یادداشت/

بازآرایی قدرت مردم‌پایه در فصل جدید بسیج

انتصاب حجت‌الاسلام طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین را که با اعتماد، دوراندیشی و درایت فرماندهی معظم کل قوا امام خامنه‌ای صورت گرفته است، باید فراتر از انتخاب و انتصاب یک فرمانده عالی و ملی تصور کرد.
کد خبر: ۸۵۶۲۱۴
تاریخ انتشار: ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۵۴ - 19August 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس- «محمدرضا مردانی» رئیس سازمان بسیج اساتید کشور؛ بسیج، پیش از آنکه سازمان بوده و بعد نظامی داشته باشد، یک «فرهنگ»، «منطق» و «تفکر» برای فعال‌سازی ظرفیت‌های یک ملت در دفاع از هویت، استقلال، امنیت و پیشرفت خویش است. از همین رو، رهبر شهید انقلاب اسلامی امام خامنه‌ای(رضوان‌الله تعالی علیه) در آخرین دیدارهای خود با بسیجیان، بسیج را پدیده‌ای بی‌نظیر و برخاسته از فرهنگ، تاریخ و هویت ملی ایران دانستند و تأکید فرمودند که بسیج، در درجه نخست، «مکتب و اندیشه و تفکر» و یک شبکه‌سازی فرهنگی و اجتماعی است.

مردانی

این نگاه، در امتداد همان حقیقتی است که امام خمینی(ره)، که خود بنیانگذار بسیج بود، در آخرین پیام خود به بسیج در دوم آذر سال ۱۳۶۷، بسیج را با تعابیری ماندگار و آسمانی ترسیم کردند: «شجره طیبه»، «مدرسه عشق»، «مکتب شاهدان و شهیدان»، «میقات پابرهنگان» و «لشکر مخلص خدا». آن امام همام، بسیج را محصول یک مقطع تاریخی خاص نمی‌دانست، بلکه آن را تبلور اراده ملتی خداجو برای صیانت مستمر از اسلام، انقلاب، استقلال و عزت ملی معرفی می‌کرد و با تأکید بر اینکه «همه افراد» جامعه اسلامی باید روحیه و آمادگی بسیجی داشته باشند، افق بسیج را فراتر از یک سازمان ترسیم کرد.

با همان اندیشه، تفکر و حضور بسیجی بود که ملت ایران توانست هشت سال جنگ با دشمنان انقلاب و توطئه‌های پی‌درپی مستکبران را با پیروزی بر جهان‌خواران و ایادی آنان مدیریت کند. این حقیقت، سرمایه‌ای تاریخی برای فهم بسیج در زمانه جدید است؛ بسیجی که قرار نیست در خاطره دفاع مقدس متوقف بماند، بلکه باید همان منطق را متناسب با نیازها و تهدیدات هر دوره بازتولید کند.

از همین منظر، امام شهیدمان تاریخ بسیج را نیز به دوران انقلاب و دفاع مقدس محدود نمی‌داند. وی از بسیاری از مبارزان قبل از انقلاب نیز به عنوان بسیجی یاد می‌کند. بسیج در دفاع سخت و مقابله با تجاوز نظامی، در دفاع نیمه‌سخت و مواجهه با تهدیدات امنیتی، در میدان سازندگی و محرومیت‌زدایی، در امدادرسانی به مردم در سیل و زلزله و سوانح، در مقابله با کرونا و همچنین در عرصه‌های فرهنگی، علمی و اجتماعی، بارها نشان داده است که یک ظرفیت سازمان‌یافته برای تبدیل «اراده مردم» به «قدرت ملی» است.

در جنگ نرم و جنگ شناختی نیز مسئله اصلی، همان چیزی است که رهبر شهید انقلاب بر آن تأکید دارند: حفظ و تعمیق روحیه‌ای که انسان را از انفعال، تحقیر و احساس ناتوانی عبور داده و به کنشگری مسئولانه و مؤثر تبدیل می‌کند. معظم‌له در تعبیری زیبا از بسیج به عنوان «معجزه امام(ره)» و انقلاب یاد می‌کنند که به حق تعبیر درستی است. این تفکر و عمل بسیجی بوده است که با رهبری‌های امامین انقلاب، معجزه‌وار کشور را از کوران حوادث عبور داده است.

در واقع، راز ماندگاری بسیج در همین «مزرعه بی‌حصار» بودن آن است؛ بسیج در مرزهای یک سازمان متوقف نمی‌شود. هرجا ایمان، مسئولیت‌پذیری، غیرت ملی، خدمت، ایستادگی و احساس تعهد نسبت به سرنوشت کشور وجود داشته باشد، می‌توان نشانی از تفکر، اقدام و عمل بسیجی یافت.

بنابراین، بسیجی بودن الزاماً مساوی با عضویت سازمانی در بسیج مستضعفین نیست. اگرچه بسیجی سازمانی، بخش مهمی از این منظومه بی‌نظیر است و در اغلب موارد برای موفقیت و نیل به اهداف، همین بسیجی سازمانی و سازمان بسیج است که متشکل از دانشمند، استاد، معلم، کارگر، پزشک، کشاورز، کارآفرین، هنرمند، دانشجو، دانش‌آموز و سایر اقشار ملت است و کارگشا است؛ اما کسی که در سازمان بسیج ثبت‌نام نکرده ولی با روحیه بسیجی برای عزت، امنیت و پیشرفت ایران مسئولانه عمل می‌کند نیز بسیجی است، اما بسیجی غیرسازمانی.

اینجاست که مفهوم «هر ایرانی، یک بسیجی» معنای راهبردی خود را پیدا می‌کند. هرکس ایرانی بودن خود را سرمایه بداند، به پرچم و هویت ملی خود عشق بورزد، برای آبادانی و پیشرفت کشور تلاش کند، در برابر تهدیدات علیه امنیت و استقلال ایران مسئولانه بایستد و در حل مسائل کشور نقش ایفا کند، در حقیقت بخشی از شبکه فراگیر بسیج و قدرت مردم‌پایه ایران است.

«هر ایرانی، یک بسیجی» به معنای افزایش صرف اعضای یک سازمان نیست؛ بلکه به معنای تبدیل جامعه از مخاطب سیاست‌ها به متحد راهبردی تولید قدرت ملی است. با این تعابیر و تعاریف، امت مبعوث‌شده امروز در خیابان‌ها و میادین نیز جلوه زیبای اندیشه، تفکر و تبلور بسیجی است؛ مردمی که در بزنگاه‌ها نشان می‌دهند امنیت، استقلال و آینده کشور را متعلق به خود می‌دانند و برای آن مسئولیت می‌پذیرند.

این نگاه، در سطح منطقه‌ای نیز قابل تأمل است. همان‌گونه که بسیج از ابتدا یک تفکر فراتر از قالب سازمانی بود، گسترش اندیشه و تفکر بسیجی در میان ملت‌های مسلمان منطقه غرب آسیا می‌تواند به تقویت روحیه مقاومت، عزت‌خواهی، استقلال‌طلبی و مقابله با سلطه آمریکا و نظام سلطه بینجامد. جبهه مقاومت را نیز می‌توان در این معنا، از رشحات و جلوه‌های همان روحیه و آرمان بسیج جهانی اسلام دانست؛ آرمانی که امام کبیر در همان پیام تاریخی دوم آذر، افق آن را برای حوزه و دانشگاه ترسیم کردند و خواستار تداوم حرکت بسیج در سطحی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایران شدند.

در همین چارچوب، تعبیر امام شهیدمان درباره جوانان و دانشجویان معترض در کشورهای غربی و آمریکا که در دفاع از ملت مظلوم فلسطین به میدان آمده‌اند نیز قابل تأمل است. هنگامی که روحیه دفاع از مظلوم، ایستادگی در برابر ظلم و نفی سلطه در دل جوانی در قلب جهان غرب شکل می‌گیرد، می‌توان آن را نشانه‌ای از حیات همان روحیه بسیجی و گسترش منطق مقاومت در خارج از مرزهای جغرافیایی بسیج دانست.

در آخرین بیانات رهبر شهید انقلاب، دو پایه اصلی این تفکر به روشنی بیان شده است: «خداباوری» و «خودباوری». خداباوری یعنی توکل، امید و اعتماد به وعده‌های الهی و خودباوری یعنی شناخت ظرفیت‌های ملت مبعوث‌شده ایران، اعتماد به توانایی‌های خود و تبدیل این ظرفیت‌ها به عمل.

از دل همین دو رکن مهم است که ایمان، شهامت، ابتکار، سرعت عمل، دشمن‌شناسی، امید، مسئولیت‌پذیری و توانایی عبور از بن‌بست‌ها پدید می‌آید. تفکر بسیجی، در نقطه مقابل سیاست سلطه‌گران برای تحقیر ملت‌ها و القای ناتوانی آنان قرار دارد.

شهدای بزرگی همچون شهید سیدمحمد حجازی و شهید غلامرضا سلیمانی و همچنین روسای پیشین سازمان بسیج مستضعفین، از جمله شهید غلامحسین غیب پرور، سردار محمدرضا نقدی، مرحوم سردار علیرضا افشار و دیگر مدیران و فرماندهانی که در دوره‌های مختلف مسئولیت این سازمان را بر عهده داشته‌اند، هرکدام متناسب با شرایط و اقتضائات زمان خود، در توسعه، تعمیق و پیشبرد فرهنگ و سازمان بسیج نقش‌آفرینی کرده‌اند.

مرور این کارنامه نشان می‌دهد که بسیج در هر دوره، متناسب با نوع تهدیدات و نیازهای انقلاب و کشور، مأموریت‌ها و ظرفیت‌های جدیدی را تجربه کرده است. امروز نیز در فصل جدید پیش روی بسیج، این میراث ارزشمند باید با شناخت دقیق نیازها و تهدیدات نوظهور، به‌ویژه در عرصه‌های شناختی، اطلاعاتی، فناورانه، اجتماعی و فرهنگی، تکمیل و متناسب با اقتضائات روز بازآرایی شود. این تداوم تاریخی، در عین حفظ هویت و آرمان‌های بسیج، زمینه‌ساز تحول و ارتقای آن در مرحله جدید انقلاب اسلامی خواهد بود.

از این منظر، «هر ایرانی، یک بسیجی» را باید ترجمان اجتماعی خودباوری ملی دانست. ملتی که خود را باور دارد، قدرت خود را می‌شناسد و می‌تواند در عرصه‌های علمی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و سیاسی قدرت تولید کند. به همین دلیل، بسیج در مرحله کنونی انقلاب اسلامی باید بیش از گذشته به سمت «کیفی‌سازی»، «عمق‌بخشی»، «الهام‌بخشی» و «هوشمندسازی» حرکت کند؛ همان ضرورتی که رهبر انقلاب اسلامی امام مجتبی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بر آن تأکید کرده‌اند.

در چنین منظومه‌ای، جنگ شناختی و اطلاعاتی یکی از مهم‌ترین میدان‌های رویارویی ملت‌هاست. جامعه امروز به شهروندانی نیاز دارد که صرفاً دریافت‌کننده اطلاعات نباشند، بلکه توان تشخیص، ارزیابی، پالایش و انتقال مسئولانه اطلاعات را داشته باشند.

از همین رو، در امتداد «هر ایرانی، یک بسیجی» می‌توان از «هر بسیجی، یک تحلیلگر اطلاعات» سخن گفت؛ نه به معنای اطلاعاتی کردن جامعه، بلکه به معنای اطلاعات‌محور کردن آن؛ جامعه‌ای آگاه، مسئول، هوشیار و مقاوم و تاب‌آور در برابر شایعه، عملیات روانی و تحریف واقعیت و در عین حال تولیدکننده قدرت نرم.

در این صورت است که «جامعه اطلاعاتی» و «اطلاعات مردم‌پایه» نیز معنا پیدا می‌کند؛ یعنی جامعه‌ای که هر شهروند آن در حد توان و جایگاه خود، چشم بینا، ذهن تحلیلگر و کنشگر مسئول در برابر تهدیدات و مسائل کشور باشد. چنین جامعه‌ای نه جامعه‌ای امنیتی، بلکه جامعه‌ای هوشمند، آگاه و مقاوم است.

اگر «هر ایرانی، یک بسیجی» به معنای فراگیر شدن روحیه مسئولیت‌پذیری باشد، «هر بسیجی، یک تحلیلگر اطلاعات» گام بعدی آن در عصر جنگ شناختی است؛ یعنی تبدیل سرمایه انسانی گسترده بسیج به شبکه‌ای از شهروندان آگاه، تحلیلگر و روایت‌ساز.

آینده بسیج، در حفظ صرفاً یک ساختار سازمانی خلاصه نمی‌شود؛ آینده آن در توانایی بازتولید یک فرهنگ، یک تفکر و یک شبکه زنده مردمی برای مواجهه با مسائل و تهدیدات جدید است. اگر بسیج بتواند این رسالت را به‌درستی دنبال کند، «هر ایرانی، یک بسیجی» نه فقط یک شعار، بلکه صورت‌بندی جدیدی از قدرت مردم‌پایه ایران خواهد بود؛ قدرتی که از ایمان آغاز می‌شود، با علم و شناخت عمق می‌یابد و در خدمت عزت، امنیت، استقلال و پیشرفت ایران قرار می‌گیرد.

در این چارچوب، انتصاب روحانی بسیجی، جناب حجت‌الاسلام والمسلمین حسین طائب به ریاست سازمان بسیج مستضعفین که با اعتماد، دوراندیشی و درایت فرماندهی معظم کل قوا امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) صورت گرفته است، باید فراتر از انتخاب و انتصاب یک فرمانده عالی و ملی تصور نمود؛ بلکه باید آن را یک تصمیم در تراز راهبردی برای مرحله کنونی انقلاب و با نگرشی جدید برای بسیج تحلیل کرد.

بسیج امروز با میدانی چندلایه مواجه است که در آن قدرت سخت، نیمه‌سخت و نرم در ابعاد سیاسی، اجتماعی، رونق اقتصادی، علمی، فرهنگی، اطلاعاتی، فناورانه و شناختی درهم‌تنیده‌اند. از این رو، مدیریت این مرحله به دانش و تجربه‌ای نیاز دارد که بتواند میان شبکه‌های مردمی، فرهنگ، مدیریت و میدان پیچیده اطلاعات و شناخت پیوند برقرار کند. سابقه مدیریتی و تجربیات حجت‌الاسلام والمسلمین طائب در حوزه‌های مرتبط، ظرفیت مناسبی برای چنین مأموریتی فراهم می‌کند.

در این میان، تحقق فرامین و مأموریت‌های مندرج در حکم فرماندهی معظم کل قوا و حرکت به سوی معماری سازمانی متناسب با نیازها و تهدیدات فعلی، مأموریتی سنگین و چندلایه است. طبیعی است که موفقیت این دوره تحولی، صرفاً به سازمان بسیج و رئیس آن محدود نمی‌شود و نیازمند حمایت و پشتیبانی ویژه مسئولان عالی لشکری و کشوری، قوای سه‌گانه، دستگاه‌های حکمرانی و همه نهادهای مسئول در کشور است.

بسیج در این مرحله نیازمند آن است که همه ظرفیت‌های حکمرانی کشور، با نگاه مسئله‌محور و تحولی، از مأموریت‌های آن حمایت کنند و موانع پیش روی این حرکت را برطرف سازند. معماری سازمانی آینده بسیج باید متناسب با تهدیدات نوظهور و نیازهای واقعی کشور طراحی شود و در این مسیر، هم‌افزایی میان بسیج، دانشگاه، دستگاه‌های اجرایی، نهادهای علمی و بخش‌های مختلف حاکمیت ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

بنابراین فصل جدید بسیج، فصل «بازآرایی قدرت مردم‌پایه» است؛ قدرتی که فقط در میدان سخت و نیمه‌سخت سنجیده نمی‌شود، بلکه در میدان علم، فناوری، ادراک، اطلاعات، فرهنگ و سرمایه اجتماعی نیز خود را نشان می‌دهد. بسیجی تراز این مرحله باید هم اهل مقاومت باشد و هم اهل معرفت؛ هم در میدان خدمت حاضر باشد و هم در میدان شناخت؛ هم از امنیت کشور صیانت کند و هم به عمق اجتماعی آن بیفزاید.

دانشگاه در این منظومه جایگاهی ممتاز دارد. اگر «هر ایرانی، یک بسیجی» بیانگر مردمی‌سازی قدرت باشد، «هر استاد، یک بسیجی» ترجمان علمی، معرفتی و تمدنی این راهبرد است.

استاد بسیجی صرفاً استادِ عضو یک تشکل نیست؛ او حلقه اتصال علم و جامعه، دانشگاه و مسائل ملی، دانش و سیاستگذاری است. مأموریت او به عنوان فرمانده جنگ نرم و امام اقشار جامعه این است که مسائل واقعی کشور را به مسئله علمی تبدیل کند، برای آنها راه‌حل تولید کند، در برابر تحریف و روایت‌های جعلی با تحقیق و استدلال پاسخ دهد و به عنوان یک جهادگر تبیین، حقایق را به زیبایی تبیین کند و دانشگاه را از نهادی صرفاً تولیدکننده علم به یکی از کانون‌های تولید قدرت ملی تبدیل کند.

سازمان بسیج اساتید کشور نیز در این منظومه، خود را صرفاً ناظر این تحول نمی‌داند، بلکه بخشی تأثیرگذار از آن است. جامعه استادان بسیجی می‌تواند در حوزه‌هایی همچون سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی، مطالعات جنگ شناختی، تحلیل روندهای اجتماعی، هوش مصنوعی و داده، آینده‌پژوهی، سیاستگذاری عمومی، جهاد تبیین و طراحی الگوهای نوین مشارکت اجتماعی، پشتوانه علمی و نخبگانی و پیشگام در مرزهای دانش و فناوری برای تأمین نیازهای جامعه، به‌ویژه پشتیبانی از عرصه‌های دفاعی کشور باشد.

امروز می‌توان جوهره این مسیر را در یک زنجیره روشن خلاصه کرد:

«هر ایرانی، یک بسیجی» یعنی مردمی‌سازی قدرت؛
«هر بسیجی، یک تحلیلگر اطلاعات» یعنی هوشمندسازی و اطلاعات‌محور کردن جامعه؛
و «هر استاد، یک بسیجی» یعنی جهاد علمی و نخبگانی و انسجام سرمایه‌های فکری برای تولید قدرت.

این همان مسیری است که می‌تواند شجره طیبه بسیج را در گام دوم انقلاب اسلامی، از یک شبکه گسترده مردمی به شبکه‌ای هوشمند، معرفتی، علمی و توانمند برای تولید قدرت ملی در راستای دفاع همه‌جانبه ارتقا دهد؛ شبکه‌ای که ریشه‌های آن در ایمان و هویت این ملت است و افق آن، پیشرفت ایران و تحقق تمدن نوین اسلامی.

در این فصل جدید، اولویت‌های بسیج را باید در چند محور اساسی بازخوانی کرد: کیفی‌سازی و عمق‌بخشی به شبکه بسیج، مردمی‌سازی تولید قدرت، هوشمندسازی و اطلاعات‌محور کردن جامعه، تقویت جهاد تبیین و سواد شناختی، پیوند عمیق‌تر دانشگاه و مسائل ملی، بهره‌گیری از هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین، تقویت سرمایه اجتماعی و خدمت‌رسانی و نیز الهام‌بخشی به جریان مقاومت و ملت‌های آزاده در منطقه و جهان.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار