وقتی دیپلماسی قربانی سیاست فشار میشود!
گروه سیاسی دفاعپرس: رفتار اخیر آمریکا در قبال حضور رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در وین را نمیتوان صرفاً یک اختلاف اداری یا موضوعی مربوط به روادید تلقی کرد. وقتی مقام عالیرتبه مسئول پرونده هستهای یک کشور برای شرکت در مهمترین نشست سالانه نهاد تخصصی سازمان ملل در حوزه انرژی اتمی با مانع مواجه میشود، موضوع فراتر از یک تصمیم کنسولی است و باید آن را در چارچوب سیاست گستردهتر فشار واشنگتن علیه جمهوری اسلامی ایران تحلیل کرد.

محمد اسلامی قرار بود در کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین حضور داشته باشد؛ نشستی که فلسفه وجودی آن فراهم کردن بستری برای گفتوگو میان کشورهای عضو، بررسی مسائل فنی و تقویت همکاریهای هستهای صلحآمیز است. طبیعی است که حضور مسئول عالیرتبه هستهای ایران در چنین اجلاسی نه یک امتیاز سیاسی برای تهران، بلکه بخشی از روند معمول تعامل میان یک کشور عضو و نهاد بینالمللی مسئول نظارت بر فعالیتهای هستهای آن است.
با این حال، جلوگیری از ورود اسلامی به اتریش، آن هم در شرایطی که پرونده هستهای ایران یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث در محافل بینالمللی است، این پرسش را ایجاد میکند که اگر قرار است حتی امکان حضور و گفتوگوی مستقیم مسئولان دو طرف محدود شود، اساساً واشنگتن چگونه انتظار دارد اختلافات موجود از مسیر دیپلماسی حلوفصل شود؟
مسئله اصلی همین تناقض آشکار است. آمریکا از یک سو دائماً از مذاکره، نظارت بینالمللی و ضرورت حل اختلافات از مسیر دیپلماتیک سخن میگوید و از سوی دیگر، در عمل تلاش میکند فضای تعامل ایران با نهادهای بینالمللی را محدود کند. این دو رفتار در کنار یکدیگر قابل جمع نیستند.
اگر آمریکا واقعاً معتقد است درباره برنامه هستهای ایران نگرانیهای جدی وجود دارد، منطقیترین راه برای پیگیری این نگرانیها، استفاده از سازوکارهای فنی و دیپلماتیک است؛ نه جلوگیری از حضور مقام مسئول ایرانی در نشستی که دقیقاً برای گفتوگو و همکاری میان اعضای آژانس تشکیل شده است.
این اقدام همچنین تصویری روشن از یک مشکل قدیمی در سیاست خارجی آمریکا ارائه میدهد: واشنگتن در بسیاری از موارد به جای آنکه از ظرفیت نهادهای بینالمللی برای حل اختلاف استفاده کند، تلاش میکند همان نهادها و فضای پیرامون آنها را به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل کند. نتیجه چنین رویکردی نیز چیزی جز فرسایش اعتماد و پیچیدهتر شدن مسیر مذاکرات نخواهد بود.
از منظر ایران نیز این اتفاق باید جدی گرفته شود، اما نه با واکنشی احساسی. تهران باید از چنین رفتارهایی برای نشان دادن تناقض میان ادعا و عمل آمریکا استفاده کند. اگر واشنگتن مدعی است مسیر دیپلماسی همچنان باز است، باید توضیح دهد که چرا حتی حضور مسئول عالیرتبه هستهای ایران در یک نشست رسمی بینالمللی باید با مانع مواجه شود.
در این میان، رفتار آمریکا بیش از آنکه نشانه قدرت دیپلماتیک باشد، نشانه تداوم همان سیاستی است که سالها بر مبنای فشار حداکثری، تحریم، محدودسازی و تلاش برای منزوی کردن ایران دنبال شده است. مشکل اینجاست که فشار حداکثری الزاماً به نتیجه حداکثری منجر نمیشود. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که اعمال فشار بدون فراهم کردن مسیر معتبر برای گفتوگو، معمولاً اختلافات را حل نمیکند؛ بلکه طرف مقابل را به سمت اتخاذ سیاستهای مقاومتی بیشتر سوق میدهد.
آمریکا اگر واقعاً به دنبال جلوگیری از تشدید بحران هستهای است، باید بداند که بستن مسیرهای ارتباطی و ایجاد مانع برای حضور مسئولان ایرانی در مجامع بینالمللی دقیقاً در جهت عکس این هدف عمل میکند. دیپلماسی زمانی معنا دارد که حتی در اوج اختلاف نیز امکان گفتوگو باقی بماند.
از این منظر، جلوگیری از حضور اسلامی در وین را باید یک نشانه دیگر از رفتار متناقض واشنگتن دانست؛ رفتاری که از یک سو شعار دیپلماسی سر میدهد و از سوی دیگر، هر زمان که فرصت فشار بر ایران فراهم شود، همان دیپلماسی را قربانی محاسبات سیاسی خود میکند.
واقعیت این است که ایران برای دفاع از حقوق هستهای و منافع ملی خود نیازی به تأیید آمریکا ندارد، اما جامعه بینالمللی نیازمند سازوکاری است که در آن اختلافات از طریق گفتوگو و قواعد روشن حلوفصل شوند. اگر قرار باشد آمریکا با استفاده از نفوذ سیاسی خود، حتی امکان حضور مقام ایرانی در یک نشست تخصصی بینالمللی را محدود کند، این پرسش بیش از گذشته مطرح خواهد شد که مشکل واشنگتن با برنامه هستهای ایران است یا اساساً با هر نوع حضور و تعامل مستقل ایران در عرصه بینالمللی؟
پاسخ به این پرسش هرچه باشد، یک نکته روشن است: دیپلماسی با فشار جایگزین نمیشود. اگر آمریکا واقعاً به دنبال حل مسئله هستهای ایران است، باید به جای کارشکنی، فشار و رفتارهای متناقض، مسیر گفتوگو را باز نگه دارد. در غیر این صورت، هر مانع جدیدی که در مسیر تعامل ایران و جامعه بینالمللی ایجاد میکند، پیش از آنکه تهران را منزوی کند، اعتبار ادعای واشنگتن درباره پایبندی به دیپلماسی را زیر سؤال خواهد برد.
انتهای پیام/381
