معامله آلاسکا با لوکوموتیو
گروه بینالملل دفاعپرس: ۲۸۵ سال پیش، روسیه با الحاق سرزمینهای فرادریایی گستردهای به قلمرو خود مواجه و به کشوری منحصربهفرد تبدیل شد که در سه بخش از جهان واقع شده است. علاوه بر سرزمینهای اروپایی و آسیایی، قلمروهای آمریکایی نیز به خاک روسیه افزوده شد. بر اساس گاهشماری پذیرفتهشده، در تاریخ ۹ اوت۱۷۴۱، هیئتی اعزامی به فرماندهی «ویتوس برینگ»، کشف آلاسکا را به طور مستند تأیید کرد.

محققان به این نکته اشاره میکنند که ممکن است «سِمِیون دِژنِف» کاشف روسی، در سال ۱۶۴۸ این سواحل ناشناخته را دیده باشد. بر اساس روایتی دیگر، در سال ۱۷۳۲، کشتی بادبانی «سنت گابریل» با هیئتی اعزامی به رهبری «میخائیل گووزدف» و «ایوان فدوروف»، به سواحل آلاسکا نزدیک شد.
با این حال، تاریخ رسمی کشف آلاسکا، ۹ اوت ۱۷۴۱ در نظر گرفته شده است. البته در این زمینه، ابهاماتی وجود دارد. کشتی بادبانی «سنت پیتر» که خدمهای به رهبری برینگ در آن بودند، چند روز پیش از آن، در ۲۷ ژوئیه، در سواحل جنوبی شبهجزیره آلاسکا، در نزدیکی کوهی که بعداً به نام «سنت الیاس» نامیده شد، لنگر انداخت. فرمانده دریافت که در برابر خود بخشی از قارهٔ آمریکا قرار دارد، سرزمین کشفشده را جزو قلمروهای امپراتوری روسیه اعلام کرد و دستور به برافراشتن پرچم روسیه در آنجا داد.
پس چرا تاریخ ۹ اوت به عنوان تاریخ رسمی کشف آلاسکا درنظر گرفته شده است؟ در منابع، این توضیح وجود دارد که این تاریخی است که دریانوردان روسی، پس از آغاز بررسی سرزمینهای جدید یافتشده در آمریکا، اولین طرحهای آنها را بر روی نقشه کشیدند.
به هر حال، دقیقاً پس از کشف آلاسکا توسط هیئت اعزامی «ویتوس برینگ» و دستیارش «الکسی چیریکوف» بود که روند کند و همراه با دشواریهای فراوانِ تسخیر آلاسکا و تبدیل این سرزمینها به «آمریکای روسی» آغاز شد.
به مرور زمان، سکونتگاههایی همچون «بندر کاپیتان»، «قلعه الکساندر» و «بندر پاولوف» توسط روسها تأسیس شد. موتور محرکهٔ اصلی استعمار این سرزمینهای دوردست فرادریایی، شرکتی روسی-آمریکایی بود که در سال ۱۷۹۸ تأسیس شد و سالها تحت حمایت تزار روسیه فعالیت میکرد. تقریباً تمام مسائل اقتصادی و حتی اداری موجود در سرزمینهای آلاسکا، توسط این شرکت اداره میشد. این شرکت تجاری نیمهدولتی که در ابتدا پروژهای به ظاهر سودآور به نظر میرسید، به مرور زمان با مشکلاتی جدی مواجه شد. کالای اصلی که از آلاسکا صادر میشد و درآمدزایی داشت، پوستین بود. با این حال، دوری سرزمینها تأثیر بسیار منفی بر بازده اقتصادی و درآمد شرکت داشت. بهعلاوه، حفاظت از سرزمینهای جدید روسیه که در «آن سوی دنیا» قرار داشتند، در برابر حملات سایر دولتها بسیار دشوار بود.
برای نمونه، در جریان «جنگ کریمه»، تهدیدی جدی بر سر آلاسکای روسیه سایه افکند. اگرچه تمرکز اصلی این جنگ در شبه جزیره کریمه بود، اما ناوگان انگلیس و فرانسه در مکانهای دیگر نیز عملیات نظامی فعالانهای انجام میداد. این ناوگان در تدارک حمله به آلاسکا بود که قوای نظامی روسیه از این حمله جلوگیری کرد.
با این حال، تقویت آشکار پتانسیل اقتصادی و نظامی انگلستان، فرانسه و همچنین آمریکا، آلاسکا را به داراییای بسیار پرریسک برای روسیه تبدیل میکرد. هر سال خطر از دست دادن رایگان این سرزمینها برای امپراتوری افزایش مییافت. عدهای در دربار روسیه تزاری در این اندیشه بودند که بهتر نیست پیش از خزوج قهری این سرزمین از قلمرو روسیه، خود روسیه اقدام به فروش این سرزمین کند؟
نخستین گفتوگوها دربارهٔ واگذاری آلاسکا توسط روسیه به اواسط دههٔ ۱۸۵۰ بازمیگردد. شریک احتمالی این معامله، آمریکا بود. جالب اینکه در ابتدا، آمریکاییها پیشنهاد واگذاری «صوری» این سرزمینها را مطرح کردند. آنها میترسیدند که در اوج جنگ انگلیس و فرانسه علیه روسیه، انگلیسیها موفق شوند این شبهجزیرهٔ تقریباً بدون دفاع را اشغال کرده و بدین ترتیب، یک رویارویی مستقیم زمینی را با نمایندگان مستعمرهٔ سابق خود که از قیمومیت لندن خارج شده بودند، ترتیب دهند. با این حال، تلاش برای واگذاری صوری آلاسکا به آمریکا پس از ۳ سال تلاش، در سال ۱۸۵۴به صورت رسمی شکست خورد.
با این حال، این روند آغاز شده بود؛ فروش «واقعی» این سرزمین عظیم برای همیشه، ۱۳ سال بعد اتفاق افتاد. یکی از اصلیترین مبتکران آن، «کنستانتین نیکولایویچ»، برادر کوچکتر تزار «الکساندر دوم» بود. در بهار سال ۱۸۶۷، یک معاملهٔ تجاری بیندولتی صورت گرفت. روسیه تمام داراییهای خود را در آن سوی اقیانوس آرام به وسعت بیش از یک و نیم میلیون کیلومتر مربع به آمریکا به مبلغ ۷.۲ میلیون دلار طلا (معادل حدود ۱۱.۴ میلیون روبل بر اساس نرخ ارز آن زمان) واگذار کرد.
یک محاسبهٔ ساده نشان میدهد که آمریکاییها زمینی با تمام ثروتهای نهفته در آن (که بعدها مشخص شد دارای ذخایر غنی طلا و نفت است) را به قیمت ۵ سنت در هر هکتار خریداری کردند. البته، دلار و سنت آن زمان چندین برابر ارزش فعلی را داشت، اما باز هم این مبلغ برای خرید سرزمین آلاسکا بسیار ارزان بود. به گفتهٔ آگاهان، یک فرد با پولی مشابه مبلغ قرارداد خرید آلاسکا، تنها میتوانست یک قطعه زمین در مرکز نیویورک خریداری کرده و یک ساختمان چندطبقهٔ مجلل بر روی آن بسازد.
با این حال، این معامله بیندولتی، علاوه بر پول، مزایای دیگری نیز برای روسیه به همراه داشت. امپراتوری روسیه با انعقاد این قرارداد واگذاری سرزمین با شرایط «انحصاری»، روابط سیاسی خود را با آمریکا مستحکم کرد و در رقابت روزافزون با انگلیس بر سر حوزههای نفوذ در شرق آسیا، متحدی برای خود دست و پا کرد.
علاوه بر همهٔ اینها، این اقدام به این معنا بود که از این پس، ساکنان آلاسکا شهروند آمریکا محسوب میشدند و این چیزی نبود که تمامی روسها خواهان آن باشند. کوچ از سرزمینهای فرادریایی به قلمرو اصلی روسیه بیش از یک سال ادامه یافت. با این حال، تعداد کسانی که آلاسکا را ترک نکردند، بسیار بیشتر بود. حدود ۲۵۰۰ روس و بیش از ۶۰ هزار سرخپوست و اسکیمو یکشبه «تبعهٔ آمریکا» شدند.
اگر از منظر صرفاً مالی به این معامله نگاه کنیم، آلاسکا برای روسیه به چه چیزی تبدیل شد؟ درآمد حاصل از فروش این شبهجزیره عظیم، توسط دولت روسیه عمدتاً صرف توسعهٔ حملونقل ریلی شد. مبلغ تقریباً ۱۱ میلیون روبلی که از آمریکاییها دریافت شد، بلافاصله برای خرید لوکوموتیوهای وارداتی، واگنها و تجهیزات فنی برای راهآهن جدید «مسکو-ریازان-کوزلوف» و چند راهآهن دیگر هزینه شد. در نهایت، از مبلغ فروش سرزمین طلاخیز آلاسکا، کمتر از نیم میلیون روبل در خزانهٔ روسیه تزاری باقی ماند.
انتهای پیام/ 999
