تقیه؛ ابزار مبارزه امام حسن عسکری (ع) با دشمنان

امام حسن عسکری (ع) نیز با بهره‌گیری از تقیه می‌کوشد تا وحدت اسلامی را در میان امت تقویت کند. ایشان با درایت خود توانست امت را به ویژه شیعیان را به صورت جمعی حفظ کند و روز به روز برقدرت و شمار آنان بیفزاید.
کد خبر: ۸۵۶۱۱۴
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۲ - 21August 2026

به گزارش گروه فرهنگ دفاع‌پرس، امام حسن عسکری (ع) در روز هشتم ربیع‌الثانی یا ۲۴ ربیع‌الاول سال ۲۳۲ هجری قمری در مدینه به دنیا آمدند و در هشتم ربیع‌الاول سال ۲۶۰ هجری قمری با توطئه معتمد خلیفه عباسی در شهر سامرا، در سن ۲۸ سالگی به شهادت رسید. دوره امامت آن حضرت بعد از شهادت پدر بزرگوارش بسیار کوتاه بود؛ زیرا وی در سن ۲۲ سالگی به مقام امامت رسید که مجموعه سال‌های امامت وی شش سال است. از این رو در این مدت کوتاه امامت با همه خفقان و آشوب‌های دورانش بسیار کوشید تا هسته‌های شیعیان را که پدران بزرگوارش به سختی ایجاد کرده بودند، حفظ کند.

امام حسن عسکری

به جهت فعالیت‌هایش در همان مدت کوتاه، متوکل او را به زندان انداخت، بی آن که سبب آن کار را بگوید! عباسیان تلاش می‌کردند که امام عسکری (ع) را در دستگاه حکومت وارد کنند تا پیوسته مراقب او باشند و او را از پایگاه‌ها و یاران و پیروانش دور سازند. مواضع علمی امام عسکری (ع) در ارائه‌ی پاسخ‌های قاطع و استوار در مورد شبهه‌ها و افکار کفرآمیز و بیان حق، با روش مناظره و گفت‌و‌گو‌های موضوعی و مناقشه‌ها و بحث‌های علمی، روز به روز شخصیت آن حضرت را بارزتر می‌کرد و مؤمنین را به شخصیت مکتبی و فکری خود مجهز می‌کرد و از طرفی پایداری و ایستادگی آنان را در برابر جریان‌های فکری خطرناک تضمین می‌فرمود.

ابویوسف یعقوب بن اسحاق فیلسوف عراقی در زمان امام (ع)، به زعم خود، پیرامون متناقضات قرآنی، کتابی تدوین کرد، امام عسکری (ع) به وسیله‌ی بعضی از منسوبان به حوزه علمی او، با وی تماس گرفت و با روشنگری‌های خود کوشش‌های او را با شکست رو به رو کرد و او را قانع کرد که در تحلیل‌های خود و برداشت‌هایش در اشتباه بوده است. کندی پس از مباحثات طولانی به حقیقت آیات روشنگر قرآنی پی‌برد و دانست که آن چه را تناقض برشمرده، از متشابهات قرآن و یا از مواردی است که به صورت‌های مختلف علمی می‌توان آنها را حل کرد.

وی از سخنان و یاوه‌گویی‌هایش توبه کرد و اوراق نوشته‌های خود را سوزانید. در این زمان جریان‌های مختلف فکری و مذهبی در سطح جامعه بسیار فعال بودند و شبهه‌های متعددی را در موضوع‌های مختلف و مهم دینی مطرح می‌کردند؛ شبهه‌هایی از قبیل تناقض در قرآن، شبهه ثنویه، شبهه مفوضه، اعتزالی و اشعری از سوی فرقه‌های مختلف التقاطی و حتی نیرو‌های فکری غیردینی در میان مردم متداول شده بود. امام می‌بایست به این پرسش‌ها و شبهات درون دینی و بیرون دینی پاسخ‌های قانع کننده می‌داد و با جریان‌های سیاسی فرقه ساز به مبارزه برمی‌خاست، از این رو فرقه سوزی به معنای در هم شکستن اصول دعوتی آن جریانات از راهکار‌های اساسی سیاست‌های امام بود.

امام با این روش می‌کوشید تا دست کم اتحاد را در بخش عمده‌ای از مسلمانان حفظ کند و نگذارد جریان‌های فرقه ساز با تشکیک در اصول اساسی دین اسلام آن را منحرف کنند. این مشکل زمانی دوچندان می‌شود که در درون مذهب نیز برخی از افراد به جهت تمایلات سیاسی و یا قدرت طلبی به برخی از شبهات دامن می‌زنند تا شیعیان را دچار تشتت و تفرقه کنند و افرادی را دور محور خود گردآورند. امام از یک طرف می‌بایست در اندیشه‌ی اتحاد ملی در درون مسلمانان می‌بود و از سوی دیگر با شبهات بیرون دینی که از سوی مخالفان اسلام از یهود و مسیحی وارد می‌شد نیز پاسخ می‌داد تا با این روش انسجام امت اسلام را حفظ کند.

مبارزه با فرقه‌های باطل و انحرافی، چون مفوضه، غلات، واقفی، تصوف و صوفی‌گری و دیگر فرقه‌های التقاطی که اصول دین و مذهب را با خطر مواجه می‌ساختند از اصول راهبردی در سیاست‌های امام عسکری (ع) بوده است. حضرت با زدودن تردید، ذهن مسلمانان را به سوی حقیقت رهنمون می‌ساخت و می‌کوشید با جلوگیری از فرقه‌سازی و یا گسترش آن، وحدت را در میان مسلمانان حفظ و تقویت کند. امام حسن عسکری (ع) برای مهار اوضاع سیاسی، روش تقیه را به عنوان اصلی راهبردی در پیش گرفت؛ زیرا چنان که امام صادق (ع) بیان کرده است. «روش من و دین و روش پدران من است و کسی که تقیه را پیشه خود نکند بر دین و روش پدران من نیست.»

از این رو آن حضرت با در پیش گرفتن تقیه بر حفظ وحدت اسلامی تأکید ورزید. تقیه در این جا به این معناست که نمی‌بایست برای مسائل جزئی و کوچک، اصول دین را در خطر قرار دهیم و با تأکید بر برخی از مسائل اختلافی، وحدت جمعی امت اسلام را بشکنیم و زمینه را برای نفوذ و بهره برداری دشمنان فراهم آوریم. تقیه روشی است که انسان با حفظ اصول وحدت کلمه یعنی اصول اساسی دین (توحید، نبوت، معاد و قرآن و کعبه) مطالب و مسائل اختلافی و جزیی را مطرح نکند و در جامعه با روش و رفتار متضاد با عموم امت، تفرقه و اختلاف را دامن نزند.

تقیه با نفاق کاملا متفاوت است؛ زیرا نفاق همراهی با مردم برای سوءاستفاده و ضربه زدن به مردم و جلب منفعت و دفع مضرت شخصی و یا گروهی است؛ در حالی که تقیه یعنی عدم اعلام و بروز مطالب و حقایق جزیی برای حفظ امت از افتادن به دام اختلاف است. این گونه است که امام امیرالمؤمنین (ع) با بهره‌گیری از تقیه در زمان حکومت خلفای نخستین اسلام، در نماز‌های ایشان حاضر می‌شود و برای حمایت از دین با آنان همراهی می‌کند و به جنگ دشمنان دین می‌رود. این روش تقیه در زمان‌های متأخر نیز کارکرد خوب خود را نشان داد. اکنون امام حسن عسکری (ع) نیز با بهره‌گیری از این روش، می‌کوشد تا وحدت اسلامی را در میان امت تقویت کند. بنابراین نیازی نمی‌بیند تا با هجوم اختلافات و فرقه‌سازی‌های جریانات سیاسی مشکوک، همراهی کند و خود به مسائل جزئی دامن بزند. این گونه است که امام حسن عسکری (ع) با درایت خود توانست امت را به ویژه شیعیان را به صورت جمعی حفظ کند و روز به روز برقدرت و شمار آنان بیفزاید.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار