سرداری که با لباس بسیجی به شهادت رسید
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، «سردار محمد سرلک» یکی از مدیران ارشد سپاه پاسداران که با وجود جایگاه سازمانی، تا آخرین لحظات زندگیاش در قامت یک بسیجی ساده خدمت کرد و در نهایت در جریان جنگ تحمیلی سوم به شهادت رسید. در این گزارش، خانم «راضیه وظیفهدوست»، همسر ایشان، ابعادی از زندگی، منش و لحظات پایانی عمر این شهید گرانقدر را بازگو میکنند.

آغاز یک پیوند سنتی و معنوی
خانم وظیفهدوست در مورد نحوه آشنایی خود با شهید سرلک میگوید که ازدواج آنها کاملاً سنتی بوده و پیش از آن یکدیگر را ندیده بودند. شهید سرلک با برادرهای ایشان دوست بود، اما بهانه آشنایی، اتفاقی ساده در پایگاهی بود که مادر خانم وظیفهدوست مسئولیت آن را بر عهده داشت. در آن زمان، مادر شهید سرلک برای ثبتنام برادر کوچکتر محمدآقا به آن پایگاه رفته بود و در اثر جملهای از یکی از دوستان مادر خانم وظیفهدوست، متوجه وجود دختری در خانواده وظیفهدوست شدند و همین موضوع منجر به خواستگاری شد.
در اولین جلسه ملاقات در سال ۸۶، شهید سرلک نکاتی خاص را مطرح کردند؛ از جمله تعیین مهریه ۱۴ سکه و بیان این حقیقت که آرمان ایشان «شهادت» است. خانم وظیفهدوست اشاره میکند که در ابتدا به دلیل احساس تفاوت در سطح معنوی، مردد بود، اما تماس شهید در روز بعد و ابراز وابستگی ایشان، راه را برای آشنایی بیشتر باز کرد. پس از چند ماه آشنایی و شناخت خصائل اخلاقی، آداب و منش شهید، نهایتاً در سال ۸۷ مراسم ازدواج آنها برگزار شد.
ظرافتهای رفتاری در کنار مسئولیتهای سنگین
در طول ۱۸ سال زندگی مشترک، شهید سرلک که در زمان ازدواج سال آخر لیسانس دانشگاه افسری بود، به عنوان مردی بسیار متشخص، باادب و دارای ظرافتهای رفتاری شناخته میشد. همسر ایشان میگوید: «هیچ وقت اسم کوچک من را بدون عنوان صدا نمیزدند و در هر جمعی، حتی در میهمانیهای شلوغ، همیشه جایی را کنار خودشان برای من باز میکردند.»
او با وجود اینکه از مدیران ارشد منابع انسانی سپاه بود و در حوزه بسیج فعالیت میکرد، هرگز اجازه نداد مشغلههای کاری بر زندگی خانوادگی سایه افکند و در کارهای خانه نیز همواره کمکحال همسرش بود.
اخلاص و جهاد در گمنامی
ویژگی بارز شهید سرلک، اخلاص در عمل بود. او هرگز منتظر تشکر یا جبران لطفهایش نبود و همواره بر این باور بود که «مأمور به انجام وظیفه» است و بازتاب کارها برایش اهمیت نداشت. این روحیه در فعالیتهای جهادی ایشان نیز جاری بود؛ تهیه بستههای معیشتی برای مستمندان در بسیج از جمله این اقدامات بود.
همسر شهید فاش میکند که حتی پس از شهادت ایشان، متوجه شدند که شهید سرلک بهطور مخفیانه جهیزیهای را برای یک نیازمند آماده کرده بود. او تأکید میکند که شهید سرلک بسیار «پردهپوش» بود و برای حفظ کرامت افراد، کارهای خیر خود را پنهان میکرد؛ رفتاری که یادآور منش رزمندگان دهه ۶۰ بود.
میراث پدر و انس با شهدا
سردار سرلک متولد سال ۱۳۶۳ بود و پدرش نیز از رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس بود که در سال ۸۱ بر اثر عوارض جانبازی درگذشت (هرچند به گفته شهید، ایشان در واقع شهید شده بودند، اما درصد جانبازیشان برای اعلام رسمی شهادت کافی نبود).
این پیوند با شهدا باعث شد تا شهید سرلک انس شدیدی با گلزار بهشت زهرا (س) داشته باشد. او مقید بود که هر صبح جمعه، پیش از بیدار شدن همسرش، به زیارت پدر و دیگر شهدا برود و در خلوت گلزار به راز و نیاز بپردازد.
روزهای پایانی و ایستادگی در بیماری
در روزهای منتهی به شهادت، سردار سرلک به دلیل مدیریت منابع انسانی سپاه به جنوب کشور سفر کرده بود، اما به دلیل بیماری سنگ کلیه، زودتر از موعد به تهران بازگشت تا عمل جراحی انجام دهد. تنها دو روز پس از عمل بود که جنگ تحمیلی رمضان آغاز شد. با وجود استعلاج، او نتوانست در خانه بماند و برای کمک به همرزمانش در برقراری ایست و بازرسیهای امنیتی به بسیج رفت. شدت بیماری به گونهای بود که یکی از پرستاران در همان محل ایست و بازرسی، برای او سرم وصل میکرد تا بتواند شرایط را تحمل کند.
لحظات آخر و شهادت در ورودی تهران
سردار سرلک فرمانده حوزه مقاومت ۱۷۱ ازگل بود و ایست و بازرسی آنها معمولاً در ورودی تهران از مسیر لواسان برقرار میشد. در روز ۲۰ اسفندماه (۲۱ ماه رمضان)، خانم وظیفهدوست در آخرین تماس کوتاه خود با همسرش، متوجه شلوغ بودن محیط شد و شهید وعده داد پس از افطار تماس بگیرد. اما لحظاتی بعد، پهپاد دشمن دو موشک شلیک کرد که یکی از آنها دقیقاً در نقطه حضور شهید سرلک منفجر شد و ایشان را به همراه پنج بسیجی دیگر به شهادت رساند.
خبر شهادت ابتدا به برادر خانم وظیفهدوست که در همان لحظه شاهد حادثه بود رسید و سپس به پدر ایشان اطلاع داده شد. خانم وظیفهدوست لحظات اضطرابآور انتظار و تماسهای بیجواب با همسر و نیروهایش را به یاد میآورد تا اینکه در نهایت با دریافت پیامهای تسلیت، متوجه شهادت همسرش شد.
یادگاری و میراث ماندگار
از این پیوند، پسری به نام امیرعباس (۱۴ ساله) به یادگار مانده است که رابطه بسیار نزدیکی با پدر داشت و اکنون تلاش میکند راه او را ادامه دهد.
در پایان، همسر شهید سرلک اشاره میکند که ایشان با وجود اینکه به دلیل مسئولیت ترفیعات سپاه در سطح کشور شناخته شده بود، هیچ منیتی نداشت و دوست داشت گمنام کار کند. شهادت او در یک ایست و بازرسی به عنوان یک بسیجی ساده، گواه این مطلب است. او همواره بسیجیوار زندگی کرد و نسبت به پذیرش افراد با عقاید مختلف گشوده بود و تنها هدفش خدمت به مردم بود.
انتهای پیام/ 122
