مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مثابه جنایتکار جنگی

رافائل گروسی با ایفای نقش شیطانی در سناریو آمریکا و اسرائیل، نقش بسیار مهمی را در وقوع دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان ایفا کرده و باید به سزای اعمالش برسد.
کد خبر: ۸۶۲۶۸۳
تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰ - 19September 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در هنگام تاسیس به‌ عنوان یک داور فنی تصور شده بود که بدون وابستگی به هیچ قدرتی، به صورت مرجعی مستقل، نظارتی جدی و بی‌طرفانه را در جهت عدم اشاعه سلاح هسته‌ای اعمال کند. اما پرونده هسته‌ای ایران در سال‌های اخیر، این تصور را به کلی درهم شکسته و مدیرکل این آژانس، «رافائل گروسی» را در مظان اتهاماتی جدی قرار داده است.

رافائل گروسی

گروسی نه تنها از سوی تهران، بلکه از سوی بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران متهم است که در قبال پرونده ایران از نقش خود به عنوان یک ناظر بی‌طرف خارج و تبدیل به عروسکی در دستان آمریکا و اسرائیل شده که با گزارش‌های بی‌اساس خود برای قطعنامه‌های تحریم و حتی اقدام نظامی، مشروعیت مصنوعی ایجاد می‌کند.

در ادامه، استدلال‌های ارائه شده از سوی تحلیلگران برای اثبات رفتار جانبدارانه گروسی بررسی خواهد شد.

۱. گزارش‌های بدون مدرک و با الفاظ مغرضانه 

در دهم خرداد ماه سال ۱۴۰۴، گروسی گزارش فصلی خود را ارائه کرد، بر طبق این گزارش، ایران حدود ۴۰۹ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد را انباشته کرده است و با ایجاد محدودیت در بازرسی بازرسان آژانس، مانع از راستی‌آزمایی ذخایر می‌شود. در نوزدهم خرداد همان سال، گروسی در شورای حکام گفت: ایران یا به پرسش‌های بازرسان آژانس پاسخ نداده یا پاسخ‌های فنی نادرست داده است.

منتقدان به یک تناقض کلیدی در سخنان گروسی اشاره می‌کنند: مدیرکل آژانس انرژی اتمی در همان گزارش اعتراف می‌کند که آژانس هیچ نشانه‌ای از یک برنامهٔ ساختاریافته برای ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران یافت نکرده است. اما در قطعنامه‌ای که شورای حکام در بیست و دوم خرداد تصویب می‌کند، این واقعیت پنهان می‌شود و عبارت «عدم امکان اثبات عدم انحراف مواد هسته‌ای» در گزارش گنجانده می‌شود.

سرگئی لاوروف صریحاً تصریح کرد که گروسی از عبارات مبهم دارای بار منفی استفاده کرده و در وین به صورت کاملا جدی تحت فشار بوده تا این عبارات را در گزارش خود بگنجاند. نتیجه این اقدام گروسی این است که عباراتی در گزارش گنجانده شده که نتیجه‌گیری را تا حد ممکن به «عدم پایبندی» نزدیک کند، حتی وقتی داده‌های فنی خودش آن را تأیید نمی‌کند.

۲. قطعنامه به‌عنوان بهانهٔ بمباران

در بیست و دوم خرداد سال ۱۴۰۴، شورای حکام آژانس قطعنامه‌ای را تصویب کرد که برای نخستین بار در ۲۰ سال گذشته «عدم پایبندی» ایران به تعهدات پادمانی «ان‌پی‌تی» را اعلام می‌کرد. تنها چند ساعت بعد و در نیمه‌شب بیست و سوم خرداد همان سال، اسرائیل با گسیل بیش از ۲۰۰ جنگنده جنگ دوازده روزه را آغاز کرد، بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در توجیه اقدام خود به داده‌های آژانس استناد کرد.

«اسماعیل بقایی»، سخنگوی وزارت امور خارجه، در اعتراض به مدیرکل آژانس انرژی اتمی تصریح کرد: «شما حقیقت را در گزارش کاملاً جانبدارانهٔ خود پنهان کردید و این امر باعث شد که انگلیس، آلمان، فرانسه و آمریکا از گزارش آژانس برای تدوین قطعنامه استفاده کردند و سپس آن قطعنامه را به‌عنوان بهانهٔ نهایی برای آغاز جنگ تجاوزکارانه علیه ایران به کار بردند.» در اصل می‌توان گفت که همه‌چیز برای آغاز یک جنگ آماده بود و تنها یک بهانهٔ رسمی لازم بود: حمله نه یک هفته بعد از رای‌گیری در شورای حکام، بلکه تنها چند ساعت پس از رأی‌گیری انجام شد.

گروسی نیز به اقدام نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران هیچ واکنش درخوری نشان نداد و تنها به جمله حداقلی «تأسیسات هسته‌ای هرگز نباید هدف حمله قرار گیرند» آن هم بدون نام بردن از اسرائیل، اکتفا کرد.

۳. سازوکار اسنپ‌بک: گزارش‌دهی فنی به‌عنوان مبنای تحریم‌ها

سازوکار اسنپ‌بک به عنوان «ترمز اضطراری» توافق هسته‌ای ایران، امکان بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل را در ۳۰ روز بدون قطعنامهٔ جدید شورای امنیت فراهم می‌کرد. گزارش‌های آژانس انرژی اتمی نقش اصلی را در این سازوکار ایفا می‌کرد. در ششم شهریور ماه سال ۱۴۰۴، فرانسه، آلمان و انگلیس، سازوکار اسنپ‌بک را با ارسال نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل آغاز کردند و به داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به‌عنوان مدرک «عدم اجرای اساسی تعهدات» از سوی ایران استناد کردند.

روسیه و چین تلاش کردند که طرحی برای تمدید برجام ارائه دهند، اما شورای امنیت آن را رد کرد. در ششم مهرماه همان سال، تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران رسماً بازگردانده‌شده تلقی شد. منتقدان اشاره می‌کنند که دقیقاً گزارش‌های گروسی به «ای ۳» (فرانسه، آلمان و انگلیس) بهانه‌های بی‌نظیری داد که استفاده از آن بهانه‌ها مبنای نامهٔ آغاز اسنپ‌بک شد. در این فرایند نیز گروسی با این که نقشی علنی را ایفا نکرد، اما در پشت صحنه با گزارش‌های خود در جهت تشدید تنش گام برداشت.

همانطور که سخنگوی وزارت خارجه در آن زمان اشاره کرد، مدیرکل آژانس، سازمانی را که اعتبارش بر شایستگی فنی، بی‌طرفی و استقلال استوار بود را به حلقه‌ای از زنجیره‌ای تبدیل کرد که گزارش‌دهی فنی را به توجیه سیاسی و توجیه سیاسی را به جنگ پیوند می‌دهد.

۴. اتکا به پلتفرم پالانتیر موزاییک: نظارت یا هدف‌گیری؟

در خرداد ۱۴۰۴، وزارت اطلاعات اسنادی را منتشر کرد که «همکاری مستقیم» گروسی با مقام‌های صهیونیست را تأیید می‌کند. این اسناد، انتقال اطلاعات محرمانه‌ای را که از طریق پلتفرم «پالانتیر موزاییک» به‌دست آمده بود، اثبات می‌کند. این پلتفرم بیش از ۴۰۰ میلیون «شیء دیجیتال»، از دفتر‌های کاری تا شبکه‌های اجتماعی کارکنان را پردازش کرده و به انجام بیش از ۶۰ بازرسی بدون اطلاع قبلی کمک کرده بود.

رسانه بلومبرگ اشاره کرده که پالانتیر به بازرسان کمک می‌کند تا ارتباطات بین افراد، مکان‌ها و مواد را تجسم کنند و این امر نگرانی تهران را برانگیخته که این ابزار برای ردیابی دانشمندان ایرانی استفاده می‌شود. این نگرانی‌ها بی‌اساس نبود. رژیم صهیونیستی تنها در نخستین روز حمله در جنگ ۱۲ روزه، چند دانشمند هسته‌ای برجسته و با استعداد ایرانی را به شهادت رساند. سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل و آمریکا داده‌های جامعی دربارهٔ متخصصان ایرانی داشتند: نه تنها نام دانشمندان و نقش آنها در برنامهٔ هسته‌ای ایران، بلکه محل کار و سکونت، حلقهٔ آشنایان و علایق شخصی آنها را می‌دانستند. همچنین مسیر‌های تردد کارشناسان و مکان‌هایی که اوقات فراغت خود را در آن می‌گذراندند زیر نظر بود.  

۵. اظهارات عمومی فراتر از مأموریت فنی

پیش‌تر در بهمن ماه سال ۱۴۰۴، سازمان انرژی اتمی ایران به صورت رسمی اعلام کرده بود که اظهارات و موضع گروسی فاقد بی‌طرفی و حرفه‌ای‌گری است و آژانس به کشور‌های غربی اجازه می‌دهد از آن برای اهداف سیاسی استفاده کنند. گروسی به‌طور منظم ارزیابی‌های خود را با بار سیاسی منتشر می‌کرد.

به عنوان مثال او اعلام می‌کرد که ۴۰۹ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی بالقوه می‌تواند برای تولید ده کلاهک هسته‌ای کافی باشد و بی‌درنگ می‌افزود که وجود ذخایر به‌خودی‌خود به معنای داشتن بمب اتمی توسط ایران نیست. رسانه‌های غربی نیز بخش اول سخنان او را منتشر، و با بی‌توجهی به قسمت دوم سخنان وی، اقدام به ایجاد پروپاگاندا در زمینه برنامه هسته‌ای ایران می‌کردند.

۶. مقایسهٔ ناعادلانه پرونده ایران با اوکراین

در شهریورماه امسال، گروسی امتناع ایران از بازرسی‌ها را با کار مداوم آژانس در اوکراین مقایسه کرد، وی در این مقایسه اظهار داشت: اوکراین هم در منطقهٔ جنگی واقع شده است، اما بازرسان ما در آنجا به فعالیت خود ادامه می‌دهند. این مقایسه در نگاه اول بی‌طرفانه به‌نظر می‌رسد، اما چیزی جز یک مغلطه زیرکانه برای فریب افکار عمومی نیست.

در اوکراین، بازرسان به صورت مستقل در نیروگاه‌های اتمی کار می‌کنند و به نظارت بر تأمین برق، حفاظت فیزیکی و جلوگیری از حوادث می‌پردازند؛ این در حالی است که در ایران، سخن از مجتمع‌های غنی‌سازی در نطنز، فردو و اصفهان است و وظیفه آژانس، بررسی مهر و موم‌ها و کنترل سطوح غنی‌سازی به شمار می‌رود.

از سوی دیگر در اوکراین، هر دو طرف با حضور آژانس موافقند. آژانس به‌عنوان میانجی عمل کرده و خواستار آتش‌بس‌های محلی برای تعمیرات می‌شود. اما در ایران، اینگونه نیست و مجلس شورای اسلامی در تاریخ چهارم تیر ۱۴۰۴ و پس از بمباران تأسیسات مورد بازرسی توسط آمریکا و اسرائیل، تعلیق همکاری با آژانس را تصویب کرد.

از سوی دیگر خود آژانس نیز تمامی بازرسان خود را پس از وقوع جنگ ۱۲ روزه از ایران فراخواند، اما هیچگاه در اوکراین به چنین اقدامی دست نزد، تهران اکنون و به درستی اشاره می‌کند که خود آژانس اقدام به قطع همکاری با ایران کرد و اکنون نمی‌تواند بدون توجه به اقدامات پیشین خود، خواستار از سرگیری ارتباط شود.

علاوه بر این، در اوکراین، آژانس میانجی بی‌طرفی است که هر دو طرف با آن همکاری می‌کنند و آژانس داده‌ای برای حملات در اختیار هیچ طرفی قرار نمی‌دهد؛ اما در ایران، گزارش‌های آژانس بخشی از زنجیره‌ای شدند که به بمباران منجر شد. همچنین جنگ روسیه و اوکراین مناقشه‌ای با انگیزه غیر هسته‌ای است و به هیچ عنوان نمی‌توان آن را با جنگ ۱۲  روزه که با بهانه هسته‌ای آغاز شد قیاس کرد.

منطق ایران کاملاً روشن است: فعالیت آژانس تا زمانی که سایه اقدام نظامی بر سر ایران سنگینی می‌کند و تهدید‌ها علیه تأسیسات هسته‌ای باقی است، غیرممکن است. همچنین نباید فراموش کرد که ایران خواستار آن شد که گروسی از آمریکا و اسرائیل بخواهد حملات علیه تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز را متوقف کنند. اما گروسی این کار را نکرد.

زنجیره‌ای که هر حلقهٔ آن اقدام گروسی است

اگر همه این مسائل را در کنار هم قرار دهیم، اتهام جانبداری بر این منطق استوار است: گروسی گزارشی با عبارات مبهم، اما با مفهومی منفی می‌نویسد، کشور‌های غربی از گزارش گروسی به عنوان مبنای قطعنامه‌های تحریمی استفاده می‌کند و به موازات آن، بهانه لازم برای حملات اسرائیل به ایران مهیا می‌شود. گروسی این اقدامات را محکوم نمی‌کند و پس از اتمام جنگ نیز با سوءاستفاده از جایگاه حقوقی خود خواستار بازرسی و یا شاید جاسوسی از برنامه هسته‌ای ایران می‌شود. 

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار