پزشکیان در سازمان ملل؛ صلحخواهی در کنار قدرت و بازدارندگی
گروه سیاسی دفاعپرس - امیر فتحی؛ مسعود پزشکیان رئیس جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل را میتوان تلاشی برای ترسیم تصویری متفاوت از ایران در یکی از مهمترین تریبونهای بینالمللی دانست؛ تصویری که در آن، ایران نه کشوری در جستوجوی جنگ و تنش، بلکه کشوری معرفی میشود که برای حفظ امنیت و استقلال خود ناگزیر از برخورداری از قدرت و بازدارندگی است.

در این روایت، مسئله اصلی تنها برنامه هستهای ایران یا اختلافات تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه موضوع بزرگتر، حق یک کشور برای دفاع از خود و تعیین مسیر امنیتی خویش است. پزشکیان در سخنان خود تلاش کرد میان «قدرت» و «تهدید» مرزی روشن ترسیم کند؛ مرزی که از نگاه او، نباید با روایتهای سیاسی و امنیتی موجود در غرب نادیده گرفته شود.
یکی از بخشهای قابل توجه سخنان رئیسجمهور ایران، دفاع از کشور در برابر اتهام حمایت از تروریسم بود. پزشکیان با اشاره به حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی از برخی اقدامات تروریستی، این پرسش را مطرح کرد که چگونه کشوری که خود را مدافع مبارزه با تروریسم معرفی میکند، در برابر چنین اقداماتی موضعی متفاوت اتخاذ میکند. او از این زاویه تلاش کرد روایت غالب درباره ایران را به چالش بکشد و تناقضهایی را که تهران در رفتار قدرتهای غربی میبیند، به افکار عمومی جهان منتقل کند.
اما شاید تصویرهایی که پزشکیان با خود به صحن مجمع عمومی برد، بیش از بسیاری از جملات، بار عاطفی و سیاسی سخنان او را منتقل میکرد. نمایش تصاویر رهبر شهید انقلاب و شهدای حملات به مدرسه میناب و لامرد، تلاش برای آن بود که موضوع امنیت و جنگ از سطح واژههای دیپلماتیک خارج شود و به تصویری انسانی از قربانیان خشونت تبدیل شود. در این روایت، پشت هر تصمیم نظامی و هر مناقشه سیاسی، انسانهایی قرار دارند که هزینه آن را میپردازند.
از سوی دیگر، پزشکیان در بخش هستهای سخنان خود بر یک دوگانه اساسی تأکید کرد: ایران از یک سو مدعی است که به دنبال سلاح هستهای نیست و از سوی دیگر، حاضر نیست دانش و فناوری هستهای خود را کنار بگذارد. او کاربردهای صلحآمیز انرژی هستهای را در حوزههایی همچون توسعه، درمان و کشاورزی یادآور شد و در عین حال تأکید کرد که توان دفاعی ایران برای دفاع از کشور است، نه تهدید دیگران.
این نگاه، در واقع قدرت را نه بهعنوان هدف، بلکه بهعنوان ابزار تعریف میکند. کشوری که خود را در معرض تهدید میبیند، برای آنکه امنیتش صرفاً وابسته به اراده دیگران نباشد، به دنبال ایجاد ظرفیت دفاعی و بازدارندگی است. از همین منظر بود که پزشکیان تأکید کرد ایران باید به اندازهای قدرتمند باشد که هیچ کشوری تصور نکند میتواند شهرهای ایران را هدف قرار دهد و با پاسخی مواجه نشود.
در این چارچوب، جمله دیگری از سخنان او اهمیت پیدا میکند: ایران برای دفاع از خود از کسی اجازه نمیگیرد. این جمله را میتوان بخشی از همان منطق استقلال راهبردی دانست؛ منطقی که بر اساس آن، امنیت ملی یک کشور نمیتواند به تصمیم یا رضایت قدرتهای خارجی وابسته باشد.
در عین حال، سخنان پزشکیان صرفاً بر قدرت نظامی و بازدارندگی متمرکز نبود. او همزمان اعلام کرد که ایران از جنگ هراسی ندارد، اما برای صلح نیز از مذاکره گریزان نیست. این دو گزاره در کنار یکدیگر، تصویری از سیاستی را ترسیم میکنند که در آن مذاکره و بازدارندگی الزاماً در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند. از این منظر، مذاکره زمانی معنا پیدا میکند که کشور از موضعی برخوردار باشد که بتواند منافع و امنیت خود را در آن دنبال کند.
در بخش دیگری از سخنان پزشکیان، مسئله رفتار دوگانه غرب و آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح شد. او با اشاره به وجود زرادخانه هستهای اسرائیل و در مقابل، تمرکز بازرسیهای هستهای بر ایران، این وضعیت را به چالش کشید و با بیانی صریح گفت: «بمب اتم در اسرائیل است، اما بازرسان در ایران.» فارغ از داوری درباره این استدلال، روشن است که هدف این بخش از سخنان، برجسته کردن آن چیزی بود که تهران آن را استاندارد دوگانه در نظام بینالمللی میداند.
این نگاه، موضوع هستهای ایران را از یک اختلاف فنی و حقوقی فراتر میبرد و آن را به مسئلهای درباره نظم امنیتی منطقه و نحوه توزیع قدرت در غرب آسیا پیوند میزند. از نگاه ایران، نمیتوان از امنیت منطقه سخن گفت، اما نسبت به توانمندیهای نظامی و هستهای اسرائیل همان حساسیتی را نشان نداد که در قبال برنامه هستهای ایران وجود دارد.
پزشکیان در بخش دیگری از سخنان خود، مسئله فلسطین را نیز به امنیت منطقه پیوند زد. از این منظر، دستیابی به صلح پایدار در غرب آسیا بدون حل مسئله فلسطین امکانپذیر نیست. همزمان، او تأکید کرد که ایران امنیت همسایگان خود را نیز در راستای منافع خود میداند. بنابراین، امنیت در این روایت صرفاً امنیت ایران در برابر دیگران نیست؛ بلکه امنیت منطقهای بهعنوان مجموعهای بههمپیوسته مورد توجه قرار میگیرد.
در نهایت، شاید بتوان محور اصلی سخنان پزشکیان را در یک گزاره خلاصه کرد: ایران خواهان جنگ نیست، اما صلح را نیز به قیمت کنار گذاشتن قدرت دفاعی، استقلال سیاسی و حقوق خود نمیخواهد.
این رویکرد بر یک منطق ساده استوار است؛ صلح پایدار الزاماً از ضعف به دست نمیآید. گاهی برای آنکه جنگ رخ ندهد، باید امکان جنگافروزی علیه خود را پرهزینه کرد. بازدارندگی دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند؛ جایی که قدرت نظامی قرار نیست برای آغاز جنگ به کار گرفته شود، بلکه برای آن است که طرف مقابل را از محاسبه غلط درباره امکان حمله بازدارد.
سخنان پزشکیان در سازمان ملل، در همین چارچوب، تلاشی برای ارائه این روایت بود که ایران میان «قدرت» و «صلح» تضادی ذاتی نمیبیند. از نگاه این روایت، قدرت زمانی مشروعیت دفاعی پیدا میکند که هدف آن جلوگیری از تجاوز باشد و مذاکره زمانی میتواند به صلح منجر شود که طرفین، استقلال و حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسند.
در نهایت، پیام تهران از این تریبون را میتوان چنین خواند: ایران از جنگ استقبال نمیکند، اما برای دفاع از خود آماده است؛ از مذاکره رویگردان نیست، اما مذاکره را جایگزین استقلال و توان دفاعی نمیکند؛ و در حوزه هستهای نیز میان دستیابی به سلاح و حفظ دانش و فناوری صلحآمیز، تفاوتی بنیادین قائل است.
شاید مهمترین بخش این روایت همین باشد؛ اینکه در جهانی که قدرتهای بزرگ همچنان نقش تعیینکنندهای در معادلات امنیتی دارند، ایران میخواهد نشان دهد که صلح را نه در غیاب قدرت، بلکه در سایه بازدارندگی و حفظ توان دفاع از خود جستوجو میکند.
انتهای پیام/381
