شهادت را با «صبر» تسلیت نگویید، با «شکر» بشارت دهید+ فیلم و تصاویر
به گزارش خبرنگار دفاعپرس از بیرجند، از ساعتها پیش از آغاز مراسم، جمعیت به میدان اجتماعات شهید رئیسی سرازیر شده بود. تصاویر شهدای خراسان جنوبی فضا را پوشانده بود و مردم، دوشادوش خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران، نشسته بودند چنانکه جای سوزن انداختن در میدان نبود.

فضایی سرشار از معنویت و ارادت به شهدا و آرمانهای انقلاب اسلامی ایجاد شده بود. حضور پرشور خانوادههای شهدا در این مراسم، جلوهای خاص به آن بخشیده بود و یاد و خاطره شهدای والامقام را زنده نگه داشت.
در ادامه حجتالاسلام والمسلمین «ناصر رفیعی» کارشناس دینی اظهار داشت: این شبها در شهرهای مختلفی از جمله همدان، سمنان و تهران حضور داشتهام، اما انصافاً جمعیت شما کمنظیر و قابل تقدیر است.
وی با اشاره به سالروز ورود حضرت معصومه (س) به قم در ۲۳ ربیعالاول گفت: این بانوی بزرگوار ۱۷ روز در قم ساکن بود و در ۲۸ سالگی از دنیا رفت. امام صادق (ع) پیش از ولادت ایشان سفارش زیارتش را کردهاند و زیارت او معادل زیارت امام رضا (ع) شمرده شده است.
حجتالاسلام رفیعی افزود: در میان امامزادگان، جز شهدای کربلا، امامزادهای را سراغ ندارم که زیارتنامه مخصوص داشته باشد. موسیبنجعفر (ع) چهار دختر به نام فاطمه داشتند — در اصفهان، رشت، باکو و قم —، اما جایگاه حضرت معصومه (س) ویژه است؛ مهمترین وجه آن پرورش مراجع، علما و بزرگان است. خاطرات دیگر امامزادهها را عموم مردم نقل میکنند، اما خاطرات این بانو از زبان مراجع نقل شده است.
کارشناس دینی به نقل از آیتالله العظمی فاضل لنکرانی گفت: ایشان میخواستند درباره آیه تطهیر (سوره احزاب، آیه ۳۳) کتابی بنویسند و پاسخ شبهات را بدهند؛ به حرم حضرت معصومه (س) متوسل شدند و فرمودند مطالبی به من القا شد که با پنجاه سال مطالعه به آن نمیرسیدم. حاصل آن، کتاب «چهرههای درخشان در آیه تطهیر» بود. همچنین آیتالله العظمی مرعشی نجفی میفرمودند کرامات و معجزاتی که از این بانو دیدهام، مرا مقیم قم کرد.
وی با بیان اینکه ۲۵ سال توفیق سخنرانی در محضر ایشان را داشته است، گفت: آیه ۵۴ سوره مائده پنج ویژگی را برای مؤمنانی که خداوند در آینده میآورد برمیشمارد؛ نقل شده که پیامبر (ص) هنگام نزول این آیه دست بر شانه سلمان گذاشت و فرمود این آیه درباره همشهریان توست. این آیه بر یاران امام زمان (عج) نیز تطبیق داده شده است.
۱- یُحِبُّهُم و یُحِبّونَه: رفیعی این را مهمترین شاخصه دانست و گفت: رهبر شهید اهل توسل، دعا و تعهد بود. خود ایشان نقل میکردند که در نوجوانی با مادرشان دعای عرفه میخواندند و در سیل ایرانشهر با انداختن تربت اباعبدالله (ع) در آب، سیل فروکش کرد. در روضههای خصوصی شانههایشان میلرزید.

حجتالاسلام رفیعی افزود: خداوند سیزده بار در قرآن واژه انتقام را آورده و چهار بار خود را «ذوانتقام» معرفی کرده است؛ گاه با اسباب طبیعی مانند آب، سیل، باد، صاعقه و سنگ، گاه با مسلط کردن ظالم بر ظالم — چنانکه بنیعباس به جان بنیامیه افتادند و صدام را خود آمریکاییها برداشتند — و گاه از طریق مؤمنان، چنانکه مختار انتقام خون امام حسین (ع) را گرفت.
۲- أذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِین (تواضع): رفیعی سه خاطره نقل کرد؛ نخست ماجرای زندان که ایشان به یک زندانی کمونیست کتکخورده و گرسنه، صبحانه خود را داد و او را ماساژ داد و با وجود تندی اولیه آن فرد، تا پایان با او رفاقت کرد و حتی برایش ملاقات با همسرش را ترتیب داد؛ روز آزادی، آن زندانی گریان گفت من چقدر با تو تندی کردم و تو چقدر متواضعانه برخورد کردی.
خاطره دوم مربوط به شش ماه پس از پیروزی انقلاب بود؛ ایشان به دستور امام برای بازدید از زندانهای مشهد رفتند و در بازداشتگاه با «بابایی»، شکنجهگر معروف ساواک و مأمور ویژه شکنجه خودشان، مواجه شدند که برای همکلام نشدن، پیدرپی نماز میخواند. رهبر شهید فرمودند: هرگز از او شکایت نکردم و عفوش کردم.
خاطره سوم از خود سخنران بود: جوانی از من خواست انگشتر دست ایشان را بگیرم؛ با شرمندگی موضوع را گفتم و ایشان بیدرنگ همان انگشتر را از دست درآوردند. همچنین در بیرجند جوانی گفت فقط میخواهم شما را ببوسم و ایشان او را در آغوش گرفتند.
۳- أعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرین (شجاعت): وی گفت: در کنفرانس غیرمتعهدها در زیمبابوه، در حضور سران حدود ۹۰ کشور که اکثراً طرفدار شوروی بودند، ابتدا علیه آمریکا سخن گفتند و همه کف زدند، اما سپس اشغال افغانستان و استعمار شوروی را نیز محکوم کردند. پس از سخنرانی، یکی از رؤسای جمهور گفت: تو غیرمتعهد واقعی هستی.
۴- یُجاهِدونَ فی سَبیلِ الله: رفیعی گفت: ایشان تأکید داشتند جهاد فقط شمشیر نیست؛ سخن و قلم و تبیین هم جهاد است و کتاب «حماسه امام سجاد (ع)» را به من دادند. ایشان مبارزه خود با شاه را در ۲۴ سالگی از بیرجند آشکار کردند و در همه صحنهها از زلزله طبس تا سیل ایرانشهر حضور فعال داشتند.
۵- لا یَخافونَ لَومَةَ لائِم: وی افزود: از سرزنش نمیترسید؛ چه تهمتها و حرفها که پشت سرشان زدند و ذرهای تحت تأثیر قرار نگرفتند.
کارشناس دینی گفت: خود ایشان میفرمودند اگر با تصادف یا تب و سکته از دنیا بروم، غم دلم را میگیرد. بارها التماس ایشان برای شهادت را در جلسات خصوصی دیدهام. پس از حادثه هفتم تیر و شهادت شهید بهشتی، ایشان در بیمارستان گریستند که چرا من که یک روز زودتر ترور شدم به شهادت نرسیدم؛ بعدها گفته شد حکمتش آن بود که رهبری این جامعه را بر عهده بگیرید.

وی با اشاره به روایتی گفت: با نخستین قطره خون شهید، هفت جایزه به او داده میشود که یکی از آنها نظر به وجه الهی است. در قیامت خداوند با همه مردم غیرمستقیم سخن میگوید و تنها گروهی که مستقیم با آنان صحبت میکند شهدا هستند.
حجتالاسلام رفیعی با استناد به خطبه ۱۵۶ نهجالبلاغه افزود: امیرالمؤمنین (ع) از پیامبر (ص) پرسیدند کی شهید میشوم؛ پیامبر فرمودند صبر کن، اما بعد از من. وقتی پرسیدند چقدر بر شهادت صبوری، حضرت فرمودند: «لَیسَ هذا مِن مَواطِنِ الصَّبر، بَل مِن مَواطِنِ البُشری وَ الشُّکر» — شهادت جای صبر نیست، جای بشارت و شکر است؛ بنابراین به خانواده شهدا نگویید صبر کن، بگویید شکر کن و بشارت بدهید. یکی از هشت درِ بهشت، «باب المجاهدین» و مخصوص شهداست.
کارشناس دینی در پایان از مراسم چهلم شهدای جنگ دوازدهروزه گفت: بیش از هزار و چهل شهید بودند و ایشان پیش از منبر به من فرمودند این شهدا از اقشار مختلفاند — از فرماندهانی، چون شهید سلامی و شهید باقری تا دانشآموز، کارمند، پزشک و خانوادههای عادی. سپس فرمودند دلم میخواهد شخصاً ایستاده از خانوادههای اینها تشکر کنم؛ و در حالی که از جمعیت خواستند بنشینند، خود بلند شدند و چهار پنج دقیقه ایستاده از خانوادههای شهدا قدردانی کردند.
انتهای پیام/
