ضیافت بزرگ «مهمانی امت احمد» در سنندج برگزار شد

خیابان فردوسی سنندج امروز به تابلویی زنده از محبت به پیامبر رحمت (ص) تبدیل شده بود؛ جایی که عطر چای چایخانه سنقر کرمانشاه، روایت بانوان شاخص کُرد و دست‌های کوچک کودکانی که نام و عشق پیامبر (ص) را نقاشی می‌کردند، در کنار ۱۳۰ غرفه مردمی، قصه‌ای مشترک از وحدت و ارادت را روایت می‌کرد.
کد خبر: ۸۵۸۵۴۶
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۰۱ - 28August 2026
به گزارش دفاع‌پرس از کردستان، روز جمعه ششم شهریور ماه خیابان فردوسی سنندج دیگر شبیه روز‌های معمول نبود؛ رفت‌وآمد مردم، صدای صلوات، نوای منادیان جشن و جنب‌وجوش خادمانی که هر کدام گوشه‌ای از این مهمانی را بر عهده گرفته‌اند، فضای متفاوتی ساخته بود.
 
ضیافت بزرگ «مهمانی امت احمد» در سنندج برگزار شد
 
چهارمین جشن «مهمانی امت احمد» با برپایی ۱۳۰ غرفه آغاز شد و امسال رنگ و بوی بین‌المللی‌تری نیز به خود گرفت؛ مهمانانی از عراق، سوریه، لبنان و غزه در کنار مردم کردستان حضور داشتند تا این جشن مردمی، روایت مشترکی از محبت به پیامبر اکرم (ص) باشد.
 
در میان هیاهوی جشن، گاهی ساده‌ترین چیز‌ها بیشتر به چشم می‌آیند؛ مثل یک استکان چای. چایخانه شهرستان سنقر کرمانشاه یکی از همان گوشه‌هایی بود که خادمانش با چای و پذیرایی از مردم، به استقبال مهمانان آمدند. بخار چای در هوای جشن بالا می‌رفت و خادمان، بی‌آنکه نامشان جایی ثبت شود، سهم خود را از میزبانی ادا می‌کردند.
 
اینجا چای فقط یک نوشیدنی نیست؛ بخشی از فرهنگ مهمان‌نوازی مردمانی است که خدمت به مردم را با محبت به پیامبر (ص) پیوند زده‌اند.
 
کمی آن‌طرف‌تر، غرفه‌ای توجه مخاطبان را به خود جلب می‌کند؛ غرفه معرفی بانوان شاخص کُرد. در اینجا، روایت از زنانی است که هرکدام در گوشه‌ای از تاریخ، فرهنگ، علم، هنر و جامعه کُرد نقش‌آفرینی کرده‌اند. تصاویر و معرفی این بانوان، فرصتی است تا نسل امروز با بخشی از سرمایه انسانی و فرهنگی سرزمین خود آشنا شود.
 
این غرفه تنها معرفی چند چهره نبود؛ انگار یادآوری می‌کرد که در روایت فرهنگ کُرد، زنان نیز سهمی پررنگ و ماندگار داشته‌اند.
 
اما شاید پرهیجان‌ترین بخش جشن برای کودکان، جایی باشد که مداد رنگی‌ها و برگه‌های سفید انتظارشان را می‌کشند. غرفه نقاشی و جمله‌نویسی، میزبان کودکانی بود که هرکدام با زبان خود از محبت می‌گویند. 
 
یکی تصویری می‌کشد، دیگری جمله‌ای کوتاه می‌نویسد و کودک دیگری شاید تنها چند رنگ را کنار هم بگذارد؛ اما پشت همه این سادگی‌ها، یک مفهوم مشترک دیده می‌شود: عشق به پیامبر مهربانی (ص).
 
دست‌های کوچک روی کاغذ حرکت می‌کنند و گاهی یک نقاشی کودکانه، بیشتر از ده‌ها جمله رسمی حرف برای گفتن دارد.
 
در این میان، کودکان تنها تماشاگر نبودند. نوجوانان در فعالیت‌های فرهنگی حضور داشتند، جوانان در کنار موکب‌ها خدمت می‌کردند و خانواده‌ها در رفت‌وآمد میان غرفه‌ها، لحظه‌های جشن را ثبت می‌کردند.
 
سالمندان نیز در میان جمعیت دیده می‌شدند؛ نسلی که خاطرات بسیاری از آیین‌ها و جشن‌های مذهبی را در ذهن دارند و حالا در کنار نسل جدید، مهمانی دیگری را تجربه می‌کنند. همین کنار هم قرار گرفتن نسل‌ها، یکی از تصاویر ماندگار این جشن بود.
 
امسال، اما «مهمانی امت احمد» تنها به حضور مردم شهر و استان محدود نشده بود. مهمانانی از عراق، سوریه، لبنان و غزه نیز در این مراسم حضور داشتند.
 
حضور آنان، معنای دیگری به جشن بخشیده بود؛ گویی خیابان فردوسی برای چند روز به نقطه‌ای تبدیل شده که در آن مرز‌های جغرافیایی کم‌رنگ می‌شود و آنچه پررنگ‌تر از همیشه به چشم می‌آید، اشتراک در محبت به پیامبر اکرم (ص) است.
 
هر غرفه در این جشن، داستان خودش را دارد؛ یکی با چای پذیرایی می‌کند، دیگری صنایع دستی را به نمایش گذاشته، غرفه‌ای فعالیت فرهنگی دارد و گوشه‌ای دیگر کودکان را پای نقاشی و جمله‌نویسی می‌نشاند. اما با وجود تفاوت‌ها، همه این روایت‌ها به یک نقطه مشترک می‌رسند: مردم برای مردم آمده‌اند. هیچ‌کس صرفاً تماشاگر نیست؛ هرکس بخشی از این مهمانی را بر دوش گرفته است.
 
«مهمانی امت احمد» تنها یک برنامه مذهبی نیست؛ در کنار فضای معنوی جشن، فرهنگ و هنر کردستان نیز خودنمایی می‌کند.
 
صنایع دستی، حضور گروه‌های مردمی، معرفی چهره‌های فرهنگی و اجتماعی و فعالیت‌های هنری کودکان، باعث شده این رویداد به تصویری چندلایه از فرهنگ مردم منطقه تبدیل شود؛ تصویری که در آن ایمان، هنر، مهمان‌نوازی و همدلی در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.
 
وقتی شب نزدیک می‌شود، شاید خیلی از استکان‌های چای خالی شده باشند، برگه‌های نقاشی رنگ گرفته باشند و خادمان خسته، اما خوشحال، آخرین مهمانان را بدرقه کنند.
 
اما چیزی از این مهمانی در خیابان فردوسی باقی می‌ماند؛ در ذهن کودکی که نخستین نقاشی‌اش را درباره پیامبر (ص) کشیده، در خاطره خانواده‌ای که ساعتی را میان غرفه‌ها گذرانده و در لبخند خادمی که یک استکان چای به دست مهمانی داده است.
 
شاید راز «مهمانی امت احمد» همین باشد؛ جشنی که با ۱۳۰ غرفه آغاز می‌شود، اما با هزاران خاطره در دل مردم ادامه پیدا می‌کند.
 
در اینجا، گاهی یک استکان چای، یک نقاشی کودکانه یا روایت یک بانوی کُرد کافی است تا معنای بزرگ‌تری را به تصویر بکشد؛ معنای همان محبتی که مردم کردستان هر سال آن را در کوچه و خیابان، با زبان خودشان روایت می‌کنند.
 
انتهای پیام/
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار