نسبت توافق مکه با پیمان ابراهیم
به گزارش خبرنگار بینالملل دفاعپرس، پیمان مکه که ۱۶ مرداد ماه امضا شد، منابع مالی عربستان، صنایع نظامی ترکیه و توانمندیهای هستهای پاکستان را روی کاغذ در کنار هم قرار داد. همزمان مقامهای غربی و عربی در تلاشاند تا متوجه شوند که سه کشور متحد در این پیمان، تا چه حد به یکدیگر متعهد هستند و آیا در صورت بروز درگیری مسلحانه، از یکدیگر حمایت خواهند کرد یا خیر. هنوز جوهر توافق مکه خشک نشده بود که انصارالله یمن به پالایشگاه نفت جیزان در عربستان حمله کرد. اما اسلامآباد و آنکارا برای دفاع از ریاض در برابر متحد مقتدر ایران، اقدامی نکردند.

در مقابل، اسرائیل که پس از انعقاد پیمان ابراهیم، روابط خود را با امارات علنی کرده، پس از حملات مقتدرانه نیروهای مسلح ایران به امارات شد، سامانههای پدافند هوایی و نظامیان خود را به این کشور اعزام کرد. این تصمیم توسط نخستوزیر اسرائیل، پس از تماس تلفنی با محمد بن زاید آل نهیان حاکم امارات، اتخاذ شد.
با این حال، همکاری نظامی تلآویو و ابوظبی همچنان تا حد زیادی پنهان باقی مانده است. روابط امارات و اسرائیل در سال ۲۰۲۰ با امضای «پیمان ابراهیم» و با میانجیگری آمریکا، آشکار شد. دشمنی مشترک با ایران و «اخوانالمسلمین»، آنها را به هم نزدیک کرده است. رقابت فزایندهٔ امارات با عربستان (که از به رسمیت شناختن اسرائیل خودداری میکند) نیز میتواند عامل دیگری برای نزدیکی آنها باشد.
برخلاف اتحاد امارات و اسرائیل که در میان مسلمانان با تقبیح گستردهای همراه شد، پیمان مکه با تشریفات گسترده اسلامی همراه بود و با نماز جماعت در مسجدالحرام و مراسمهای نمادین، رونمایی شد. عربستان و پاکستان دهههاست که عملاً متحد هستند و این روابط در ایجاد سلاح هستهای توسط اسلامآباد نیز نقش داشته است. برخلاف اشتراک اسرائیل و امارات در تهدیدهای گوناگون منطقهای، کشورهای عضو در پیمان مکه، تهدیدهای متفاوتی را در منطقه به رسمیت میشناسند. عربستان ایران را تهدیدی جدی میداند، در حالی که پاکستان روابط سازندهای با تهران داشته که به آن امکان نقشآفرینی به عنوان میانجی در جنگ منطقهای را داده است.
از سوی دیگر، روابط میان عربستان و ترکیه نیز از استحکام چندانی برخوردار نیست. تا چند سال پیش، ترکیه و عربستان بر سر «اخوانالمسلمین» با یکدیگر اختلاف داشتند. عربستان در مصر از عبدالفتاح السیسی حمایت کرد که با کودتا به قدرت رسید و متحد اردوغان -محمد مرسی- را سرنگون کرد.
روابط ریاض و آنکارا در سال ۲۰۱۹ به پایینترین حد خود رسید، زمانی که ترکیه نوارهای صوتی مربوط به قتل جمال خاشقچی در کنسولگری عربستان در آنکارا را منتشر کرد. تنها اشتراک سیاسی میان مواضع دو کشور در سالهای اخیر به مناقشه سودان و جنگ سوریه بازمیگردد.
عربستان، پاکستان و ترکیه هر کدام در شطرنج منطقهای متفاوتی بازی میکنند و تصورات آنها از تهدید به طور قابلتوجهی متفاوت است. این سه کشور برای یافتن راهی برای همکاری و تضمین سازگاری، به انرژی، تلاش و ارادهٔ سیاسی زیادی نیاز دارند. در این شرایط پیمان ابراهیم میان اسرائیل و امارات کارآمدی بیشتری نشان میدهد که در نزدیکی تلآویو و ابوظبی متبلور است.
در ۲۲ مرداد، ترکیه اعلام کرد که با متحدان جدیدش رزمایشهای مشترک برگزار کرده و همکاری در صنایع نظامی را عمیقتر دنبال خواهند کرد؛ این موضوع به ویژه برای شرکتهای نظامی ترکیه که پهپادها و سایر سامانههای تسلیحاتی را به کشورهای مختلفی در غرب آسیا صادر میکنند، اهمیت دارد، اما نکته قابل توجه این است که یکپارچگی در منابع تسلیحاتی میان این سه کشور وجود ندارد. در حالی که عربستان و ترکیه به دنبال توسعهٔ صنایع نظامی خود با تکیه بر آمریکا هستند، پاکستان چین را به عنوان تامین کننده اصلی تجهیزات انتخاب کرده است.
«الیزابت دنت»، پژوهشگر مؤسسهٔ واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک و کارمند پیشین پنتاگون، معتقد است: «اسرائیلیها دارای صنایع نظامی گسترده، دستگاه اطلاعاتی قدرتمند و سامانهٔ پدافند هوایی هستند که در نظام امنیت منطقهای تحت رهبری آمریکا ادغام شده است. امارات نیز عمدتاً از سامانههای آمریکایی استفاده میکند که با سامانههای اسرائیلی سازگار است و همچنین پول و نفوذ منطقهای دارد.»
پاکستان، ترکیه و عربستان نمیتوانند از نظر شدت همکاری نظامی با اسرائیل و امارات برابری کنند. بدون تردید رژیم صهیونیستی برای ممنوعیت فروش اف ۳۵ به عربستان و ترکیه لابی خواهد کرد و آمریکا نیز در نهایت منافع شرکای خود در پیمان ابراهیم را بر هرچیز دیگری اولویت خواهد داد.
انتهای پیام/ 999
