روایت جنگ فقط ثبت عملیات‌ها و وقایع نظامی نیست

دبیر علمی جایزه بهترین کتاب سال دفاع مقدس گفت: روایت جنگ فقط ثبت عملیات‌ها، حوادث و وقایع نظامی نیست؛ روایت، صدای انسان‌های درگیر جنگ را حفظ می‌کند.
کد خبر: ۸۶۲۱۶۴
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۶ - 14September 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، «جواد کامور بخشایش» نویسنده و دبیر علمی جایزه انتخاب بهترین کتاب سال دفاع مقدس، در نشست «روایت‌ها در عصر استقامت» که با محوریت «عصر جنگ‌های تحمیلی اخیر» امروز (دوشنبه) در خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد، با تأکید بر اهمیت روایت در زندگی انسان و تحولات اجتماعی اظهار داشت: باید قدری عمیق‌تر به مفهوم «روایت» نگاه کنیم. معمولاً وقتی درباره خاطره‌نویسی، خاطره‌نگاری، خاطرات شفاهی و اصول و تکنیک‌های روایی سخن می‌گوییم، با مفهومی مشخص و محدود مواجه هستیم؛ اما روایت مفهومی بسیار گسترده‌تر از خاطره، خاطره شفاهی، داستان و حتی تاریخ شفاهی است.

رمان و ادبیات؛ میدان روایت‌سازی صهیونیست‌ها/ اسرائیل اخیرا ۲۵۰ هزاران کتاب کودک درباره جنگ نوشته است

این نویسنده تصریح کرد: روایت یکی از مهم‌ترین ابزار‌های انسان برای فهم زمان، شناخت خویشتن و معنا بخشیدن به زندگی است. ما از ابتدای زندگی تا امروز، جهان و خودمان را از طریق روایت درک کرده‌ایم. اگر بخواهیم به زندگی خود هویت و معنا بدهیم، ناگزیر از روایت هستیم. انسان خود را از طریق روایت خاطرات و تجربه‌های گذشته می‌شناسد و دیگران نیز ما را بر اساس روایت‌هایی که از خود ارائه می‌کنیم، می‌شناسند.

وی ادامه داد: از این منظر، روایت را می‌توان ابزاری برای شناخت انسان و جهان دانست. زمانی که می‌خواهیم تجربه‌ای را برای فرد دیگری توضیح دهیم، از روایت استفاده می‌کنیم. روایت به ما امکان می‌دهد تجربه‌های انسانی را منتقل کنیم و برای رویداد‌های زندگی معنا بسازیم.

روایت پیونددهنده گذشته، حال و آینده است

کامور بخشایش ادامه داد: یکی از مهم‌ترین کارکرد‌های روایت، معنا بخشیدن به تجربه‌های انسانی است. ما مجموعه‌ای از رویداد‌های پراکنده را در ذهن خود داریم؛ اما زمانی که این رویداد‌ها را به یکدیگر پیوند می‌دهیم و بر اساس اصولی مشخص آنها را کنار هم قرار می‌دهیم، روایت شکل می‌گیرد.

این پژوهشگر گفت: روایت به یک اتفاق معنا می‌دهد؛ چه آن اتفاق از منظر پیروزی دیده شود و چه شکست، امید باشد یا ناامیدی. در حقیقت، معنا بخشیدن به یک اتفاق، یکی از مهم‌ترین کارکرد‌های روایت است.

وی افزود: مجموعه روایت‌های یک انسان در طول زندگی، زمانی که به خاطره تبدیل می‌شود، باید دارای معنا و پیوستگی باشد. رویداد‌های ناپیوسته در ذهن انسان، از طریق روایت به یکدیگر پیوند می‌خورند و با یک پیکربندی مشخص به مخاطب منتقل می‌شوند. مخاطب نیز از این تجربه برای زندگی آینده خود استفاده می‌کند.

کامور بخشایش تصریح کرد: بنابراین روایت از زمانی که جهان و انسان وجود داشته، وجود داشته و تا زمانی که انسان و جهان وجود دارند، روایت نیز ادامه خواهد داشت. ما درباره گذشته خود از طریق روایت‌هایی که از پدربزرگ‌ها، مادربزرگ‌ها و نسل‌های پیشین شنیده‌ایم، اطلاعات کسب می‌کنیم. حتی داستان‌هایی که نسل‌های گذشته برای ما تعریف کرده‌اند، در بسیاری موارد با هدف معنا بخشیدن به زندگی امروز و انتقال یک مفهوم اخلاقی یا انسانی بوده است.

روایت و شکل‌گیری هویت فردی و جمعی

این نویسنده گفت: انسان هویت فردی خود را نیز از طریق روایت شکل می‌دهد. وقتی از ما خواسته می‌شود خودمان را معرفی کنیم، در واقع بخشی از زندگی و تجربه خود را روایت می‌کنیم. اینکه چه چیزی را بگوییم و چه چیزی را نگوییم، نوعی انتخاب و گزینش است و همین گزینش بخشی از ساختار روایت را شکل می‌دهد.

وی افزود: اگر قرار باشد همه شکست‌های خود را روایت کنیم، تصویری خاص از خود ارائه خواهیم داد؛ بنابراین انسان در روایت زندگی خویش دست به انتخاب می‌زند و بر اساس آن، تصویری از هویت خود را به دیگران عرضه می‌کند.

این نویسنده ادامه داد: روایت علاوه بر هویت فردی، در حفظ حافظه و جلوگیری از فراموشی نیز نقش دارد. اگر واقعه عاشورا روایت نمی‌شد، امروز چیزی از آن واقعه تاریخی در اختیار ما نبود. بسیاری از داستان‌های شاهنامه نیز از طریق روایت و انتقال سینه‌به‌سینه به نسل‌های بعد رسیده است.

کاموربخشایش اظهار داشت: روایت به شکل‌گیری حافظه جمعی انسان کمک می‌کند و اجازه نمی‌دهد تجربه‌های تاریخی به فراموشی سپرده شوند. در حقیقت، حافظه فردی هنگامی که از ذهن انسان خارج و به جامعه منتقل می‌شود، می‌تواند به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شود و مجموعه این روایت‌ها، هویت جمعی ما را شکل می‌دهد.

ادبیات، هنر و سینما بر پایه روایت شکل می‌گیرند

کامور بخشایش با اشاره به پیوند روایت و هنر اظهار داشت: ادبیات و هنر نیز بر پایه روایت شکل می‌گیرند. سینما، داستان، ادبیات و بسیاری از گونه‌های هنری، به نوعی با روایت ارتباط دارند. وقتی روایت به تصویر تبدیل می‌شود، سینما شکل می‌گیرد و هنگامی که روایت با تخیل و عناصر داستانی همراه می‌شود، داستان پدید می‌آید. بنابراین، روایت چیزی فراتر از خاطره‌نگاری است و تعامل میان روایت و هنر، موضوع بسیار مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

وی با اشاره به دیدگاه ارسطو در این زمینه گفت: این نگاه ریشه در اندیشه ارسطویی نیز دارد؛ اینکه انسان زندگی را از طریق روایت درک می‌کند و به آن معنا می‌دهد. انسان برای فهم تجربه‌های خود و ارتباط دادن آنها به یکدیگر، به روایت نیاز دارد.

جنگ؛ دو میدان نظامی و روایی

این نویسنده با تأکید بر نقش روایت در جنگ گفت: اگر بخواهیم درباره نقش روایت در جنگ سخن بگوییم، باید توجه کنیم که هر جنگ، دو میدان دارد؛ یک میدان نظامی و یک میدان روایی. در میدان نظامی، نیرو‌ها حمله یا دفاع می‌کنند و جنگ در مقطعی به پایان می‌رسد؛ اما اینکه این جنگ و مفاهیم و رخداد‌های آن چگونه به نسل‌های بعد و افکار عمومی منتقل شود، موضوع روایت است.

وی تصریح کرد: روایت می‌تواند واقعیت را منتقل کند یا حتی آن را وارونه نشان دهد. امروز با روایت‌های وارونه‌ای مواجه هستیم که تلاش می‌کنند یک واقعیت را بر اساس معنایی خاص به عنوان واقعیت عینی به مخاطب منتقل کنند.

کامور بخشایش افزود: نمونه روشن این مسئله را می‌توان در روایت‌هایی مشاهده کرد که برخی سیاستمداران و جریان‌های سیاسی درباره جنگ‌های اخیر ارائه می‌کنند. گاهی مجموعه‌ای از رخداد‌ها به شکلی خاص کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا معنایی مشخص به مخاطب القا شود. این همان قدرت روایت است.

پس از پایان جنگ، نبرد روایت آغاز می‌شود

وی با اشاره به جنگ ۱۲روزه و جنگ اخیر منطقه اظهار داشت: اکنون جنگ ۱۲روزه پایان یافته و اسناد و مدارک مربوط به آن در حال جمع‌آوری است؛ اما مسئله اصلی این است که چه روایتی از این جنگ به نسل آینده منتقل خواهد شد.

کاموربخشایش عنوان کرد: ممکن است در میدان نظامی به پایان برسد، اما روایت آن تازه آغاز می‌شود. جنگ دیگر تکرار نمی‌شود، اما آنچه از جنگ می‌شنویم و می‌خوانیم، معنای ذهنی ما را درباره آن شکل می‌دهد.

وی خاطرنشان کرد: نسلی که جنگ را ندیده است، جنگ را از طریق روایت خواهد شناخت. ما نیز بسیاری از جنگ‌های تاریخی را ندیده‌ایم و شناخت ما از آنها بر اساس اسناد، ادبیات، تاریخ، فیلم و روایت‌هایی است که به ما منتقل شده است. این مسئله نشان می‌دهد که روایت تنها وسیله‌ای برای بیان حوادث جنگ نیست؛ بلکه بخشی از خود جنگ است.

جنگ روایت‌ها؛ منازعه بر سر معنا

کامور بخشایش تأکید کرد: روایت، میدان منازعه بر سر معناست. ممکن است یک طرف خود را پیروز و طرف مقابل را شکست‌خورده معرفی کند و طرف دیگر دقیقاً روایتی معکوس ارائه دهد. در چنین شرایطی، مسئله تنها این نیست که چه اتفاقی افتاده، بلکه مهم است که این اتفاق چگونه معنا شود.

وی ادامه داد: دشمنان ما نیز در حال تولید روایت هستند. آنها برای ثبت و بازنمایی رخدادها، اسناد و داده‌های فراوانی جمع‌آوری می‌کنند و در قالب‌های مختلف ادبی، هنری و رسانه‌ای، روایت مورد نظر خود را ارائه می‌دهند. این مسئله نشان می‌دهد که جنگ با پایان عملیات نظامی تمام نمی‌شود. جنگ در حافظه مردم ادامه پیدا می‌کند و این روایت است که تعیین می‌کند این جنگ در حافظه تاریخی مردم چگونه ثبت شود.

روایت و تأثیرگذاری بر افکار عمومی

این نویسنده با اشاره به نقش روایت در شکل‌دهی به افکار عمومی گفت: قدرت‌های بزرگ در عرصه‌های مختلف برای تأثیرگذاری بر ذهن مخاطب سرمایه‌گذاری می‌کنند. یکی از مهم‌ترین این عرصه‌ها هنر است و هنر نیز در بسیاری از موارد بر پایه روایت شکل می‌گیرد.

وی تاکید کرد: فیلم، رمان و ادبیات می‌توانند یک حادثه تاریخی را از زاویه‌ای خاص روایت کنند و به مخاطب معنایی مشخص بدهند. برای نمونه، وقتی یک واقعه تاریخی در قالب یک فیلم یا رمان روایت می‌شود، مخاطب صرفاً با مجموعه‌ای از حوادث روبه‌رو نیست؛ بلکه معنایی را دریافت می‌کند که نویسنده یا فیلمساز از کنار هم قرار دادن آن حوادث ساخته است.

وی افزود: بنابراین در دوره‌ای قرار داریم که جنگ روایت‌ها بسیار جدی است. هدف این جنگ می‌تواند تغییر ذهن مخاطب، تغییر نگاه نسل آینده و اثبات حقانیت یک طرف باشد.

روایت باید معنا داشته باشد

کامور بخشایش تصریح کرد: اینکه فقط بگوییم چه اتفاقی در جنگ افتاده، کافی نیست. مهم این است که بتوانیم معنای این اتفاقات را منتقل کنیم. زمانی که یک خاطره را می‌خوانیم، انتظار داریم در پایان به یک معنا یا انگیزه برسیم.

وی با اشاره به مفهوم «معنا» در تجربه رنج و اسارت گفت: اگر انسان برای زندگی و رنج خود هدف و معنا داشته باشد، می‌تواند رنج را تحمل کند. بسیاری از آزادگان و اسرا در شرایط دشوار توانستند مقاومت کنند، زیرا برای رنج و سختی خود معنا پیدا کرده بودند.

این نویسنده گفت: روایت خاطرات جنگ و اسارت نیز باید بتواند این معنا را به مخاطب منتقل کند. اگر تنها مجموعه‌ای از حوادث را کنار هم قرار دهیم، ممکن است مخاطب صرفاً با یک سلسله اتفاق مواجه شود؛ اما زمانی که این اتفاقات دارای معنا و هدف باشند، روایت می‌تواند بر مخاطب اثر بگذارد.

اهمیت ثبت صدای انسان در جنگ

این نویسنده با تأکید بر اهمیت روایت انسانی از جنگ اظهار داشت: روایت جنگ فقط ثبت عملیات‌ها، حوادث و وقایع نظامی نیست؛ روایت، صدای انسان‌های درگیر جنگ را حفظ می‌کند.

اگر روایت نباشد، از دفاع مقدس چیزی جز مجموعه‌ای از اسناد تاریخی باقی نمی‌ماند. این روایت است که صدای رنج انسان، صدای مجروح، درد مادر و رنج سال‌ها انتظار خانواده‌ها را به نسل‌های بعد منتقل می‌کند.

وی افزود: چگونه می‌توان انتظار مادری را که ۲۵ یا ۳۰ سال چشم‌به‌راه فرزند خود بوده است، برای نسل آینده قابل لمس کرد؟ این کار از طریق روایت امکان‌پذیر است. روایت می‌تواند لحظه‌به‌لحظه این انتظار، رنج و امید را به مخاطب منتقل کند و بر افکار عمومی اثر بگذارد.

روایت؛ مسئولیت امروز ما در برابر فردای تاریخ

کامور بخشایش در ادامه با اشاره به جنگ‌های اخیر گفت: ما در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان با مجموعه‌ای از رخداد‌ها و تجربه‌های انسانی مواجه هستیم که نیازمند روایت هستند. این روایت‌ها بخشی از تجربه انسانی و اطلاعات تاریخی ما را جمع‌آوری و منتقل می‌کنند.

این پژوهشگر گفت: ما در برابر تاریخ فردا مسئولیم و باید پاسخ دهیم که چه چیزی و با چه مفهومی از جنگ‌های امروز به آیندگان منتقل کرده‌ایم. شکست‌ها، پیروزی‌ها، امیدها، اضطراب‌ها و لحظات دشوار جنگ باید به شکلی روایت شوند که نسل آینده بتواند حقیقت و معنای این تجربه را درک کند.

وی گفت: پیش از جنگ، برخی مفاهیم ممکن است اهمیت چندانی نداشته باشند؛ اما یک حادثه می‌تواند به آنها معنای تازه‌ای بدهد. نمونه آن را می‌توان در روایت‌هایی مشاهده کرد که در جریان جنگ اخیر درباره پرچم و هویت ملی شکل گرفت. این روایت‌ها توانستند معنای پرچم و هویت مرتبط با آن را در ذهن جامعه برجسته کنند.

روایت می‌تواند زندگی را تحت تأثیر قرار دهد

کامور بخشایش در پایان خاطرنشان کرد: روایت بر زندگی انسان تأثیر می‌گذارد و حتی می‌تواند رفتار اجتماعی را تغییر دهد. برای نمونه، هنگامی که در فضای جنگ، روایتی منتشر می‌شود مبنی بر اینکه قرار است در یک شب تمام زیرساخت‌ها مورد حمله قرار گیرد، همین روایت می‌تواند بر احساسات و رفتار مردم تأثیر بگذارد؛ ممکن است باعث ترس، نگرانی یا افزایش حساسیت عمومی شود.

وی گفت: بنابراین، روایت صرفاً بازگویی یک حادثه نیست؛ بلکه معنا دادن به حادثه و تأثیرگذاری بر ذهن و زندگی انسان است. هر جنگی دو نبرد دارد: نبرد نظامی و نبرد روایی. ممکن است در میدان نظامی شکست یا پیروزی رخ دهد، اما اگر روایت یک حادثه بتواند معنای آن را در ذهن جامعه تغییر دهد، آثار آن می‌تواند بسیار فراتر از میدان نبرد باشد.

از این رو، امروز بیش از هر زمان دیگری به روایت‌های دقیق، مستند، انسانی و معنادار از جنگ‌های اخیر نیاز داریم؛ روایت‌هایی که هم حقیقت رخداد‌ها را حفظ کنند و هم تجربه انسانی، رنج، مقاومت، امید و هویت جامعه را به نسل آینده منتقل سازند.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها