وضعیت بازار انرژی پس از انسداد تنگه هرمز
گروه بینالملل دفاعپرس: شش ماه پس از آغاز جنگ منطقهای ایران، صادرکنندگان و واردکنندگان نفت همچنان در تکاپو برای حل چالشهای ایجاد شده در بازار نفت پس از انسداد تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران هستند؛ بحرانی که با وجود پیامدهای سنگین برای بازار انرژی، برای برخی شرکتهای بزرگ نفتی به افزایش قابل توجه درآمدها منجر شده است.

پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و ورود غرب آسیا به جنگی با سرانجام نامعلوم، حتی احتمال بستهشدن تنگه هرمز نیز نگرانی شدیدی در میان تحلیلگران ایجاد کرده بود. پرسش اصلی این بود که اقتصاد جهان در صورت قطع دسترسی مستقیم به منطقهای که حدود یکپنجم تولید جهانی هیدروکربنها را تأمین میکند، چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد.
این نگرانی وجود داشت که کشورهای وابسته به نفت خلیج فارس پس از یک یا دو ماه یا حتی چند هفته با بحران جدی مواجه شوند و افزایش کنترلنشده قیمت نفت، اقتصاد جهانی را به سمت رکود سوق دهد.
با این حال، شش ماه پس از آغاز بحران هنوز بدترین سناریو محقق نشده است، اما اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، ساختار صنعت نفت را به شکل محسوسی تغییر داده است. اکنون پرسش این است که این تغییرات در نهایت چه معنایی خواهند داشت: آیا جهان شاهد افول تدریجی نفت، بهعنوان منبع انرژی متعلق به گذشته خواهد بود یا اینکه نفت در میانه یکی از بزرگترین بحرانهای انرژی تاریخ بار دیگر قدرت خود را به رخ خواهد کشید؟
اگر میزان سود شرکتهای بزرگ نفتی در ماههای اخیر را ملاک قرار دهیم، به ندرت صنعت نفت تا این اندازه قدرتمند و برخوردار از منابع مالی بوده است. افزایش قیمت نفت در پی انسداد تنگه هرمز و باقی ماندن قیمتها در سطوح بالا طی ماههای بعد، به سود شرکتهایی مانند «اکسونموبیل»، «شورون»، «شل» و دیگر غولهای نفتی تمام شده است.
شرکت فرانسوی «توتالانرژیز» نیز در پایان تیرماه اعلام کرد که سود خالص این شرکت در سهماهه دوم سال ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل دو برابر شده است. آرامکو، شرکت ملی نفت عربستان نیز از افزایش ۳۴ درصدی سود خالص سهماهه خود خبر داد و اعلام کرد سود آن به بیش از ۳۳ میلیارد دلار رسیده است؛ این در حالی است که زیرساختهای این شرکت در حملات پهپادی و موشکی یمن آسیب دیده است.
«پاتریس ژوفرون»، استاد اقتصاد و مدیر مرکز ژئوپلیتیک انرژی و مواد اولیه دانشگاه «پاریس-دوفین» میگوید که شرکتهای نفتی در سال ۲۰۲۶ همچنان به اندازه سالهای گذشته و حتی بیشتر سرمایهگذاری میکنند.
به گفته وی، این شرکتها صرفاً روی افول صنعت نفت حساب باز نکردهاند؛ آنها سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، هیدروژن و فناوری جذب و ذخیره کربن را افزایش دادهاند، اما این حوزهها همچنان سهم کوچکی از فعالیت آنها را تشکیل میدهد.
در مقابل، اکتشاف و تولید نفت، بهویژه در مناطق کمهزینهای مانند گویان، برزیل و پروژههای حفاری در آبهای عمیق، همچنان در اولویت قرار دارد. در کشورهای نفتخیز خلیج فارس نیز شرکتهای ملی نفت که بیش از شرکتهای غربی از بستهشدن یا اختلال در تنگه هرمز آسیب دیدهاند، عمدتاً سرمایه خود را صرف ایجاد مسیرهای جایگزین کردهاند.
این کشورها میلیاردها دلار برای ساخت و توسعه خطوط لوله و زیرساختهایی هزینه میکنند که بتوانند حتی در شرایط بحرانی و فارغ از تحولات ژئوپلیتیکی یا نظامی، صادرات نفت فراوان و ارزان خود را ادامه دهند.
با وجود افزایش سود شرکتهای نفتی، بحران فعلی برای کل صنعت نفت خبر بدی محسوب میشود. «کیسی مِریمن»، تحلیلگر آمریکایی معتقد است که بحران کنونی را نمیتوان صرفاً به دلیل سودهای بیسابقه شرکتهای نفتی، یک وضعیت مطلوب برای این صنعت دانست، بلکه کشورهایی که وابستگی بیشتری به واردات نفت دارند، با افزایش قیمتها متحمل هزینههای سنگینی شدهاند.
بر اساس گزارشی که مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک در ۴ شهریور منتشر کرده، کشورهای واردکننده نفت در نتیجه انسداد تنگه هرمز تاکنون ۳۳۰ میلیارد دلار بیشتر از هزینهای که پیش از جنگ انتظار میرفت پرداخت کردهاند.
از این رقم، هزینه اضافی واردات نفت خام طی پنج ماه حدود ۱۶۴.۱ میلیارد دلار برآورد شده است. هزینه اضافی مربوط به دیزل و گازوئیل نیز به ۷۳.۸ میلیارد دلار رسیده، در حالی که این رقم برای بنزین ۳۵.۷ میلیارد دلار، برای گاز طبیعی مایعشده ۳۸ میلیارد دلار و برای سوخت جت حدود ۲۰ میلیارد دلار بوده است.
در همین مدت، رشد تولید برق پاک نیز بخشی از این هزینهها را جبران کرده است. بر اساس گزارش مرکز تحقیقات انرژی و هوای پاک، در پنج ماه نخست بحران، ظرفیت تولید برق پاکی که طی شش سال گذشته ایجاد شده بود، به کشورهای واردکننده کمک کرد حدود ۳۶ میلیارد دلار صرفهجویی کنند که حدود ۵ میلیارد دلار از آن تنها مربوط به کاهش مصرف نفت بوده است.
نتیجهگیری این گزارش روشن است: در جهانی که با بیثباتیهای فزاینده روبهروست، چرا کشورها باید همچنان نفت وارد کنند، در حالی که میتوانند با سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر، خود را برای مدت طولانی از نوسانات بازار نفت مصون کنند؟
کیسی مِریمن معتقد است که صنعت نفت و گاز طی دهههای گذشته بحرانها و موانع متعددی را پشت سر گذاشته است، اما تفاوت شرایط کنونی این است که منابع و فناوریهای جایگزین انرژی، بهویژه با گسترش برقرسانی، امروز بسیار در دسترستر و اقتصادیتر از گذشته شدهاند.
«سِوِره آلْویک»، معاون بخش انرژی و گذار انرژی در مؤسسه تخصصی «دیانوی»، برای توضیح این تغییر احتمالی، به کاهش چشمگیر تقاضای جهانی نفت اشاره میکند. بر اساس ارزیابی او، در زمان نگارش گزارش، تقاضای جهانی نفت بیش از سه میلیون بشکه در روز کاهش یافته بود؛ رقمی که تقریباً با کل مصرف نفت ژاپن برابری میکند.
آلویک هشدار میدهد هر ماهی که جنگ ادامه پیدا کند، احتمال کاهش دائمی تقاضای نفت بیشتر خواهد شد؛ روندی که افزایش چشمگیر فروش خودروهای برقی نیز آن را تقویت کرده است. بخش عمده نفت جهان در حوزه حملونقل مصرف میشود. در همین زمینه، فروش خودروهای برقی در «بازارهای جدید» یعنی بازارهایی خارج از چین، اروپا و آمریکای شمالی، در تیرماه امسال نسبت به ماه مشابه سال گذشته ۹۷ درصد افزایش یافته است.
همزمان، مصرف نفت در تولید مواد اولیه پتروشیمی، بهویژه در چین، اندکی کاهش پیدا کرده است.
«جان لِتزیگ»، روزنامهنگار اقتصادی، برای توصیف آینده خودروهای بنزینی و دیزلی، آن را با «چربی نهنگ» مقایسه میکند؛ مادهای که زمانی برای روشنایی و گرمایش شهرها مورد استفاده قرار میگرفت، اما با ظهور فناوریهای جدید تقریباً از چرخه مصرف خارج شد. وی معتقد است بخشی از کاهش کنونی تقاضای نفت ممکن است دائمی باشد و برخی کارشناسان حتی از احتمال رسیدن بازار به یک «نقطه عطف» سخن میگویند.
با این شرایط، آیا سرمایهگذاری صنعت نفت برای دور زدن تنگه هرمز و تضمین امنیت عرضه، تصمیمی اشتباه است؟ «پاتریس ژوفرون» چنین اعتقادی ندارد. وی میگوید این سرمایهگذاریها از منظر امنیت انرژی منطقی هستند و در کوتاهمدت و میانمدت میتوانند توجیه اقتصادی داشته باشند.
به گفته وی، این اقدامات لزوماً به معنای تضمین سلطه نفت در بلندمدت نیست، بلکه نشان میدهد تولیدکنندگان میخواهند در دوره گذار انرژی از ارزش صادرات نفت خود محافظت کنند و در برابر بحرانهای ژئوپلیتیکی آینده نیز آسیبپذیری کمتری داشته باشند.
وی تأکید میکند که در جهانی که از نظر ژئوپلیتیکی بیش از گذشته چندپاره شده است، امنیت تأمین انرژی به یک مسئله راهبردی تبدیل شده است. از سوی دیگر، هنوز مشخص نیست کاهش تقاضای نفت تا چه اندازه موقتی یا دائمی خواهد بود.
کیسی مِریمن معتقد است که شش ماه گذشته یک بحران اعتماد جدی نسبت به صنعت نفت و توانایی آن برای تأمین انرژی پایدار، قابل اتکا و مقرونبهصرفه در سطح جهان ایجاد کرده است. همزمان، بسیاری از کشورها در حال بازنگری در مفهوم امنیت انرژی هستند و به جای اتکای صرف به تنوعبخشی به منابع واردات نفت و گاز، بیش از گذشته به سمت استفاده از منابع داخلی حرکت میکنند.
با این حال، مِریمن هشدار میدهد که نباید «استقلال انرژی» را با «کربنزدایی» یکی دانست. بحران اخیر از یک سو بسیاری از کشورها را به سمت انرژیهای کمکربن مانند انرژی خورشیدی، بادی و هستهای سوق داده، اما از سوی دیگر باعث بازگشت دوباره زغالسنگ و تشویق کشورهای دارای ذخایر نفتی به ادامه، ازسرگیری یا افزایش استخراج نفت شده است.
از نگاه کیسی مِریمن روندهای آینده در کشورهای مختلف و مناطق گوناگون یکسان نخواهد بود؛ همانگونه که حتی پیش از آغاز جنگ نیز مسیر گذار انرژی در نقاط مختلف جهان با سرعت و الگوهای متفاوتی دنبال میشد.
انتهای پیام/ 999
