شهید قاسم دهقان؛ از گارد شاهنشاهی و میدان ژاله تا مقتل سید مرتضی آوینی
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، شهید «قاسم دهقان» در خانوادهای پرورش یافت که مادرش حافظ قرآن و پدرش مداح اهل بیت(ع) بود. برادرش نیز از فعالان سیاسی علیه رژیم شاه بود که پس از سالها شکنجه در زندانهای ساواک، به دست عوامل رژیم به شهادت رسید؛ حادثهای که روحیه انقلابی را در وجود قاسم شعلهورتر کرد.

او در سال ۱۳۵۵ به خدمت سربازی رفت و به دلیل مهارت بالا در تیراندازی، جذب گارد شاهنشاهی شد و حتی برای گذراندن دورههای ویژه، به الجزایر اعزام گردید. اما تقدیر این بود که همین مهارت، در روزی سرنوشتساز، در برابر رژیم قرار گیرد.
۱۷ شهریور ۱۳۵۷؛ لحظه انتخاب
در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، زمانی که مردم در میدان ژاله (میدان شهدای فعلی) تجمع کرده بودند، به قاسم چهار خشاب اضافه دادند و گفتند: «تو نیروی ویژه و قهرمان مسابقات بینالمللی ارتشها هستی و تیرت هدر نمیرود؛ پس لیاقت داشتن بیشترین مهمات را داری!»
اما او که شب قبل به یکی از دوستانش گفته بود «فردا کسانی را میزنم که مردم را بزنند»، به محض شروع تیراندازی به سوی مردم، از این دستور سرباز زد و شجاعانه به همراه دو سرباز دیگر، با اسلحه به سمت تظاهرکنندگان فرار کرد. انقلابیون ابتدا گمان کردند آنها قصد تیراندازی دارند و فرار کردند؛ اما قاسم با صدای بلند فریاد میزد: «درود بر خمینی، درود بر خمینی» و خود را به میان مردم رساند.

درگیری با ساواک و ترفند فرار از اعدام
پس از این فرار تاریخی، آنها برای خداحافظی راهی خانه قاسم شدند اما ساواک خانه او را محاصره کرده بود. در درگیری شدیدی که ساعتها طول کشید، آنها مقاومت جانانهای کردند و چند تن از مأموران را از پای درآوردند. در این میان، «محمد محمدی خلص» به شهادت رسید و «علی غفوری سبزواری» از ناحیه سر مجروح شد. قاسم نیز از ناحیه هر دو پا تیر خورد و پس از پرتاب نارنجک به داخل خانه و آسیب دیدگی چشم مادرش، به اسارت درآمد. ماجرای این مقاومت بعدها در فیلم سینمایی «خونبارش» بازآفرینی شد.

شاه مستقیماً دستور اعدام قاسم را صادر کرد. اما او در لحظه اعدام با ترفندی هوشمندانه خطاب به مأموران گفت: «دست نگه دارید، من جاسوس ارتش یکی از کشورهای همجوار هستم و ماموریت داشتم چنین کاری کنم.» این ادعا به مقامات ساواک منتقل شد و اعدام او برای تحقیق به تعویق افتاد. اندکی بعد، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و قاسم دهقان در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد.
از کمیته انقلاب تا گردان ابوذر
پس از پیروزی انقلاب، قاسم دهقان ابتدا به کمیته انقلاب اسلامی پیوست و سپس وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. با تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسولالله(ص) به فرماندهی حاج احمد متوسلیان، او مأموریت یافت گردان ابوذر این تیپ را پایهگذاری کند.
وی در عملیاتهای مهم فتحالمبین و بیتالمقدس حضوری فعال داشت. در جریان آزادسازی خرمشهر، دست او قطع شد اما با بستن چفیه به دست مجروح، تا پایان نبرد در خط مقدم ماند. پس از اسارت حاج احمد متوسلیان و تبدیل تیپ به لشکر ۲۷، حاج همت فرماندهی گردان مالکاشتر را به او سپرد و دهقان در عملیات والفجر یک در ارتفاع ۱۱۲ فکه حماسههای بسیاری خلق کرد.

پس از جنگ؛ از تفحص تا روایت فتح
پس از پایان دفاع مقدس، قاسم دهقان روزهای خود را با کار روی یک تاکسی میگذراند اما دغدغهاش فراتر از معاش روزانه بود. او از پایهگذاران گروه تفحص شهدا شد و در کشف پیکر صدها شهید مفقودالاثر در منطقه فکه نقش داشت. عشق به شهادت، او را به یار و همراه شهید سید مرتضی آوینی در ساخت مستند «روایت فتح» تبدیل کرد.
در لحظه شهادت سید مرتضی آوینی در سال ۱۳۷۲، قاسم دقیقاً پشت سر او قرار داشت و چند ترکش از مین منفجر شده نیز به او اصابت کرد. از آن روز به بعد، دیگر کسی خنده را بر لبان قاسم ندید.

شهادت؛ در سالروز تولد انقلابیاش
قاسم دهقان در ۱۷ شهریور ۱۳۷۴، دقیقاً در سالروز فرار تاریخیاش از گارد شاهنشاهی، مشغول ایفای نقش و طراحی صحنه در فیلم سینمایی «قطعهای از بهشت» بود. او مسئولیت انفجارات این فیلم را بر عهده داشت که بر اثر انفجار زودهنگام مواد منفجره، در منطقه میبد یزد به شهادت رسید و دهمین شهید مجموعه «روایت فتح» نام گرفت.

پیکر پاک این سردار بیادعا در قطعه ۲۹ بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. او که در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ با پیوستن به مردم، اعدام خود را قطعی کرده بود، ۱۷ سال بعد در همان روز، به جای اعدام، به شهادت رسید و به همرزمان شهیدش پیوست.
انتهای پیام/ 119
