فیلم/ روایتی از شهادت «رضا بارانی»
آنزمان فقط مریم و زهرا را داشتیم. خیلی دوستشان داشتیم هم من و هم پدرش، اما داشتن یک پسر هم آرزویمان بود. مشهد مشرّف شدیم و هر دو پیش آقا همقسم شدیم که «آقا یه پسر نصیبمون کن تا اسمش رو همنام شما بذاریم» همین هم شد. رضا چهل روزه بود که دوباره به مشهد مشرّف شدیم. نذر کرده بودیم موهای سر رضا را در حرم بتراشیم! هرجوری بود قیچی کوچکی را از گیت حرم رد کردیم و دقیقاً روبروی گنبد آقا نشستیم و موهایش را زدیم. «رضا بارانی» هشت سال و هشت روز بعد از تولدش شهید شد و ۸ ساعت بعد از انفجارِ مدرسه شجره طیبه پیکرش پیدا شد.
لینک کپی شد
نظر شما
