صفارهرندی: مهمترین دستاورد پساجنگ، تبدیل «بعثت مردم» به مشارکت در اداره کشور است
به گزارش خبرنگار سیاسی دفاعپرس، محمدحسین صفارهرندی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در نشست «الگوی حکمرانی پساجنگ»که امروز (دوشنبه) در پژوهشکده شورای نگهبان برگزار شد، اظهار داشت: در موضوع حکمرانی، چند عنصر اساسی از جمله اعتماد عمومی، اعتماد به نظام، اعتماد میان مردم، امید به آینده، مشارکت و حس مشارکتجویی برای اداره کشور اهمیت دارد.

وی افزود: در جریان جنگ ۱۲ روزه، بخشی از این سرمایه اجتماعی به شکل مشهود خود را نشان داد. مردم در شرایطی که کشور مورد حمله قرار گرفته بود، با مشاهده توان نیروهای مسلح در پاسخگویی و ایستادگی در برابر قدرتهای بزرگ، احساس امید و اعتماد بیشتری پیدا کردند.
صفارهرندی ادامه داد: حضور و رفتار مسئولان عالی کشور در آن شرایط نیز در تقویت این سرمایه اجتماعی مؤثر بود و نشان داد نظامی که با یک آسیب بیرونی مواجه میشود، مسئولانش کشور را رها نمیکنند و از میدان خارج نمیشوند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر اینکه سرمایه اجتماعی امری دائمی و تضمینشده نیست، تصریح کرد: پس از جنگ ۱۲ روزه، اگرچه اعتماد قابل توجهی نسبت به نظام شکل گرفت، اما برخی کمکاریها و اشتباهات ما، در کنار اقدامات حسابشده دشمن، میتواند این سرمایه را مجدداً آسیبپذیر کند.
وی با اشاره به تلاش دشمن برای اثرگذاری بر فضای داخلی کشور گفت: دشمن در سالهای گذشته شیوه مواجهه خود با ایران را تغییر داده است. آنها به این نتیجه رسیدهاند که صرفاً با یک ضربه نظامی نمیتوانند جمهوری اسلامی را از پا درآورند و بنابراین تلاش کردهاند در کنار عملیات نظامی، زمینههای آشوب و بیثباتی داخلی را نیز فعال کنند.
صفارهرندی افزود: اینکه دشمن بیرونی برای عناصر آشوبگر وعده امکانات و تجهیزات میدهد، نشاندهنده طراحی خارجی است، اما اینکه در داخل کشور زمینهای برای تحرکات آشوبگرانه وجود داشته باشد، نشان میدهد سرمایه اجتماعی در برخی نقاط دچار تزلزل شده است.
وی ادامه داد: این تزلزل تا حد زیادی ناشی از سیاستهایی است که ما در ارتباط با مردم، پاسخگویی به نیازهای آنان و برآوردن مطالبات جامعه اتخاذ میکنیم. این سیاستها نباید مقطعی و نقطهای باشند؛ مردم باید احساس کنند که کشور در یک مسیر مستمر برای حل مشکلات قرار دارد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید کرد: بخشی از این مسئله به «حکمرانی در سطح موضوعات مختلف» بازمیگردد. حکمرانی با حکومت متفاوت است؛ برای مثال در موضوع تأمین مواد غذایی باید قواعد حاکم بر تأمین این نیاز اساسی مردم بهصورت دقیق مشخص باشد و این نشان میدهد که باید بهطور مستمر درصدد ترمیم آیین حکمرانی باشیم. وی با بیان اینکه اصلاح حکمرانی به معنای کنار گذاشتن اصول نظام نیست، گفت: میتوان ضمن حفظ اصول، تاکتیکها و شیوههای عمل را متناسب با شرایط تغییر داد.
صفارهرندی در بخش دیگری از سخنان خود از شکلگیری یک تغییر نگرش نسبت به شیوه حکمرانی در میان بخشی از مسئولان طی سالهای اخیر خبر داد و اظهار داشت: در میان جریانهای سیاسی نیز باید میان کسانی که خواهان تغییر در چارچوب جمهوری اسلامی هستند و کسانی که اساس نظام را قبول ندارند، تفکیک قائل شد.
وی افزود: کسانی که معتقدند اساس نظام جمهوری اسلامی باید تغییر کند و تأسیس جمهوری اسلامی را از ابتدا اشتباه میدانند، خارج از بحث اصلاح و حل مسائل داخلی قرار میگیرند؛ اما گروهی که معتقدند در چارچوب جمهوری اسلامی و قانون اساسی میتوان اصلاحاتی انجام داد و شیوههای حکمرانی را ترمیم کرد، بخشی از بحث تحول درون نظام محسوب میشوند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: حتی در میان اصلاحطلبان نیز طیفهای مختلفی وجود دارند؛ برخی به دنبال تغییرات بنیادی و ساختارشکنانه هستند و برخی دیگر معتقدند باید ساختار کلی نظام حفظ شود و در چارچوب آن، روزنههایی برای آینده بهتر و اصلاحات ایجاد شود.
وی گفت: این تغییر نگرش در میان برخی مسئولان و مقامات در سالهای اخیر قابل مشاهده است و حتی میتوان آثار آن را در سطوح عالی نظام و در نحوه مواجهه با مسائل مختلف مشاهده کرد؛ رویکردی که میتواند رضایتمندی بیشتر مردم را فراهم کند.
صفارهرندی برای توضیح این تغییر رویکرد به برخی تغییرات در نحوه تعامل با مردم در دیدارهای عمومی اشاره کرد و گفت: تغییر برخی تشریفات و شکلهای ارتباط با مردم، از جمله کاهش محدودیتهای غیرضروری در پوشش بانوان در دیدارهای عمومی، نمونهای از تغییرات به ظاهر کوچک اما معنادار در شیوه تعامل با جامعه است.
وی افزود: حتی تغییراتی مانند شکل ابراز احساسات مردم در محل دیدارهای عمومی، اگرچه در ظاهر موضوعات کوچکی هستند، اما وقتی در جایگاه و ابعاد بزرگتر به آنها نگاه کنیم، میتوانند نشانهای از ضرورت تحول و تغییر مثبت در شیوه حکمرانی باشند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به تحولات پس از جنگ و شهادت رهبر انقلاب اظهار داشت: یکی از مهمترین اتفاقات پس از جنگ، شکلگیری حضور و برانگیختگی گسترده مردم بود؛ همان چیزی که از آن با عنوان «بعثت مردم» یاد شده است.
وی گفت: این بعثت در مرحله نخست خود را در حضور میدانی مردم نشان داد؛ مردمی که اعلام کردند پای دفاع از نظام، حفظ دستاوردهای کشور و پشتیبانی از رهبری باقی میمانند.
صفارهرندی تأکید کرد: اگر بعثت مردم را صرفاً در حضور خیابانی و حمایت نمادین از نظام خلاصه کنیم، به معنای واقعی آن دست پیدا نکردهایم. بعثت مردم زمانی به نتیجه میرسد که این حضور و انگیزه در اداره کشور نیز جریان پیدا کند.
وی افزود: نباید بعثت مردم را به معنای آن دانست که گروههای مختلف، برداشتهای شخصی خود را با عنوان خواست مردم به نظام تحمیل کنند. برخی ممکن است با برداشتهای تندروانه یا کندروانه خود بخواهند این مفهوم را مصادره کنند، در حالی که معنای واقعی آن باید در مشارکت مسئولانه مردم در اداره کشور و حل مسائل جامعه دنبال شود.
صفارهرندی خاطرنشان کرد: پساجنگ باید فرصتی برای تقویت سرمایه اجتماعی، ترمیم شیوههای حکمرانی، افزایش مشارکت مردم و تبدیل امید ایجادشده در جامعه به یک روند پایدار در اداره کشور باشد.
محمدحسین صفارهرندی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با انتقاد از کمتوجهی به فرهنگ عمومی گفت: یکی از حوزههایی که در حکمرانی عمومی مورد غفلت قرار گرفته، فرهنگ عمومی است و دستگاه فرهنگی نباید صرفاً به مسائل معیشتی اهالی فرهنگ و هنر محدود شود، بلکه باید به این پرسش پاسخ دهد که جامعه به چه سمتی حرکت میکند و رفتار عمومی مردم چگونه تغییر کرده است.
وی اظهار داشت: شهرهای ایران در گذشته عناوین و هویتهای مشخصی داشتند و این عناوین صرفاً تشریفاتی نبودند، بلکه بخشی از هویت اجتماعی و فرهنگی شهرها را نشان میدادند. امروز نیز باید به دنبال شکلگیری نوعی «بعثت فرهنگی و اجتماعی» باشیم؛ بعثتی که در آن تعاون، همدلی و دست به دست هم دادن مردم برای حل مسائل جامعه به یک ارزش عمومی تبدیل شود.
صفارهرندی با اشاره به ضرورت تقویت حکمرانی محلهمحور گفت: خوشبختانه دولت به این موضوع توجه نشان داده است، اما حکمرانی محلهمحور نباید صرفاً در حوزه امنیت تعریف شود؛ اینکه در صورت بروز تهدید، محله بتواند از خود دفاع کند تنها یک بخش از این الگو است. بخش مهمتر این است که اداره امور و حل مسائل مختلف نیز تا حد امکان به خود مردم و ظرفیتهای محلی واگذار شود.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: اگر قرار است کشور به سمت حکمرانی محلهمحور حرکت کند، مسجد میتواند کانون و محور محله باشد. همانگونه که در ابتدای شکلگیری جامعه اسلامی، مسجد محور شکلگیری و گسترش جامعه بود، امروز نیز میتوان حل مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را با محوریت مسجد دنبال کرد.
وی ادامه داد: در برخی مساجد تهران نمونههایی از این الگو قابل مشاهده است؛ برای مثال، معلمانی که در محله زندگی میکنند میتوانند برای دانشآموزانی که نیاز به کمک آموزشی دارند وقت بگذارند و متخصصانی مانند پزشکان، دندانپزشکان و روانشناسان نیز میتوانند بخشی از زمان خود را برای ارائه خدمات تخصصی به مردم محله اختصاص دهند.
صفارهرندی تأکید کرد: اگر این ظرفیتهای مردمی و تخصصی در محلهها فعال شود، میتوان جامعهای ساخت که مردم در زندگی روزمره خود جلوههایی از یک جامعه مطلوب و آرمانی را مشاهده کنند، نه اینکه احساس کنند انسانها دائماً در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند.
وی در ادامه با اشاره به ضرورت تحول در سیاستورزی کشور، از وضعیت رایج در آستانه انتخابات انتقاد کرد و گفت: اینکه در آستانه هر انتخابات ناگهان موجی ایجاد شود، عدهای بالا بیایند، عدهای کنار زده شوند و افشاگری علیه افراد به ابزار رقابت سیاسی تبدیل شود، نمیتواند الگوی مطلوب سیاستورزی باشد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: گاهی کسانی که علیه دیگران افشاگری میکنند، خودشان با پروندهها و مسائلی مواجه میشوند که حتی ممکن است وضعیت نامناسبتری داشته باشند. بنابراین این نوع سیاستورزی باید اصلاح شود.
وی با بیان اینکه برای سامان یافتن سیاستورزی در کشور باید به سمت تشکلیابی حرکت کرد، اظهار داشت: اگرچه خودم هیچگاه عضو حزب نبودهام، اما معتقدم برای نظاممند شدن سیاستورزی در کشور باید چیزی شبیه حزب را تقویت کنیم و از شکلگیری جریانهای بیتابلو و بیریشه که ناگهان در آستانه انتخابات ظهور میکنند، پرهیز کنیم.
صفارهرندی گفت: یکی از نقاط قوت نظامهای مردمسالار این است که سیاست در قالب تشکلها و احزاب سامان پیدا میکند. حزب برای حفظ اعتبار خود نیز ناچار است پیش از رسیدن افراد به قدرت، با فساد و تخلفات آنها برخورد کند و افراد مسئلهدار را از ساختار خود کنار بگذارد.
وی افزود: در کشور ما بخش مهمی از این فرایند پیش از رسیدن افراد به قدرت وجود ندارد و گاهی افراد بدون سابقه تشکیلاتی و بدون اینکه در یک فرایند درونتشکیلاتی ارزیابی شده باشند، ناگهان به چهرههای سیاسی تبدیل میشوند.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت مردمسپاری امور اقتصادی تأکید کرد و گفت: سالها درباره واگذاری امور به مردم و خصوصیسازی صحبت کردهایم، اما باید این موضوع را از حالت شعار خارج کنیم و زمینه واقعی مشارکت مردم در اقتصاد را فراهم کنیم.
وی با اشاره به ظرفیت سرمایه ایرانیان خارج از کشور اظهار کرد: برآوردهایی درباره حجم سرمایه ایرانیان خارج از کشور مطرح شده که رقم آن را صدها میلیارد دلار اعلام میکند و بخشی از این افراد آمادگی دارند سرمایه خود را به کشور منتقل کنند، مشروط بر اینکه محیط اقتصادی، ثبات و امنیت لازم برای سرمایهگذاری وجود داشته باشد.
صفارهرندی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش شورای نگهبان در انتخابات گفت: شورای نگهبان بهدرستی بر این باور است که نظارتش باید استصوابی باشد و برای این نوع نظارت نیز استدلالهایی وجود دارد، اما باید برای رفع این نگرانی که نظارت استصوابی ممکن است در مواردی به شکل محدود و نقطهای اعمال شود و به بیعدالتی منجر شود، راهکار پیدا کرد.
وی افزود: باید درباره الگوی حکمرانی در این حوزه نشست و راههایی برای جلوگیری از بروز چنین مشکلاتی پیدا کرد.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام یکی از راهکارهای مورد بحث را تفکیک میان اصلاحطلبی در چارچوب نظام و جریانهای ساختارشکن دانست و گفت: بخشی از مسئله به رفتار جریانهایی بازمیگردد که از یک سو ساختارشکنی میکنند و اساس ساختار موجود را زیر سؤال میبرند، اما از سوی دیگر در زمان انتخابات خواهان ورود رسمی به ساختار قدرت هستند.
صفارهرندی ادامه داد: اگر بتوانیم این مسئله را از طریق قانون و سازوکارهای روشن حل کنیم، به نظر من شورای نگهبان نیز میتواند در برخی موارد آسانگیرانهتر عمل کند. نمیتوان فردی از یک سو ساختار نظام را بهطور بنیادی نفی کند و از سوی دیگر بخواهد در جایگاه رسمی همان نظام قرار بگیرد.
وی با اشاره به عملکرد مسعود پزشکیان گفت: من آقای پزشکیان را از این جهت متفاوت میدانم که اگرچه از جریان اصلاحطلب آمده است، اما بهصورت رسمی اعلام کرده که قصد ساختارشکنی ندارد و خود را وفادار به ساختار نظام، از رهبری تا دیگر ارکان آن میداند.
صفارهرندی البته افزود: ممکن است در عمل تواناییها یا عملکرد اطرافیان و برخی اقدامات دولت موجب ایجاد شبهاتی شود؛ برای نمونه، درباره تغییر برخی تفاسیر و برداشتها از مأموریت نهادهایی مانند شورای عالی فضای مجازی بحثهایی مطرح شده است، اما اصل اینکه فردی که به نمایندگی از یک جریان سیاسی وارد جایگاه رسمی حکومت میشود، باید نسبت خود را با ساختار سیاسی موجود روشن کرده باشد، موضوع مهمی است.
وی در پایان تأکید کرد: تحول در الگوی حکمرانی پساجنگ باید حوزههای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را دربر بگیرد و در کنار حفظ اصول و ساختارهای نظام، شیوههای اداره کشور، مشارکت مردم و پاسخگویی به نیازهای جامعه نیز متناسب با شرایط جدید اصلاح شود.
انتهای پیام/381
