برنامه چین برای تسلط جهانی بر هوش مصنوعی
گروه بینالملل دفاعپرس: ۲۵ تیر امسال، اتفاقی مهم در عرصه فناوری جهان رخ داد. نمایندگان ۲۹ کشور در شانگهای گرد هم آمدند تا سند تأسیس «سازمان جهانی همکاری در حوزه هوش مصنوعی» (وایکو) را امضا کنند. این سازمان بیندولتی که مقر آن در شانگهای خواهد بود، قرار است به مرجعی برای هماهنگی راهبردهای توسعه، تدوین استانداردهای فنی و ایمنی، آموزش نیروی انسانی و پر کردن شکاف فناورانه میان کشورها تبدیل شود. اما آنچه در پشت این دیپلماسی فناورانه نهفته است، بسیار فراتر از همکاریهای معمول است؛ چین در حال طراحی مدلی جدید از کنترل هوش مصنوعی با عنوان «باز تحت کنترل» است که میتواند موازنه قدرت را در عصر دیجیتال دگرگون کند.

اگر نگاهی به سیاستهای دو غول فناوری جهان بیندازیم، میبینیم که هر دو به نوعی دوگانگی دچارند. از یک سو، آمریکا با اعمال محدودیتهای صادراتی و تحریمهای فناورانه، سعی در مهار نفوذ شرکتهای چینی دارد، اما در همان زمان، جنبشی قدرتمند در درون صنعت فناوری آمریکا برای «باز بودن وزنهای مدلها» شکل گرفته است. در سوی دیگر، چین با انتشار گسترده مدلهایی مانند «دیپسیک» و «کیمی» بازارهای جدیدی را تصرف میکند، اما همزمان بحث محدودیت دسترسی خارجی به پیشرفتهترین فناوریهای خود را جدی گرفته است. به عبارت ساده، هر دو کشور میخواهند اکوسیستم خود را به سایر نقاط جهان صادر کنند، اما هیچکدام علاقهای به انتقال بیقید و شرط پیشرفتهترین دستاوردهای خود ندارند. در این میان، پرسش اصلی این است که چه کسی تعیین میکند چه زمانی فناوری باید باز باشد و چه زمانی بسته؟ این همان معمای «باز تحت کنترل» است.
اما «باز بودن» در دنیای هوش مصنوعی به چه معناست؟ در نرمافزارهای کلاسیک، منبعباز (اوپن سورس) به معنای دسترسی به کد، امکان تغییر و بازتولید مستقل است، اما در هوش مصنوعی ماجرا فرق میکند. شرکتها معمولاً تنها «وزنهای مدل» (پارامترهای عددی حاصل از آموزش) را منتشر میکنند و نه دادههای آموزشی و نه مستندات فنی کامل را در اختیار کاربران قرار نمیدهند. کاربر میتواند مدل را دانلود و روی زیرساخت خود اجرا کند، اما نمیتواند فرآیند ساخت آن را بازتولید کند. این نوع باز بودن، وابستگی را از سطح مدل به سطح زیرساختهای دیگر مانند قدرت محاسباتی، سختافزار، دادهها و استانداردهای فنی منتقل میکند. بنابراین، باز بودن در هوش مصنوعی یک ویژگی دوگانه نیست؛ بلکه طیفی از سطوح است که میتوان هر یک را بهطور جداگانه کنترل کرد. همین پیچیدگی، فضای مناسبی را برای اعمال کنترل دولتی فراهم کرده است.
اینجا است که «وایکو» وارد صحنه میشود. این سازمان را نباید بهعنوان یک پلتفرم برای باز کردن کامل هوش مصنوعی به روی همگان در نظر گرفت، بلکه باید آن را بهعنوان بستری دید که در آن شرایط دسترسی بینالمللی به فناوری تعیین میشود. وایکو دو هدف بهظاهر متضاد را دنبال میکند: از یک سو انتشار مدلها، زیرساختها و دانش، و از سوی دیگر تدوین قوانین ایمنی، استانداردهای فنی و مکانیسمهای کنترل. برای کشورهایی که فاقد زیرساختهای لازم برای توسعه هوش مصنوعی هستند، عضویت در این سازمان میتواند دسترسی به مدلها، توان محاسباتی، آموزش نیروی انسانی و مشارکت در تدوین استانداردها را فراهم کند. اما این پرسش اساسی مطرح است: آیا این دسترسی، به استقلال فناورانه منجر میشود یا فقط نوع جدیدی از وابستگی را ایجاد میکند؟
پاسخ به این پرسش، به حقوقی بستگی دارد که اعضا دریافت میکنند. آیا آنها میتوانند هوش مصنوعی را روی زیرساخت داخلی خود اجرا کنند؟ آیا دادههای حیاتی خود را در داخل کشور ذخیره میکنند؟ آیا قادر به انتقال مدلها بین پلتفرمهای مختلف هستند؟ آیا میتوانند امنیت مدلها را بهطور مستقل بررسی کنند؟ اینها معیارهایی هستند که «دسترسی» را از «استقلال» جدا میکنند. بهویژه برای روسیه که یکی از مؤسسان این سازمان است، این موضوع حیاتی است. دسترسی به فناوریهای چینی تنها زمانی به استقلال روسیه کمک میکند که سازمانهای روسی بتوانند راهحلهای دریافتشده را به صورت مستقل تطبیق و انتقال دهند و بدون وابستگی دائمی به زیرساختهای خارجی از آن استفاده کنند.
با توجه به روندهای جهانی، میتوان آیندهای را ترسیم کرد که در آن کتابخانهها، ابزارهای توسعه و مدلهای عمومی بهطور گسترده در دسترس خواهند بود، اما دسترسی به سیستمهای قدرتمندتر همچنان مشروط به مجوزها، تأیید کاربران، محدودیتهای صادراتی و مکانیسمهای امنیتی تعبیهشده خواهد بود.
پیشرفتهترین مدلها احتمالاً فقط در اختیار گروه محدودی از کاربران قرار خواهند گرفت. اکنون جامعه جهانی با پرسشی سرنوشتساز روبروست: کدام سطوح از فناوری بهعنوان زیرساخت عمومی در نظر گرفته میشوند و کدامها بهعنوان منابع راهبردی باقی میمانند؟ وایکو میتواند یکی از بسترهای اصلی برای ترسیم این خطوط قرمز باشد. موفقیت یا شکست این سازمان در پیادهسازی منطق «باز تحت کنترل»، تعیینکننده خواهد بود که آیا این مدل به استقلال فناورانه اعضا کمک میکند یا منجر به وابستگی جدیدی خواهد شد. در دنیایی که هوش مصنوعی بهسرعت در حال تغییر قواعد بازی است، پاسخ به این پرسش، سرنوشت قدرتهای بزرگ و کوچک را برای دهههای آینده رقم خواهد زد.
انتهای پیام/ 999
