روایت شکلگیری فرهنگ مقاومت؛ از دفاع مقدس تا خودباوری دفاعی
گروه سیاسی دفاعپرس: برای فهم جایگاه مقاومت در روایت دفاع مقدس، باید به شرایط آغاز جنگ توجه کرد. حمله عراق به ایران در حالی آغاز شد که جمهوری اسلامی تنها مدت کوتاهی از پیروزی انقلاب اسلامی را پشت سر گذاشته بود. کشور درگیر تحولات سیاسی و اقتصادی گسترده بود و ساختارهای نظامی نیز در وضعیت متفاوتی نسبت به دوره پیش از انقلاب قرار داشتند. در چنین شرایطی، جنگ تحمیلی یک آزمون جدی برای توانایی کشور در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی خود بود.

در این شرایط، مقاومت به معنای ادامه دادن دفاع با وجود دشواریها بود. جنگ برخلاف یک بحران کوتاهمدت، هشت سال ادامه یافت و جامعه ایران ناچار شد هزینههای انسانی، اقتصادی و اجتماعی سنگینی را تحمل کند. استمرار مقاومت در چنین شرایطی نیازمند چیزی فراتر از توان تجهیزات نظامی بود؛ نیازمند مشارکت اجتماعی، سازماندهی، انگیزه و پذیرش مسئولیت بود.
رهبر شهید آیتالله سیدعلی خامنهای در تحلیل دفاع مقدس بارها بر همین ابعاد تأکید کردهاند. در نگاه ایشان، یکی از ویژگیهای برجسته این دوره، حضور مردم و فعال شدن ظرفیتهای عمومی جامعه بود. رزمندگان در جبههها میجنگیدند و مردم در شهرها و روستاها، در قالبهای مختلف، از جبهه پشتیبانی میکردند. این شبکه گسترده اجتماعی امکان استمرار مقاومت را فراهم کرد.
اما اهمیت دفاع مقدس تنها به مقاومت در برابر حمله نظامی محدود نمیشود. یکی از نتایج مهم این تجربه، افزایش اعتماد به تواناییهای داخلی بود. کشوری که در ابتدای جنگ با محدودیتهای جدی در زمینه تجهیزات و امکانات مواجه بود، در طول سالهای جنگ تلاش کرد بخشی از نیازهای خود را با تکیه بر ظرفیت داخلی تأمین کند. همین تجربه به تدریج موجب شکلگیری و تقویت تواناییهایی در حوزههای مختلف دفاعی شد.
از این منظر، دفاع مقدس را میتوان یکی از مراحل مهم شکلگیری خودباوری دفاعی در جمهوری اسلامی دانست. تجربه جنگ نشان داد که وابستگی کامل به تجهیزات و حمایت خارجی، نمیتواند تضمینکننده امنیت یک کشور باشد. در نتیجه، توسعه توان داخلی و تربیت نیروی انسانی متخصص به یکی از ضرورتهای اساسی تبدیل شد.
در بیانات رهبر شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، این تجربه بارها به عنوان یکی از درسهای دفاع مقدس مورد توجه قرار گرفته است. از نگاه ایشان، جنگ علاوه بر خسارتها، ظرفیتهایی را نیز در کشور فعال کرد. نیروهای جوان وارد میدان شدند، تجربه کسب کردند و در حوزههای مختلف نظامی و فنی رشد کردند. این فرآیند بعدها در توسعه توان دفاعی کشور نیز اثرگذار شد.
یکی دیگر از عناصر مهم مقاومت در دفاع مقدس، مسئله «اعتماد به مردم» بود. مقاومت صرفاً با تصمیم ساختارهای رسمی امکانپذیر نبود. حضور داوطلبانه جوانان، فعالیت بسیج، پشتیبانی خانوادهها و مشارکت گروههای مختلف اجتماعی نشان داد که توان دفاعی یک کشور فقط در تجهیزات نظامی آن خلاصه نمیشود.
به همین دلیل، دفاع مقدس در روایت رهبر شهید، تجربهای چندلایه است. یک لایه آن جنگ نظامی است؛ لایه دیگر، مشارکت اجتماعی مردم؛ لایه سوم، رشد تواناییهای داخلی؛ و در نهایت، شکلگیری یک تجربه تاریخی از ایستادگی در برابر فشار خارجی.
این تجربه بعدها در ادبیات سیاسی جمهوری اسلامی با مفهوم «مقاومت» پیوند خورد. البته مقاومت را نمیتوان صرفاً به معنای جنگیدن یا استفاده از قدرت نظامی تعریف کرد. در معنای گستردهتر، مقاومت به معنای حفظ توان تصمیمگیری مستقل، تسلیم نشدن در برابر فشار و تلاش برای حفظ منافع و امنیت کشور است.
در همین چارچوب، دفاع مقدس به یک منبع تاریخی برای فهم مفهوم مقاومت تبدیل شده است. تجربه آن دوران نشان داد که یک کشور در شرایط فشار میتواند با ترکیب توان نظامی، مشارکت اجتماعی، مدیریت سیاسی و استفاده از ظرفیتهای داخلی، امکان ادامه حیات و دفاع را حفظ کند.
یکی از نکات مهم در این زمینه، تفاوت میان «مقاومت» و «جنگطلبی» است. تجربه دفاع مقدس از اساس در واکنش به تجاوز نظامی عراق شکل گرفت. بنابراین، مفهوم مقاومت در این چارچوب به معنای دفاع در برابر تجاوز و حفظ استقلال کشور است، نه مطلوب دانستن جنگ بهعنوان یک هدف مستقل.
این تفکیک برای فهم دقیق میراث دفاع مقدس اهمیت دارد. هدف از بازخوانی مقاومت، تقدیس جنگ نیست؛ بلکه مطالعه تجربهای تاریخی است که نشان میدهد جامعه ایران چگونه در برابر یک جنگ طولانی واکنش نشان داد و چه ظرفیتهایی را برای مقابله با فشار خارجی فعال کرد.
از سوی دیگر، مقاومت در تجربه دفاع مقدس بدون فداکاری مردم امکانپذیر نبود. شهدا، جانبازان، آزادگان، رزمندگان و خانوادههای آنان هزینههای سنگینی پرداخت کردند. به همین دلیل، هنگامی که از «فرهنگ مقاومت» سخن گفته میشود، باید هزینه انسانی آن نیز مورد توجه قرار گیرد. مقاومت صرفاً یک واژه سیاسی نیست؛ در دفاع مقدس، این مفهوم با زندگی و سرنوشت هزاران خانواده ایرانی پیوند خورد.
در نگاه رهبر شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، یکی از وظایف مهم در قبال دفاع مقدس، انتقال این تجربه به نسلهای جدید است. نسل جدید باید بداند که مقاومت چگونه شکل گرفت، چه هزینههایی داشت و چگونه مردم و نیروهای مسلح در کنار یکدیگر توانستند کشور را از یک جنگ طولانی عبور دهند.
این انتقال تجربه زمانی مؤثر خواهد بود که دفاع مقدس صرفاً به مجموعهای از شعارها تبدیل نشود. باید درباره تصمیمها، دشواریها، ضعفها، موفقیتها، ابتکارات و هزینههای آن دوره نیز سخن گفت. شناخت واقعی دفاع مقدس زمانی شکل میگیرد که هم ابعاد نظامی و هم ابعاد اجتماعی و انسانی آن مورد توجه قرار گیرد.
در نهایت، دفاع مقدس را میتوان یکی از مهمترین تجربههای تاریخی ایران در زمینه مقاومت در برابر تجاوز خارجی دانست. این تجربه نشان داد که قدرت دفاعی فقط از تجهیزات نظامی به وجود نمیآید؛ بلکه به مشارکت مردم، اعتماد به نیروهای داخلی، تربیت نیروی انسانی، سازماندهی اجتماعی و توانایی تحمل فشار نیز وابسته است.
از این منظر، آنچه از دفاع مقدس برای امروز باقی مانده، صرفاً خاطره یک جنگ نیست؛ بلکه مجموعهای از تجربهها درباره استقلال، خودباوری، مسئولیت اجتماعی و مقاومت در برابر فشار است. در روایت رهبر شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، این تجربه تاریخی باید شناخته و منتقل شود تا نسلهای بعد بتوانند درک دقیقتری از چگونگی شکلگیری توان دفاعی و اجتماعی کشور در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ معاصر ایران داشته باشند.
انتهای پیام/381
