نهادهای مدرن؛ مزایا، مسئولیتها و خطرات
گروه جامعه دفاعپرس - «مهدی نوریمقدم» مترجم کتاب فرهنگ مدرن؛ مفهوم «مدرنیزاسیون»، اگر صرفاً به معنای ورود تجهیزات، فناوریها و امکانات جدید به جامعه فهمیده شود، لزوماً به معنای مدرنشدن جامعه نیست. جامعهی مدرن، علاوه بر بهرهگیری از فناوری، به مجموعهای از نهادها، قوانین، سازوکارهای نظارتی، فرهنگ مسئولیتپذیری و درک تازهای از حقوق فردی و اجتماعی نیز نیاز دارد. هنگامی که فناوری با سرعتی بسیار بیشتر از نهادسازی و فرهنگ متناسب با آن وارد جامعه شود، ممکن است همان ابزاری که برای رفاه و آسایش انسان طراحی شده، به بستری برای ایجاد خطرهای تازه تبدیل شود.

تاکسیهای اینترنتی را میتوان یکی از مهمترین نمونههای این وضعیت دانست. طی بیش از یک دهه فعالیت این خدمات، پلتفرمهایی مانند اسنپ و تپسی توانستهاند بخشی از مشکلات حملونقل شهری را کاهش دهند؛ دسترسی مسافران به خودرو را آسانتر کردهاند، زمان انتظار را کاهش دادهاند و برای شمار قابل توجهی از شهروندان نیز امکان کسب درآمد فراهم کردهاند. از این منظر، ظهور تاکسیهای اینترنتی را باید یکی از دستاوردهای مهم فناوری ارتباطات و اقتصاد پلتفرمی در زندگی روزمره شهروندان دانست.
اما هر نهاد مدرن، در کنار مزایا، مسئولیتها و مخاطراتی نیز به همراه دارد. مسئلهی اساسی اینجاست که حملونقل مسافر با بسیاری از خدمات اینترنتی دیگر تفاوت بنیادی دارد. هنگامی که شهروندی یک خودرو را از طریق یک پلتفرم اینترنتی درخواست میکند، در واقع بخشی از امنیت جانی خود را به مجموعهای از روابط میان مسافر، راننده، شرکت ارائهدهندهی خدمات و نهادهای نظارتی واگذار میکند. از همین روی این خدمت صرفاً یک معاملهی اقتصادی میان «مسافر» و «راننده» نیست؛ بلکه نوعی رابطهی اجتماعی و عمومی است که مستقیماً با امنیت شهروندان ارتباط دارد.
در نظام سنتی حملونقل شهری کشور ما، رانندهی تاکسی برای ورود به این حرفه با مجموعهای از الزامات و نظارتهای قانونی مواجه است. اما ظهور پلتفرمهای اینترنتی، ساختار قدیمی را دگرگون کرده و همین امر ضرورت بازنگری در شیوههای نظارت را ایجاد کرده است.
نکتهی مهم آن است که برخلاف تصور رایج، در ایران اساساً مقرراتی برای نظارت بر خدمات هوشمند مسافر وجود دارد. در دستورالعمل نظارت بر ارائهدهندگان خدمات هوشمند مسافر، ثبت مشخصات رانندگان و خودروها در سامانهی «سماس»، ارائه گواهی عدم سوءپیشینهی مؤثر کیفری یا استعلام صلاحیت از ادارهی اماکن، داشتن گواهینامهی معتبر، بررسی عدم اعتیاد و محدودیت فعالیت روزانهی راننده پیشبینی شده است. همچنین اطلاعات سفر، از جمله پلاک خودرو، زمان آغاز و پایان سفر، مبدأ و مقصد، پیمایش و شناسهی سفر، باید در سامانه ثبت شود و وزارت کشور و شهرداریها نیز وظیفهی نظارت بر این اطلاعات را بر عهده دارند؛ بنابراین مشکل را نمیتوان صرفاً در «فقدان قانون» خلاصه کرد. پرسش جدیتر این است که این قوانین تا چه اندازه به صورت مستمر، دقیق و مؤثر اجرا میشوند؟
احراز صلاحیت یک راننده در سال ورود او به سامانه، به تنهایی نمیتواند تضمینکننده امنیت مسافران در سالهای بعد باشد. ممکن است وضعیت حقوقی، رفتاری یا شغلی فرد در فاصلهی چند سال تغییر کند. ازاینرو، نظام نظارتی مدرن باید از «احراز صلاحیت اولیه» به سمت «احراز صلاحیت مستمر» حرکت کند. همانگونه که در بسیاری از نظامهای حرفهای، صلاحیت افراد یکبار برای همیشه صادر نمیشود، فعالیت در حملونقل مسافر نیز باید مشروط به استمرار شرایط لازم باشد.
از سوی دیگر، نباید همه بار مسئولیت را بر دوش پلیس یا شهرداری گذاشت. پلتفرمی که از هر سفر درآمد کسب میکند، نمیتواند خود را صرفاً واسطهای بیمسئولیت میان راننده و مسافر بداند. شرکت ارائهدهندهی خدمات باید در قبال امنیت سفر نیز مسئولیت روشن و قابل سنجشی داشته باشد.
فناوری اتفاقاً امکان نظارت بسیار دقیقتری را فراهم کرده است. هر سفر اینترنتی دارای یک مسیر دیجیتال است؛ مبدأ، مقصد، زمان حرکت، موقعیت خودرو و پایان سفر قابل ثبت است؛ بنابراین میتوان سامانههایی طراحی کرد که در صورت انحراف شدید و غیرعادی خودرو از مسیر، توقف طولانی در نقطهای نامتعارف، قطع ناگهانی ارتباط یا حرکت به سمت محدودهای خارج از الگوی معمول سفر، هشدار ایجاد کنند. چنین سامانهای الزاماً به معنای دخالت دائمی در حریم خصوصی شهروندان نیست؛ بلکه میتواند با رعایت اصول محرمانگی، تنها در شرایط پرخطر فعال شود.
وجود یک دکمهی اضطراری واقعی، امکان تماس فوری با مرکز پاسخگویی، ارسال موقعیت زندهی سفر برای فرد مورد اعتماد و ارتباط مستقیم با مراکز امدادی نیز باید بخشی از استانداردهای اجباری چنین خدماتی باشد. حتی میتوان برای سفرهای شبانه، سفر به مناطق کمتردد یا شرایطی که سامانه رفتار غیرعادی خودرو را تشخیص میدهد، سازوکارهای هشدار ویژهای تعریف کرد.
در این میان، آموزش رانندگان نیز اهمیت دارد. رانندهی تاکسی اینترنتی فقط یک فرد دارای خودرو و گواهینامه نیست؛ او در موقعیتی قرار دارد که شهروندان، گاه در ساعات پایانی شب و در مسیرهایی ناآشنا، جان و امنیت خود را به او میسپارند؛ بنابراین باید استانداردهای حرفهای، اخلاقی و رفتاری مشخصی برای این شغل وجود داشته باشد و تخلفات نیز تنها با حذف حساب کاربری پایان نیابد؛ بلکه در موارد لازم به مراجع قانونی و انتظامی گزارش شود.
از سوی دیگر، باید مراقب بود که طرح مسئلهی امنیت بهانهای برای نقض حریم خصوصی شهروندان نشود. نظارت هوشمند با نظارت بیحدوحصر تفاوت دارد. اطلاعات موقعیت مکانی، مشخصات مسافر و سوابق سفر، دادههای حساسی هستند و باید تنها در چارچوب قانون، با دسترسی محدود و با سازوکارهای روشن برای حفظ محرمانگی نگهداری شوند؛ بنابراین امنیت و آزادی فردی نباید در برابر یکدیگر قرار گیرند؛ بلکه باید با طراحی درست نهادی و فنی، میان آنها تعادل برقرار شود.
فاجعه زمانی رخ میدهد که نهادهای مسئول، تنها پس از وقوع جنایت وارد عمل شوند. دستگیری قاتل، محاکمهی مجرم و مجازات او هرچند ضروری است، اما نمیتواند پاسخ کاملی به خانوادهای باشد که عزیز خود را از دست داده است. وظیفهی نظام حکمرانی فقط مجازات مجرم پس از وقوع جنایت نیست؛ یکی از مهمترین وظایف آن، کاهش امکان وقوع جرم و ایجاد سازوکارهای پیشگیرانه است.
از این منظر، حوادث تلخ سالهای اخیر، از جمله پروندههایی که در آنها نام رانندگان خدمات حملونقل اینترنتی مطرح شده، باید نه فقط بهعنوان پروندههای جنایی منفرد، بلکه بهمثابه زنگ خطری برای بازنگری در معماری امنیتی حملونقل هوشمند مورد توجه قرار گیرند. در یکی از پروندههای پرسر و صدای سال ۱۴۰۴ نیز پلیس اعلام کرد متهم به قتل «الهه حسیننژاد» سابقهی فعالیت به عنوان راننده اسنپ داشته و استعلام او در سال ۱۳۹۹ در زمان شروع فعالیتش فاقد محکومیت ثبتشده بوده است. همین نکته خود نشان میدهد که «نداشتن سابقه کیفری در یک مقطع زمانی» الزاماً معادل «امنیت دائمی» نیست.
اکنون زمان آن رسیده است که نهادهای مسئول، شرکتهای ارائهدهندهی خدمات و متخصصان فناوری اطلاعات، حملونقل شهری و امنیت اجتماعی، یک بار دیگر نظام نظارت بر تاکسیهای اینترنتی را بررسی کنند.
راهحل، بازگشت به گذشته و حذف فناوری نیست. تاکسی اینترنتی بخشی از زندگی شهری امروز است و مزایای آن را نمیتوان نادیده گرفت. راهحل، مدرنکردن نظام نظارت بر یک نهاد مدرن است.
اگر فناوری توانسته است مسافر را در چند ثانیه به راننده متصل کند، باید بتواند در همان چند ثانیه نیز امنیت او را تا حد امکان تضمین کند.
اگر اطلاعات یک سفر میتواند برای محاسبهی کرایه، امتیازدهی و مدیریت اقتصادی پلتفرم ثبت شود، چرا نباید همین اطلاعات، با رعایت قانون و حریم خصوصی، در خدمت پیشگیری از خطر نیز قرار گیرد؟
و اگر یک شرکت میتواند میلیونها سفر را مدیریت کند، باید بتواند در برابر امنیت میلیونها مسافر نیز مسئولیتی متناسب با این گستره فعالیت بر عهده بگیرد.
جامعهی مدرن تنها جامعهای نیست که خودروهایش هوشمند، تلفنهایش پیشرفته و خدماتش اینترنتی شده باشد؛ جامعهی مدرن جامعهای است که برای فناوریهای جدید، نهادهای نظارتی جدید و متناسب با همان فناوری نیز ایجاد کرده باشد.
فناوری بدون نظارت میتواند رفاه بیافریند، اما فناوری همراه با مسئولیت و نظارت است که میتواند امنیت و رفاه پایدار ایجاد کند.
پرسش امروز ما بنابراین فقط این نیست که «قاتل چه کسی بود و چگونه دستگیر شد؟» پرسش مهمتر این است که چه سازوکاری باید وجود داشته باشد تا فردا، پیش از آنکه جنایتی رخ دهد، بتوانیم خطر را تشخیص دهیم و از وقوع آن جلوگیری کنیم؟
پاسخ به این پرسش، مسئولیتی مشترک میان دولت، شهرداری، پلیس، شرکتهای حملونقل اینترنتی و البته جامعهی مدنی است. امنیت مسافر نباید هزینهای اضافی تلقی شود؛ امنیت، نخستین شرط مشروعیت هر خدمتی است که با جان و اعتماد شهروندان سروکار دارد.
انتهای پیام/ 122
