پدر شهید: با حقوقم موشک بسازید!
به گزارش حماسه و جهاد دفاعپرس، اوسط جنگ رمضان بود که صدای تق تقِ عصایش در سالن بنیاد شهید پیچید. او کسی نبود که همینطوری به بنیاد برود. قطعا در آن روزهای پرتلاطم جنگ کار مهمی داشته. او درخواستی از مدیر بنیاد شهید دزفول کرد که امروز بعد از درگذشت پدر شهید بیان شده است.

محمدحسن جولا رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان دزفول درباره حضور پدر شهید غلامعلی دیانی اینطور روایت میکند: پدر شهید دیانی وارد اتاق که شد، حال و احوالش را پرسیدم. جز شکر چیزی برای گفتن نداشت. مانده بودم برای چه کاری پا شده است و با این حال و روزش آمده است بنیاد. گفتم: «خیر باشه حاجی! اینطرفا؟!» گفت: «یک درخواستی دارم!»
تعجب کردم. یاد نداشتم اهل مطالبهای بوده باشد. گفتم: «بفرما حاجی! کاری از دستم بر بیاید درخدمتم!» گفت: «آمدم بخواهم حقوقم را قطع کنی!» تعجبم بیشتر شد! یعنی چی؟! یعنی چه اتفاقی افتاده بود که چنین درخواستی داشت!
با لبخندی پرسیدم: «برای چی حاجی؟! اتفاقی افتاده؟! از دست ما دلخوری؟!» نگاهم کرد و آه نیمداری کشید و آرام گفت: «نه! خدا نکنه بابا! چرا دلخور باشم؟! آمدم بگویم که من به لطف خدا و الحمدلله رب العالمین دستم به دهانم میرسد! خرج آنچنانی هم ندارم! خواستم حقوقم را از این ماه به بعد بریزی به حساب جنگ! حقوقم را بدهید به این بچههایی که موشک و اسلحه میسازند! ناچیزه! ولی شاید کمک کوچکی باشد به مملکت! میدانم هیچی نیست، ولی حداقل دلم را آرام میکند که من هم کاری کردم!»
گفتم: «خدا خیرت بدهد حاجی! رحمت به آن دل بزرگت! حقوقت را بگذار برای کم و کسریهای زندگی خودت!»
گفت: «نه بابا جان! باید کاری کنیم که یک بار دیگر این آمریکای لعنتی پایش به کشور ما باز نشود! یک روزی بچههایمان را فرستادیم برای دفاع و جنازههایشان را پس گرفتیم و راضی بودیم! شاکر بودیم و هستیم! آن روز تکلیفمان آن بود! اما الان فرق میکند. از من همین کار کوچیک برمیآید. یک لطفی کن بابا انجامش بده!» من هم کاغذی آوردم و درخواست حاجی را نوشتم و او هم پای کاغذ را امضا زد و رفت.
پاسدار شهید غلامعلی دیّانی متولد ۱۳۴۰، در۶ اسفند ماه ۱۳۶۵ در عملیات کربلای ۵ در جبهه شلمچه، به فیض شهادت نائل آمد و مزار مطهرش در گلزار شهدای شهیدآباد دزفول زیارتگاه عاشقان است.
پدر این شهید چهارشنبه ۵ شهریورماه ۱۴۰۵ به فرزند شهیدش پیوست.
انتهای پیام/ 122
