«راهبرد جدید» ایران در میدان؛ پیام محسن رضایی از تغییر قواعد بازی

در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای متفاوت از تقابل نظامی، فشار اقتصادی و کشمکش دیپلماتیک شده است، دبیر شورای عالی امنیت ملی، از تغییر راهبرد ایران در سه حوزه «میدان نبرد، دیپلماسی و مقابله با محاصره اقتصادی» خبر داده است.
کد خبر: ۸۵۹۸۶۱
تاریخ انتشار: ۱۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۵ - 04September 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس: پیام اخیر محسن رضایی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب ادبیات معمول تهدید و بازدارندگی نظامی تحلیل کرد. اهمیت اصلی این پیام در آنجاست که دبیر شورای عالی امنیت ملی، برخلاف بسیاری از اظهارات گذشته که عمدتاً بر پاسخ نظامی ایران متمرکز بود، از سه میدان هم‌زمان سخن گفته است: میدان نبرد، دیپلماسی و مقابله با محاصره اقتصادی. این تقسیم‌بندی می‌تواند نشانه‌ای از تغییر نگاه تهران به ماهیت منازعه با آمریکا باشد؛ منازعه‌ای که دیگر صرفاً با تعداد موشک‌های شلیک‌شده یا اهداف نظامی منهدم‌شده سنجیده نمی‌شود.

Hh

رضایی پیش‌تر نیز گفته بود سیاست «هم جنگ و هم مذاکره» پایان یافته و راهبرد ایران بر «بازدارندگی، مقابله‌به‌مثل قاطع و پاسخ» استوار شده است. اکنون، اما در پیام جدید، دامنه این تغییر را وسیع‌تر ترسیم کرده و از راهبردی سخن گفته که هم‌زمان عرصه نظامی، دیپلماسی و اقتصاد را دربرمی‌گیرد.

این مسئله از یک منظر مهم است: در جنگ‌های جدید، پیروزی الزاماً به معنای تصرف سرزمین یا نابودی کامل توان نظامی طرف مقابل نیست. گاهی هدف اصلی، افزایش هزینه ادامه جنگ و تغییر محاسبات سیاسی طرف مقابل است. اگر پیام رضایی را از این زاویه بخوانیم، «راهبرد جدید» می‌تواند به معنای تلاش ایران برای انتقال بخشی از هزینه‌های جنگ به محیط پیرامونی و ساختن یک معادله بازدارندگی جدید باشد.

در حوزه نظامی، عبارت «به‌زودی خواهید دید» عملاً حاوی یک پیام بازدارنده است. تهران می‌خواهد طرف مقابل بداند که پاسخ‌های آینده الزاماً تکرار پاسخ‌های گذشته نخواهد بود. این تفاوت می‌تواند در انتخاب اهداف، دامنه عملیات، زمان‌بندی پاسخ‌ها یا ترکیب حملات موشکی و پهپادی خود را نشان دهد. البته از متن رضایی نمی‌توان به‌طور قطعی نتیجه گرفت که ایران تصمیم مشخصی برای حمله به هدفی معین گرفته است؛ چنین برداشتی فراتر از شواهد موجود خواهد بود.

اما بخش دوم پیام، یعنی دیپلماسی، شاید از بخش نظامی آن مهم‌تر باشد. رضایی راهبرد جدید را فقط در میدان نبرد تعریف نمی‌کند. این یعنی تهران ظاهراً می‌خواهد از ظرفیت فشار نظامی برای تقویت موقعیت دیپلماتیک خود استفاده کند و بالعکس. در چنین الگویی، مذاکره لزوماً به معنای عقب‌نشینی از مواضع نظامی نیست؛ بلکه دیپلماسی می‌تواند ادامه همان راهبرد بازدارندگی در سطح سیاسی باشد.

این نگاه با مواضع اخیر رضایی درباره مذاکرات و شروط ایران نیز قابل مشاهده است. او در مردادماه تأکید کرده بود که تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط ایران را نپذیرد، وضعیت تنگه هرمز تغییر نخواهد کرد و واشنگتن باید برای پایان جنگ و رفع برخی محدودیت‌ها اقدام کند. بنابراین در منطق جدیدی که رضایی ترسیم می‌کند، میدان نظامی و میز مذاکره دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگرند.

سومین ضلع این راهبرد، مقابله با محاصره اقتصادی است. این بخش از پیام شاید برای آمریکا حتی حساس‌تر از تهدید نظامی باشد. واشنگتن طی دهه‌های گذشته بخش قابل توجهی از قدرت خود در برابر ایران را از طریق تحریم، محدودیت‌های مالی، فشار بر صادرات نفت و ایجاد اجماع بین‌المللی اعمال کرده است. اکنون اگر تهران بخواهد این فشار را از یک مسئله صرفاً اقتصادی به یک موضوع امنیتی و راهبردی تبدیل کند، قواعد بازی تغییر خواهد کرد.

در این چارچوب، حتی اظهارات اخیر درباره اینکه همکاری کشور‌ها با فشار اقتصادی آمریکا می‌تواند برای آنها پیامد داشته باشد، قابل توجه است. تحلیل‌های منتشرشده درباره سناریو‌های آینده جنگ نیز به همین مسئله اشاره کرده‌اند که تهران ممکن است تلاش کند هزینه‌های فشار اقتصادی را از داخل ایران به بازیگران مشارکت‌کننده در این فشار منتقل کند. 

بنابراین پیام محسن رضایی را می‌توان نوعی اعلام تغییر سطح منازعه دانست؛ از پاسخ به حمله، به طراحی یک مجموعه اقدامات برای تغییر محاسبات طرف مقابل. در چنین شرایطی، آمریکا و اسرائیل با این پرسش مواجه می‌شوند که آیا ادامه فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند همان نتایجی را ایجاد کند که در ابتدا انتظار داشتند یا خیر.

نکته تعیین‌کننده، اما این است که اثرگذاری این راهبرد به میزان اجرای آن بستگی دارد. صرف اعلام تغییر راهبرد نمی‌تواند معادله قدرت را تغییر دهد. تهران برای تبدیل این پیام به بازدارندگی واقعی، باید بتواند در میدان نظامی قابلیت‌های جدید خود را نشان دهد، در دیپلماسی ائتلاف‌ها و کانال‌های مؤثر ایجاد کند و در عرصه اقتصادی نیز آثار تحریم‌ها را مدیریت کند.

از این منظر، شاید مهم‌ترین بخش پیام رضایی همان عبارت «به‌زودی خواهید دید» باشد. او جزئیات راهبرد را اعلام نکرده و عمداً آن را در هاله‌ای از ابهام نگه داشته است. این ابهام از منظر بازدارندگی می‌تواند کارکرد داشته باشد؛ زیرا طرف مقابل را مجبور می‌کند طیفی از سناریو‌ها را در محاسبات خود لحاظ کند.

در نهایت، پیام جدید رضایی را می‌توان نشانه‌ای از حرکت ایران به سمت راهبرد چندلایه دانست؛ راهبردی که در آن موشک و پهپاد، مذاکره و دیپلماسی، اقتصاد و تنگه هرمز، همگی بخشی از یک معادله واحد تلقی می‌شوند. اگر این رویکرد در عمل نیز اجرا شود، مرحله بعدی تقابل ایران و آمریکا ممکن است بیش از آنکه جنگی برای کسب پیروزی سریع باشد، نبردی برای تحمیل هزینه، فرسایش اراده طرف مقابل و تغییر محاسبات راهبردی باشد؛ و دقیقاً به همین دلیل است که توییت اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی را باید بیش از یک موضع‌گیری رسانه‌ای معمولی جدی گرفت؛ زیرا برای نخستین بار در این ادبیات، تغییر راهبرد نه فقط در «میدان»، بلکه هم‌زمان در جنگ، دیپلماسی و اقتصاد اعلام شده است. 

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار