رمضانی: مسئولان فرهنگی به اقتضای جنگ عمل نکردند/ حق نداشتیم نمایشگاه کتاب تهران را تعطیل کنیم
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، علی رمضانی، مدیرعامل باغ کتاب تهران، همزمان با فرارسیدن هفته دفاع مقدس و در آستانه گرامیداشت یاد و خاطره حماسهآفرینیهای ملت ایران در دوران دفاع مقدس، با حضور در خبرگزاری دفاع مقدس از بخشهای مختلف این مجموعه بازدید کرد.

رمضانی در ادامه این دیدار در گفتوگویی با خبرنگار دفاعپرس، درباره فعالیتهای باغ کتاب، برگزاری رویداد «اردیبهشت کتاب»، ضرورت برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، وضعیت کتابخوانی در کشور، مسائل حوزه نشر و کاغذ و همچنین جایگاه ادبیات دفاع مقدس به بیان دیدگاههای خود پرداخت که در ادامه میخوانید؛
دفاعپرس: از رویداد «اردیبهشت کتاب» شروع کنیم؛ این رویداد با استقبال نویسندگان، ناشران و منتقدان همراه شد، اما در عین حال برخی آن را نوعی جایگزین یا حتی تقابل با نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران تلقی کردند. ایده شکلگیری این رویداد چه بود و اساساً چه تفاوتی میان «اردیبهشت کتاب» و نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران وجود دارد؟
اولاً هفته دفاع مقدس را تبریک عرض میکنم و باید بگویم رخدادهای یک سال گذشته کشور نشان داد که شعار «دفاع همچنان ادامه دارد» صرفاً یک شعار نیست و دفاع همچنان ادامه دارد. همچنین یاد و خاطره شهدای عزیز جنگ دوازدهروزه، بهویژه شهید عزیزی که در این مجموعه فعالیت داشت، سرکار خانم افشردی را گرامی میدارم. امیدوارم خداوند همه ما و همه آرزومندان را به جمع شهدا ملحق کند.
هر کار جدیدی که در کشور صورت میگیرد ممکن است تعابیر مختلفی از آن شود. درخصوص «اردیبهشت کتاب» ما دو منبع داریم که میتوانیم به آن مراجعه کنیم تا ببینیم این برداشتها چقدر درست یا نادرست است. منبع اول، نیت برگزارکنندگان است؛ یعنی آنچه در کار، شعار و منش برگزارکنندگان میتوان مشاهده کرد. رویداد «اردیبهشت کتاب» در هوای کتابخوانترین رهبر دنیا برگزار شد و تلاش کرد آن خاطره جمعی ایرانیان را که سال به سال به دست رهبر شهید انقلاب آبیاری شده بود، زنده نگه دارد؛ خاطرهای از یک رویداد فرهنگی به نام نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران که ابتدا نهال بود، بعد آبیاری شد و به یک درخت و بدنهای قابل اتکا و قابل مراجعه تبدیل شد.
البته اریبهشت کتاب با سرمایه ملی دیگری به نام نمایشگاه کتاب تهران، تمایزهایی داشت. هرکس یک بار به نمایشگاه کتاب تهران رفته باشد و در همان ایام به باغ کتاب تهران مراجعه کرده باشد، متوجه میشود که این دو رویداد از نظر نحوه برگزاری، اهداف، مخاطبان و موضوعات مختلف، تفاوتهای اساسی دارند؛ هرچند جان هر دو کار، پرداختن به کتاب است. اگر کسی احساس کند «اردیبهشت کتاب» پاسخی به خلأ کتابخواهی مردم ایران در آن بازه زمانی بوده، برداشت درستی دارد؛ اما اگر تصور کند این رویداد قرار بوده جای رویداد دیگری را پر کند، به نظرم ارزیابی دقیقی نیست.
اگر نمایشگاه کتاب تهران برگزار میشد، یک رکورد تاریخی ثبت میکرد

اجازه بدهید یک سؤال را با هم مطرح کنیم؛ اگر نمایشگاه کتاب تهران برگزار میشد، مردم چه برخوردی با این نمایشگاه داشتند؟ ما با یک رویداد سیوچند دورهای مواجه هستیم و دو ماه پس از شهادت رهبر شهید انقلاب، موج عمومی جامعه به سمت رفتارها، تمایلات و تأکیداتی گرایش داشت که ایشان ایجاد کرده بودند. اگر نمایشگاه کتاب در آن شرایط برگزار میشد، به نظرم یک رکورد تاریخی ثبت میکرد که در دنیا نیز قابل افتخار بود؛ همانگونه که مجموعه باغ کتاب تهران در آن مقطع چنین رکوردی را ثبت کرد.
سؤال: با این توضیحات، آیا از نظر شما برگزار نشدن نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در آن مقطع تصمیم درستی نبود؟
به نظرم اگر برگزار میکردیم، امروز این حرف را میدیدیم. چرا الان، بعد از چند ماه، این حرف را میزنم؟ چون در روزها گذشته این ایام جامعه با رخدادهایی مواجه شد که ممکن است بعضی از فعالیتهای عادی ما را دچار خلل کند. مهمترین اخلال، اخلال در نظام محاسباتی مسئولان کشور است؛ اینکه تصور کنند با برگزار نکردن یک رویداد عمومی، دارند از مسائلی مانند جان افراد و موضوعات دیگر پاسداری میکنند، حال آنکه این یک قدم به عقب است. ما در جنگ دوازدهروزه و در جنگ چهلروزه هیچوقت اجازه ندادیم باغ کتاب به تعطیلی کشانده شود. در جنگ دوازدهروزه، ساعاتی مجموعه را باز کردیم و برنامهای طراحی کردیم که مردم از آن استقبال کردند. ظرف شش روز، چهار هزار نفر از مردم همراه خانوادهها و فرزندانشان به باغ کتاب آمدند.
حق نداشتیم نمایشگاه کتاب تهران را تعطیل کنیم
خیلیها سؤال میکردند چرا این کار را انجام میدهید. تعبیر ما این بود که مگر میشود پناهگاه فرهنگی شهر تعطیل باشد؟ حالا میگوییم چرا پناهگاه مهمی مثل نمایشگاه کتاب تهران تعطیل شد؟ این یک پناهگاه اجتماعی است و ما حق نداریم آن را تعطیل کنیم. بحثهای مختلفی مانند ایمنی، امنیت و منابع مالی مطرح میشود. همه این مسائل قابل حل است؛ فقط لازم است اراده برگزاری این رویداد وجود داشته باشد تا یک موج بازگشت اجتماعی با برگزاری نمایشگاه کتاب رقم بخورد.
مطالبه مهم اهل فرهنگ از مسئولان دستگاههای فرهنگی کشور این است که به اقتضای زمان جنگ عمل کنند. اقتضای زمان جنگ مانند اقتضای زمان صلح نیست. در جنگ چهلروزه، باغ کتاب تهران از بیستوسوم اسفندماه باز بود. شما میدانید محل قرارگیری باغ کتاب تهران یک محل سوقالجیشی خاص است، اما اگر این رخداد مورد تأیید عموم قرار نمیگرفت و رسانهها آن را تأیید نمیکردند، چرا مردم استقبال کردند و آمدند؟
مردم احتیاج داشتند و آمدند. ما حق نداریم مانند آب، برق، گاز، نان و سایر کالاهای اساسی، کالای فرهنگ را از مردم دریغ کنیم. در زمان جنگ مسئولان کشور باید اینگونه نگاه کنند. ما تلاش کردیم با همین نگاه مجموعه خودمان را باز نگه داریم و رویدادهای مختلفی را با هماهنگی بخش بزرگی از نویسندگان، ناشران و تشکلهای نشر برگزار کنیم و با استقبال عجیب مردم مواجه شدیم. در کمترین برآوردها، آمارها نشان میدهد که در ایام «اردیبهشت کتاب» و در آن ۱۶، ۱۷ روز، حداقل میزبان ۸۰۰ هزار نفر از بازدیدکنندگان بودیم که این میزان در تاریخ باغ کتاب بینظیر است.
استقبال از «اردیبهشت کتاب» فراتر از انتظار بود
دفاعپرس: این آمار ۸۰۰ هزار نفر مربوط به بازدیدهای اضافه بر مراجعه عادی باغ کتاب است یا مجموع بازدیدها را شامل میشود؟
در ایام عادی، در یک ماه ممکن است مثلاً یکهشتم یا یکدهم این تعداد بازدیدکننده داشته باشیم. در ایام عادی فاصله قابل توجهی با این رقم داریم. هنوز از ایام جنگ فاصله زیادی نگرفتهایم و در همان مهلت ۶۰ روزه بودیم که «اردیبهشت کتاب» را برگزار کردیم. اتفاقاً مردم بیش از ایام دیگر استقبال کردند. بعضی برآوردها میگویند مردم در حال حاضر با مشکلات اقتصادی مواجهاند و طبیعتاً کالای فرهنگ و مجموعه کالاهای فرهنگی باید زودتر از سبد مصرفی آنان خارج شود، اما این رویداد نشان داد که با نقطهگذاری دقیق و به عنایت خدای متعال و مدد روح بلند امام شهید ما که کتابخواه و کتابخوانترین رهبر دنیا بودند و جامعه را کتابخوان میخواستند، مردم به شکل عجیبی از خرید کتاب استقبال کردند و مجموع آمارها را تغییر دادند.
امروز که در اوایل شهریورماه هستیم، باغ کتاب تهران مجموع فروش ریالی کل سال گذشته خود را پشت سر گذاشته و در یکی دو روز آینده، یعنی در اوایل مهرماه، مجموع فروش تعدادی کل سال گذشته را نیز پشت سر خواهد گذاشت. این نشان میدهد وقتی شما به مردم اطمینان میدهید که در شرایط جنگ، اضطرار و بحران آنها را رها نمیکنید، اقبال مردم به شما بیشتر میشود.

نمایشگاه کتاب؛ میراثی که نباید تضعیف شود
دفاعپرس: با توجه به اینکه همچنان زمزمههایی درباره برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در ماههای آینده وجود دارد، آیا فکر میکنید چنین نمایشگاهی در شرایط فعلی میتواند همان کارکرد و میزان اثرگذاری نمایشگاهی که در اردیبهشت برگزار میشد را داشته باشد؟
یک نکته دیگر را هم باید عرض کنم. ما در حوزه فرهنگ باید از رویدادهای جدیدی که به تقویم فرهنگی کشور اضافه میشوند استقبال کنیم. اگر کسی احساس کند یک رویداد قرار است جای رویداد دیگری را بگیرد، نشان میدهد شناخت درستی از نقشه فرهنگی کشور و میزان اشباع فرهنگی و مصرف فرهنگی در کشور ندارد. ما هنوز فاصله زیادی داریم تا بتوانیم نیاز اولیه مردم را در دسترسپذیری کالای فرهنگی برآورده کنیم.
میخواهم خاطرهای از رهبر شهید انقلاب در بازدید سال ۱۴۰۳ از نمایشگاه کتاب نقل کنم. هنگامی که ایشان به یک غرفه رسیدند، خدمت ایشان عرض شد نویسندهای که در غرفه حضور دارد، پرفروشترین نویسنده بخش مجازی نمایشگاه در سال گذشته بوده است. ایشان از آن نویسنده پرسیدند چه چیزی چاپ میکنید و موضوع کارتان چیست؟ نویسنده توضیح داد که در حوزه تربیتی، آمادگیهای پیش از ازدواج، ازدواج، تربیت فرزند، مسائل خانواده و موضوعات اینچنینی مبتنی بر مبانی اسلامی فعالیت میکند و درباره نحوه مسئلهیابی و پرداخت آثارش توضیحاتی ارائه کرد. ایشان با دلخوشی و خوشایندی گوش میکردند و کتابها را ورق میزدند. سپس خطاب به یکی از مسوولین دفتر فرمودند که ما در مسئله توزیع مشکل داریم؛ مردم از محتوای خوب استقبال میکنند، اما هنوز نتوانستهایم محتوای خوب را به دست آنها برسانیم.
این نگاه کجا با اینکه شما یک رویداد را در گوشهای از پایتخت را مساوی با یک پرچم بلند و پرافتخار مثل نمایشگاه کتاب تهران بدانید؟ این دو قطعاً دو مسیر هستند. مسیر نخست، مسیر تخفیف دادن فضای فرهنگی و تحقیر کردن فضای فرهنگی کشور است و مسیری که رهبر شهید انقلاب پیش روی ما گذاشتهاند، مسیر بالا بردن و اعتلای فرهنگی کشور است؛ کما اینکه شاید سراغ نداشته باشیم که برای هیچ کالایی، در هیچ حوزهای، چه فرهنگ، چه اقتصاد و چه موضوعات دیگر، رهبر شهید انقلاب به اندازه کتاب تأکید کرده باشند.
ضرورت تداوم نمایشگاه بینالمللی کتاب
دفاعپرس: بنابراین فارغ از زمان برگزاری، اصل برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را ضروری میدانید؟
درباره زمانش نمیتوانیم اظهار نظر کنیم، اما درباره ضرورتش حتماً میتوانیم بگوییم که این رویداد برای کشور ضروری است. این رخداد مهم بینالمللی را نباید اجازه دهیم تضعیف شود. این میراث نسلی ماست. سیوچند دوره، برگزار شده و مگر میشود به این سادگی با آن برخورد کنیم؟ در دوره کرونا اقتضایی وجود داشت و آن اقتضا یکی دو سال رعایت شد. بعد از آن، وقتی وارد مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شدیم، تمام تلاشمان را کردیم. در سال ۱۴۰۱ مجموعه ستاد کرونا در کشور که در دولت شهید رئیسی توانسته بود موضوعات مربوط به مرگومیر ناشی از کرونا را کاهش دهد، در ابتدا مخالف برگزاری بود، اما وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مجموعه دستاندرکاران تلاش کردند این مجموعهها را قانع کنند که باید نمایشگاه را برگزار کنیم.
اکنون وزیر آموزش و پرورش اعلام میکند که ما دومین کشوری بودیم که بیشترین تعداد تعطیلی مدارس را در ایام کرونا داشتیم؛ در حالی که دومین کشور از نظر تعداد مرگومیر و همهگیری نبودیم. این یک اختلال در تصمیمگیری در حوزه فرهنگ است و باید تلاش کنیم رویدادهای فرهنگی را برگزار کنیم. به مجموعه دستاندرکاران برگزاری نمایشگاه کتاب عرض میکنم که برگزاری این نمایشگاه ضروری است. پاسداشت و ارتقای آن نیز ضروری است و باید به عنوان یک میراث نسلی، آن را در نقطهای بالاتر به نسلهای بعدی تحویل دهیم، نه در نقطهای پایینتر.

از جزیرههای فرهنگی تا همافزایی
سؤال: یکی از نکاتی که درباره تعدد مراکز و مجموعههای فعال در حوزه کتاب مطرح میشود، پراکندگی فعالیتها و شکلگیری جزیرههای فرهنگی است؛ یعنی مجموعهها گاهی بدون ارتباط مؤثر با یکدیگر فعالیت میکنند. از نگاه شما برای ایجاد همافزایی میان این مجموعهها و جلوگیری از موازیکاری چه باید کرد؟
من دو نکته عرض میکنم. نکته اول اینکه باغ کتاب، به اشاره رهبر شهید انقلاب، اساساً به عنوان نمایشگاه دائمی کتاب تهران تأسیس شده است. ایشان در سال ۱۳۸۲، زمانی که به نمایشگاه تشریف بردند، فرمودند باید کاری کنیم که مردم در طول سال به تازههای نشر دست پیدا کنند؛ بنابراین رویداد «اردیبهشت کتاب» یکی از قلههای کاری باغ کتاب است و ما در طول سال، در ۳۶۰ یا ۳۶۵ روز، همین کار را با نرخ و نواخت دیگری انجام میدهیم؛ بنابراین این مسئله حتماً مختص باغ کتاب نیست.
چه من مسئول آن باشم و چه نباشم. زمانی که خودم مسئول برگزاری نمایشگاه کتاب تهران بودم، مسئول وقت باغ کتاب تهران به من گفت در روزی که نمایشگاه مجازی دوم را در بهمن ۱۴۰۰ برگزار میکنید، فروش بخش کتاب در باغ کتاب تهران یک رکورد تاریخی زده که تا آن زمان سابقه نداشته است. من اینها را رویدادهای همافزا میدانم. اگر سپهر کلان فرهنگ کشور را ببینید، باید نگاه کنید که چگونه این بخشها را به یکدیگر متصل کنید. اما درباره اینکه اینها چگونه جزایر دور از هم نباشند، معتقدم این بخشها در کشور یک پدر دارند و آن پدر باید پدر بودنش را بپذیرد و نسبت به موضوع خودش حساس باشد.
هر جا رویدادی برگزار میشود، باید خودش حضور پیدا کند؛ نه اینکه فاصله بگیرد. نباید دیگری را کنار بزند یا مانع فعالیت او شود. اگر مجموعهای کاری را برگزار میکند و مجموعه دیگری نیز کاری انجام میدهد، باید به جای رقابت منفی، یک پله بالاتر ایستاد و همافزایی ایجاد کرد. ما باید این نگاه را در کشور داشته باشیم. برای مثال، در نمایشگاه کتاب تهران آثار ناشران را به صورت غرفهبندیشده داریم، اما در باغ کتاب تهران آثار ناشران در دو تا چهار هزار متر در بخش بزرگسال و کودک و نوجوان به صورت موضوعی عرضه میشود. ما در «اردیبهشت کتاب» نیز به همین ساختار پایبند بودیم.
«اردیبهشت کتاب» در تقویم باغ کتاب میماند
دفاعپرس: با توجه به استقبال از «اردیبهشت کتاب»، آیا این رویداد سال آینده نیز برگزار خواهد شد؟ آیا قرار است همین قالب ادامه پیدا کند یا احتمال تغییر در شکل و زمان آن وجود دارد؟
این رویداد کتابخواهی حتماً در تقویم اجرایی باغ کتاب تهران به عنوان یک رویداد موفق باقی خواهد ماند. اینکه به چه صورت، در چه بازه زمانی و با چه نسبت و تناسبی با دیگر رویدادهای کشور برگزار شود، نیازمند بررسی بیشتر است و باید جلوتر برویم تا تصمیم درست درباره آن اتخاذ شود.

حمایت از نویسندگان و ناشران در باغ کتاب
سؤال: باغ کتاب برای حمایت از نویسندگان و ناشران چه ظرفیتهایی در اختیار دارد؟ آیا قرار است حمایت از تولید و انتشار آثار نیز در دستور کار قرار گیرد؟
مجموعه سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که باغ کتاب یکی از زیرمجموعههای آن است، از گذشته نشری به نام «نشر شهر» دارد و این نشر اکنون یکی از واحدهای باغ کتاب است. نشر آثار در طول سالها در این مجموعه پیگیری شده و البته فراز و فرودهایی نیز داشته است. نویسندگان عزیز و ناشران گرانقدر، در باغ کتاب تهران به رویشان باز است. آنها میتوانند برای برگزاری جلسات رونمایی، بحث و بررسی و همچنین معرفی سازمانیافته آثارشان به مخاطبان از ظرفیتهای باغ کتاب استفاده کنند.
ما ریلهای برنامهای مشخصی داریم تا نویسندگان و ناشران بتوانند آثارشان را برای مردم معرفی کنند؛ چه در ایام خاص و چه در طول سال. همین حالا نیز اگر خروجیهای باغ کتاب، صفحات شبکههای اجتماعی و کانالهای اطلاعرسانی ما را مشاهده کنید، در طول هفته چندین رونمایی و جلسه نقد و بررسی آثار شاعران و نویسندگان برگزار میشود.
برای مثال، روز گذشته یک اثر شعری با حضور شاعران برجسته کشور در باغ کتاب رونمایی شد که مربوط به یکی از شاعران گرانقدر خانم بود؛ کتاب «جعبه سیاه» نیز همزمان در باغ کتاب تهران موضوع یک برنامه شعر و ادبیات شد. همچنین آثار حوزه دفاع مقدس به صورت ویژه و موضوعی در بخشهای پربازدید باغ کتاب عرضه میشوند و برنامههای نقد و بررسی و گفتوگو پیرامون آثار این حوزه نیز در طول سال دنبال میشود.
آیا نسل جدید از کتاب فاصله گرفته است؟
دفاعپرس: با وجود فعالیت مراکز مختلف در حوزه کتاب و تلاشهایی که برای ترویج مطالعه صورت میگیرد، همچنان شاهد حضور پررنگ نسل جوان در فضای مجازی و پیامرسانها هستیم. آیا به نظر شما نسل جدید واقعاً از کتاب فاصله گرفته است یا باید نگاه متفاوتی به وضعیت کتابخوانی جوانان داشت؟
در نگاه حقوقی وقتی ادعا میکنیم نسل جوان خیلی به کتابخوانی اقبال ندارد، باید برای آن دلیل بیاوریم. اولاً این دستهبندی جامعه به کتابخوان و کتابنخوان، دستهبندی دقیقی نیست. ما کالایی به نام کتاب داریم که همچنان، با وجود روندهایی که در دنیا نیز وجود دارد، مانند جدیتر شدن شبکههای اجتماعی، افزایش استفاده از فضای مجازی، گیم و موضوعات مشابه، جایگاه خود را حفظ کرده است. این جوامع نیز با همین مسائل درگیر بودهاند. باید ببینیم وضعیت کتاب در آن جوامع چگونه است و وضعیت ما چگونه است. ما جمعیت کتابخوان نوجوان بسیار زیادی در کشور داریم؛ به اندازهای که وقتی با نمونههایی از آن مواجه میشوید، واقعاً شگفتزده میشوید.
نسل نوجوان کتابخوار ایرانی شگفتانگیزاند
سؤال: اما منظور ما از کاهش اقبال، صرفاً میزان خرید کتاب نیست؛ حتی در ادبیات نوشتاری فضای مجازی نیز گاهی با ضعف در درستنویسی مواجه هستیم. آیا این موضوع نمیتواند نشانهای از فاصله گرفتن بخشی از نسل جدید با مطالعه باشد؟
به نظرم این شاخصها شاخصهای دقیقی نیستند. ما نویسنده غلطنویس هم داریم؛ نویسنده مشهوری که غلط داستانی مینویسد؛ بنابراین نمیتوان صرفاً از روی این شاخصها درباره کتابخوان بودن یا نبودن جامعه قضاوت کرد. اما اینکه مطالعه بر رفتار، گفتار و نوشتار اثر میگذارد، بله، اگر جامعه کتابخوان باشد، قطعاً باید این آثار را تجربه کنیم. ما به اندازهای که در کشور به موضوع کتاب میپردازیم، تصور میکنیم کارمان را انجام دادهایم. مثلاً یک هفته کتاب داریم، دانشگاه کتاب داریم، کتابفروشیها را داریم و مجموعههای مختلف فعال هستند. بعد سؤال میکنیم چرا مخاطب ما افزایش پیدا نمیکند؟
باید در همان کاری که انجام دادهایم، مناقشه کنیم. ما نه در آموزش و پرورش، نه در مدارس و نه در موضوعات مربوط به فضای مجازی، رسانهها و شبکههای اجتماعی، آن کاری را که باید برای کتابخوان شدن جامعه انجام دهیم، انجام ندادهایم. مسئله کتاب به سه مؤلفه بستگی دارد؛ اقتصاد، فراغت و سطح سواد عمومی. درباره دو مؤلفه اول فعلاً صحبت نمیکنم و درباره سطح سواد میخواهم نکتهای عرض کنم. ما در دهههای اول انقلاب، مسئله سوادآموزی را بسیار جدی گرفتیم و در سالهایی رکوردهای قابل توجهی در دنیا ثبت کردیم؛ مثلاً به حدود ۹۷ یا ۹۸ درصد رسیدیم. اما بعد آن را رها کردیم.
موضوعاتی مانند کرونا و اختلال در تصمیمگیری برای غیرحضوری کردن مدارس و تعطیلی مدارس، ممکن است دوباره کشور را با پیامدهایی مواجه کند. باید مراقبت کنیم. به هر دلیلی نباید اولین جایی که تعطیل میکنیم، مدرسه باشد؛ چه انرژی، چه آلودگی، چه جنگ در یک استان یا تعطیلی همه مدارس. این نوع تصمیمگیری حتماً بر سطح سواد تأثیر میگذارد. به میزانی که کار کردیم، جواب گرفتیم. ما نسل نوجوان کتابخوان داریم، حتی نسل نوجوان کتابخوار داریم که وقتی آنها را میبینید، شگفتزده میشوید.

کتابفروشیها بخشی ازهویت شهری هستند
دفاعپرس: توضیح شما از این جهت درست است که با وجود کمکاری برخی دستگاهها، آیا بیم آن نمیرود که در اثر غرق شدن بچهها در شبکههای اجتماعی و فضاهای دیگر، از فضای کتاب و کتابخانه فاصله بگیرند؟
اگر با همین روند کند و قطعی که در کشور داریم با مسئله کتاب رفتار کنیم، بهخصوص در آموزش و پرورش، قطعاً با مشکل مواجه خواهیم شد. در پایان هم نمیخواهم از آن بیان مرسومی که درباره کتابفروشیها استفاده میشود، استفاده کنم؛ اینکه مثلاً کتابفروشیها در کشور در حال تعطیل شدن هستند. این بخشی از واقعیت است، البته بخشی از آن هم محصول تغییر سبک کتابفروشیهاست؛ یعنی از کتابفروشیهای کوچکمقیاس به سمت کتابفروشیهای بزرگمقیاس حرکت کردهایم. با این حال، تعطیلی کتابفروشیهای کوچکمقیاس نیز یک ضرر است. من سؤال میکنم که ما در کشور برای حفظ این کتابفروشیها چه کار کردهایم؟ کتابفروشی بخشی از هویت شهری ماست.
آیا برای تعطیل شدن بانکها یا بنگاههای معاملات املاک و مشاوره املاک، فقدان آنها را به همین شکل احساس میکنیم؟ این مراکز هر روز در حال گسترش هستند، اما کتابفروشیها چه میشوند؟ در دنیا، بخش مهمی از مسئولیت اجتماعی بانکها و صنایع را پشت کتابفروشیها میآورند. در کشورهای اطراف ما نیز این مسئله وجود دارد. در ترکیه کتابفروشیهای زنجیرهای را میبینید که آرم بانک کنار آنهاست.
کتابفروشی کار تخصصی بانک نیست و نشر نیز فعالیت مالی بانک نیست، اما بانک میتواند از مسئولیت اجتماعی خود در این زمینه استفاده کند. من از شما سؤال میکنم امروز کجای کشور یک بانک، حتی بانکهای ادغامشده که کلی شعبه دارند، آمده و مجموعه کتابفروشیهای زنجیرهای ایجاد کرده است؟ ما این کار را نکردهایم. پس چه انتظاری داریم؟ ما در منطقه غرب آسیا در حوزه تولید کتاب، تعداد کتابخانهها و کمیت تولید کتاب، ظرفیت بینظیری داریم و رقیب نداریم، اما عمل عمومی ما متناسب با این ظرفیتها نیست.
کاغذ؛ مسئلهای که با اراده قابل حل است
دفاعپرس: شما سالها با مسائل حوزه نشر و کاغذ درگیر بودهاید. یکی از چالشهای امروز صنعت نشر، موضوع قیمت کاغذ است. در نمایشگاههای مختلف نیز ناشران و مخاطبان از تفاوت قیمتها و افزایش هزینهها گلایه دارند. از نظر شما چه میزان از این مسئله به تحریمها و شرایط اقتصادی و چه میزان به نحوه مدیریت و نظارت متولیان بازمیگردد؟
مثل موضوع اول، اینجا هم اگر اراده کنیم، میتوانیم این موضوع را در کشور حل کنیم. حل کردن یعنی چه؟ حداقلش این است که قیمت دلار امروز را در نظر بگیریم. اگر شما امروز اراده کنید کاغذی را از خارج کشور وارد کنید و با قیمت دلار امروز وارد کشور شود، با همه مسائلی که مطرح میشود، حتی با فرض محاصره و دشمنی دشمن و همه هزینههای افزودهشده، قیمت تمامشده این کاغذ وارداتی میتواند از قیمتی که امروز کاغذ در بازار به ریال عرضه میشود کمتر باشد. این کاغذی که امروز عرضه میشود، با دلار امروز وارد نشده است؛ بنابراین این مسئله نیاز به نظارت دولت دارد. در دولت شهید رئیسی، با همه مسائلی که مطرح میشد، دولت پای مسئله کاغذ ایرانی ایستاد. آیا کسی را مجبور کردند که کاغذ ایرانی مصرف کند؟ خیر. آیا در دولت ارزیابی وجود نداشت که کیفیت این کاغذ در نسبت با کاغذ خارجی پایینتر است؟ چرا، چنین ارزیابیای وجود داشت.
اما باید بدانیم همه مصارف ما در کشور به کیفیت کاغذ وارداتی از خارج نیاز ندارد. اگر ما فشار بخشی را که میتوانیم با کاغذ داخلی تأمین کنیم، از بازار برداریم، فشار از روی بازار کاغذ خارجی نیز برداشته میشود و قیمت آن متعادل میماند. شما قیمت کاغذ را از ابتدای دولت شهید رئیسی تا انتهای دولت ایشان، در نسبت با نوسانات نرخ ارز بررسی کنید. در مجموعه خانه کتاب و ادبیات ایران، بدون یک ریال بودجه دولتی و البته با پشتوانه تصمیمات دولت، وارد گفتوگو با کارخانههای کاغذسازی شدیم. برخی از این کارخانهها دولتی هستند و وظیفه دارند برای موضوعات ملی اقدام کنند.
رهبر شهید انقلاب میفرمودند کاغذ برای صنعت نشر مانند فولاد برای صنعت خودرو است. شما در صنعت خودرو وارد میشوید، اما در صنعتی که با غذای روح مردم سر و کار دارد و قیمتهای آن در حال افزایش است، چرا وارد نمیشوید و احساسی نسبت به آنچه اتفاق میافتد ندارید؟ در دولت شهید رئیسی وارد گفتوگو با کارخانههای کاغذ شدیم و در مجموع سه سال، قریب به ۶ هزار تن کاغذ ایرانی به ناشران متقاضی تحویل شد. به هیچکس نیز اجبار نشد. ناشر متقاضی میآمد، پولش را پرداخت میکرد، کاغذ را تحویل میگرفت و آثاری را که میتوانست با آن کاغذ منتشر کند، چاپ میکرد. حداقل این کار را انجام دهید؛ کارخانه دارید و میتوانید از ظرفیت آن استفاده کنید.
تولید کاغذ داخلی نیازمند متولی است
دفاعپرس: با توجه به تجربهای که از وضعیت صنعت کاغذ دارید، آیا در حال حاضر تولید کاغذ داخلی متوقف شده است یا مسئله اصلی، پایین بودن میزان تولید و عرضه آن نسبت به نیاز صنعت نشر است؟
تولید کاغذ داخلی، آنچه مناسب است یا به اندازه حداقل نیاز صنعت نشر کشور باشد، در بازار عرضه نمیشود. به این شکل بگویم که کارخانهها کسی را بالای سر خود ندارند که برای تولید آنها پیگیری کند.
احتمال ورود شهرداری به تنظیمگیری قیمت کتاب
دفاعپرس: شهرداری تهران در سالهای اخیر در موضوعاتی مانند میوه، گوشت و برخی کالاها برای تنظیم بازار ورود کرده است. باغ کتاب نیز یکی از مجموعههای شهرداری است. آیا میتوان از این ظرفیت برای کنترل قیمت کتاب و کمک به دسترسی مردم به کتاب با قیمت مناسب استفاده کرد؟
حوزههایی که شهرداری وارد آنها شده، میدانید جزو وظایف اصلی آن نیست؛ اما شهرداری در برخی موارد شانه زیر بار کارهای کشور داده است. من فکر میکنم همین فاصلهای که عرض کردم، یعنی فاصله فروش ریالی کل سال در پنج ماه و چند روز نخست با فروش تعدادی، برای شما بیانگر این است که افزایش قیمتی که در سایر بخشهای کشور داریم، در باغ کتاب خیلی محسوس نیست؛ چرا؟ چون قیمتها را کنترل میکنیم و به اندازه سایر بخشها بهروز نمیکنیم؛ بنابراین مردم عزیز میتوانند در باغ کتاب، کتابهایی با قیمت قدیم و کتابهایی با قیمت مناسبتر پیدا کنند و خریداری کنند. این یکی از کارهاست. کارهای دیگر نیز برگزاری رویدادهایی مانند «اردیبهشت کتاب» است. حالا باید ببینیم اگر وضعیت به همین نحو در کشور ادامه پیدا کند، شهرداری احتمالاً باید وارد این حوزه هم بشود.

ادبیات دفاع مقدس؛ سپر فراموشی هویت ایرانی
دفاعپرس: اگر بخواهیم به کتابهای پرفروش باغ کتاب در حوزه دفاع مقدس اشاره کنیم، کدام آثار در سال ۱۴۰۵ بیشترین استقبال را از سوی مخاطبان داشتهاند؟
اگر بخواهم درباره کتابهای دفاع مقدسی پرفروش سال ۱۴۰۵ در باغ کتاب صحبت کنم، هفت کتاب پرفروش این حوزه عبارتند از «یادت باشد»، «حوالی احمد»، «پاییز آمد»، «سلام بر ابراهیم»، «اینجا بدون تو»، هواتو دارم» و «مهاجر سرزمین آفتاب».
دفاعپرس: در پایان، اگر بخواهیم مشخصاً درباره ادبیات دفاع مقدس و تأثیر آن بر ادبیات معاصر و فضای فرهنگی کشور صحبت کنیم، شما چه جایگاهی برای این ادبیات قائل هستید؟
مسئله ادبیات دفاع مقدس، از یک منظر، زمانی که ما به عنوان نگاه انقلابی و اسلامی به آن نگاه میکنیم، یک گنجینه مهم است. اما میخواهم از نگاه حوزه ادبیات به این موضوع نگاه کنم. ادبیات دفاع مقدس خودش به عنوان یک سپر در مقابل جریان هجمه و هضم شدن فضای کتابخوانی ما در برابر ادبیات دنیا عمل کرد. این ادبیات سپری شد در مقابل اینکه ما جغرافیای خودمان، تاریخ خودمان، نقشآفرینیهای جمعی خودمان در موضوعات ملی و امر ملی را فراموش نکنیم.
به این ترتیب، احیای ادبیات ایرانی، بخش بزرگیاش بر دوش ادبیات دفاع مقدس بود. در این سالها، با همه قوت و ضعف، با همه استقبال یا کمتر شناخته شدن و کمقدر دیده شدن آثار تولیدشده، اگر به نقشه تولید کشور و نقشه مصرف فرهنگی کشور در حوزه کتاب نگاه کنید، ملاحظه میکنید که ادبیات دفاع مقدس توانسته است بخشی از مردم را در تولید و بازتولید داشتههای خودشان و یادآوری نقشآفرینیهای جمعیشان در یک امر ملی همراه کند.
در حوزه مصرف نیز این ادبیات توانسته است همذاتپنداری با فردی را ایجاد کند که در جنگ در کنار ما بوده است؛ با داستانی که درباره فردی است که شاید دو خانه یا دو کوچه آنطرفتر زندگی میکرده، پسری رشید و مهربان از محله بوده که به جایی رفته و سینه سپر کرده و برای کشور ایستاده است. شاید کسی تاکنون کمتر از این زاویه به حوزه دفاع مقدس پرداخته باشد که داشتن چنین گنجی چه اتفاقی برای ادبیات ایرانی رقم زده و چه اتفاقی برای ثبت جزئیات جغرافیایی ایران افتاده است.
شما ملاحظه میکنید بعد از این جنگ، مسئله تنگه هرمز و آبهای سرزمینی به خاطره جمعی ایرانیان اضافه شده است؛ به آنچه نباید به آن تجاوز شود، اضافه شده است. این محصول توجه عمومی به یک نقطه جغرافیایی است که ما نه تنها خاک نمیدهیم، بلکه آب و سرمایههای خود را نیز واگذار نمیکنیم. ادبیات دفاع مقدس تلاش کرد استان به استان و شهر به شهر، نقشآفرینی مردم را در امر ملی با حفظ ویژگیهای بومی روایت کند؛ اینکه فلان لشکر متعلق به فلان استان بود، چه ویژگیهایی داشتند، چه کسانی خطشکن بودند، چه کسانی خط را نگه میداشتند و چگونه عمل میکردند.
حتی در برخی کتابها، وقتی درباره یکی از لشکرهای موفق دفاع مقدس میخوانید، میبینید یکی از ویژگیهای آن لشکر این بوده که غنایم دشمن را به شیوهای جمعآوری و احیا و استفاده میکردند که واقعاً شگفتانگیز است. میبینید واحد مهندسی و واحدهای مختلف چگونه با نظم و سازماندهی کار میکردند؛ بنابراین اگر ادبیات دفاع مقدس را نداشتیم، امروز در پرداختن به مسائل تاریخی، جغرافیایی و منطقهای بسیار عقبتر از وضعیت فعلی بودیم. در مقابل جریان ترجمه، که گاهی یک محله در پاریس را به دلیل اینکه یک رمان در آنجا اتفاق افتاده، در ذهن مخاطب برجسته میکند، جریان ادبیات دفاع مقدس چه میکند؟ میگوید ما بچههای فلان محله در فلان شهر بودیم، بچههای فلان مسجد بودیم و با هم رفتیم و در این عملیاتها شرکت کردیم.
این یک نقشآفرینی جمعی است؛ همان چیزی که به غلط از سوی برخی جریانهای غربی درباره ایرانیان مطرح میشود که ایرانیها نمیتوانند کار تیمی انجام دهند. دفاع مقدس، کار تیمی ما و کار گروهی ما ایرانیهاست و ادبیات دفاع مقدس توانست در مرحله اول این واقعیت را ثبت کند. اکنون وظیفه داریم همین کار را در جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه ادامه دهیم و پس از آن، این روایتها را فرآوری و به ادبیات تبدیل کنیم.
انتهای پیام/ 121
