بامداد، ارتفاعات مشرف به شهر سقوط کرد. تا ساعت شش صبح نیز باند فرود بالگرد به تصرف مهاجمان درآمد و آنان وارد بخش‌هایی از شهر شدند. به جز خیابان اصلی، قسمت زیادی از پاوه در اختیار نیرو‌های مهاجم قرار گرفته بود.

در چنین شرایطی، مسئله دیگر صرفاً حفظ چند موضع نظامی نبود؛ سخن از شهری بود که در آستانه سقوط کامل قرار داشت.

چمران در آسمان پاوه

در همان روز‌هایی که حلقه محاصره تنگ‌تر می‌شد، تلاش برای ارزیابی وضعیت و رساندن نیرو و امکانات به مدافعان ادامه داشت. یکی از نخستین اقدامات، اعزام یک فروند هواپیمای شکاری اف ـ ۴ از پایگاه همدان برای شناسایی منطقه بود. این مأموریت، اما با حادثه‌ای تلخ همراه شد و هواپیما سقوط کرد و خلبانان آن، نوژه و موسوی، جان خود را از دست دادند.

در ادامه، دولت وقت مصطفی چمران را مأمور کرد تا راهی پاوه شود و برای پایان دادن به بحران اقدام کند. چمران به همراه تیمسار فلاحی، فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش، روز بیست‌وپنجم مرداد وارد آسمان پاوه شد.

ورود آنان نیز بدون خطر نبود. چند گلوله به بالگرد اصابت کرد، اما سرانجام بالگرد در منطقه فرود آمد.

چمران پس از ورود، وضعیت استحکامات و سنگر‌های پاسگاه ژاندارمری را بررسی کرد و توصیه‌های لازم را به فرمانده پاسگاه ارائه داد. سپس همراه فلاحی و سه پاسدار به مقر پاسداران رفت و شرایط نیرو‌های حاضر در شهر را بررسی کرد.

آنچه پیش روی آنان قرار داشت، کمبود شدید نیروی انسانی، تجهیزات و امکانات تدارکاتی بود. فلاحی برای تأمین نیاز‌های نیرو‌های مستقر در پاوه عازم کرمانشاه شد و چمران در شهر ماند تا وضعیت موجود را مدیریت کند.

پاوه هنوز محاصره بود و هر لحظه احتمال گسترش درگیری وجود داشت.

وقتی آسمان هم امن نبود

در بیست‌وششم مرداد، تلاش برای رساندن آذوقه، مهمات و انتقال مجروحان ادامه یافت. یک بالگرد در حوالی ساعت دو بعدازظهر در باند اضطراری تپه هلال‌احمر فرود آمد. بخشی از آذوقه تخلیه شد و فلاحی همراه تعدادی از مجروحان به سمت کرمانشاه منتقل شد.

اما چند ساعت بعد، حادثه‌ای رخ داد که یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های حوادث پاوه را رقم زد. حدود ساعت چهار بعدازظهر، دومین و آخرین بالگرد حامل آذوقه و مهمات در باند اضطراری فرود آمد. پس از تخلیه بار، بالگرد برای دور شدن از برد آتش مهاجمان ناچار بود به سرعت اوج بگیرد. در جریان این حرکت، پروانه بالگرد با تپه جنوبی برخورد کرد و شکست.

کنترل بالگرد از دست رفت و دستگاه چند بار با زمین برخورد کرد و سرانجام در نزدیکی محل تخلیه مهمات متوقف شد؛ در حالی که موتور آن همچنان روشن بود و احتمال انفجار بالگرد و مهمات، خطر وقوع فاجعه‌ای بزرگ‌تر را ایجاد می‌کرد.

حادثه تنها در چند دقیقه رخ داده بود. کابین بالگرد متلاشی شد و دو خلبان و مجروحان حاضر در آن جان باختند. قطعات بالگرد در اطراف پراکنده شده و آثار خون بر زمین باقی مانده بود.

پاوه در کمتر از یک روز، هم از زمین و هم از آسمان تحت فشار بود. اما حادثه بالگرد پایان ماجرا نبود. یکی از خونین‌ترین اتفاقات این بحران، در همان روز در بیمارستان پاوه رخ داد.

بیمارستان؛ جایی که به سنگر خون تبدیل شد

بیست‌وششم مرداد، مصادف با آخرین جمعه ماه رمضان و نخستین سالی بود که جمعه آخر این ماه به عنوان روز قدس گرامی داشته می‌شد؛ اما پاوه در همان روز شاهد یکی از تلخ‌ترین صحنه‌های خود بود.

مهاجمان که بخش‌های مهمی از شهر را در اختیار گرفته بودند، بیمارستان پاوه را تصرف کردند. نیرو‌های حاضر در بیمارستان، از جمله پاسداران بومی و نیرو‌های اعزامی، در جریان این حمله به اسارت درآمدند و شماری از آنان به شکل فجیعی به شهادت رسیدند.

بر اساس روایت‌های ارائه‌شده از این حادثه، ۹ پاسدار بومی و ۱۶ پاسدار اعزامی در میان شهدای بیمارستان بودند و مهاجمان پس از شکنجه، شماری از آنان را تیرباران و ۱۸ نفر را سر بریدند. گروهی از کارکنان بیمارستان نیز به گروگان گرفته شدند و دارو‌های موجود در بیمارستان به غارت رفت و همراه گروگان‌ها به باینگان منتقل شد.

با سقوط بیمارستان، یکی از مهم‌ترین مراکز غیرنظامی شهر نیز به صحنه خشونت تبدیل شد. این حادثه علاوه بر خسارت انسانی، فشار روانی سنگینی بر نیرو‌های مدافع وارد کرد؛ نیرو‌هایی که در همان زمان در چند نقطه شهر تحت محاصره بودند و چشم به رسیدن نیروی کمکی داشتند.

اما در میان این فشار، هنوز یک موضع مهم باقی مانده بود؛ قلعه ژاندارمری.

قلعه‌ای که تسلیم نشد

پاسگاه ژاندارمری در ساختمانی مستحکم و در پایین کوهی مرتفع قرار داشت؛ موقعیتی که امکان دیده‌بانی و کنترل بخش‌هایی از منطقه را فراهم می‌کرد. برای مهاجمان، سقوط این موضع می‌توانست آخرین مقاومت سازمان‌یافته در شهر را نیز در هم بشکند.

چمران با درک اهمیت این نقطه، همراه اصغر وصالی و چند پاسدار به سوی پاسگاه رفت. فرمانده پاسگاه که از ناحیه پا مجروح شده بود، تعویض شد و آیت شعبانی، مسئول واحد عملیات سپاه کرمانشاه، فرماندهی پاسگاه را بر عهده گرفت.

نزدیک غروب، دیده‌بانان از حرکت گروهی از مهاجمان با پرچم سفید خبر دادند. مهاجمان وانمود می‌کردند که قصد تسلیم دارند؛ اما پس از نزدیک شدن به خاکریز، پشت آن سنگر گرفتند و ناگهان آتش گشودند.

این عملیات فریب، مهاجمان را تا حدود ۳۰ متری پاسگاه رساند و عملاً قلعه را در محاصره قرار داد.

با تاریک شدن هوا، فشار روانی نیز آغاز شد. مهاجمان تا پای دیوار‌های قلعه پیش می‌آمدند و از ژاندارم‌ها می‌خواستند سلاح‌های خود را تحویل دهند. پیام آنان روشن بود: اگر ژاندارم‌ها تسلیم شوند، می‌توانند سالم از منطقه خارج شوند و هدف اصلی، پاسداران هستند. اما قلعه‌نشینان تسلیم نشدند.

آنچه قرار بود عملیات روانی برای شکستن روحیه مدافعان باشد، نتیجه معکوس داد. مقاومت ادامه پیدا کرد و قلعه تا صبح زیر آتش مهاجمان باقی ماند. با روشن شدن هوا، مهاجمان ناچار شدند از مواضع نزدیک قلعه فاصله بگیرند. پاوه هنوز در محاصره بود؛ اما هنوز سقوط نکرده بود.

شبی که شهر چشم به راه ماند

جمعه بیست‌وششم مرداد در حالی به پایان رسید که مهاجمان ارتفاعات مشرف به شهر را در اختیار داشتند، بیمارستان را تصرف کرده بودند و قلعه ژاندارمری را تحت فشار قرار داده بودند. در سوی دیگر، نیرو‌های مدافع پس از پشت سر گذاشتن سقوط بالگرد و قتل‌عام بیمارستان، همچنان در انتظار کمک بودند.

شب، حملات شدت گرفت. صدای خمپاره‌ها در شهر شنیده می‌شد و نیرو‌های مهاجم تلاش می‌کردند با فشار نظامی و روانی، آخرین مواضع مقاومت را نیز درهم بشکنند.

در این میان، حضور برخی نیرو‌های مسلح و گروه‌هایی که برای غارت وارد شهر شده بودند، شرایط را پیچیده‌تر کرده بود. غارت خانه‌های مردم بخشی از نیرو‌های مهاجم را از ادامه حمله بازداشت و فرصت کوتاهی برای مدافعان ایجاد کرد.

با روشن شدن هوا، دو فروند بمب‌افکن شکاری مواضع سلاح‌های سنگین و نیرو‌های مهاجم را هدف قرار دادند. درگیری همچنان ادامه داشت و پاوه در شرایطی قرار گرفته بود که نتیجه نبرد هنوز مشخص نبود.

اما صبح شنبه، اتفاقی رخ داد که مسیر حوادث را تغییر داد. پیامی از سوی امام خمینی از رادیو پخش شد.

فرمانی برای شکستن محاصره

روز بیست‌وهفتم مرداد، در حالی که پاوه در یکی از بحرانی‌ترین لحظات خود قرار داشت، امام خمینی به عنوان فرمانده کل قوا دستور اعزام نیرو‌های مجهز ارتش، ژاندارمری و سپاه به منطقه را صادر کرد.

فرمان، صریح و بدون ابهام بود: نیرو‌ها باید بدون فوت وقت به سوی پاوه حرکت می‌کردند. این پیام در شرایطی صادر شد که گزارش‌های مربوط به وضعیت شهر و کشتار نیرو‌ها به تهران رسیده بود و نگرانی از سقوط کامل پاوه افزایش یافته بود.

فرمان امام تنها یک دستور نظامی نبود؛ در همان لحظه، برای نیرو‌های محاصره‌شده به معنای رسیدن امیدی تازه بود. نیرو‌هایی که طی دو روز در برابر حملات مداوم مقاومت کرده بودند، اکنون می‌دانستند که قرار است نیروی کمکی از راه برسد.

در سوی دیگر نیز معادله تغییر کرد. مهاجمانی که تا چند ساعت قبل خود را در آستانه تصرف کامل شهر می‌دیدند، با خبر اعزام نیرو‌های مجهز ارتش و سپاه روبه‌رو شدند.

پاوه هنوز در محاصره بود؛ اما ورق در حال برگشتن بود.

فرمان امام خمینی در بیست‌وهفتم مرداد ۱۳۵۸، نقطه‌ای بود که معادلات حوادث پاوه را تغییر داد. تا پیش از آن، نیرو‌های مدافع شهر در شرایطی دشوار و با کمترین امکانات در برابر مهاجمان مقاومت کرده بودند؛ اما اکنون قرار بود ارتش، ژاندارمری و سپاه با تجهیزات کامل وارد میدان شوند.

فرمان برای نیرو‌های نظامی روشن بود: حرکت باید بدون فوت وقت انجام شود. نیرو‌هایی از نقاط مختلف کشور آماده حرکت شدند و بخشی از نیرو‌های ارتش نیز از طریق هواپیما به کرمانشاه منتقل شدند تا بر اساس شرایط منطقه، در نقاط مورد نیاز به کار گرفته شوند.

در پاوه، خبر رسیدن کمک‌ها بیش از آنکه یک خبر نظامی باشد، نشانه تغییر شرایط بود. نیرو‌هایی که روز‌های قبل را در محاصره گذرانده و شاهد سقوط مواضع، شهادت همرزمان و حمله به بیمارستان بودند، اکنون می‌دانستند که شهر قرار نیست تنها بماند.

در طرف مقابل نیز فشار روانی افزایش یافت. نیرو‌های مهاجم اگرچه هنوز بخش‌هایی از شهر و ارتفاعات اطراف را در اختیار داشتند، اما دیگر با همان شرایط پیشین روبه‌رو نبودند. قرار بود نیرو‌های تازه‌نفس و مجهز وارد منطقه شوند و همین مسئله حفظ مواضع تصرف‌شده را برای آنان دشوار می‌کرد.

پاوه، در آستانه ورق خوردن

تا پیش از فرمان امام، مهاجمان توانسته بودند در مدت کوتاهی بخش‌های مهمی از پاوه را به تصرف خود درآورند. ارتفاعات مشرف به شهر، بیمارستان و برخی مسیر‌های ارتباطی در اختیار آنان قرار گرفته بود و قلعه ژاندارمری نیز در محاصره قرار داشت.

با این حال، مقاومت نیرو‌های مستقر در قلعه و مقر سپاه مانع از آن شده بود که مهاجمان به‌طور کامل بر شهر مسلط شوند. فرمان اعزام نیرو، این مقاومت پراکنده را به بخشی از یک عملیات گسترده‌تر تبدیل کرد. نیرو‌های ارتش و سپاه از نقاط مختلف به سوی منطقه حرکت کردند و کرمانشاه به یکی از مراکز اصلی سازماندهی و اعزام نیرو تبدیل شد.

در همان زمان، نیرو‌های حاضر در پاوه همچنان مواضع خود را حفظ کردند. آنان می‌بایست تا رسیدن نیرو‌های کمکی مقاومت می‌کردند؛ مقاومتی که با توجه به شرایط جغرافیایی منطقه، کمبود تجهیزات و فشار چندروزه مهاجمان، آسان نبود.

پاوه در ارتفاعات قرار داشت و همین موقعیت جغرافیایی، هم برای مهاجمان و هم برای مدافعان اهمیت نظامی داشت. کنترل ارتفاعات می‌توانست مسیر حرکت نیرو‌ها و امکان پشتیبانی از شهر را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، ورود نیرو‌های کمکی تنها به معنای افزایش تعداد نیرو‌ها نبود؛ بلکه باید موازنه در نقاط کلیدی منطقه را نیز تغییر می‌داد.

محاصره‌ای که دوام نیاورد

با حرکت نیرو‌های کمکی به سمت منطقه، حلقه محاصره پاوه به تدریج در معرض شکست قرار گرفت.

گزارش‌های آن روز از ورود نیرو‌های ارتش و سپاه و شکل‌گیری عملیات برای بازپس‌گیری مواضع حکایت داشت. نیرو‌های مهاجم که تا پیش از آن با استفاده از غافلگیری، برتری موضعی و تسلط بر ارتفاعات توانسته بودند بخش‌هایی از شهر را در اختیار بگیرند، اکنون با نیرویی سازمان‌یافته‌تر مواجه بودند.

آنچه در روز‌های نخست درگیری با سرعت پیش رفته بود، حالا وارد مرحله‌ای متفاوت می‌شد.

مدافعان پاوه نیز از فرصت به‌وجودآمده استفاده کردند. مقر‌های باقی‌مانده مقاومت حفظ شد و نیرو‌های تازه‌وارد برای باز کردن مسیر‌ها و عقب راندن مهاجمان وارد عمل شدند.

در چنین شرایطی، اهمیت قلعه ژاندارمری بیشتر آشکار شد. این موضع که در طول شب‌های گذشته در برابر محاصره و حملات مکرر مقاومت کرده بود، همچنان پابرجا بود. مهاجمان نتوانسته بودند با تهدید، فریب یا عملیات روانی، نیرو‌های داخل قلعه را وادار به تسلیم کنند. این مقاومت، بخشی از توان دفاعی شهر را حفظ کرده بود تا نیرو‌های کمکی برسند.

حوادث بیمارستان پاوه یکی از تلخ‌ترین بخش‌های این درگیری بود؛ اما اهمیت آن تنها به تعداد قربانیان محدود نمی‌شد. بیمارستان، مکانی بود که انتظار می‌رفت پناهگاه مجروحان و غیرنظامیان باشد، اما به صحنه خشونت تبدیل شد.

با پیشروی نیرو‌های خودی و تغییر موازنه درگیری، وضعیت این بخش از شهر نیز تغییر کرد. نیرو‌هایی که در روز‌های قبل در موضع مهاجم قرار داشتند، به تدریج توان حفظ مناطق تصرف‌شده را از دست دادند.

گزارش‌های منتشرشده پس از درگیری، از کشته شدن شمار قابل توجهی از مهاجمان حکایت داشت. در آخرین اخبار مربوط به عملیات، تعداد کشته‌شدگان مهاجم حدود ۳۰۰ نفر اعلام شد.

با این حال، حوادث پاوه صرفاً با یک عدد قابل روایت نیست. پشت این آمار، چند روز درگیری، محاصره، شهادت نیرو‌های نظامی و پاسداران، مجروح شدن افراد، قطع آب و ارتباطات شهر و فشار سنگین بر مردم قرار داشت.

پاوه در چند روز به شهری تبدیل شده بود که بخش‌های مختلف آن بار‌ها دست‌به‌دست شد و ساکنانش در میان آتش درگیری زندگی کردند.

وقتی خبر آزادی رسید

پس از ورود نیرو‌های کمکی ارتش و سپاه، عملیات برای بازپس‌گیری شهر شدت گرفت. نیرو‌های مهاجم که تا پیش از آن در موقعیت تهاجمی قرار داشتند، ناچار شدند مواضع خود را ترک کنند.

چند ساعت پس از آغاز حرکت نیرو‌های کمکی، خبر آزادی پاوه از دست مهاجمان مخابره شد. شهری که در روز‌های گذشته تا مرز سقوط کامل پیش رفته بود، دوباره در اختیار نیرو‌های جمهوری اسلامی قرار گرفت.

این اتفاق پایان فوری همه درگیری‌های منطقه نبود؛ اما نقطه پایانی بر محاصره پاوه و تصرف شهر به شمار می‌رفت. حوادثی که با حمله و پیشروی نیرو‌های مسلح آغاز شده بود، اکنون با عقب‌نشینی آنان و استقرار نیرو‌های ارتش و سپاه در منطقه وارد مرحله تازه‌ای می‌شد.

در این میان، مقاومت نیرو‌های اندک مستقر در پاوه اهمیت ویژه‌ای داشت. اگر قلعه ژاندارمری سقوط می‌کرد و مقر سپاه نیز از دست می‌رفت، مهاجمان می‌توانستند کنترل کامل‌تری بر شهر پیدا کنند و بازپس‌گیری آن هزینه بیشتری به دنبال داشته باشد. اما مقاومت ادامه یافته بود؛ حتی در زمانی که امید به رسیدن کمک بسیار کم‌رنگ بود.

پس از پایان غائله پاوه، در بعدازظهر بیست‌وهشتم مرداد، امام خمینی پیام دیگری صادر کرد.

این پیام برخلاف فرمان روز قبل، لحن قدردانی داشت. امام از مردم و نیرو‌های نظامی و انتظامی که برای پایان دادن به بحران اعلام آمادگی کرده بودند، تشکر کرد و از اقدام نیرو‌های انتظامی در منطقه نیز سخن گفت.

در بخشی از این پیام، آمادگی مردم شهر‌ها و مناطق مختلف کشور برای حرکت به سوی کردستان مورد اشاره قرار گرفت؛ حتی گزارش شده بود که گروهی از مردم کرمانشاه به شکل دسته‌جمعی و پیاده به سوی سنندج حرکت کرده بودند.

اما با توجه به پایان مرحله اصلی درگیری و آغاز عملیات نیرو‌های انتظامی و سپاه، از آنان خواسته شد به خانه‌های خود بازگردند.

این پیام نشان می‌داد که پس از پاوه، مسئله دیگر تنها آزادسازی یک شهر نبود. بحران کردستان به یکی از مسائل مهم امنیتی و سیاسی ماه‌های نخست جمهوری اسلامی تبدیل شده بود و حوادث پاوه در متن همین بحران معنا پیدا می‌کرد.

منابع:

«پاوه سرخ» / داوود بختیاری دانشور/انتشارات سوره مهر

«اطلس پاوه در جنگ با ضدانقلاب و دفاع مقدس» / محمد الهیاری/ مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس

منبع: مهر

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار