راهبرد ایران در برابر جنگ اقتصادی آمریکا
گروه سیاسی دفاعپرس - شایان میرزایی؛ برای سالها، بخش مهمی از رفتار امنیتی ایران در برابر فشارهای خارجی بر مبنای «پاسخ» شکل گرفته بود؛ به این معنا که طرف مقابل اقدامی انجام میداد و ایران پس از ارزیابی شرایط، واکنش متناسبی نشان میداد. این الگو در بسیاری از بحرانهای گذشته قابل مشاهده بود. اما پیام اخیر محسن رضایی، در صورت قرار گرفتن در کنار تحولات ماههای اخیر، حامل مفهوم متفاوتی است: ایران میخواهد قواعد بازی را از حالت «اقدام طرف مقابل ـ واکنش ایران» خارج کرده و به سمت «تحمیل هزینه پیش از تثبیت فشار» حرکت کند.

رضایی اعلام کرده است که اگر جنگ اقتصادی ادامه پیدا کند، حتی یک قطره نفت از تنگه هرمز یا هیچ نقطه دیگری از خلیج فارس صادر نخواهد شد و همچنین هرگونه مشارکت یا حمایت کشورها از جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، اقدامی جنگی تلقی خواهد شد. این گزاره دوم اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا دامنه مفهوم تهدید را از آمریکا به کشورهایی گسترش میدهد که در فشار اقتصادی علیه ایران مشارکت میکنند.
در واقع، پیام جدید این است که فشار اقتصادی دیگر الزاماً در حوزه اقتصاد پاسخ داده نخواهد شد. اگر تحریم، محاصره اقتصادی یا محدودسازی صادرات نفت بخشی از راهبرد فشار علیه ایران باشد، تهران نیز میتواند هزینههای آن را در حوزههایی تحمیل کند که برای اقتصاد جهانی و بهویژه بازار انرژی اهمیت بیشتری دارند. این همان چیزی است که میتوان از آن با عنوان «بازدارندگی فعال» یاد کرد؛ یعنی بازدارندگی صرفاً از طریق اعلام توان پاسخگویی ایجاد نمیشود، بلکه طرف مقابل باید مطمئن باشد که ادامه فشار، هزینههایی فراتر از محاسبات اولیه او ایجاد خواهد کرد.
در این چارچوب، تغییر راهبرد ایران الزاماً به معنای حرکت فوری به سمت جنگ یا اجرای یک اقدام نظامی نیست. اتفاقاً کارکرد اصلی چنین مواضعی میتواند افزایش هزینه تصمیم برای طرف مقابل باشد. وقتی یک بازیگر اعلام میکند که برخی اقدامات اقتصادی را معادل اقدام جنگی تلقی خواهد کرد، در حقیقت تلاش میکند مرزهای تحمل و خطوط قرمز خود را روشنتر کند و طرف مقابل را وادار سازد پیش از هر تصمیم، پیامدهای آن را محاسبه کند.
با این حال، یک مرحله مهمتر نیز وجود دارد. اگر تهدید علیه منافع حیاتی کشور از سطح فشار اقتصادی به مرحلهای برسد که وقوع یک اقدام خصمانه قریبالوقوع باشد، منطق «واکنش پس از ضربه» دیگر الزاماً بهترین گزینه برای تأمین منافع ملی نیست. در چنین شرایطی، راهبرد دفاعی میتواند به سمت «اقدام پیشدستانه» حرکت کند؛ البته اقدام پیشدستانه به معنای جنگ پیشگیرانه و حمله بدون وجود تهدید قریبالوقوع نیست، بلکه به معنای جلوگیری از تحقق یک تهدید بالفعل و نزدیک است.
این تمایز برای فهم راهبرد آینده ایران اهمیت زیادی دارد. کشوری که همواره منتظر میماند تا ابتدا هدف قرار بگیرد و سپس پاسخ دهد، عملاً ابتکار عمل را به رقیب واگذار کرده است. اما کشوری که در چارچوب منافع ملی، توان بازدارندگی خود را بهگونهای سازمان میدهد که طرف مقابل حتی از آغاز یک اقدام خصمانه مطمئن نباشد، بخشی از ابتکار عمل راهبردی را در اختیار میگیرد.
البته چنین تغییر رویکردی نیازمند محاسبه دقیق هزینه و فایده است. اقدام پیشدستانه اگر بدون احراز تهدید قریبالوقوع انجام شود، میتواند به تشدید بحران، ایجاد ائتلاف علیه ایران و افزایش هزینههای سیاسی و اقتصادی منجر شود. بنابراین، نقطه قوت راهبرد جدید نه در «اقدام کردن به هر قیمت»، بلکه در ایجاد این تصور معتبر است که ایران در صورت تهدید منافع حیاتی خود، گزینههای بیشتری از صرفاً پاسخ نظامی پس از وقوع حمله در اختیار دارد.
از این منظر، پیام محسن رضایی را باید فراتر از یک هشدار درباره نفت دید. این پیام میتواند بخشی از تلاش ایران برای عبور از راهبرد «دفاع واکنشی» و حرکت به سمت «بازدارندگی فعال و ابتکار راهبردی» باشد؛ راهبردی که در آن تأمین منافع ملی صرفاً به تحمل فشار و پاسخ به اقدامات دشمن محدود نمیشود، بلکه هدف آن تغییر محاسبات طرف مقابل و افزایش هزینه هرگونه اقدام علیه ایران است. در چنین شرایطی، ایران دیگر صرفاً بازیگری نیست که منتظر حرکت دیگران بماند؛ بلکه میخواهد نشان دهد در تعیین دامنه، زمان و هزینه بحران نیز میتواند نقش فعال داشته باشد.
انتهای پیام/381
